خانه - آرشیو نویسنده: اله سار (برگه 41)

آرشیو نویسنده: اله سار

افروزنده (نامی برای واردا، کسی که آسمان ها را با نور ستارگان روشن کرد)

ترجمه از از “تینتاله” عنوانی که به واردا نسبت داده می شود. در زمان های باستان، او کسی بود که ستارگان را در آسمان پدید آورد و با هنر او بود که فانوس های والار از روشنایی لبریز گشت.

بعد از از دست رفتن فانوس ها، و رفتن والار به آمان، واردا بود که ژاله های درخشان دو درخت والینور را در خمره هایی جمع کرد و با این کار، والینور از نور های طلائی و نقره ای رنگین گشت. وقتی والار اولین الف ها را در سرزمین میانه یافتند، واردا با استفاده از نور نقره ای تلپریون، ستاره های مهمی را در آسمان آردا برافروخت و برای الف ها روشنایی های عظیم تری در میان تاریکی های آردا پدیدار کرد. برای همین، الف ها او را النتاری می نامند، شهبانوی ستارگان. با این حال حتی در اواخر دوران سوم، گاهی اوقات واردا با عنوان قدیمی ترش خوانده می شد: تینتاله، افروزنده ی ستارگان.

کیبیل نالا (نامی که دورف ها به رودخانه ی سیلورلود دادند)

“آب های خلد زارام تاریک است و چشمه های کیبیل نالا سرد است”

سخنان گیملی، یاران حلقه کتاب دوم ، فصل سفر حلقه به سوی جنوب.

نامی دورفی برای رودخانه ای که از میان لورین عبور می کند که الف ها به آن کلبرانت و انسان ها به آن سیلورلود میگویند . که از دریاچه ی آبگین اسرار آمیز سرچشمه می گیرد ( که دورف ها به این دریاچه، خلد زارام می گویند؛ از این رو این سخن گیملی در بالا نقل قول شده است.)

“کیبیل” یکی از چند کلمه‌ای است که در زبان دورف ها به معنی نقره است. ( زیراک در کلمه ی زیراگ زگیل به معنی این فلز است). معنی “نالا” در زبان خوزدول به طور یقین معلوم نیست. ولی تالکین پیشنهاد کرده که این کلمه می تواند به معنی “راه” یا “مسیر” باشد؛ همینطور این کلمه می تواند از زبان الفی مشتق شده باشد. ریشه ای نام رودخانه احتمالا به فعالیت های دورف ها بر میگردد، نکاتی در جلد هفتم تاریخ سرزمین میانه در مورد این وجود دارد که دورف ها در این رودخانه، مقادیری نقره پیدا کردند.

خوزدول (زبان محرمانه ی دورف ها)

نامی که دورف ها به زبان محرمانه ی خود می دادند ، که تنها تعداد کمی از کلمات آن توسط بیگانگان کشف شده بود. به استثنای معدود کلماتی مثل قسمت هایی از اسم ها و مکان ها، تالکین اطلاعات خیلی کمی در مورد زبان دورف ها نوشته است. همان طور که دورف ها زبان شان را مثل یک راز حفظ می کردند، طبیعی است که مقدار کمی از آن در نوشته ها ثبت شده باشد). منابع اصلی ما، کلماتی هستند مانند خزد-دوم (خزد در زبان آنها، به معنی دورف است) و خوزدول. و در فریاد هایی که در نبرد سر می دادند، مثل باروک خزد! خزد آی منو! ( به معنی تبر های دورف ها ! دورف ها بر فراز تو هستند! )

در زمان دوران سوم، به نظر می رسید که دورف ها به خوزدول دیدی مشابه دید الف های سرزمین میانه به کوئنیا داشتند. زبانی اصیل و قدیمی. دورف ها، بیشتر در میان خودشان، تمایل داشتند که با زبان مادری مربوط به همان منطقه ای که در آن زندگی می کردند، صحبت کنند. در حدی که نام هایشان را از همین زبان انتخاب می کردند.

دورف ها همچنین یک اسم محرمانه ی “درونی” داشتند. که احتمالا از زبان خوزدول گرفته شده است. ولی آنها در مورد اسم درونی شان بسیار حساس و پنهان کار بودند، در حدی که حتی این اسم را روی سنگ قبرشان هم نمی نوشتند.

نکات:

۱ – تالکین در مورد تلفظ اسامی دورف ها به ما اطلاعات اندکی داده. به همین دلیل، تلفظ هایی که بالاتر از آن یاد شد، تا حدی حدسی هستند و بر اساس گفته های تالکین که آواهای زبان های به جز زبان های الفی، معمولا مانند همان زبان های الفی، ترجمه می شوند. به جز یه مورد استثنا، که صدای “خ” که مثل کلمه ی ” backhand ” در تلفظ بریتانیایی، خوانده می شود.

خیم (یکی از پسران میم، دورف خُرد)

پسر میم و برادر ایبون ، آخرین باز ماندگان دورف های خرد در سرزمین میانه بودند . روزی ، وقتی که با پدر و برادرش به بیرون رفته بود ، به دست تورین و یاغیانش محاصره شدند . خیم و ایبون پا به فرار گذاشتند ولی تیری سرکش که توسط یکی از یاغیان رها شده بود به خیم برخورد کرد . وقتی که او در حال فرار کردن و بازگشت به آمون رود بود – بدون شک با کمک برادرش – به دلیل زخم مهلکی که برداشته بود قبل از این که پدرش برگردد درگذشت .

وقتی تورین و یارانش برای سکونت به خانه ی میم آمدند، خانه ای که بعد ها به خانه ی فدیه معروف شد، خیم مرده بود. کسی که به او تیراندازی کرده بود یک یاغی به نام آندروگ بود که میم او را نفرین کرد و او را مجبور کرد تا به خاطر کشتن پسرش، کمانش را بشکند.

خلد-زارام (دریاچه ی آبگین سوسو زننده)

دریاچه ی سوسو زننده ای که در دره ای در شرق کوه های مه آلود قرار داشت . وقتی که کسی به آن نگاه میکرد ، نور ستاره هایی که بر روی سطح آن بازتاب می شدند را می دید . دورین بی مرگ این مکان را برای ساختن خزد-دوم انتخاب کرد .