مفاهیم

آن-تنات (گونه ای از ابیات که توسط الف ها استفاده می شد)

گونه ای از ابیات الف ها که تنها مثال شناخته شده ی آن سرود تینوویل است که در زیر ودرتاپ توسط آراگورن برای هابیت ها خوانده شد. فرم کامل آن معین نیست (آراگورن گفت که «ارائه اش به زبان مشترک ما سخت بود» [۱]، بنابراین احتمالا نسخه ی ترجمه شده ی او فقط اطلاعات کمی در مورد ساختار اصلی به ما می دهد). المان Ann- از این نام معین است که معنی بلند را بر ذهن جاری می کند، اما تفسیر بقیه ی این اصطلاح دشوار است. بعضی [۲] بر این باورند که این کلمه ترکیبی از کلماتی به زبان الفی به معنای «بلند» و «کوتاه» است که نشان دهنده ی ساختار اندازه ایِ این سبک است. در صورتی دیگر، المان دوم این کلمه احتمالا به ریشه کلمه ی الفی ِ teń- مربوط می شود که در این صورت آن-تنات به این صورت معنی می شود: « خطوط بلند».

یادداشت:

  1. یاران حلقه، دشنه ای در تاریکی
  2. مشخصا، پاتریک وین و کارل. اف. هاستتر، همانگونه که در «ارباب حلقه ها : کتاب همراه خواننده» نقل قول شده است.

آنور (نام خورشید به زبان الفی)

تاریخ: اولین روز در سال اول از دوران اول (آغاز سالهای خورشید)
موقعیت: در ناحیه پایینی ایلمن
خاستگاه: قرار داده شده در جام توسط آئوله، و رها شده در آسمان توسط واردا
معنی: آتش
اسامی دیگر: آنار، خورشید، واسا
عناوین: ستاره روز، قلب آتش، زرد-سیما.

نامی برای خورشید به زبان سینداری. این نام در اسامی زیادی مشاهده می شود، مانند میناس آنور، نام اصلیِ میناس تیریت به معنای برج خورشید غروب کرده است. همچنین در نام گلی، الانور، نیز دیده می شود که به معنای ستاره ی خورشید می باشد، و شاید در عنوانی که گندالف در روی پل خزد – دوم عنوان می کند «بکاربرنده ی شراره ی آنور».
نام آنور یک کلمه ی سیندارینی است که صورت کوئنیایی آن Anar است. هر دو کلمه از ریشه ی nar- مشتق شده اند که در مورد اشیاء آتشین و یا شعله ور به کار می روند؛ بنابراین کلمه ی الفی برای خورشید را ضرورتا باید به معنای آتش ترجمه کرد.

آدویال (نور کم سوی شامگاهی)

نامی سینداری، که ترجمه ی تحت الفظی آن «دومین گرگ و میش شامگاهی» هنگام غروب قبل از شامگاه است. این کلمه همان آندومه در زبان کوئنیا است، و مردمان شایر آن را اون‌دیم می نامند. پسوند اویال به معنی «گرگ و میش» است که در اسم های امین اویال و نن اویال دیده می شود.  این اسم ها در زبان مشترک ترجمه شده به زبان شایر، به ترتیب تپه های اون‌دیم و دریاچه اون‌دیم نامیده می شوند.

هاویه (اعماق زیر آردا)

یک صدا، ژرف تر از هاویه و بلندتر از سپهر، شکافنده همچون برق چشم ایلوواتار، آهنگ باز ایستاد.

آینولینداله – سیلماریلیون

بیانی از عمق شدید و ژرف ، مغاک به عنوان یک اسم، تنها در نقل قولی که در بالا آمده است استفاده شده باشد. استفاده از آن در اینجا استعاری است اما به نظر می رسد که به مفهوم با معنایی اشاره دارد، البته یک مفهوم با یک معنی که نمی توان با اطمینان درباره ی آن صحبت کرد.

معنای آن احتمالا ریشه در طرح اولیه تالکین از آردا دارد که در آن جهان به شکل کره بود و زمین به صورت سطح صاف در مرکز آن قرار داشت. در بالای آن نیمه ی بالایی کره از لایه های مختلف هوا تشکیل شده بود. درحالیکه نیم کره پایینی با صخره و اقیانوس پر شده که همین طور تا مارتالمار (یا تالمار آمبارن که ریشه های زمین نیز نامیده شده است) ادامه دارد. تمام دنیا در این طرح توسط اقیانوس پیوسته بنام وایا احاطه شده که از پوچی و تاریکی بیرونی که جهان را فراگرفته است، محافظت می کند.
در این مفهوم هاویه میتواند ریشه های زمین در مارتالمار در دورترین اعماق زمین یا احتمالا آن بخش از وایا که زیر آن قرار دارد، باشد. این توضیح ارتباط بین هاویه و سپهر، که می تواند اوج دنیا باشد، را مشخص می کند، در بالاترین ارتفاع از سطح که نقطه ی مقابل به عنوان قطب مخالف هاویه می باشد. بسیار سخت است که بگوییم این توضیح چقدر دقیق است، به خصوص که این طرح اولیه با مفهومی که بعدها در کتاب سیلماریلیون به کار برده شده اصلا تناسبی ندارد، اما حداقل یک معنای زیربنایی شاعرانه از هاویه و سپهر می دهد.
منابعی دیگر وجود دارند که به نظر نمی رسد به آن معنایی که در آینولینداله آمده نزدیک باشند. در آهنگ فراق برن او اینگونه آواز می خواند که جهان از بین رفته و دوباره به مغاک پرتاب شده است. اما دوباره معنای مغاک بطور کامل مشخص نیست، با این حال به نظر می رسد منظور پوچی بیرونی است که قبل از ساخته شدن آردا وجود داشته است. این کلمه همچنین معمولا در داستان سقوط نومه نور استفاده می شود، اما اینجا مغاک کاملا واقعی است: شگاف گسترده واقعی در کف اقیانوس که جزیره ی نومه نور را میبلعد.

سال های نفرین شده (سال های طولانی نفرین ایسیلدور)

زمان: نامعلوم است. اما با درنظر گرفتن ارتباط بین نفرین ایسیلدور و سالهای نفرین شده میتوان فهمید که از سال ۳۴۳۰ دوران دوم (زمانی که آخرین اتحاد فراخوانده شد) تا سیزدهم مارس سال ۳۰۱۹ از دوران سوم زمانی که آراگورن مردان مرده را از نفرین رهاند، ادامه داشته است. (جمعا تقریبا ۳۰۳۰ سال)
نژاد: انسان
فرهنگ: مردان کوهستان
جایگاه: مسیر مردگان
معنی: به نظر می رسد که به نفرین ایسیلدور مربوط باشد.
دیگر اسامی: احتمالا برابر با سالهای تاریکی است.

بطور دقیق مشخص نیست اما ظاهرا به سالهای بسیاری که مردان مرده زیر دویموربرگ بودند اطلاق می شده است. نفرین ایسیلدور، برای خیانت آنها در سالهای پایانی دوران دوم باعث شد که آنها در طول دوران سوم نفرین شده باقی بمانند، تا زمانی که آراگورن آنها را از بند این نفرین رهانید و بنابراین از زاویه ی دید مردان مرده سالهای نفرین شده همان دوران سوم است.

بعضی از منابع احتمالی دیگر پیشنهاده کرده اند و آن این است که سالهای نفرین شده به سالهای تاریکی یعنی دوران دوم اطلاق می شده که سائرون بر سرزمین میانه حکمرانی می کرد. این یک توضیح بسیار خوب است (در این حالت مردان مرده طی سالهای تاریکی نبوده اند). اما با توجه به ارتباط طبیعی بین نام نفرین شده و نفرین ایسیلدور به نظر می رسد که احتمال اول صحیح تر باشد.