ن

نارکوئلیه (دهمین ماه سال، در شمارش کارگزاران)

دهمین ماه سال در شمارش کارگزاران گوندور، بعد از یاوی‌اره (جشن برداشت) و قبل از هی‌سیمه. در تقویم امروزی بین ۲۲ سپتامبر و ۲۱ اکتبر قرار می‌گیرد.

نارن ای هین هورین (حکایت فرزندان هورین)

حکایت فرزندان هورین، افسانه‌ی بلندی از زندگانی رنج‌افزا و و جان‌سوز تورین تورامبار و خواهرش نیه‌نور نی‌نیل می‌باشد و نام آن گه‌گاه به صورت Narn i Hîn Húrin بیان می‌شود.[۱]

حکایت از زمان نبرد اشک‌های بی‌شمار آغاز می‌شود که در آن، مورگوت هورین دستگیر کرده و به آنگباند برد. هورین از فرمانروای تاریکی سرپیچی کرد و بنابراین مورگوت او و خانواده‌اش را نفرین کرد. هورین را بر قله‌ی تانگودودریم به زنجیر کشید تا شاهد ثمرات این نفرین رعب‌آور باشد.

آن زمان همسر هورین‌، مورون، همراه پسرش تورین و در حالی نیه‌نور را در بطن خود داشت در دور-لومین زندگی می‌کردند. مورون برای حفاظت از پسرش او را برای پرورش به نزد شاه تین‌گول در دوریات فرستاد، و بنابراین داستان سوزناک و اتفاقاتی که مردم تمام حکومت‌ها در سرتاسر بلریاند را تحت تأثیر قرار داد آغاز گشت.

نفرین مورگوت ویرانی عظیمی را به بار آورد: در تبعید از دوریات، تورین سرزمین‌ها را زیر پا ‌می‌گذاشت و رد پای ویرانی از وی به جا می‌ماند. از ثمره‌ی اعمال وی، نارگوتروند ویران شد و غارت گشت و به‌لگ نیز کشته شد. با این حال، داستان تورین، داستان شجاعت و از خودگذشتگی است و خود تورین، به عنوان‌ فرمانده‌ی دور-کوارتول و کشنده‌ی گلائرونگ اژدها معروف شد.

نهایتاً، چون دست آخر فرزندان هورین هر یک جداگانه به سرنوشت هولناک و غیر قابل اجتناب خود مبتلا می‌شوند حکایت به تلخی  پایان می‌گیرد. سرنوشتی که نفرین مورگوت بر ایشان جاری ساخته بود.

 


[۱] تلفظ لغت Chîn به معنای فرزندان در عنوان همچنان مورد سؤال است. شکل اصلی مقرر شده توسط کریستوفر تالکین، هنگام بازبینی کتاب افسانه‌های ناتمام Hîn بود که برای شفاف کردن تلفظ انجام پذیرفت. ولی در واقع شکل اصلی Narn i Chîn Húrin بود و همین نسخه‌ی در ویرایش مجدد The Children of Húrinمد نظر قرار گرفت.

با این همه، تلفظ مورد تردید نیست چرا که هر دو کلمه‌ی Hîn و Chîn به هنگام تلفظ با صدای “CH” در گویش اسکاتلندی می‌باشد (و در زبان الفی همراه با تکیه‌ی خمان نوشته می‌شود.)

نارماکیل دوم (قربانی زود هنگام ارابه سواران)

پادشاه گوندور، جانشین تلومختار اومبارداکیل که توسط ارابه‌سواران در نبرد دشت‌ها کشته شد.[۱]


[۱] ریشه‌ی کلمه‌ nar است که تحت‌اللفظی معنای «آتش» یا «شعله» می‌دهد اما معمولاً به طور تلویحی به خورشید اشاره دارد یا به رنگ سرخ. بنابراین «شمشیر سرخ» یا «شمشیر خورشید» به عنوان معنای ثانوی منطقی به نظر می‌رسد. اما فارغ از این موارد، محتمل است از روی سومین نفر از خاندان پادشاهان یعنی نارماکیل اول نیز گرفته شده باشد.

نارماکیل اول (وارث آتاناتارِ پر افتخار)

نارماکیل اول، فرزند آتاناتارِ دوم الکارین، وارث پادشاهی گوندور بود در زمانی که پادشاهی جنوب در بالاترین قدرت و ثروت خود قرار داشت. او پادشاه بزرگی نبود و در حقیقت، اندکی بعد، از نقش خود خسته شد. سال ۱۲۴۰ دوران سوم، تنها چهارده سال بعد از سلطنت، حکومت گوندور را به برادر زاده‌ی خود مینالکار سپرد. مینال‌کار در هنگام سلطنت ظاهری نارماکیل، نقش نایب‌السلطنه بر عهده داشت.

مینال‌کار مردی قدرتمند و پر توان از آب در آمد، کسی که شرقی‌ها را تار و مار کرد، مرزهای گوندور را تقویت کرد و ارتباط با همسایگان خود را افزایش داد. با این حال جایی ثبت نشده که عموی او چندان نقشی در مجاهدت‌های بزرگ مینالکار داشته باشد. در حقیقت او را بیشتر به دلیل آن که دومین پادشاه بی‌فرزند گوندور بوده است، می‌شناسند. اولین پادشاه، تارانون فالاستور در قرن دهم بود.

نارماکیل اول شصت و هشت سال در مقام پادشاهی گوندور نشست و پنجاه و چهار سال آن مینالکار نایب‌السلطنه‌ی او بود. نارماکیل، بدون فرزند مرد و کوچک‌ترین برادرش کالماکیل جانشین او شد.

نارگوتروند (دژ پنهان کنار رودخانه ناروگ)

دژ مستحکم و قلمروی پادشاهی فینرود فلاگوند، که با تقلید از تالارهای منه‌گروت در دوریات توسط او ساخته شد. دژ نارگوتروند زیر صخره‌های تائور-ان-فاروت حجاری و کنده شده بود و تنها راه دسترسی به آن راه باریکی بود که در حاشیه‌ی بالایی رودخانه ناروگ ساخته بودند.

مگر در اواخر تاریخش، هیچ پلی روی رودخانه‌ی این دژ ساخت نشده بود، مدت طولانی دژ را از مورگوت پنهان نگاه داشتند و سال‌ها فینرود، خردمندانه آن را اداره می‌کرد. وقتی در جستجوی سیلماریل شکست خورد، برادر او اورودرت، پسران غاصب فئانور، کله گروم و کوروفین را تبعید کرد و پادشاه نارگوتروند شد.

زمین‌های شمالی دژ، جزیی از قلمروی پادشاهی محسوب می‌شدند و مردم نارگوتروند مراقبت بی‌وقفه‌ای از زمین‌های علف‌زار شمال انجام می‌دادند، زمین‌هایی که نام آن تالات دیرنن یا زمین محافظت شده بود.

وقتی تورین در نارگوتروند ساکن شد، الف‌ها را متقاعد ساخت که سیاست پنهان‌کاری‌شان را به حملات آشکار بر ضد نیروهای مورگوت تغییر دهند. بنابراین فرمانروای تاریکی محل شهر را کشف کرد و سپاهی را تحت فرماندهی گلائرونگ اژدها برای غارت و نابودی آن فرستاد.