خانه - آرشیو نویسنده: اله سار (برگه 54)

آرشیو نویسنده: اله سار

گیل استل (ستاره‌ی امید یا انتظار)

پس از آن که ائارندیل و الوینگ به آن طرف دریا سفر کردند. آنها که در سرزمین میانه حضور داشتند شاهد عروج یک ستاره‌ی جدید و درخشان در غرب بودند. این سیلماریل بود که ائارندیل آن را بر پیشانی خود بست و همراه خود با کشتی اش به بالا برد. این در سرزمین میانه نشانه ای بود که والار سرزمین های بیرونی را ترک نکرده اند. نامش گیل استل بود ، به معنی ستاره‌ی امید(یا انتظار). این انتظار مدتی بعد به سر رسید. زمانی که والار بر ضد مورگوت در انگباند لشکر کشی کردند و سرانجام او را در جنگ غضب شکست دادند.

موهبتی که به انسان ها عطا شده است (مرگ)

مرگ: نعمتی که ایلوواتار به فرزندان کوچکتر خود داده است تا به وسیله‌ی آن بتوانند از حصار دنیا رهایی یابند و به ماورای آن سفر کنند. پس از مرگ ، انسان های فانی در سالن های ماندوس جمع شدند و سپس از این دنیا به جایی رفتند که برای همه ، حتی برای والار ناشناخته بود. در حالی که تمام موجودات ، حتی خود والار در حصار این دنیا و سرنوشت آن محدود بودند. این هدیه‌ی ارزشمند ، انسان ها را از این سرنوشت رهایی بخشید و به آنها اجازه داد همانگونه که دوست دارند زندگی کنند.

انسان ها که باهوش ترین نژاد ها بودند طبق این نعمت بزرگ ، مرگ را ملاقات کردند . وهنگامی که زمان آن فرا می رسید آنها خودشان با خوشحالی آن را می پذیرفتند. ما نمونه ای از آن را مشاهده می کنیم. برای مثال ، در اولین پادشاهان  نومنور و همچنین در آراگورن که در انتهای دوران زندگی خود این هدیه را پذیرفت. اگرچه برای بیشتر انسان ها مرگ توسط مورگوت لکه دار شده بود و آنها به جای در آغوش کشیدن ، آن را با ترس می پذیرفتند. این ترس در آخرین روز های حکومت نومنور به اوج خود رسید. زمانی که عمر طولانی هم برای نومنوری ها کافی نبود. انسان های عاقل تمام تلاش خود را انجام می دادند تا از مرگ فرار کنند. در پایان نیز این ترس منجر به نابودی نومنور شد. هنگامی که آر فارازون به یک نبرد دریایی با سرزمین های فنا ناپذیر پرداخت . زیرا تصور می کرد که آنها رمز زندگی جاودان را در اختیار دارند.

غول ها (مردانی غول پیکر همچون هیولا ها)

شاید از مرموزترین گونه ها در سرزمین میانه باشند. تالکین در مورد غول ها بسیار مختصر اما به قدر کفایت حرف زده است. تا نشان دهد که آنها در دنیای آردا وجود داشته اند.

ارواح (ارواح غیر مادی)

ارواح بدون جسم که عمدتا به انسان های مرده اشاره دارد. خصوصا آنهایی که به جای عزیمت و دنبال کردن سرنوشت طبیعی شان ، به واسطه‌ی شرایط محیطی غیر معمولی حبس شدند. از ارواح در داستان های تالکین نام برده شده است اما بیشتر به شکل نمادین و یا به شکل تشبیهی. برای مثال هنگامی که هورین در دوره‌ی اول  ،دوران حبسش را در انگباند به پایان رساند ، آنهایی که او را دیدند ، تصور کردند که او یک جنگجوی شبح مانند است که در حال بازگشت از مرگ می باشد. (اگرچه او حقیقتا زنده بود) این نشانگر آن است که ساکنان سرزمین میانه وجود ارواح را یک حقیقت ساده می پنداشتند.

ه ندرت پیش می آید که ارواح، بی پرده در جایی پدیدار شوند.  برای مثال، پس از آن که گورلیم به باراهیر ، پدر برن خیانت کرد. برن خواب دید که روح گورلیم در کنار یک دریاچه پیش او آمد و به خیانت خود اعتراف کرد. اگرچه این تنها یک خواب بود اما در واقع رویدادی واقعی به حساب می آمد. اگرچه کاملا مبهم بود اما این می بایستی تا حدی از منابع ماوراء الطبیعه سرچشمه گرفته باشد.

انواری ناشناس که در باتلاق مردگان دیده می شد ، به نظر می رسد همان چیزی بود که ارواح نامیده می شد. البته در مورد آنها دلایل کمی وجود دارد که بتوان تصور کرد که آنها ارواح همان هایی هستند که در باتلاق مرده اند. به نظر می رسد آنها بیشتر یک خاطره‌ی روح مانند و یا اثری باشند از کشتار عظیمی که در آن منطقه روی داده بود.

نه تنها انسان ها ، بلکه آنهایی هم که در ردیف آینور بودند ، چیزی شبیه به روح داشتند که می توانست آزاد شود. لوتین در رویارویی با سارون، تهدید می کند که اورا از کالبد جسمانی اش محروم می کند و به سان یک روح نزد مورگوت می فرستد. ظاهرا سارون این تهدید را جدی گرفته . بنابراین ما باید فرض  کنیم که او می توانسته از یک روح ساخته شده باشد.(درواقع ، از یک منظر، این دقیقا همان چیزی است که پس از سقوط بارادور برای او رخ داد.)

بیشتر ارواح در داستان های تالکین آنهایی هستند که در مسیر های مردگان و در زیر کوهستان اشباح ساکن بودند. به واسطه‌ی نفرین ایزیلدور ارواح انسان ها در سرزمین میانه نگاه داشته شد. آنها محکوم شده بودند به سرگردانی در کوه های سفید تا زمانی که به پیمانشان عمل کنند. هنگامی که در جنگ حلقه آراگورن آنها را آزاد کرد ، انها در میان باد ها محو شدند و سرانجام توانستند سرنوشت خود را دنبال کرده و به خدمت ماندوس و فراتر از آن سفر کنند.