گ

گیلدور اینگلوریون (الفی از خانه‌ی فینرود)

الفی از نژاد نولدوری . هنگامی که سم ، پیپین و فرودو در حال انتقال حلقه به ریوندل بوندند ، او آنها را ملاقات کرد.

گیل گالاد (آخرین پادشاه نولدور)

ششمین و آخرین پادشاه نولدور . تنها پسر پادشاه فینگون. گیل گالاد در اواخر دوره‌ی اول در برلیاند متولد شد. او در زمان داگور براگولاک یک بچه بود. زمانی که مورگوت محاصره‌ی انگباند را در آن جنگ شکست ، پدرش او را نزد کیردان در لنگرگاه ها فرستاد تا در امان باشد. فینگون در نبرد اشکهای بیشمار از دست رفت. اما تاج و تخت به جای گیل گالاد (احتمالا به خاطر سن کم او در آن زمان) به عموی گیل گالاد در گوندولین رسید. هنگامی که گوندولین سقوط کرد ، پادشاهی نولدور به گیل گالاد رسید.

پس از نابودی برلیاند در جنگ خشم ، گیل گالاد یک قلمرو پادشاهی در لیندون در شمال غربی سرزمین میانه تاسیس کرد. بین کوهستان های آبی و دریای بزرگ. در آنجا او و مردمش پیشرفت کردند تا زمانی که سارون بازگشت و به شکل آناتار (ارباب هدیه ها) به لیندون رفت. اما گیل گالاد و الروند او را نپذیرفتند. مدتی بعد حلقه‌ی یگانه ساخته شد و در سرزمین میانه جنگی میان سارون و الف ها در گرفت.

پس از سقوط نومنور ، الندیل و پسرانش به سرزمین میانه آمدند و با گیل گالاد متحد شدند. آخرین اتحاد الف ها و انسان ها. آنها به موردور رفتند و برج تاریک سارون را محاصره کردند. سارون شکست خورد اما گیل گالاد در آن جنگ کشته شد.

گیل استل (ستاره‌ی امید یا انتظار)

پس از آن که ائارندیل و الوینگ به آن طرف دریا سفر کردند. آنها که در سرزمین میانه حضور داشتند شاهد عروج یک ستاره‌ی جدید و درخشان در غرب بودند. این سیلماریل بود که ائارندیل آن را بر پیشانی خود بست و همراه خود با کشتی اش به بالا برد. این در سرزمین میانه نشانه ای بود که والار سرزمین های بیرونی را ترک نکرده اند. نامش گیل استل بود ، به معنی ستاره‌ی امید(یا انتظار). این انتظار مدتی بعد به سر رسید. زمانی که والار بر ضد مورگوت در انگباند لشکر کشی کردند و سرانجام او را در جنگ غضب شکست دادند.

گترن (یکی از رهنمایانی که تورین را به سوی دوریات هدایت کرد)

نام این دو خدمتکار پیر هرگز در سیلماریلیون گفته نشده است. اما نارن ای هین هورین در مورد آنها بیشتر گفته است. چیز هایی همچون نامشان : گترون و گریتنیر. این دو در زمان هادر لوریندول جوان بوده اند ، زمانی که آنها در برلیاند به گشت و گذار می پرداخته اند.

در کهن سالی آنها در خدمت خانه‌ی هادر باقی ماندند ، که اربابشان در آن زمان هورین نوه‌ی هادر بود. پس از آن که هورین نتوانست از نیرنات آرنودیداد باز گردد ، همسرش مورون ، گترون و گریتنیر را به عنوان راهنما برای تورین برگزید. تا او را از سرزمین خطرناک دور لومین خارج کنند. این گترون بود که در حضور تینگول در سالن های منگورت ایستاد و درخواست کرد که پادشاه سرپرستی تورین را بپذیرد. و اینگونه او نقشی کوچک در سرنوشت شوم تورین بازی کرد.

گردا بوفین (مادر فیلیبرت بلوگر)

کوچکتر از دو فرزند دیگر یوفو بوفین و ساپهیرا براک هوس . گردا با آدالبرت بلوگر ازدواج کرد و پسری به نام فیلبرت آورد. آدالبرت ، شوهر گردا تا جشن تولد بیلبو زنده نماند . اما گردا خودش در سن ۹۷ سالگی به همراه پسرش فیلبرت و دخترش پاپی در آن جشن حضور یافت . پس از جشن ، گردا تا سن ۱۰۰ سالگی زندگی کرد.