خانه - آخرین خبرها

آخرین خبرها

فصل اول سریال ارباب حلقه‌ها احتمالا به داستان آراگورن جوان می‌پردازد

-ایمان صاحبی

بعد از اعلام خبر مربوط به احتمال حضور پیتر جکسون در پروژه‌ی تلویزیونی ارباب حلقه‌ها، در جدیدترین خبری که در توئیتر وبسایت TheOneRing منتشر شده، منابع مختلف به این وبسایت اعلام کرده‌اند که فصل اول ارباب حلقه‌های آمازون به داستان زندگی آراگورن جوان خواهد پرداخت.

تا پیش از این، مسئولین آمازون گفته بودند که سریال یک میلیارد دلاری آن‌ها وقایع جنگ حلقه را بازگو نخواهد کرد و آن‌ها قصد دارند به ضمایم کتاب ارباب حلقه‌ها که شامل قصه‌ها و تواریخ بسیار زیادی می‌باشد بپردازند.

گردانندگان سریال با این تصمیم هوشمندانه می‌توانند بازه‌ی زمانی گسترده‌ای را تحت پوشش قرار دهند. حالا با انتشار این خبر، به نظر می‌رسد که از روایت داستان آراگورن جوان به راحتی می‌توان به زندگی اجداد نومه‌نوری او ارتباط ایجاد کرد.

داستان زندگی خود آراگورن نیز پر از وقایع غنی و شخصیت‌های قدیمی و جدید است. با این حساب در فلش‌بک‌های سریال می‌توان به مردان آرنور، پادشاهی شمالی گوندور، پرداخت و به ماجرای نحوه‌ی تبدیل شدن دونه‌داین به گروهی از تکاورها اشاره داشت؛ تکاورهایی که در پی محافظت از شمال در برابر شاه جادو-پیشه‌ی آنگمار هستند.

علاوه بر این می‌توانیم شاهد شخصیت‌هایی نظیر الادان و الروهیر (پسران الروند) و مادر آراگورن یعنی گیلرائن باشیم.

اگر در داستان فصل اول سریال روی فداکاری‌های گیلرائن تمرکز شود، می‌توانیم شاهد تلاش او برای مخفی کردن هویت فرزندش باشیم، چرا که اگر دشمن می‌دانست آراگورن جوان در عمل از چه نسلی است بدون شک نیروهای خود را بسیج می‌کرد و به راحتی او را به قتل می‌رساند. حالا فکر می‌کنید دیدن تقلای یک مادر برای نجات جان فرزند خود از این خطرات تا چه اندازه جذاب خواهد بود؟

با انتخاب این داستان می‌توانیم به اهمیت جغرافیای سیاسی ریوندل هم پی ببریم. اگر داستان تا این حد پیش برود می‌توانیم ببینیم که زندگی در شمال بعد از نابودی آرنور تا چه اندازه مشکل بود و چگونه الف‌ها رابطه‌ی خود را با نوادگان ایسیلدور حفظ کردند.

مضاف بر این، این داستان از جنبه‌ی عاطفی هم می‌تواند به اولین برخورد آراگورن و آرون و داستان عاشق شدن آن‌ها بپردازد. ماجرایی که پژواک داستان عاشقانه‌ی برن و لوتین از دوران اول را به یاد ما می‌آورد و احتمالاً طرفداران زیادی خواهد داشت.

اگر فیلم طرفداری شکار گولوم را دیده باشید، احتمالاً تا الان حدس زده‌اید که بخش مهمی از داستان این فصل می‌تواند درباره‌ی همین ماجرا باشد و قصه را با شخصیت جذاب گالوم پیوند بزند.

با توجه به شواهد روی هم رفته طبیعی بود که داستان پرمایه‌تری مثل ساختن حلقه‌های قدرت برای فصل نخست سریال انتخاب نشود. چون آمازون می‌خواهد با یک اثر مطمئن‌تر جای پای خود را در میان مخاطبان محکم کرده و در ادامه دست به کارهای پرریسک‌تر بزند. آراگورن به عنوان شخصیتی که در ارباب حلقه‌ها با آن آشنا هستیم و از نظر زمانی هم فاصله‌ی چندانی با ۶ فیلم سینمایی موجود ندارد، گزینه‌ی منطقی‌تر برای آغاز یک پروژه‌ی سنگین و پرهزینه به نظر می‌رسد.

حال باید دید که در ادامه چه عواملی برای کار در این پروژه انتخاب و به طور رسمی اعلام خواهند شد.

انتشار ترجمه «کامیک آینولینداله»

به هنگام صحبت از به تصویر کشیده شدن کتاب سیلماریلیون به هر شکل بصری، سختی کار به علت پیچیدگی و انتزاعی بودن بسیاری از توصیفات کتاب همیشه به میان آمده است. به هرحال در این راستا علاقه‌مندان مختلف تلاش‌های بسیاری برای به تصویر کشیدن از بخش‌های این کتاب کرده اند که در اینجا کامیکی اقتباسی برگرفته از زیباترین و انتزاعی‌ترین بخش‌های رشته افسانه تالکین، آینولینداله یا آهنگ آینور، برایتان آورده شده است.
ایوان پالمر، نقاش این کامیک، ۵۴ تصویر تمام رنگی را به همراه متنی برگرفته از بخش اول کتاب سیلماریلیون، آینولینداله، را برای این کامیک به تصویر کشیده است؛ که با اجازه از وی برای سایت آردا با کمک بخشی از ترجمه سیلماریلیونِ رضا علیزاده، توسط «محمدحسین شکوهی» به فارسی بازگردانی شده است.

برای دانلود ترجمه‌ی این اثر در قالب فایل پی‌دی‌اف به لینک زیر مراجعه کنید:

اقتباس‌های ادبی خوب و لذت بازخوانی داستان‌های آشنا

چند روز پیش مشغول دیدن مجدد یک انیمیشن به اسم Angel’s Egg بودم. این انیمیشن را وقتی کودک بودم بارها دیده بودم اما خیلی متوجه داستانش نبودم. انیمیشن ژاپنی است(یعنی انیمه است) و بسیاری معتقدند که بازی رینگد سیتی از روی نماهای گرافیکی این انیمیشن ساخته شده است. به خصوص که محوریت هر دو یک گوی سفید است که نزدیک به ترک خوردن است و سرنوشت دنیا را در خود دارد.

در خلال تماشای غلبه‌های رنگی سرخ و صورتی، صفحه‌ی نمایش روی شهری ثابت ماند. ناگهان به ذهنم رسید که چطور در کودکی و در خلال تماشای هزار باره‌ی این تصاویر، در حالتی از تخیل سیال و ناب، برای شهر و برای هر کادر تصویر، در خارج از آن هم جهانی متصور شده‌ام. یعنی دیدن تصاویر به چهارچوبشان ختم نمی‌شدند. همیشه در پس هر قابی، یک عالم اتفاق بود که توی ذهن من و خارج از کادر رخ می‌داد. برای همین توی شهر هزاران آدم بودند که هر کدام داستانی داشتند و شهر خود همسایگانی داشت که تویش آدم‌هایی زندگی می‌کردند. جغرافیای جهان ناقص نبود. برای هر نشانه و گرای تصویری بی‌معنا، ذهن کودک روایتی می‌ساخت.

این اتفاقی بود که تقریباً برای هر فیلم و انیمیشن و داستانی که می‌دیدم و می‌خواندم رخ می‌داد. همیشه هر روایت خودش متضمن روایت‌های بسیاری بود. مثل این بود که هر روایتی خودش در حباب جهانی مجزا قرار داشت و گاهی این حباب‌ها با هم برخورد می‌کردند و شخصیت‌هایش به هم نشت می‌دادند. اینطوری می‌شد که مثلاً شاهزاده‌خانم این قصه می‌توانست عاشق قهرمان آن یکی قصه بشود یا شخصیت شرور این داستان به جنگ شخصیت‌های جهانی دیگر برود. بدون این که لزوماً از وقت روایت اصلی زده شود. موقعی که روایت اصلی دارد پیش چشم ما ورق می‌خورد، تنها بخشی از همه‌ی روندها را داریم می‌بینیم. بخش اصلی داستان در پس‌زمینه و در ذهن ما رخ می‌دهد.

برای همین هم هزاران بار دیدن یک انیمیشن یا هزار بار خواندن یک کتاب چندان هم اتفاق عجیبی نیست اگر تصور کنیم هر بار قرار است که به همه‌ی اتفاقاتی فکر کنیم که خارج از کادر رخ داده‌اند و می‌دهند. روایت‌ها همیشه این استعداد را دارند که از زوایای تازه مورد بررسی قرار بگیرند. شخصیت‌ها مستعد این هستند که نیت‌هایشان مجدداً تحلیل شوند. حتا خیلی وقت‌ها نیازی نیست روایت یا شخصیت‌ها عوض شوند. می‌شود داستان را در محیطی دیگر بازتعریف کرد. می‌شود داستان‌های عاشقانه‌ی امیلی برونته را در مریخ تعریف کرد یا در جهان سایبرنتیک امروزی یا در عصر برنز. و بعد شاهد آن بود که روایت چطور باید خودش را تغییر دهد ولی در ضمن نقاط لذتش را همچنان داشته باشد. مثلاً این که رابین هود اگر در جهان مدرن باشد باید دقیقاً در چه مسلک و لباسی باشد؟ مثلاً به شکل یک هکر که از کورپوریشن‌های چند ملیتی دزدی می‌کند و کردیت‌های دزدی را توسط یک سرور واقع در آب‌های آزاد از سیستم‌های مراقبتی خارج می‌کند و بعد از رمز‌شکنی به حساب آدم‌های بدبخت می‌ریزد؟

نویسنده‌هایی که اقتباس‌های خوب انجام می‌دهند مثل نیل گیمن و تری پرچت، چند نکته‌ی مهم در مورد اقتباس به ما می‌گویند. این که البته فکر بسط دادن یک داستان در اقتباس به ذهن مخاطب رسیده است و برای همین هم هست که همه‌ی ما از خواندن یک اقتباس لذت می‌بریم. چون اعتبار بخشیدن به تخیل افسارگسیخته است. پس در اقتباس خیلی مهم است که بگذاریم روایت بسط داده شود و به جاهایی سر بزند که پیش از این سر نزده. یعنی اگر قرار باشد داستانی را اقتباس کنیم ولی در ضمن مجدداً در همان چهارچوب و وفادارانه بیانش کنیم، نیاز به روایت‌گری و تخیل را از خودمان  و مخاطب گرفته‌ایم.

جدای از این، داستان اقتباسی همیشه از این موضوع سود می‌برد که روایت اصلی و چیزهای آشنا را به دید تازه بنگریم. مثلاً اگر سهراب در داستان رستم و سهراب به جای پسر، دختر باشد چه؟ داستان چه فرق‌هایی می‌کند؟ چطور می‌شود رابطه‌ی بین دو شخصیت مهم شاهنامه مثل رستم و افراسیاب یا رستم و کیکاووس را در چهارچوب شخصیت‌پردازی مدرن بازتعریف کرد؟ یعنی به جای این که یک سری شخصیت حماسی و سنخی و دوبعدی داشته باشیم، اگر بهشان عمق و خواسته و پیشینه و ادراک و بیماری بدهیم چه خواهد شد؟ آن‌وقت شخصیت‌ها روابطشان را چطور سامان خواهند داد؟ از همه مهم‌تر شاهد چه دیالوگ‌هایی بینشان خواهیم بود؟

از این رو اقتباس‌های خسته‌کننده که مجدداً همان روایت را با اندکی تغییر برایمان تعریف کنند ما را به هدف اصلی بازتعریف یک روایت نمی‌رساند. چرا که یک روایت هر قدر هم تکراری، اگر راوی‌اش شجاعت داشته باشد که از دیدگاه خودش بیانش کند، این ظرفیت را دارد که برای مخاطب جذاب باشد. چون همچنان پلات داستان‌ها می‌تواند تکراری باشد منتها مثل همیشه ما جذب روایت‌گری راوی خواهیم شد. جذب پیچ و خمی که راوی به روایت می‌دهد. جذب هنر گیمن در بازتعریف اسطوره‌های اسکاندیناوی و جذب هنر سوزانا کلارک در ارائه‌ی روایتی دیگر از جنگ‌های ناپلئونی.

اگر هر روایتی ظرفیت بازتعریف را دارد، روایت‌های وحشت و ادبیات وحشت ظرفیتی چند برابر برای بازتعریف شدن دارد. داستان‌های وحشت را می‌شود از زوایای بسیاری مجدداً تعریف کرد. خیلی از اقتباس‌های مدرن به سراغ تعریف کردن مجدد داستان از دیدگاه هیولا رفته‌اند. به نظرم خواندن داستان‌هایی که در کودکی ما را به وحشت می‌انداختند و حالا قرار است از دید همان هیولایی بیان شوند که ما را می‌ترسانده، موقعیت منحصر به فردیست.

دو کتاب زوال و ظهور فرانکنشتاین اقتباس‌های مدرنی از داستان‌های ادگار آلن پو(زوال خاندان آشر) و مری شلی(هیولای فرانکنشتاین) هستند. در هر کدام از این دو روایت شما با پیرنگ جدیدی حکایتی قدیمی را خواهید خواند. اقتباس‌هایی که ما را فراتر از چارچوب بسته‌ی روایت اصلی می‌برند و به ما فرصت می‌دهند جهانی پشت و زیر روایت را کشف کنیم. ظهور فرانکنشتاین نوشته‌ی کنت آپل، در مورد شانزده‌سالگی ویکتور فرانکنشتاین جوان است که چطور عاشق می‌شود. روایتی که دریچه‌ای ویژه باز می‌کند به شخصیتی که در نهایت در رمان مری شلی خواهیم دید.

زوال نوشته‌ی بتنی گریفین هم به کودکی مادلین آشر سر می‌زند و این که چطور با خانه‌ی آشر در ارتباط است و در ضمن نگاهی ویژه به چیستی نفرین خاندان(و خانه‌ی) آشرها دارد.

هر دوی این کتاب‌ها ترجمه شده‌اند. از دستشان ندهید. برای خریدنشان می‌توانید به: «غرفه نشر پیدایش در بخش کودک و نوجوان، راهروی یمینی شریف غرفه ۷۹» سر بزنید.

برندگان جایزه انجمن تالکین در سال ۲۰۱۸ اعلام شدند

جایزه انجمن تالکین که چندین سال است با هدف شناسایی آثار برتر خلق شده در باب رشته افسانه تالکین فعالیت می‌کند، امسال نیز در چهار دسته برگزار شد. در ابتدا عموم طرفداران رشته افسانه تالکین می توانند آثار مورد علاقه خود را برای این انجمن ارسال کرده و پس از پایان مهلت مشخص شده، هیئت امنای این انجمن در هر رشته ۳ اثر را برای رای گیری نهایی بین تمامی اعضای این انجمن انتخاب کرده که اعضا پس از آن می‌توانند رای خود را در ناحیه کاربری اعلام کنند. پس از پایان مهلت رای گیری، برنده ها در اولین آخر هفته ماه آوریل هر سال در مراسمی معرفی می‌شوند.

برندگان و بقیه نامزدان هر بخش جایزه انجمن تالکین ۲۰۱۸ به شرح زیر است:

برنده جایزه بهترین اثر هنری:

  • جنی دولفن با اثر «شکار».

دیگر نامزدها:

  • آلن لی با اثر «حال تینوویل را در حال رقص در شامگاه دید».
  • تد نسمیت «ارباب باد گوایهیر گندالف را از ایزنگارد حمل می‌کند».

برنده جایزه بهترین مقاله:

  • دیمیترا فیمی با مقاله «اشک ها، باده سعادتند: شادیِ غم بار در کتاب ارباب حلقه های جی. آر. آر. تالکین» که در کتاب مرگ و نامیرایی در سرزمین میانه چاپ شده بود.

ویدئو ارائه این مقاله را می توانید از اینجا مشاهده کنید:

 

دیگر نامزدها:

  • جِی اتکینز با مقاله «در باب دیستریبیوتیزم در شایر».
  • مایکل فلاورز با مقاله «هابیت ها؟ … آن ها چه بودند؟».

برنده بهترین وب‌گاه:

  • کتاب های بسیار و ناکافی (وبلاگ وِین جی. هَموند و کریستینا اسکال).

دیگر نامزدها:

  • تالکینیتی (وبلاگ رایسزارد دردزینسکی).
  • کتاب های تالکین (کتاب شناسی همه آثار چاپ شده تالکین در آمریکا).

برنده جایزه همکاری برجسته:

  • پریسیلا تالکین.

دیگر نامزدها:

  • آلن رینولدز

منبع خبر.

«پخت و پز جادویی با هری‌پاتر» منتشر شد

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) کتاب «پخت و پز جادویی با هری‌پاتر» نوشته داینا باکولز با ترجمه و تالیف فدرا اسدخانی از سوی انتشارات سیفتال منتشر شده است. این کتاب به خوراکی‌ها و خوردنی‌های سنتی انگلستان پرداخته که در کتاب هری‌پاتر به آن‌ها اشاره شده و مجموعه‌ای نفیس از دستور پخت‌ها را برای غیر جادوگرهایی که به چشیدن مزه آن‌ها علاقه‌مند هستند، فراهم کرده است.

در این کتاب علاوه بر روش تهیه و دستورپخت به تاریخچه طولانی و جذاب خوراکی‌ها و خوردنی‌های سنتی نیز اشاره شده است، دانشی درباره خوراک‌هایی که بخش مهمی از فرهنگ انگلستان و ایرلند هستند.

اسدخانی در بخشی از سخن مترجم نوشته است: «اصل کتاب شامل ۱۰ پاره است و لازم دیدم پاره‌ای دیگر به آن اضافه کنم که در آخر آمده. ولی چیزی از اصل کتاب کم نکردم. گرچه ضمن خواندن متوجه می‌شوید که یک سری دستورها مربوط به خوردنی‌هایی هستند که نام و نشانی از آن‌ها در داستان نیست مثل «۹ دستور پخت از جام آتش» که من برای حفظ امانت آن‌ها ار درکتاب حفظ کردم، گرچه آوردن آن‌ها در چنین کتابی بیرون از قاعده کار یک خوراک‌یاب حرفه‌ای‌ست. خوراک یاب دقیق حق ندارد حتی لقمه‌ای نان در گوشه داستان گم کند یا نادیده بگیرد. متاسفانه خانم باکولز دستور خوردنی‌های بسیار مهمی را که بیش‌تر آن‌ها فقط در داستان‌های هری‌پاتر معرفی‌ شده‌اند و قبلا اصلا وجود نداشتند مثل دانه‌های برتی بات، چوب جادوگری شیرین بیان و شکلات قورباغه‌ای نادیده گرفته است که به نظر من برای خواننده علاقه‌مند بسیار ناامیدکننده باشد.

پس خودم کل داستان را از ابتدا تا انتها بررسی کردم و هر خوردنی یا خوراکی را که نادیده گرفته شده بود یافتم و شرح و دستور آن را برای تقدیم به شما آماده کردم. شرح، تاریخچه و دستور پخت خوردنی‌ها و نوشیدنی‌هایی که متاسفانه توسط مولف اصلی نادیده گرفته شدند در پاره ۱۱ آمده است. در پایان هم خوردنی‌هایی را که در داستان‌های هری‌پاتر هستند اما به هر دلیلی دستوری برای آن ها وجود ندارد یا نباید ارائه شود معرفی کردم.»

در پشت جلد کتاب آمده است: «چه می‌شد اگر می‌توانستیم ضیافت شام در هاگوارتز را منزل خودمان برگزار کنیم و از خوردن «نوشابه‌ کره‌ای» لذت ببریم؟

به لطف «پخت و پز جادویی با هری‌پاتر» با در دست داشتن بیش از ۲۰۰ دستور پخت آزموده و ساده و اشاره به این که هرکدام از آن خوراکی‌ها در کجای جهان افسانه‌ای محبوب هری‌پاتر خورده شده‌اند، می‌توانید هم خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها و هم ماجراهای دنیای فانتزی جی.کی.رولینگ را سر میز غذا ببرید و سوری مفصل برپا کنید. فقط ذره‌ای دانش و قطره‌ای خلاقیت نیاز دارید تا بتوانید خوراک‌ها، دسرها، میان وعده‌ها و نوشیدنی‌های مشنگی معمولی را به نمونه‌های شگفت‌انگیز نوش جادویی تبدیل کنید.»

نشر سیفتال کتاب «پخت و پز جادویی با هری پاتر» را با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۳۵۰ هزار ریال منتشر کرده است.