W

وولف (مهاجم روهان)

نجیب‌زاده‌ی جوانی که در سرزمین‌های مرزی غرب روهان زندگی می‌کرد. پدرش، فره‌کا، کوشید میان او و دختر شاه هلم پیوند ازدواج برقرار کند. وقتی نقشه‌ی او عملی نشد و به قتل رسید وولف خود را دشمن شاه خواند. وولف به مرزهای دون‌لند گریخت و از قرار معلوم او را به گرمی پذیرفتند. می‌گفتند که در خانواده‌ی فره‌کا خون دول لندی هست. وولف به مدت چهار سال در دون‌لند به قدرت خویش افزود و متحد دشمنان روهان گشت.

در سال ۲۵۷۸ دوران سوم، وقتی که ارتش روهان برای دفع حمله به شرق رفت، وولف و متحدانش از غرب حمله کردند. آن‌ها کشور را تحت تسلط گرفتند و ادوراس به دست ایشان افتاد. وولف در تالار زرین نشست و خود را شاه روهان خواند. شاه حقیقی، هلم مجبور شد در کوهستان پناه بگیرد و در زمستان طولانی که به دنبال آن از راه رسید جان سپرد. در بهار سال بعد، برادرزاده‌ی هلم، فره‌الاف، انتقام وی را گرفت. وی با گروهی کوچک به ادوراس رفت و شاه وولف را کشت. فره‌الاف با کمک گوندور، پیروان وولف را از روهان بیرون کرد و به جای عمویش هلم، به عنوان دهمین شاه حقیقی بر تخت نشست.

ستم‌دیده (معنای نام مستعار تورین، نیتان)

پس از مرگ تصادفی سائروس، تورین از دوریات، سرزمینی که در آن رشد کرده بود گریخت و مدتی در میان گروهی یاغی، بیرون از مرزهای دوریات زندگی کرد. طعنه‌ی سائروس به تورین موجبات مرگ وی را فراهم آورده بود و بنابراین تورین در میان یاغیان نام جدیدی برگزید: نیتان، یعنی ستم‌دیده

دنیای اشباح (طرف دیگر)

وجه اسرارآمیز دیگری از واقعیت که حلقه، دارنده‌ی خود را بدان می‌کشید. موجودات خاصی مانند اشباح حلقه در مرز میان دو دنیا، یعنی دنیای ما و دنیای اشباح حیاتی دوگانه داشتند. اشباح، در دنیای ما نیمه‌شکلی داشتند ولی در دنیای خود، شکل محکم‌تری می‌گرفتند. اشباح قدرت آن را نیز داشتند که دیگران را به واقعیت دنیای خود بکشند و کوشیدند با استفاده از سلاح افسون شده با فرودو چنین کنند. ظاهراً از این قدرت برای ترساندن خدمتکاران خود نیز استفاده می‌کردند. «هم‌چنین که نگات می‌کنه انگاری پوستو می‌کنه و لخت و عور ولت می‌کنه تو تاریکی اون ور.» –گورباگ در دو برج، کتاب پنجم، فصل ده.

ولی تنها اشباح و دارندگان حلقه در دنیای مذکور زندگی نمی‌کردند. الف‌ها به شکلی درخشان و منور در سمت دیگر آستانه بودند. حداقل فرودو گلورفیندل را هنگامی که خودش در نزدیکی این دنیا بود دید. بعدها گندالف گفت که چنین اتفاقی برای الف‌های برین عادی به شمار می‌رفت.

تالکین چندان جزئیاتی در مورد «سمت دیگر» ارائه نمی‌کند ولی اغلب در روایت‌هایی که در ادبیات عامه آمده بدان اشاره شده است. در داستان‌های مذکور، بسیار معمول است که پری‌ها و الف‌ها یا حتی موجودات نه‌ چندان خوشایند را نیز می‌توان دید که میان دنیای ما و قلمروی اسرارآمیز خودشان رفت و آمد دارند. در واقع، داستان‌های فوق بخشی از خاستگاه «سرزمین پریان» به شمار می‌روند و ظاهراً تصور تالکین از دنیای خیالی اشباح نیز به طریقی با داستان‌های مربوط در ارتباط است. اما در نهایت چنان اطلاعات کمی به دست می‌دهد که جز حدس و گمانه‌پردازی در باب موضوع کاری از خواننده ساخته نیست.

اشباح (موجودات روح‌مانند دنیای اشباح)

موجودات روح‌مانندی که متعلق به دنیای پنهانی اشباح بودند تا دنیای ما. مشهورترین این‌ها، اشباح حلقه بودند. انسان‌هایی که نه حلقه‌ی سائورون به دام انداخته بودشان و قربانی حلقه بودند و به اشباح تبدیل شدند.

ووزه‌ها (نام انسانی برای دروئداین)

نامی که روهیریم به مردمی مرموز و خجالتی داده بودند که در زبان الفی تحت نام دروئداین شناخته می‌شدند. گرچه تعداد آن‌ها هیچ وقت بسیار نبود در پایان دوران سوم، شمارشان به معدودی در بخش‌های جنوبی سرزمین میانه به ویژه در درووایت یائور و جنگل دروئداین در روهان، جایی که روهیریم‌ها با آن‌ها تماس برقرار کردند نقصان یافت.

در واقع، واژه‌ی «ووزه» نامی در ادبیات عامه انگلستان برای اشاره به موجوداتی ترول‌مانند و پشمالو بود که در جنگل‌ها و بیشه‌ها زندگی می‌کردند. ووزه، ترجمه‌ی تالکین برای کلمه‌ی واقعی در زبان روهیریم به انگلیسی بود. خود روهیریم چنین موجودی را ووزه نمی‌خواندند و به آن‌ها راگ می‌گفتند.