خانه - آرشیو نویسنده: اله سار (برگه 40)

آرشیو نویسنده: اله سار

رود گلیتویی (انشعاب کوچکی از تی گلین)

رود کوچکی که از گذرگاه شیب دار و خطرناکی خارج از دور لومین، از دامنه آمون دارتیر و کوه‌های سایه، به سمت بلریاند غربی سرازیر می شد. این رود به طول کمتر از پنجاه مایل در جنوب کوه امتداد می یافت و سپس به تی گلین و از آن به رود بزرگ سیریون می ریخت.

گلیتویی در نقشه های ضمیمه شده سیلماریلیون، نشان داده شده است، بدون این که ذکری از نام آن به میان بیاید. این رود انشعاب کوچکی از تی گلین است که در در فاصله اندکی از شمال مالدوین، به آن می پیوندد.

رود گلاندوین (رودی که به سوانفلیت می ریخت)

رودی که از کوه های مه آلود سرچشمه میگرفت و در جنوب خزد دوم به سمت غرب جاری می شد تا در بالای تاربد به هورول بپیوندد، جایی که این رود، زمین های مردابی مشهور به نین– ان–ایلف یا سوانفلیت را تشکیل می داد.

رود گلادن (رودخانه گلهای طلایی)

ریزابه کوچکی از رودخانه آندوین که الف ها آن را «سیر نینگلور» می نامیدندو از شرق کوه های مه آلود سرچشمه می گرفت و به سمت شرق جاری می شد تا به «رود بزرگ» در دشت های گلادن بپیوندد.

هر چند که گلادن به سختی بیش از یک صد مایل طول داشت، اما نقش مهمی را در تاریخ دوران سوم سرزمین میانه ایفا می کرد. در اواسط دوران سوم، آتش جنگ در اریادور و در غرب کوه های مه آلود، برافروخته شد.حدودا در سال ۱۴۰۹ دوران سوم، گروهی از هابیت های آواره، از نژاد قوی و پر جنب و جوش استورها، به سمت غرب کوه کوچیدند و در حاشیه گلادن مسکن گزیدند.

اندک اطلاعاتی از این مردم به دست ما رسیده است، اما می دانیم که جامعه آنها، ظاهرا زن (مادر) سالار بوده است و آنها در بسیاری از عادات و عقاید، از عموزاده های خود که هنوز در شرق کوه زندگی میکردند، تبعیت داشتند. ما می دانیم که آنها زندگی خود را با ماهیگیری از ریزابه گلهای طلایی رودخانه گلادن می گذراندند و اینگونه سکونت گاه موفقی را که میتوانست حداقل صدها سال دوام بیاورد، ایجاد کردند.

چند سده بعد، جنگ بزرگ دیگری به وقوع پیوست؛ اما اینبار دور از شمال و غرب، در آن سوی جنگل میرکوود. استورها چیزی از این جنگ نمیدانستند تا آنکه آوارگان جنگ از جنوب برای سکونت در حاشیه های شمال گلادن به آنجا آمدند. آنها مردمانی اصیل با موهایی روشن بودند، نوادگان پادشاه روانیون و اجداد پادشاهان روهان. آنها خود را به سادگی «سوارکاران» می نامیدند، یا در زبان خودشان، «ائوتئود» این مردمان به مدتی طولانی در حاشیه گلادن زندگی کردند. در طول دو قرن، آنها برای یافتن زمینهایی جدیدتر و فراخ تر، به سوی شمال راندند.

هر چند ائوتئود به دوردست شرق راندند، انسانهای زیادی هنوز باقی مانده بودند. بیشتر از هزار سال پس از رسیدن استورها، حدودا در سده ۲۵ام دوران سوم، دو دوست جوان از این مردمان، به همراه یکدیگر به شرق رودخانه و مصب گلادن سفر کردند، جایی که رود به زمین های مردابی می ریخت.

در دشت های گلادن، بر حسب یک اتفاق عجیب، یکی از آنها، به نام دیگل، در آب افتاد و حلقه ای را در گل های کف رودخانه پیدا کرد. دوست او اسمیگل، حلقه را برای خودش میخواست و به همین دلیل دیگل را خفه کرد و حلقه را برداشت و به میان مردم خویش بازگشت. در آن زمان مادر بزرگ وی خانواده را اداره میکرد: او اسمیگل را طرد کرد و اسمیگل، سرزمین حاشیه رود گلادن را ترک کرد و در کوه های مه آلودو در تاریخ، سرگردان شد و نامش به گولوم تغیر پیدا کرد.

گولوم در مدت زمانی که در طول سده های متمادی، زیر کوه های مه آلود کند و کاو میکرد، بیش از همه ی مردمانش عمر کرد. اندکی پس از طرد وی، اورک ها شروع به تجمع در کوه های نزدیک کردند و نبرد دورف ها و اورک ها، لشکرهای دورف را به آن نواحی آورد. شاید استورها به دست اورک ها نابود شدند، یا در جنگ مورد تاخت و تاز قرار گرفتند و از بین رفتند، یا شاید در زمستان سخت سال ۲۹۱۱ دوران سوم، از دست رفتند. هر آنچه که رخ داده باشد، ما میدانیم که هیچ استوری در طول جنگ حلقه، دیگر وجود نداشت. نزگول نیز در جستجوی حلقه به آن نواحی رفتند، اما تنها چیزی که به آن برخوردند، ویرانه بود.

 ولی زندگی فلاکت بار گولوم تنها به واسطه قدرت جادویی حلقه ادامه پیدا کرد، بیش از هر کس دیگر از همنوعانش تا اینکه دست آخر حلقه از او گرفته شد. او تمام دره آندوین را به دنبال حلقه زیر پا گذاشت، اما خود به دست آراگورن و به درخواست گندالف، شکار شد. آراگورن او را در اوایل سال ۳۰۱۸ دوران سوم در حوالی مرز موردور دستگیر کرد و او را کشان کشان به سمت شمال برد. در کتاب قصه های ناتمام فصلی به سفرهای وی اختصاص داده شده است:

«… ردپاهایی یافت که به سوی جنوب میرفتند، از دامنه های فنگورن میگذشتندو همانطور از لیملایت و سپس از نیمرودل و سیلورلود تا حاشیه لورینو همینطور ادامه پیدا میکرد و موریا و استورهای گلادن …»

در جستجوی حلقه، کتاب دوم، از قصه های ناتمام نومه نور و سرزمین میانه

پس آخرین بازمانده استورهایگلادن، یکبار دیگر پیش از مرگ، سرزمین های بایری را که زمانی خانه او بود، دید …

دشت های گلادن (دشت هایی در مصب رودخانه گلادن)

مرداب هایی در آنجا که گلادن به پایین سرازیر شده و از کوه های مه آلود خارج می شد و به رود بزرگ آندوین می پیوست. اینجا در نخستین سال دوران سوم سرزمین میانه، اتراق گاه ایسیلدور بود، زمانی که وی حلقه را از دست داد.

پادشاهی روهان (ائورل و جانشینانش)

عنوان نوزده فرمانروای ثبت شده در تاریخ سرزمین روهان، از ائورل جوان، کسی که به سرزمین روهان آمد تا الف واین پسر ائومر ائادینگ، کسی که در نبرد حلقه حضور داشت.

۱ – ائورل جوان ( در سال ۲۵۱۰ دوران سوم به روهان آمد و به مدت ۳۵ سال، تا سال ۲۵۴۵ دوران سوم فرومانروایی کرد)

ائورل فرمانروای جوان ائوتئود در شمال سرزمین میانه بود که پیمان محکمی با گوندور بست که مردمانش در هنگام نیاز به دفاع از گوندور در جنوب بشتابند. او نیروهای بالخوت در نبرد دشت های کلبرانت را تار و مار کرد. به عنوان پاداش، کیریون کارگزار گوندور زمین کاله ناردون را به مردم ائورل بخشید. آنگاه مردم ائورل آنجا را روهان نامیدند و به روهیریم، اربابان اسب، معروف شدند. ائورل در زمان عمرش به جنگیدن با دشمنان روهان و گوندور ادامه داد و در جنگی در ولد در حالی که برای دفاع از سرزمینش در برابر مهاجمان جدید می جنگید از پا در آمد.

۲ – برگو (۲۵ سال حکومت تا سال ۲۵۷۰ دوران سوم )

او شهرتش را بیشتر مدیون ساخت تالار مدوسلد در ادوراس است. فرزند بزرگترش، بالدور سوگند یاد کرد که از جاده های مردگان بگذرد، و هیچ گاه بازنگشت. برگو مدتی بعد از اندوه این حادثه در گذشت.

۳ – آلدور پیر (۷۵ سال حکومت تا سال ۲۶۴۵ دوران سوم )

او بیشتر از همه ی پادشاهان روهان عمر کرد. وقتی که او به سلطنت رسید تنها ۲۶ سال داشت و تا زمان مرگش در ۱۰۱ سالگی بر روهان فرمانروایی کرد. او در زمان سلطنتش شاهد قدرت گرفتن سرزمین تازه تاسیس روهان بود. با سرکوب شدن آخرین دشمنان، روهان بعد از زمان آلدور، مدت ها در صلح بود.

۴ – فریا ( ۱۴ سال حکومت تا سال ۲۶۵۹ دوران سوم )

۵ – فری واین ( ۲۱ سال حکومت تا سال ۲۶۸۰ دوران سوم )

۶ – گلد واین ( ۱۹ سال حکومت تا سال ۲۶۹۹ دوران سوم )

۷ – دئور (۱۹ سال حکومت تا سال ۲۷۱۸ دوران سوم )

در زمان سلطنت دئور بود که سوارانی از دونلند به آیزنگارد حمله کردند و تا زمان پادشاه دهم روهان، فری لاو در آنجا ساکن بودند.

۸ – گرام (۲۳ سال حکومت تا سال ۲۷۴۱ دوران سوم)

۹ – هلم ( ۱۸ سال حکومت تا سال ۲۷۵۹ دوران سوم )

او بیشتر به خاطر دستان و پنجه های قوی و تنومندش به عنوان هلم پتک مشت شناخته می شد. در زمان سلطنت او بود که دونلندی ها سرزمین روهان را تاراج کردند؛ و هلم مردمش را به پناهگاهی رهبری کرد که بعدها به اسم گودی هلم شناخته شد. هلم و هر دو پسرش در زمان زمستان طولانی از بین رفتند.

وولف (۱ سال حکومت تا سال ۲۷۵۹ دوران سوم)

پسر فرکا، کسی که دونلندی ها را برای حمله به روهان رهبری کرد. او بر تخت پادشاهی مدوسلد در ادوراس نشست و خود را شاه نامید. ولی روهیریم ها او را به عنوان شاه قبول نکردند. او به دست فری لاو، خواهرزاده ی هلم، کشته شد.

۱۰ – فری لاو پسر هیلد (۳۹ سال حکومت تا سال ۲۷۹۸ دوران سوم)

پسر خواهر هلم، هیلد، و همچنین اولین پادشاه سلسله ی دوم فرمانروایان روهان. او بعد از گرفتن انتقام خون عمویش با بیرون راندن دونلندی های تجاوزگر از روهان جانشین هلم شد. در زمان سلطنت فری لاو بود که سارومان به برج اورتانک آمد و در آنجا ساکن شد.

۱۱ – بریتا لئوفا ( ۴۴ سال حکومت تا سال ۲۸۴۲ دوران سوم )

پادشاهی بخشنده و مورد علاقه که مردم به خاطر کارهایش به او لقب “لئوفا” دادند به معنی “محبوب”. در زمان سلطنت او اورک ها از شمال به پایین آمدند، ولی لئوفا توانست که بیشتر آنها را از پناهگاه شان در کوه های سفید به بیرون براند.

۱۲ – والدا ( ۹ سال حکومت تا سال ۲۸۵۱ دوران سوم )

دوران حکومت کوتاه والدا در کوه های سفید نزدیک دونهارو به پایان رسید، چرا که او در دام اورک ها گرفتار آمد و به دست آنها کشته شد. پسر او فولکا، سوگند یاد کرد که انتقام او را بگیرد.

۱۳ – فولکا (۱۳ سال حکومت تا سال ۲۸۶۴ دوران سوم )

شکارچی معروف، او باقیمانده ی اورک های روهان را تعقیب کرد و تک تک آنها را با کمک برادرانش از دم تیغ گذراند. او خودش توسط گراز اورهالت در جنگل فیراین کشته شد.

۱۴ – فولک واین (۳۹ سال حکومت تا سال ۲۹۰۳ دوران سوم )

فولک واین بیشتر به خاطر بازپس گیری سرزمین های نوار غربی روهان، که در دست دونلندی ها بود، شناخته می شد. او دو پسر بزرگترش فولکرد و فاسترد را به یاری گوندور فرستاد و هر دو در جنگ از بین رفتند.

۱۵ – فنگل ( ۵۰ سال حکومت تا سال ۲۹۵۳ دوران سوم )

فنگل جوان ترین پسر فولک واین بود، که بعد از مرگ دو برادر بزرگترش جانشین پدر شد. او اغلب به عنوان پادشاهی حریص و آزمند شناخته می شد.

۱۶ – تنگل (۲۷ سال حکومت تا سال ۲۹۸۰ دوران سوم )

تنگل بیشتر عمرش را در گوندور در خدمت تورگون کارگزار، گذراند. ولی برای بر دوش گرفتن عنوان پادشاهی به روهان برگشت. در زمان سلطنت او بود که معلوم شد سارومان در واقع دشمن روهان است.

۱۷ – تئودن ( ۳۹ سال حکومت تا سال ۳۰۱۹ دوران سوم)

تئودن در بیشتر طول عمرش، توسط مامور سارومان، گریما مارزبان مسموم می شد، و روهان به حدی ضعیف شد که نمی توانست پاسخی به تهدید های رو به رشد سارومان بدهد. تئودن بعد از آنکه به دست گندالف شفا یافت، به سوی نبرد تاخت و و نیروهای سارومان را در جنگ هورنبورگ شکست داد. او روهیریم را برای کمک به گوندور به نبرد دشت های پله نور فرستاد، ولی با اینکه ارتش سارومان در نهایت شکست خورد، تئودن در نبرد از پای در آمد.

۱۸ – ائومر (۶۵ سال حکومت تا سال ۶۳ دوران چهارم )

تئودرد تنها فرزند تئودن در جنگی با نیروهای سارومان مرد، و بنابراین تئودن برادرزاده ی خود، ائومر، را به جانشینی برگزید. ائومر خود را ائادینگ لقب داد به معنی خوشبخت. زیرا حکومتش تا زمانی طولانی شکوفایی و رفاه را در پی داشت.

۱۹ – الف واین

آخرین پادشاه ثبت شده ی روهان، پسر ائومر بود که به اسم الف واین عادل مشهور است.