خانه - آرشیو نویسنده: اله سار

آرشیو نویسنده: اله سار

آیا اعتیاد واقعاً یکی از درون‌مایه‌های اصلی داستان‌های تالکین است؟

-مترجم: ایمان صاحبی

تاکنون مطالب زیادی درباره‌ی تالکین و وجود درون‌مایه‌ّی اعتیاد و مواد مخدر در کارهای او به خصوص در مشهورترین آن‌ها یعنی ارباب حلقه‌ها نوشته شده است. یکی از درون‌مایه‌های اصلی این کتاب قدرت اعتیادآوری است که حلقه بر روی حاملانش می‌گذارد. توصیف این موضوع که جادوی حلقه چگونه به آهستگی باعث می‌شود فرودو، و بیشتر از او گالوم، حلقه را نسبت به هر چیز دیگری در اولویت قرار دهند نمایانگر جنبه‌هایی از اعتیاد به مواد مخدر است. قدرت حلقه هیچ‌گاه کاملاً واضح نیست ولی بدون شک بر صاحب آن اعمال کنترل می‌کند و تقریباً باعث می‌شود او نتواند به خواست خودش از آن دست بکشد. پس عجیب نیست که خیلی از مردم این قدرت را با ذات اعتیاد به مواد مخدر بی‌ارتباط ندانند. با این حال، مشخص نیست که خود تالکین در این زمینه تجربه داشته یا از طریق اعضای خانواده یا دوستانش با چنین موقعیتی مواجه شده است.

اشاره به مواد مخدر در کتاب‌ها در مقایسه با فیلم‌ها

اشاره به مواد مخدر در اقتباس‌های هالیوودی پیتر جکسون از ارباب حلقه‌ها و هابیت جایگاه صریح و مشخصی دارد؛ مثلاً در دیالوگ سارومان به گندالف، او معتقد است که علاقه‌ی گندالف به علف هافلینگ‌ها مشخصاً ذهن او را کند کرده است. در نسخه‌ی اکستندد فیلم دو برج مری و پیپین در خرابه‌های آیزنگارد در حال کشیدن چیزی شبیه به تنباکو هستند، ولی خنده‌های دیوانه‌وار و دود غلیظی که از آن انبار بیرون می‌آید خبر از چیز قوی‌تری می‌دهد.

از نمونه‌های دیگر این موضوع می‌توان به سه‌گانه‌ی هابیت اشاره داشت. گندالف برگ لانگ‌باتم خودش را به راداگاست می‌دهد تا با آن اعصابش را آرام کند، چشمان راداگاست بعد از کشیدن یک پُک از آن لوچ شده و سرش سبک می‌شود. کمی بعدتر سارومان مجدداً مخالفتش را با استفاده از این ماده اعلام می‌کند و می‌گوید که راداگاست با مصرف زیاد قارچ به ذهنش آسیب رسانده است. قارچی که می‌تواند اشاره به قارچ جادویی یا مجیک ماشروم باشد.

با این حال اشاره به سوء‌استفاده از مواد مخدر در فیلم‌های پیتر جکسون نسبت به ارجاعات اصلی رمان تالکین، البته اگر اصلاً ارجاعی وجود داشته باشد، اغراق شده است. عده‌ای از طرفداران تالکین از اشاره‌ی غیردقیق به این موضوع که علق چپق ِداخل فیلم‌ها چیزی جز تنباکو بوده کمی احساس دلخوری می‌کنند. تالکین به وضوح در آثارش اعلام می‌کند که علف چپق سرزمین میانه همان تنباکو است. البته اصطلاح «علف» که در اشاره به ماری‌جوآنا استفاده می‌شود تا قبل از انتشار ارباب حلقه‌ها باب نشده بود.

گالوم به عنوان معتاد به مواد مخدر…؟

 خیلی‌ها شخصیت گالوم را، که در آغاز قرن بیستم توسط تالکین ساخته شده، بسیار شبیه به افراد معتاد به الکل یا مواد مخدر امروزی می‌دانند. او شدیداً درگیر اعتیادش به حلقه است و اثری که این اعتیاد بر روی شکل ظاهری و عملکرد ذهنی او گذاشته شبیه خیلی از معتادان الکل یا مواد مخدر دنیای کنونی است. با این حال، بسیاری از گونه‌های خطرناک‌تر مواد مخدر – مثل هروئین، شیشه و غیر – که مردم آن‌ها را با خصوصیات گالوم مرتبط می‌دانند در روزگار تالکین وجود نداشته و اگر فرض کنیم که تالکین تجربه‌ای در زمینه‌ی اعتیاد داشته، این اعتیاد احتمالاً به الکل، مورفین یا افیون بوده است. تالکین هیچ وقت در کارهایش از تمثیل مستقیم استفاده نکرده، ولی برخی مدعی‌اند که اعتیاد به مواد مخدر منبع الهام شخصیت گالوم بوده است.

مصرف مواد مخدر توسط تالکین تفسیری اشتباه است

شایعات پیرامون مواد مخدر و ارتباط تالکین با این مسائل توسط استادی به نام کریستوفر رالف سی. وود مطرح شد. او در مقاله‌ای به نام «ارباب حلقه‌های تالکین: بازبینی نظرات کلاسیک یک مسیحی» به این موضوع اشاره کرد و نظراتش صرفاً به خاطر محبوبیت قصه‌های تالکین در میان عامه‌ی جوانان آمریکایی به سرعت پخش شد. او مدعی است هابیت‌ها به قهرمانان دهه‌ی ۱۹۶۰ آمریکا تبدیل شدند، چرا که از همان زمان نوشته‌های گرافیتی Frodo Lives یا «فرودو زنده است» و تی‌شرت‌هایی که روی آن‌ها عبارت معروف Tolkien is Hobbit forming۱ نوشته شده بود، آثار تالکین را به یک فرهنگ تبدیل کردند. به اعتقاد وود داستان هابیت‌ها در دورانی که قتل عام در ویتنام اوج گرفته بود و تهدید اتمی هم حیات همه‌ی مردم را به خطر انداخته بود راهی مناسب برای فرار از این دنیا به حساب می‌آمد. وود مدعی است که محبوبیت آثار تالکین در میان جوانان شایعه‌ی مربوط به اعتیاد تالکین را تقویت می‌کرد. او در این باره می‌گوید:

«…یک نسل کامل از جوانان آمریکایی‌ها می‌توانند خود را به همراه مشکلاتشان در پیچیدگی‌های این حماسه‌ی سه‌گانه گم کنند. حماسه‌ای که بر طبق شایعات، تالکین آن را تحت تاثیر مواد مخدر ساخته بود.»

جمع‌بندی

هرچند احتمال این که تالکین سرزمین میانه را تحت تاثیر مواد خلق کرده باشد خیلی کم است، ولی کارکرد این داستان‌ها در فرهنگ جوانان آمریکایی دهه‌ی ۱۹۶۰ برای رهایی از این دنیا بی‌شباهت به راهکار فرار از واقعیات که معمولاً از طریق مصرف مواد مخدر انجام می‌شود نیست. اگرچه ارجاعات این چنینی در نسخه‌ی سینمایی پیتر جکسون از هابیت و ارباب حلقه‌ها خیلی پرجزئیات‌تر است، اما این ارجاعات نسبت به کتاب‌ها از اهمیت کمتری برخوردارند. با این حال باز هم مشخص نیست که نیروی حلقه و شخصیت گالوم بر اثر تجربه‌ی شخصی تالکین از اعتیاد به مواد مخدر نشأت گرفته است یا خیر.

[۱]- اصطلاح Habit-forming در زبان انگلیسی به معنای «اعتیادآور» است. با توجه به شباهت نوشتاری این دو کلمه با هم، طرفداران با خلق عبارت مذکور می‌خواستند بگویند «تالکین اعتیادآور است».

پادکست شماره ۶۰ – روایتی نو از عشقی کهن

 

مشتمل بر:

  • اخبار سایت و فروم آردا
  • اخبار طرفداران در آن سوی مرزها
  • کتاب خانه ی گاندور-بررسی نامه ی شماره ی ۳۴۰
  • گورلیم نامه
  • اخبار فانتزی
  • سهمی برای یک دوست
  • سریال جدید ارباب حلقه ها

باتشکر از کاربر نولوفینوه.

به ضمیمه ی گزارش میتینگ آردایی در روز هالووین.

شنیدن این شماره:

شنیدن ضمیمه گزارش میتینگ آردایی در روز هالووین:

عصری با رضا علیزاده در شهر کتاب پاسداران

به همت «شهر کتاب پاسداران» و «نشر روزنه» و به پاس سالها فعالیت «رضا علیزاده» در زمینه ترجمه، به ویژه تلاش برای در دسترس قرار گرفتن آثار نویسندگانی همچون «جی‌.آر.‌آر تالکین» و «اومبرتو اِکو» برای مخاطبان فارسی زبان، مراسم بزرگداشتی برای ایشان در روز جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶ در مجموعه شهر کتاب پاسداران برپا خواهد شد.

درانتهای این نشست زمانی به امضای کتاب توسط رضاعلیزاده اختصاص یافته و همچنین کتاب های موجود در شهر کتاب با ۱۰ درصد تخفیف به علاقه مندان عرضه خواهد شد.

از همه دوستداران ادبیات، خصوصا مجموعه کتابهای «تالکین» و «اِکو» دعوت می شود که در روز جمعه ۳ آذر  ۱۳۹۶ از ساعت ۶ تا ۸ بعد از ظهر، در محل شهر کتاب پاسداران میهمان این دیدار دوستانه باشند.

آدرس: پاسداران، بوستان دوم، پلاک ٩.

زمانجمعه ۳ آذر  ۱۳۹۶ از ساعت ۶ تا ۸ بعد از ظهر.

نقشهبرای دیدن آدرس شهرکتاب در سرویس گوگلمپس، اینجا را کلیک کنید.

سیلماریل گیملی، گیملی سیلماریل

-مترجم: ایمان صاحبی

وقتی گالادریل در سیلماریلیون به عنوان زیباترین دختران خاندان فینوه معرفی می‌شود، اشاره‌ی ویژه‌ای به موهای او وجود دارد: «گیسوانش به‌سان طلا می‌درخشید و تو گویی پرتو لائوره‌لین تاربه‌تار در میان‌شان دویده بود.» شباهتی که بین موهای گالادریل و سیلماریل در ضبط نور دو درخت وجود دارد، بسیار قابل توجه است. حال با توجه به نکته‌ای که در بخش دیگری از داستان در این رابطه وجود دارد، شاید این اتفاق آن قدرها هم تصادفی نباشد.

در سیلماریلیون، دلیل فئانور برای ساختن سیلماریل‌ها ترس او از نابودی دو درخت و از دست رفتن روشنایی آن‌هاست. منتهی تالکین در قسمتی از متن کتاب قصه‌های ناتمام، داستان پیش-زمینه‌ی دیگری را به حکایت فئانور اضافه می‌کند، این که او سه بار از گالادریل طره‌ای از گیسوان زیبایش را می‌خواهد، اما درخواست او هر سه بار رد می‌شود. این اتفاق در نهایت منجر به ساختن سیلماریل‌ها می‌گردد.

این داستان پیش-زمینه، و البته تاثیر آن در به وجود آمدن سیلماریل‌ها، اهمیت درخواست متاخر گیملی از گالادریل برای دریافت تار موی او را چند برابر می‌کند. ملاحظه‌ی میزان شگفتی الف‌های لورین، در کنار آزردگی آنان از جسارت گیملی برای مطرح کردن درخواستی که آخرین بار عواقب هولناکی به دنبال داشت هم جالب توجه است. در عین حال، گالادریل می‌گوید که کسی تا به حال درخواستی مشابه درخواست گیملی از او نکرده است، با این حساب به نظر می‌رسد که در خواست فئانور در داستان پیش-زمینه‌ی او با گالادریل به کلی با درخواست گیملی متفاوت بوده است.

این درخواست به عبارتی می‌تواند با جریان ساخته شدن دورف‌ها به دست آئوله مقایسه شود، والایی که حامی نولدور بود و یکی از شاگردان زبده‌اش خود فئانور می‌باشد. زمانی که ایلوواتار از آئوله می‌پرسد که آیا او به دنبال موجوداتی است که بر آن‌ها سلطه داشته باشد و فرمانبردارش باشند، آئوله نادمانه پاسخ می‌دهد: «مراد من اینگونه خداوندگاری نبود، ساختن چیزها را تو خود از هنگام صنع در دلم نهادی، و کودک خردسال در بازی به هنگام تقلید کردار پدر، این کار را نه از روی استهزا، بلکه از آن روی می‌کند که پسر پدر خویش است.» گیملی با شنیدن پژواک سخنان آئوله، پدر خود، در پاسخ به گالادریل که مصرانه می‌خواهد به او هدیه‌ای بدهد چنین می‌گوید: «بانو گالادریل، چیزی نمی‌خواهم.» سپس تعظیمی بلندبالا کرده و با لکنت ادامه می‌دهد: «هیچ، مگر شاید – اگر اجازه دهید، نه ممکن نیست، ولی اگر اجازه دهید یک تار موی شما، که به سان تقدم ستاره‌ها بر جواهرات معدن، باارزش‌تر از طلای زمین است. من درخواست چنین هدیه‌ای را ندارم. اما خودتان فرمودید که آرزویم را به زبان بیاورم.» با اشراف بر سختی به زبان آوردن این خواسته در مقابل حاضران، درخواست گیملی از فروتنی و جسارت خاصی مانند آنچه آئوله انجام داد برخوردار است. در ادامه گالادریل می‌گوید: «چرا که تا به حال هیچ کس چنین درخواست جسورانه و در عین حال مودبانه‌ای از من نکرده است. و چطور می‌توانم آن را رد کنم، مگر خودم تو را به حرف زدن فرمان ندادم؟» پاسخ او هم مشابه آن چیزی است که در مرحمت و درک ایلوواتار نسبت به آئوله دیده می‌شود.

و گالادریل هم چنین می‌کند، چرا که خود او هم از بخششی هم‌جنس مرحمت ایلوواتار نسبت به آئوله بهره‌مند شده است. تالکین در نامه‌ای ما را به تماشای آنچه میان گالادریل و گیملی رقم می‌خورد در مقایسه با رخداد بین گالادریل و فرودو دعوت می‌کند، این که تا قبل از رسیدن فرودو به لوتلورین، گالادریل معتقد بود که تبعید او از والینور نه موقتی، بلکه دائمی و تا زمانی است که زمین پابرجا باشد. او تنها زمانی می‌فهمد ممانعت از بازگشت به غرب به شکل معجزه‌آسایی برداشته شده که برای فرودو شفاعت می‌کند (که آن فضلی که به عقیده‌اش برای همیشه بر او منع شده، یعنی بازگشت به غرب، شامل حال فرودو شود)، گرفتن حلقه را پس می‌زند و نقش خود را در نبرد علیه سائورون ایفا می‌نماید. بنابراین گالادریل هم مثل یاوانا می‌تواند بگوید که ارو نه تنها «بخشاینده» بلکه «بخشنده» است. او در برخورد با فرودو به همان میزان وصول رحمت می‌کند که در برخورد با گیملی آن را عطا می‌نماید. گالادریل با همان سخاوت که می‌ستاند، باز پس می‌دهد.

وقتی او از گیملی می‌پرسد که با چنین هدیه‌ای می‌خواهد چه کار کند، گیملی می‌گوید: «آن را مانند گنجینه‌ای نگاه می‌دارم، به یاد گفته‌های شما هنگام نخستین دیدارمان. اگر روزی به آهنگرخانه‌های دیارمان بازگردم، آن را درون ظرف بلورین زوال‌ناپذیری خواهم گذاشت تا یکی از میراث‌های خانواده‌ی ما باشد، نشانه‌ای از التزام به حسن نیت میان کوهستان و بیشه تا روز بازپسین.» آخرین باری که از واژه‌ی «زوال‌ناپذیر» یا Imperishable در رشته‌افسانه‌ی تالکین استفاده شده، البته به استثنای «نغمه‌ی لوتین»، که گفته می‌شود هنوز «بی‌تغییر» در والینور خوانده می‌شود، در داستان فئانور و برای حفظ نور دو درخت بوده است. گیملی با به کار بردن این واژه به صراحت، اما ناخواسته، درخواست خود را به درخواست فئانور (و حتی فراتر از آن، به تلاش خود ملکور برای دستیابی به شعله‌ی زوال‌ناپذیر) پیوند می‌زند. به عبارتی، هدف گیملی ساختن سیلماریلی جدید است.

اما هدف گیملی در مقایسه با فئانور (و ملکور)، به هیچ وجه ساختن سیلماریلی «از برای خود» نبود، بلکه می‌خواست یک نماد و سمبل عمومی برای اتحاد جدید میان دروف‌ها و الف‌ها بسازد. در بیان گیملی، آنچنان که می‌گوید به پاس «حسن نیت میان کوهستان و بیشه»، در انتها همان طور که ارو به آئوله گفته بود «بین فرزندان من و تو، فرزند‌خواندگان من و فرزندان برگزیده‌ام» رستگاری انجیل‌گونه‌ای را خواهیم دید که به نقش فرجام‌خواهانه‌ی دورف‌ها در باب کمال نهایی همه چیز اشاره دارد، آنگاه که ایلوواتار آن‌ها را تقدیس می‌کند و در پایان جایی در میان فرزندان به آن‌ها می‌دهد. سپس نقش آن‌ها خدمت به آئوله و کمک به او در بازسازی آردا، پس از نبرد بازپسین خواهد بود.

مجدداً باید اشاره کرد که پاسخ گالادریل به مقصود گیملی، یک نوع آگاهی ایلوواتار-مانند و پیش‌بینی این چیزهاست، و او با هدیه‌اش – نه یک تار مو، بلکه سه – پیغامی را به گیملی ابلاغ می‌کند: «اگر امید به یاس بدل نشود، آنگاه گیملی پسر گلوین، آرزو می‌کنم که دستانت پر از طلا باشد، اما طلا هرگز بر تو چیره نگردد.» در پیش‌گویی آینده‌ی گیملی توسط گالادریل ما بازگشت به ریشه‌ها را می‌بینیم، سخاوتی که نولدور پیش از ساختن سیلماریل‌ها به دست فئانور داشتند، یعنی زمانی که آن‌ها برای اولین بار ابزارهایی برای برش دادن گوهرها، و تغییر دادن شکل‌شان ساختند، و روزگاری که جواهرات را احتکار نمی‌کردند، بلکه سخاوتمندانه آن‌ها را می‌بخشیدند، و با کوشش خود والینور را غنی ساختند. گیملی هم درخواست فئانور را از گالادریل طلب می‌کند، ولی او فئانوری دیگر نیست، بلکه فئانوری جدید است، فئانوری که باید می‌بود یا احتمالاً زمانی بوده است.

در برداشت دیگری از سخنان گالادریل می‌توان گفت که گیملی نه تنها یک (یا شاید سه) سیلماریل جدید خواهد ساخت، بلکه او خودش سیلماریل خواهد بود. هارمونی نمادگرایی ظاهر و باطن سیلماریل‌ها، اولین باری که در داستان سیلماریلیون معرفی شد خام بود. از ماده‌ی سازنده‌ی سیلماریل‌ها این طور گفته می‌شود: «آن بلور از برای سیلماریل‌ها به گونه‌ی کالبدی بود از برای فرزندان ایلوواتار: خانه‌ی آتش در درونش، که در اندرون، و باز در همه جای آن، و جان آن است.» سیلماریل‌ها به طور کلی به عنوان باشندگان زنده‌ای توصیف شده‌اند که «در روشنایی شادمان می‌شدند و آن ]نور[ را می‌گرفتند و با رنگ‌هایی شگفت‌تر از آنچه پیش‌تر بود، باز پس می‌دادند». پدیده‌ای که تالکین در بخشی از شعر «افسانه‌سازی» خود آن را به اعمالی منشور-وار از انسانِ خالق کهتر اطلاق می‌کند: « انسان، خالق کهتر، پرتو منکسری است که در او پرتو سپید یگانه به رنگ‌های بسیار تجزیه می‌گردد و به صورت‌های زنده‌ی بیشمار که از ذهنی به ذهن دیگر می‌روند ترکیب می‌شود.» از این رو، وقتی گالادریل به گیملی می‌گوید «آرزو می‌کنم که دستانت پر از طلا باشد» بی آن‌که طلا بر تو «چیره» شود، به معنای این است که او به سیلماریل تبدیل شود، چرا که درخواست او داشتن نوری بود که نیکی و زیبایی خلقت را در خود داشت، و او نمی‌خواست آن را احتکار کند، بلکه با آراستن و غنی ساختنش می‌خواست آن را منکسر کند و سپس به دیگران بدهد. گیملی هم مثل فئانور «روح آتش» خواهد بود، این بار روحی که با آتش امیال شخصی از پای در نخواهد آمد، بل، کسی که آتش آفریننده‌ی خود را در خدمت دیگران به کار می‌بندد، و منتهی به چیزی می‌شود که تالکین در مقاله‌ی «در باب داستان پریان» از آن به عنوان اغنای مضاعف خلقت نام می‌برد.

مسابقه ی بزرگ آردالینداله

کانال آردا با همکاری کانال های فانتزیما و نشر روزنه تقدیم می کنند:

مسابقه ی بزرگ آردالینداله

شما عزیزان طرفدار دنیاهای فانتزی، به خصوص دنیای خلق شده توسط تالکین، به این مسابقه دعوتید. دعوتید به نواختن موسیقی عظیمی که آینور نتوانند و جهان، از غرب قدسیان تا شرق ناشناخته به گوش خود نشنیده باشد. چنان زیبا و دل نواز بخوانید که تا روز بازپسین در یادها بماند، حدیث «آردالینداله» آواز آردا!

🔹شما عزیزان فقط با انتخاب یک صفحه از هر یک از کتاب های پرفسور جی.آر.آر.تالکین و ارسال صدای ضبط شده ی خود، در حین خوندن آن صفحه می تونید در کنار دیگران در آواز آردا همخوانی داشته باشید.

🔸قبل از هر چیز در کانال @Ardalindale عضو بشید.

🔹متنی که در ذیل این پست و همچنین به عنوان پست اول، در کانال آردالینداله قرار گرفته را خوانده و به شرایط ذکر شده در این متن، برای شرکت در مسابقه توجه کنید.

🔸از آنجایی که این مسابقه زیر نظر کانال های:

@ArdaOfficial

@fantasima

@rowzanehnashr

برگذار می شود می توانید با عضویت در هر کدام از این سه کانال، فایل صدای ضبط شده را برای یکی از ادمین های زیر ارسال کنید:

@maidenoftears (آردا)

@fantasimoon (فانتزیما)

@Nashrrowzaneh (انتشارات روزنه)

🔸فایل های ارسال شده در موعد مقرر در کانال آردالینداله گذاشته شده و از بین ده فایلی که بیشترین لایک را کسب کرده باشند، سه نفر بر اساس داوری به عنوان نفرات برگزیده انتخاب خواهند شد.

🔹جوایز مسابقه به شرح زیر است:

  • نفر اول: حلقه ی یگانه ی نوع اول از طرف سایت فانتزیما
  • نفر دوم: مجموعه کتابهای ارباب حلقه ها از طرف انتشارات روزنه
  • نفر سوم: امتیاز حضور افتخاری در پادکست آردا: نفیر شاخ گوندور و کتاب های صوتی سایت آردا

شرایط شرکت در مسابقه:

برای شرکت در مسابقه ی تلگرامی «آردالینداله» توجه به نکات زیر لازم است:

  • این مسابقه فقط در شبکه اجتماعی تلگرام برگذار می شود. لطفا آثار خود را در وبگاه، اینستاگرام، فیسبوک و…نفرستید و به آی‌دی های مشخص شده در کانال های آردا، نشر روزنه و فانتازیما مراجعه کنید.
  • آثار خود را فقط در یکی از سه کانال ذکر شده بفرستید. در صورتی که فایل شما قبل از برگذاری مسابقه در گروه یا کانال دیگری دیده شود، از مسابقه خارج خواهد شد.
  • زمان فایل ها ترجیحا بین ۲ تا ۵ دقیقه باشد.
  • فایل فقط باید محتوای خوانش کتاب ها توسط شما و فاقد افکت و آهنگ گذاری باشد.
  • با رساندن نویز و اصوات اضافه و آزار دهنده به کمترین حد ممکن در فایل خود، به بهتر شدن سطح کیفیت مسابقه کمک کنید.
  • تا جای ممکن از رکوردرهای گوشی یا مستقل استفاده کنید و از وویس تلگرام استفاده نکنید.
  • در اول یا آخر خوانش خود، نام کتاب و فصل یا شماره ی صفحه را ذکر کنید.
  • از صحبت متفرقه در بین خوانش خودداری کنید.
  • فایل را با اسم و اکانت دارای آیدی بفرستید و در طول مسابقه اکانت و آیدی خود را تغییر ندهید.
  • مهلت ارسال آثار: ۱۳۹۶/۶/۲۰