خانه - آرشیو نویسنده: 3DMahdi (برگه 30)

آرشیو نویسنده: 3DMahdi

آره دل (بانوی سپید نولدور)

زمان: در زمان دو درخت در والینور به دنیا آمد و در سال ۴۰۰ دوران اول کشته شد.

نژاد: الف

بخش: نولدور

خاندان: خاندان فین گولفین

معنی: آره دل به معنی الف نجیب می‌باشد. آر- فینیل به معنای بانوی سپید (اهل نولدور) می‌باشد.

عناوین: آر-فینیل، بانوی سپید گوندولین، سپید، بانوی سپید نولدور

وی خواهر فینگون و تورگون بود، آره دل در سرزمین‌ نامیرایان به دنیا آمد و آنجا به قامت، بلند و به قدرت، قوی شد. رنگ روشن پوستش و موهای تیره‌اش از مشخصه‌های او بودند. او لباس‌هایی به رنگ نقره ای و سپید بر تن می‌کرد و اینچنین بود که به بانوی سپید نولدور مشهور شد. او در سرزمین‌های والار پرسه می‌زد و قبل از تاریکی والینور (نابود شدن دو درخت) به همراه خویشانش، فرزندان فئانور، به شکار می‌رفت

زمانی که نولدور آمان را به مقصد سرزمین میانه ترک گفتند، آره دل نیز به همراه آنان سفر می‌کرد و برای مدتی در نوراست به همراه برادرش، تورگون، اقامت داشت. بعد از اینکه گوندولین ساخته شد، به همراه بقیه‌ی مردم تورگون به آنجا رفت. برای کسی که در دشت‌های بزرگ و وسیع والینور در روزهای دو درخت به نخجیرگری می‌پرداخت، دره‌ی پنهان توملادن به نظر محدود می‌رسید و در نهایت با اینکه تورگون از این مسئله ابا داشت، آره دل گوندولین را ترک گفت.

تورگون کسانی را فرستاد تا سواره همراه آره دل باشند و فرمود که او را به الحاح نزد فینگون در هیت لوم ببرند؛ اما به جای اینکه به سوی هیت لوم رود، به غرب راند تا دوستانش، پسران فئانور را بیابد. با جدا شدن از همراهانش، به هیملاد آمد و به جنگل سحر شده‌ی نان الموت وارد شد، جایی که ائول، الف تاریک را یافت.

ائول، آره دل را به همسری برگزید و آره دل در زیر درختان تیره‌ی جنگل، پسری برای ائول به دنیا آورد، کسی که، مایگلین، نام داشت. ائول از نور روز متنفر بود و از این رو برای مدت حدود یک قرن، آره دل در زیر درختان تیره‌ی نان الموت اقامت گزید. سرانجام او تصمیم گرفت که شوهرش را ترک کند و سوی برادرش در گوندولین بازگردد. وی صبر کرد تا ائول از تالارهای خانه‌اش دور شود. آره دل، پسرش، مایگلین را برداشت و قصد سفر به گوندولین کرد.

وقتی آنها به گوندولین رسیدند، تورگون با خواهر و خواهرزاده‌ی جدیدش با روی خوش، برخورد کرد، اما دیری نپایید که متوجه شدند که ائول زودتر از موعدی که آن‌ها حدس زده بودند، به تالارهای خانه‌اش بازگشته است. ائول راه آن‌ها را دنبال کرد و به شهر پنهان رسید. با توجه به اینکه تورگون قانونی نهاده بود مبنی بر اینکه اگر کسی به این شهر راه یافت، دیگر نباید گوندولین را ترک کند، به ائول حق انتخابی داد: یا داخل دیوارهای تورگون بماند یا اینکه بمیرد. ائول عصبانی شد، مرگ را برای خودش و فرزندش، مایگلین، انتخاب کرد. ائول زوبینی زهرآلود را به سمت پسرش پرتاب کرد؛ اما آره دل خود را در برابر زوبین سپر کرد و نیزه او را زخمی کرد و پس از مدتی کشته شد.

اینگونه بود پایان بانوی سپید نولدور. تورگون، ائول را به مجازات جنایتی که کرده بود، به قتل رساند، اما پسر آره دل، مایگلین، در گوندولین ماند و آن شهر به واسطه خیانت وی بود که در نهایت نابود شد.

آردامیر (از نوادگان شجره‌ی سلطنتی نومه نور)

پسر آکسانتور که در قرون ابتدایی تاریخ نومه نور می‌زیسته است. آردامیر که نامش به معنی جواهر دنیا است، فرزندِ نوه‌ی واردامیر نولیمون، دومین پادشاه نومه نور می‌باشد؛ بنابراین او می‌توانست ادعا کند که بطور مستقیم از نسل الروس، تار- مینیاتور، است. اینکه آردامیر نیز از خود نوادگانی داشت را مطمئن هستیم، اما در تاریخ، جزئیات اسامی و کارهایی که ایشان کرده‌اند، نیامده است.

آردا (دنیا)

arda

صورت آردا قبل از پایان دوران اول (بعضی از مکان‌ها حدسی هستند[۱])

در زبان روزهای گذشته، «آردا» جهان و هر آنجه در آن است را مشخص می‌کرد. آردا توسط نغمه‌ی آینور ساخته شد تا مکانی برای اقامت فرزندان ایلوواتار (که انسان‌ها و الف‌ها هستند) باشد.

در ابتدا بسان دنیایی صاف بود، قاره‌هایی که در نقشه‌ی بالا نشان داده شده‌اند، توسط اقیانوس عظیمی بنام اکایا یا دریای محیط محاصره شده‌اند و توسط دریای بله گایر که دریای بزرگ نیز نامیده می‌شد، از هم جدا شده‌اند. در دوران اول، مناطق شمال و غرب سرزمین میانه، بلریاند نامیده شده بود، اما این منطقه طی آشوب‌های جنگ خشم از بین رفت.

در دوران دوم، جزیره‌ی نومه نور در دریای بزرگ از آب بیرون آمد تا مسکنی برای اداین شود. این جزیره تقریبا در بیشتر سال‌های دوران دوم وجود داشت، اما طی سقوط نومه نور، به عنوان نتیجه ای برای غرور مردم نومه نور در تحریک برای سفر به آمان در غرب و نادیده گرفتن منعِ والار (والار نومه نوری‌ها را از کشتی رانی به غرب منع کرده بودند) آن جزیره نیز نابود شد.

بعد از نابودی نومه نور، شکل آردا تغییر یافت و انحنا پیدا کرد (اگر بخواهیم با المان‌های جدید بیان کنیم می‌توان گفت آردا کروی شد). آمان از دنیا بیرون رفت و تنها الف‌ها می‌توانستند از راه مستقیم، که به آن‌ها اجازه داده شده بود از آن مسیر به آمان بیایند، به آن دسترسی داشته باشند همانگونه که آمان از دنیا بیرون آمد، سرزمین‌ها و قاره‌های جدیدی ساخته شدند. بعد از دوران دوم دنیا به صورتی که ما امروز آن را می‌شناسیم، در آمد.

یادداشت:

  1. نقشه ای از آردا که در اینجا به نمایش درآمده است، بر طبق نقشه‌های چهارم و (مخصوصا) پنجم که توسط کریستوفر تالکین در جلد چهارم تاریخ سرزمین میانه آورده است، می‌باشد. این نقشه‌ها به زمانی بر می‌گردد که تالکین در فازهای ابتدایی اسطوره شناسی‌اش بوده و در موارد کمی، نامگذاری های ابتدایی، بروز شدند. (مثلا نقشه‌ی پنجم به منطقه ای که در کتاب سیلماریلیون به نام آواتار شهره است، اشاره دارد؛ که نام قبلی‌اش آروالین بوده است).
    نکته‌ی اصلی این حدسیات روی این نقشه در جایگذاری ارد لوین و اوروکارنی مطرح است. در حقیقت، نقشه پنجم این مناطق کوهستانی را نامگذاری نکرده است، اما نقشه‌ی چهارم این مناطق را به ترتیب به نام‌های کوهستان آبی و کوهستان سرخ نامگذاری می‌کند. همین طور، کوهستان کشیده شده به سمت جنوب، از سمت هلکار، به سوی اقلیمی بدون نام در جنوب، احتمالا متناظر تصوری قدیمی از کوهستان خاکستری است (که هیچ ربطی به منطقه ای در شمال با همین نام ندارد).
    مهم است بیاد داشته باشیم که نقشه‌های اصلی ای که این نقشه بر اساس آن‌ها کشیده شده است، مربوط به قبل از نوشتن داستان‌های دوران سوم می‌باشند و کاملا متناسب با جغرافیای سرزمین میانه در سالهای آتیِ آن نیستند. به طور خاص، منطقه کوچکی که در شمال نشان داده شده است، باید بزرگتر از اندازه فعلی باشد تا بتواند تمام سرزمین هایی را که تالکین بعد ها در این منطقه توصیف می کند در بر بگیرد.

آرد- گالن (نام پیشین آنفائگلیت)

زمان: تبدیل شده به صحرا در داگور براگولاخ در سال ۴۵۵ دوران اول

موقعیت: شمال بلریاند، بین دورتونیون و آنگباند

معنی: ناحیه ی سبز

اسامی دیگر: بعد از براگولاخ، این دشت به آنفائگلیت شهرت یافت.

دشتی وسیع و سبز بین مرز شمالی بلریاند و استحکامات مورگوت در آنگباند، بوده است. توسط شراره های آتش داگور براگولاخ نابود شد، و به آنفائگلیت تغییر نام داد.

آرکیریاس (پسر کوچکتر تلومختار اومبارداکیل)

پدرِ آرکیریاس، شاه تلومختار اومبارداکیل بود. وی بیست و هشتمین حاکم گوندور بود. حکمرانی گوندور، پس از تلومختار به برادر بزرگتر آرکیریاس رسید، کسی که شاه نارماکیل دوم لقب گرفت، اما تاریخ نشان می دهد که نوادگان آرکیریاس نیز مهم شدند. پسرِ نوه ی وی، ائارنیل، بود که یکی از ژنرال های مهم ارتش گوندور شد. پس از نبردی فاجعه آمیز، زمانی که سرزمین بدون پادشاه و وارث باقی ماند، این ائارنیل از نسل آرکیریاس (بنابراین از شجره ی سلطنتی) بود که شورا به او اجازه داده تا پادشاهی بر عهده ی او قرار گیرد.