گ

گذرگاه (راهی بین اوزگیلیات و پله‌نور)

راهی که از اوزگیلیات به سمت غرب و به راماس اخور، دیواری که دشت های پله‌نور را محاصره میکرد، کشیده میشد. محل تلاقی راه با دیوار با دو برج محافظت میشد که به قلعه های گذرگاه معروف بودند، از آنجا راه به سمت میناس تیریت میرفت. در گذشته، گذرگاه یکی از اصلی ترین شاهراه‌های گوندور بوده است که از پایتخت به اصلی ترین دژ در میناس آنور میرفت. در زمان جنگ حلقه، وقتی گذرگاه آندوین به دست دشمن افتاد، شاه جادو پیشه از این گذرگاه نیروهای خود را عبور داد و میناس تیریت را محاصره کرد.

گاو های وحشی آراو (گاو های افسانه ای دریاچه رون)

گاوهایی که در سرزمین های اطراف دریاچه رون می زیستند و جسور تر و وحشی تر از هز گونه ای از نژادشان بودند. افسانه ها  می گویند که آنها را اورومه، شکارچی والار به سرزمین میانه آورد، و به همین دلیل آنها را گاو های آراو می نامند. (آراو از نام سیندارین ارومه گرفته شده).

این گاو ها به شکار های وروندیل شکارچی،جد کارگزاران گوندور، معروف بودند. او بود که شاخ یکی از این گاو ها را قطع کرد و آن را به شکل کرنای یک شکارچی شکل داد، که بعد از او به دست پسرش رسید و نسل به نسل در بین تمام کارگزاران گوندور، از پدر به پسر بزرگتر تحویل داده می شد. آخرین وارث این شاخ که آن را به کار می برد، بورومیر بود که در نبردش با اورک ها در آمون هن، شاهد شکافته شدن شاخ به دو تکه بود.

بلندی های گورپشته (تپه های ارواح منطقه تایرن گورتاد)

تپه‌هایی در شرق منطقه شایر که محل نگهداری دفینه های انسانی بود. در عهد سلطنت آنگمار موجودات شریر در میان این تپه‌ها سکنی گزیدند و برخی از آنها تا زمان جنگ حلقه‌ها در آنجا حضور داشتند.

گیریون (نیای ثروتمند بارد کمانگیر)

یکی از اربابان شهر دیل که از مصاحبت و دوستی دورف های اره بور بهره مند بود. گیریون (۱)، ارباب ثروتمندی بود؛ گفته شده که در زمان او دیل شهری مملو از صلح و صفا بود. او مالک گردنبندی معروف بود که گفته شده از پانصد قطعه زمرد سبز ساخته شده بود و او این گردنبند را در ازای دستمزد ساخت یک زره شگفت انگیز (۲) برای بزرگترین پسرش، به دورف ها بخشید. دوران شکوهمند فرمانروایی گیریون با حمله ناگهانی اسماگ اژدها به اره بور، به طرز غافلگیرانه ای به پایان رسید. شهر دیل ویران شد و گیریون نیز کشته گشت، اما همسر و فرزند کوچکتر او توانستند از طریق رود جاری (رانینگ) به ازگاروث بگریزند (۳). آنها و اعقابشان در ازگاروث ماندگار شدندتا نزدیک به دویست سال بعد، نواده گیریون، بارد، موفق شد که اژدها را به قتل رسانده و شهر آباء و اجدادی اش دیل را، از نو بنا نهد.

یادداشت ها:

  1. به نظر میرسد «گیریون» نامی الفی باشد و شامل عنصر «گیر» به معنی «لرزش» یا «ارتعاش» است. بر ما معلوم نیست که چنین کلمه ای چگونه می تواند با «ارباب دیل» مرتبط باشد و ممکن است تالکین تعبیر خاصی را برای این نام، منظور نکرده باشد.
  2. گفته می شود که این زره از نقره خالص ساخته شده بود، با این حال، از فولاد بسیار قویتر به نظر می رسیده است. از این تعابیر میتوان فهمید که در حقیقت، این زره از «میتریل» ساخته شده است که این عنصر را همچنین با نام «نقره حقیقی» نیز می شناخته اند.
  3. عناوین و اسامی خانواده گیریون، بر ما نامعلوم است، اما می دانیم که او حداقل دو پسر داشته است (چرا که گفته شده «پسر بزرگتر زره شگفت انگیز را بر تن میکرد»). در موضوع فرار از دیل، گفته شده که فقط همسر و فرزند او یارای گریز داشتند (رجوع کنید به هابیت، فصل آتش و آب). این نکته میتواند اشاره ای باشد به آنکه این فرزند، پسر جوانتر او بوده است (احتمالا پسر بزرگتر به همراه پدرش، در سقوط دیل از دست رفته باشد).