خانه - آرشیو نویسنده: اله سار (برگه 59)

آرشیو نویسنده: اله سار

غول ها (مردانی غول پیکر همچون هیولا ها)

شاید از مرموزترین گونه ها در سرزمین میانه باشند. تالکین در مورد غول ها بسیار مختصر اما به قدر کفایت حرف زده است. تا نشان دهد که آنها در دنیای آردا وجود داشته اند.

ارواح (ارواح غیر مادی)

ارواح بدون جسم که عمدتا به انسان های مرده اشاره دارد. خصوصا آنهایی که به جای عزیمت و دنبال کردن سرنوشت طبیعی شان ، به واسطه‌ی شرایط محیطی غیر معمولی حبس شدند. از ارواح در داستان های تالکین نام برده شده است اما بیشتر به شکل نمادین و یا به شکل تشبیهی. برای مثال هنگامی که هورین در دوره‌ی اول  ،دوران حبسش را در انگباند به پایان رساند ، آنهایی که او را دیدند ، تصور کردند که او یک جنگجوی شبح مانند است که در حال بازگشت از مرگ می باشد. (اگرچه او حقیقتا زنده بود) این نشانگر آن است که ساکنان سرزمین میانه وجود ارواح را یک حقیقت ساده می پنداشتند.

ه ندرت پیش می آید که ارواح، بی پرده در جایی پدیدار شوند.  برای مثال، پس از آن که گورلیم به باراهیر ، پدر برن خیانت کرد. برن خواب دید که روح گورلیم در کنار یک دریاچه پیش او آمد و به خیانت خود اعتراف کرد. اگرچه این تنها یک خواب بود اما در واقع رویدادی واقعی به حساب می آمد. اگرچه کاملا مبهم بود اما این می بایستی تا حدی از منابع ماوراء الطبیعه سرچشمه گرفته باشد.

انواری ناشناس که در باتلاق مردگان دیده می شد ، به نظر می رسد همان چیزی بود که ارواح نامیده می شد. البته در مورد آنها دلایل کمی وجود دارد که بتوان تصور کرد که آنها ارواح همان هایی هستند که در باتلاق مرده اند. به نظر می رسد آنها بیشتر یک خاطره‌ی روح مانند و یا اثری باشند از کشتار عظیمی که در آن منطقه روی داده بود.

نه تنها انسان ها ، بلکه آنهایی هم که در ردیف آینور بودند ، چیزی شبیه به روح داشتند که می توانست آزاد شود. لوتین در رویارویی با سارون، تهدید می کند که اورا از کالبد جسمانی اش محروم می کند و به سان یک روح نزد مورگوت می فرستد. ظاهرا سارون این تهدید را جدی گرفته . بنابراین ما باید فرض  کنیم که او می توانسته از یک روح ساخته شده باشد.(درواقع ، از یک منظر، این دقیقا همان چیزی است که پس از سقوط بارادور برای او رخ داد.)

بیشتر ارواح در داستان های تالکین آنهایی هستند که در مسیر های مردگان و در زیر کوهستان اشباح ساکن بودند. به واسطه‌ی نفرین ایزیلدور ارواح انسان ها در سرزمین میانه نگاه داشته شد. آنها محکوم شده بودند به سرگردانی در کوه های سفید تا زمانی که به پیمانشان عمل کنند. هنگامی که در جنگ حلقه آراگورن آنها را آزاد کرد ، انها در میان باد ها محو شدند و سرانجام توانستند سرنوشت خود را دنبال کرده و به خدمت ماندوس و فراتر از آن سفر کنند.

قان (نامی از برای رئیس درو اداین)

یک نام مخفف کمیاب برای رئیس درو اداین ، کسی که به تئودن و روهان با راهنمایی آنها به سوی دره ای فراموش شده به نام ارابه‌ی آهنین که به سمت میناس تریت می رفت در طول جنگ حلقه کمک کرد. نام کامل والبته معمول ترش قان بوری قان بود.

گترن (یکی از رهنمایانی که تورین را به سوی دوریات هدایت کرد)

نام این دو خدمتکار پیر هرگز در سیلماریلیون گفته نشده است. اما نارن ای هین هورین در مورد آنها بیشتر گفته است. چیز هایی همچون نامشان : گترون و گریتنیر. این دو در زمان هادر لوریندول جوان بوده اند ، زمانی که آنها در برلیاند به گشت و گذار می پرداخته اند.

در کهن سالی آنها در خدمت خانه‌ی هادر باقی ماندند ، که اربابشان در آن زمان هورین نوه‌ی هادر بود. پس از آن که هورین نتوانست از نیرنات آرنودیداد باز گردد ، همسرش مورون ، گترون و گریتنیر را به عنوان راهنما برای تورین برگزید. تا او را از سرزمین خطرناک دور لومین خارج کنند. این گترون بود که در حضور تینگول در سالن های منگورت ایستاد و درخواست کرد که پادشاه سرپرستی تورین را بپذیرد. و اینگونه او نقشی کوچک در سرنوشت شوم تورین بازی کرد.