گ

گلنهیر (جویبار مرینگ)

جویبار کوچکی که از سرزمین های بالادست دامنه ی هالیفیرین سرچشمه می گرفت و از میان بیشه فیرین جاری می شد و پس از آن به سوی شمال و شرق و در طول دشت های روهان، جریان میافت. این رودخانه به انت واش می پیوست و پس از آن به شاخابه های بسیاری تقسیم میشد تا مصب های مردابی انت واش را تشکیل دهد. گلنهیر احتمالا بیشتر با نامی که روهیریم به آن داده بودند شناخته می شد: جویبار مرینگ. این جویبار مرزهای روهان و گوندور را مشخص می کرد و نام آن به معنی «جویبار مرزی» است که در حقیقت، بازتابی از این خصیصه جویبار است.

گلمسکرافو (غارهای درخشان)

نامی روهیریم برای غارهای درخشانی که در پشت گودی هلم و در کوه های سفید قرار داشتند و بیشتر به نام های: «غارهای درخشان» و یا (در الفی) «آگلاروند» شهرت داشتند. گلمسکرافو یک نام انگلیسی قدیمی است و به معنی «غارهای تابان» که به درخشندگی زیبای آنها اشاره دارد، می باشد. در طول جنگهای حلقه، گیملی شیفته این غارها شد و پس از جنگ، به همراه گروهی از دورفها، مهاجر نشینی در آنجا درست کرد و عنوان «ارباب غارهای درخشان» را کسب کرد.

گلامدرینگ (شمشیر تورگون و گندالف)

«گندالف، این گلامدرینگ است، دشمن کوب که پادشاه گوندولین زمانی آن را حمایل میکرد»

سخنان الروند؛ از فصل ۲ هابیت:استراحتی کوتاه

از تاریخچه ابتدایی گلامدرینگ، در حقیقت چیزی نمی دانیم. بنابر سخنان الروند، میتوان گفت که این شمشیر، زمانی بین سده دوم تا پنجم دوران اول (سده ای که گوندولین در آن وجود داشته است) ساخته شده است و اینکه توسط تورگون حمایل می شده است (تنها الفی که لقب پادشاه گوندولین را دارا بود). پس از اینکه گوندولین بنا نهاده شد، تورگون تنها دوبار در جنگها حضور داشته است: یکبار در نیرنائت آرنوئدیاد و بار دیگر در سقوط گوندولین. گلامدرینگ اورکها را، حتی تا صدها سال بعد، به وحشت می انداخته است، بنابر این میتوان نتیجه گرفت که تورگون، در هر دو جنگ، شمشیر را به طرز سبعانه ای به کار گرفته بوده است.

پس از سقوط گوندولین، گلامدرینگ تا ۶۰۰۰ سال از میان اخبار و تاریخچه ها خارج گشت. پس حتما از جنگ خشم به جان به سلامت به در برده است. هر چند، این نکته، نشان میدهد که شمشیر احتمالا در تمام طول این مدت، از بلریاند بیرون برده شده است. شاید گروهی از اورک ها آن را به شرق برده بوده اند. بیش از این نمیتوان در این مورد اظهار نظر کرد، به جز اینکه به گونه ای، در اواخر دوران سوم، به دست سه ترول که درکتاب هابیت تام،برت و بیل هاگینز نام برده شده اند، افتاده بوده است.

گلامدرینگ در غار ترول ها، توسط گندالف،بیلبو و دورف ها، در حالی که آنها در حال عبور به سمت شرق برای به انجام رساندن جستجوی اره بور بودند، یافت شد. این شمشیر از آن پس توسط گندالف محافظت شد. پس از این که الروند شمشیر را شناسایی کرد، گندالف آن را به مدت ۸۰ سال به کمر بست. گندالف، زمانی که شورای سپید در حال بیرون راندن سائورون از دول گولدور بود نیز شمشیر را به کمر داشت و در جنگ حلقه نیز آن را حمایل کرد.

مشهور است که گندالف شمشیر را در مبارزه با بالروگ بر روی پل خزد دوم به کار برد و شمشیر با او در مغاک سقوط کرد. گلامدرینگ این سقوط را تاب آورد و گندالف نیز آن را پس از بازگشت به همراه داشت، وآن را در روزهای پایانی جنگ حلقه و نیز پس از آن به کمر می بست. میدانیم که او شمشیر را هنگامی که همراه با مسافران، در اکتبر ۳۰۱۰ دوران سوم، به سوی بری راند، به کمر داشته است، اما تالکین به بعد از این تاریخ، هیچ اشاره ای نداشته است. البته ایرادی ندارد که فرض خود را برقرار بدانیم، بنابر این گندالف، همانطور که ۸۰ سال آن را به کمر بسته بود، هنگامی که در پایان دوران سوم سوار بر کشتی سپید شد نیز به کمر داشت.

ظاهر گلامدرینگ چگونه بود؟

ما اطلاعات اندکی از ظاهر گلامدرینگ داریم. رنگ شمشیر به تنهایی و بدون هیچگونه جرئیات دیگری، سفید فام توصیف شده است (یاران حلقه، کتاب دوم، فصل ۵: پل خزد دوم) زمانی که دشمنان نزدیک می شدند، شمشیر با نوری کمرنگ میدرخشید (همان فصل از کتاب یاران حلقه) و همچنین گفته شده که پس از آن که گندالف از آن برای کشتن گابلین اعظم استفاده کرد، «با شعله ای آبی» نیز میدرخشیده است (هابیت، فصل ۴: روی کوه و زیر کوه). بر روی تیغه گلامدرینگ و جفت آن، اورکریست، نوشته های باستانی (Rune) وجود داشته است که دست کم نام آن ها را بازگو می کرده است.

گلائرونگ (پدر زرین اژدهایان)

گلائرونگ نخستین اژدهایان سرزمین میانه و یکی از بزرگترین آنها بود. وی نخستین بار درسال ۲۶۰ دوران اول از آنگباند خارج شد، اما در آن زمان هنوز نابالغ بود و نولدور، تحت فرماندهی فین گون، توانستند او را عقب برانند.

گلائرونگ، در داگوربراگولاخ و نیرنائت آرنوئدیاد، طلایه دار سپاه مورگوت بود و در این زمان وی کاملا بالغ و قدرتمند گشته بود. او آشوب و خرابی های بسیاری را را در دو جنگ یاد شده به بار آورد. در نیرنایت، وی توسط دورف های تا دندان مسلح و سنگین زره به آنگباند عقب رانده شد، هر چند که ارباب دورف ها، آزاگال، در این نبرد کشته شد.

گلائرونگ حمله مورگوت به نارگوتروند را رهبری کرد و آنجا بود که نخستین بار به تورین برخورد. او در تالارهای فینرودفلاگوند مدتی مقیم شد، اما در نهایت، بالاجبار به دنبال تورین رفت. وی در جنگلهای بره تیل، بوسیله شمشیر سیاه تورین،گورتانگ، کشته شد.