مکان های دیگر

بارگاه چشمه (چمنی که درخت مرده بر روی آن قرار داشت)

فضایی سبز قبل از درب ورود به سالن کارگزاران گوندور، محوطه بر فراز بالاترین قسمت میناس تیریت قرار داشت و توسط نگهبانان ارگ، محافظت می‌شد. در مرکز آن یک چشمه و استخر بود و بر فراز استخر، در بیشتر طول تاریخ میناس تیریت شاخه های درخت سپید گسترش یافته بود. هنگامی که درخت سپید در پایان حکومت بلکتور دوم خشک شد و هیچ بذری یافت نشد، درخت مرده به مدت ۱۴۷ سال پابرجا بود. بعد از نبرد حلقه، گندالف، آراگورن را برای پیدا کردن یک نهال در میان برف‌های میندولین هدایت کرد. درخت مرده برداشته شد و درخت سپید جدیدی در محوطه چشمه قرار داده شد.

آتراد آنگرین (گدارهای آیزن)

نام الفی برای گدار های رودخانه ایزن که در چند مایلی جنوب آیزنگارد قرار داشت. این نقطه جایی بود که در آن جاده بزرگ از گوندور به آرنور از رودخانه عبور میکرد، و اینجا بود که روهیریم و ارتش سارومان دو نبرد سهمگین در جریان جنگ حلقه داشتند.

آتراد آنگرن صورت مفرد بوده و شکل جمع آن به صورت اتراید آنگرن است.

آروسیاخ (گدارهای آروس)

گداری در محدوده ی بالایی رودخانه ی آروس، که مسیر طولانی و خطرناک نان دونگورتب به سمت شرق در سرزمینهای غربی بلریاند در آنجا قرار دارد.

آندروت (پناهگاه الفهای خاکستری میتریم)

بعد از فاجعه‌ی نیرنایت-آرنویدیاد (نبرد اشک های) سرزمین شمالی دورلومین بوسیله استرلینگهای در خدمت مورگوت بتاراج رفت. الفهای خاکستری که در میتریم ساکن بودند ابتدا در تپه ها پناه گرفتند، سپس رهبرشان آنایل آنان را به غارهای آندروت هدایت کرد، که سالهای در خفا در آنجا زیستند. در میان آنان تور جوان تحت سرپرستی آنایل تا شانزده سالگی زندگی کرد. سرانجام آنایل مصمم به ترک آندروت و حرکت به جنوب بسوی لنگرگاه‌های دهانه سیریون شد. اما نقشه او با حمله مجدد استرلینگها که بشکست الفها انجامید ناکام ماند و تور هم به بردگی گرفته شد. بعد از سه سال او گریخت و به خانه قدیمی در غارهای آندروت که اکنون متروکه بودند، بازگشت. او چهار سال دیگر بتنهایی در آنجا زیست تا سرانجام غارها را به سمت سرزمینهای غرب دورلومین در جستجوی سرنوشتش ترک کرد.

غارهای ناروگ (غارهای زیر فاروتِ بلند)

مجموعه غارها در غرب بلریاند در میان پرتگاه‌هایی که بر ساحل غربی رود ناروگ (که در زیر تپه‌های فاروتِ بلند جربان داشت) سربرافراشته بودند. در دوران قبل از بازگشت نولدور به سرزمین میانه، این غارها بوسیله دورفهای خرد حفاری و مسکونی شده بود، که به آنجا نام نولوکیزدین داده بودند. آنان تا زمان آمدن فینرود در ناروگ مشغول حفاری بودند. سپس آنجا را رها کرده یا بزور بیرون رانده شدند (جزئیات این موضوع مبهم است). فینرود پسر فینارفین و خویشاوند تینگول از دوریات در میان آندسته از نولدور بود که از آمان به سرزمین میانه بازگشتند. فینرود که از دیدن عمارات بزرگ و زیرزمینی تینگول در منگروت متعجب شده بود، با الهام از اولمو بدنبال منزلگاهی در شان و برای خودش بود، پس از تینگول طلب راهنمایی کرد و تینگول او را به غارهای ناروگ هدایت کرد. با مساعدت دورفهای کوهستان آبی فینرود یکی از عظیم‌ترین پناهگاه‌های بلریاند را در ناروگ بنا نهاد که نارگوتروند نامیده شد. از آن به بعد فینرود در زبان دورفی عنوانی جدید یافت و چنین خوانده شد: فینرود فلاگوند، شکافنده‌ی غارها.