خانه - آرشیو نویسنده: اله سار (برگه 80)

آرشیو نویسنده: اله سار

گواهان مانوه (عقاب‌های منل‌تارما)

قله‌ی منل‌تارما در نومه‌نور وقف ارو شده بود و به دلیل سکوت عظیمش شهرت داشت. سکوتی که حتی نغمه‌ی پرندگان نیز آن را نمی‌کشست. در اصل، تنها پرندگانی که آن‌جا می‌رفتند سه عقاب بودند که از آن مکان مقدس مراقبت می‌کردند. نومه‌نوری‌ها آن‌ها نگهبانان بخت بلند برای کوه مقدس و تمام سرزمین می‌شمردند و آن‌ها را گواهان مانوه می‌نامیدند.

گرچه مردم نومه‌نور اگر می‌خواستند می‌توانستند به قله بروند عقاب‌ها پایین‌تر پرواز کرده و بر سه سنگ می‌نشستد و ایشان را تماشا می‌کردند. زمانی که شاه هر سال سه نماز را به جا می‌آورد عقاب‌ها بر فراز سرش پرواز می‌کردند.ر

رودخانه‌ی ویتی‌ویندل (رودی که در جنگل قدیمی جاری بود)

ریزآبه‌ی کوچکی از رود برندویین یا برندی‌واین که از بالای خانه‌ی تام می‌گذشت و تقریباً به جانب جنوب غربی دره‌ای می‌رفت که از میان جنگل قدیمی می‌گذشت تا در هی‌سند، نزدیک جنوب حاشیه‌ی جنگل به برندی‌واین برسد.

بیدمرد پیر در ساحل همین رود روییده بود و به دلیل قدرت خبیث وی، دره‌ی ویتی‌ویندل مخوف‌ترین جای جنگل قدیمی محسوب می‌شد. بیدمرد با قدرتی که بر درختان داشت مسافران غافل را به قلمروی خود در سواحل ویتی‌ویندل می‌کشاند.

نکته:

اسم مذکور شامل کلمه‌ی قدیمی (withy) به معنی بید است. بخش (-windle) از (wendel) می‌آید که پشتوانه‌ی تاریخی ندارد ولی تالکین در نام رودخانه‌ها از آن بهره می‌برد. مثلاً شکل انگلیسی قدیمی برای رود سیریون اسکیروندل (Scírwendel) به معنی مارپیچ درخشان بود. ظاهراً نام رود در ویتی‌ویند مستتر است. نامی قدیمی به معنی گیاهی چسبان و بالارونده که بیشتر تحت عنوان نیلوفر صحرایی شناخته می‌شود.

معبر ویتی (مسیری که کنار ویتی‌ویندل می‌رود)

مسیری که در ساحل غربی رود ویتی‌ویندل می‌رود به اعماق جنگل قدیمی می‌رسد. در انتهای شمالی آن، جاده به سمت خانه‌ی تام بامبادیل می‌رود و احتمالاً به دست خود او در جریان سفرهایش به سوی رودخانه ساخته شده بود. (گرچه درختان جنگل نیز عادت داشتند هر از گاه مسیرهای خاص خود را بسازنند.) معبر ویتی (ویتی کلمه‌ای قدیمی برای درخت بید است) در زمستان مورد استفاده قرار نمی گرفت ولی در بهار، گلدبری، دختر رودخانه، برای بازگشت به رود و آبتنی در آب‌هایش از این جاده استفاده می کرد.

خلنگ‌زار (پژمرده محل پرورش اژدهایان)

کوهستان خاکستری در مناطق شرقی خود به دو شاخه تقسیم می‌شد و دره‌ای باریک میان دو شاخه‌ی مذکور بود. در کف دره‌ی شرقی-غربی میان کوه‌ها خلنگ‌زاری بود که توسط ساکنان آن سوخته و سیاه شده بود. این خلنگ‌زار پژمرده در شمال سرزمین میانه به عنوان محل پرورش اژدهایان شهرت داشت و از آن می‌ترسیدند. زمانی اژدهایان کوهستان خاکستری و زمین‌های فراسوی آن را در اختیار داشتند و حتی در سال‌های انتهایی دوران سوم، اسماگ اژدها هنوز ساکنان شمال را می‌ترساند. اسماگ آخرین اژدهای بزرگ بود ولی می‌دانیم که انواع پایین‌تر این موجودات باقی ماندند و شاید هنوز برای بقای نژاد خود به خلنگ‌زار پژمرده برمی‌گردند.

ساحره (نامی که شرقی‌ها بر مورون گذاشته بودند)

پس از آن که هورین در نیرنائث آرنوئدیاد گم شد همسرش، مورون با وجود این که سرزمین آن‌ها تحت کنترل شرقی‌های زیر خدمت مورگوت بود، در منزلشان، در دور-لومین ماند. شرقی‌ها گمان می‌کردند مورون با الف‌ها نشست و برخاست دارد و از الف‌ها می‌ترسیدند. به همین دلیل به او عنوان «ساحره» دادند. گرچه شرقی‌ها بیشتر مایملک وی را سرقت کردند ترس آن‌ها از الف باعث شد مورون و دخترش، نیه‌نور تا زمان فرارشان از کوهستان سایه و پناه گرفتن در دوریات در امان بماند.