خانه - آرشیو نویسنده: 3DMahdi (برگه 22)

آرشیو نویسنده: 3DMahdi

گوهر آرکن (قلب کوه اره بور)

«مثل یک گوی بود با هزار وجه تراش خورده؛ مقابل نور آتش مثل نقره میدرخشید، مثل آب در برابر آفتاب، مثل برف زیر نور ستاره ها، مثل باران جلوی مهتاب!»

هابیت – فصل ۱۲: خبرهای داخل

گوهر بزرگی که مدتی پس از تاسیس قلمرو دورفها در اره بور،توسط تراین اول در اعماق کوه کشف شد و بازماندگانش آن را قلب کوه نامیدند. دورفها تمام مهارت خود را برای تراش دادن آن به جواهر چند وجهی استفاده کردند. جواهری که نه تنها با نور کمرنگ خود میدرخشید، بلکه وقتی نور بر آن تابیده میشد آنرا به ده هزار پرتو سفید و ته مایه ای از رنگین کمان تبدیل میکرد. جواهر سنگین بود اما کوچک بود. بیلبو میتوانست آنرا با یک دست بگیرد اما نه آنقدر کوچک که بتواند دستش را ببندد.

در قرن های پس از آن، گوهر آرکن به عنوان میراث پادشاهان خاندان دورین دست به دست میشد.جواهر توسط پسر تراین به کوهستان خاکستری برده شد اما ترور  آن را به تالار بزرگ تراین در اره بور بازگرداند. وقتی اسماگ اره بور را ویران کرد، گوهر در میان جواهرات به غنیمت گرفته شده توسط او گم شد.

سالها بعد وقتی تورین گروه دورفها را برای باز پس گیری شهر قدیمی رهبری کرد، بیلبو بگینز گوهر آرکن را یافت و آنرا نزد خود نگه داشت. وقتی مردم شهر دریاچه و الفهای جنگلی برای طلب سهم از گنجینه اژدها پیش آمدند بیلبو گوهر را به آنها داد تا بتوانند به کمک آن با تورین معامله بکنند. پس از نبرد پنج سپاه و زمانی که تمام دشمنی ها به فراموشی سپرده شد، بارد قلب کوهستان را بر روی سینه تورین در مقبره اش قرار داد. بنابراین، حدود هزار سال پس از کشف آن توسط تراین اول، گوهر آرکن بار دیگر در اعماق تنها کوه دفن شد.

یادداشت:

واژه آرکن از واژه انگلیسی قدیمی به نام eorcan می آید که به معنای مقدس می باشد که عجیب به نظر می رسد. با اینکه جواهر زیبا و برای دورفها مهم بود، اما به نظر نمیرسد گوهر آرکن «مقدس» باشد. اینطور برداشت میشود که این نام را از نام Eorclanstánas(سنگ مقدس) که نام سیلماریل در انگلیسی قدیمی است گرفته شده باشد.

آرمیناس (همراه گلمیر)

او و گلمیر دو پیغام رسانی بودند که در دوران اول توسط گیردان به نارگوتروند فرستاده شدند. پیام آنها که می گفت پل بزرگ نارگوتروند باید ویران شود نادیده گرفته شد که به نابودی دژ توسط گلائرونگ منتهی شد.

آرنور (پادشاهی شمالی دونه داین)

آرنور توسط الندیل در آخرین سال دوران دوم بنیان نهاده شد. آرنور پادشاهی بزرگ انسانها در شمال سرزمین میانه بود. این سرزمین بین کوهستان مه آلود در شرق و کوهستان آبی در مرزهای لیندون در غرب قرار دارشت و شامل محدوده ای میشد که سالها بعد شایر در آن بنا شد. پایتختش آنومیناس در دریاچه نن اویال بود.

الندیل در سال ۳۴۴۱ دوران دوم در محاصره  باراد-دور کشته شد و پسر بزرگش ایسیلدور، که فرمانروایی را به عهده گرفته بود، دو سال بعد به همراه سه پسر بزرگش در سفر بازگشت از سرزمین های جنوبی، در فاجعه دشت های گلادن کشته شدند. والاندیل، کوچکترین پسر ایسیلدور، به جنگ نرفته بود و در ریوندل محافظت میشد. او سومین پادشاه آرنور به حساب می آید، هرچند که ایسیلدور هرگز به تخت آن تکیه نزده بود.

دهمین و آخرین پادشاه آرنور ائارندور بود پس از مرگش در دوران سوم ۸۶۱ هر سه پسرش دعوی جانشینی میکردند. این درگیری منجر به تقسیم شدن آرنور به سه قسمت جداگانه اما مرتبط آرتداین، کاردولان و رودائور شد. آلمایت اهل فورنوست، پسر بزرگ ائارندور، پادشاه آرتداین شد و به عنوان وارث بر حق خاندان ایسیلدور شناخته می شود.

آرود (اسب لگولاس وگیملی)

اسب روهانی که اسمش چابک معنی میشود.  آرود بعد از از دست دادن سوار اصلی اش توسط ائومر به لگولاس داده شد و او به ارباب جدیدش در طول جنگ حلقه با صداقت خدمت کرد. در اغلب اوقات آرود دو سوار را حمل میکرد، چرا که لگولاس توسط دوستش گیملی همراهی میشد.