ن

ناریا (حلقه آتش)

یکی از سه حلقه الفی، که حلقه سرخ یا حلقه آتش نامیده می‌شد. در اصل گیردان کشتی‌ساز حامل آن بود ولی هنگامی که گندالف به سرزمین میانه آمد آن را به او داد.[۱]



[۱] ya در انتهای کلمه معمولاً نشان‌دهنده‌ی صفت است، بنابراین nár به معنای آتش در narya  آتشین معنی می‌شود. با این حال، در آلداریون و ارندیس (داستان‌های ناتمام سرزمین میانه و نومه‌نور، بخش دوم) تالکین ظاهراً از ya برای پایان مصغر استفاده می‌کند، بنابراین ثانویه‌ی «آتش کوچک» نیز دور از انتظار نیست.

ناروینه (نخستین ماه سال)

اولین ماه در تقویم آدمیان سرزمین میانه که در تقویم فعلی، تقریباً با ژانویه ( اگر دقیق‌تر بخواهیم بین ۲۳ دسامبر تا ۲۱ ژانویه) برابر است. این نام معنی «سال نو» (یا به شکل تحت‌اللفظی «خورشید جدید») می‌دهد.

ناروی (سازنده درهای دورین)

صنعتگر بزرگ دورف‌ها، کسی که در اوج دوران قدرت خزد-دوم کار و زندگانی داشت. ناروی، رابطه‌ی دوستانه‌ای با کله‌بریمبور که از بهترین صنعتگران همسایه، اره‌گیون بود برقرار کرد. هر دوی آن‌ها شگرف‌ترین دست‌آوردها را برای پادشاه دورین سوم خلق کردند و آن چیزی نبود مگر درهای دورین که دروازه‌ی غربی موریا را محافظت می‌کرد.

نارسیلیون (ترانه‌ی خورشید و ماه)

ترانه‌ای که توسط نگارنده‌ای نامشخص تصنیف شده و داستان پدیدار شدن خورشید و ماه را از آخرین گل و میوه دو درخت والینور بیان می‌کند.[۱] جز صرف بودن نارسیلیون، هیچ یادداشتی از آن باقی نمانده و بنابراین نمی‌توان از مضمون آن اطمینان داشت اما به نظر می‌رسد که حداقل، ترتیب روشنایی‌های جدیدی را که والار پدیدا ساختند و نیز وظایفی را که به آری‌ان مایا و تیلیون سپردند شرح دهد.

این که کنایه‌های تالکین به امور تاریخی در اصل به اشعار یا داستان‌های واقعی برگردد که خود وی نوشت امری معمول است. ولی ظاهراً در مورد نارسیلیون مصداق ندارد. در کتاب چهارم تاریخ سرزمین میانه، کریستوفر تالکین بیان می‌کند که: «اگر «ترانه‌ی خورشید و ماه» هرگز در کار بوده است…ناپدید گشته است.»



[۱] آلدودنیه، سوگواری برای دو درخت، مشخصاً اثری مربوط به حکایت نارسیلیون بوده است چنانچه از تاریکی سخن می‌راند که به خلقت خورشید و ماه منتهی گشت. سرود سوگواری برای دو درخت را به اله‌میره از وانیار نسبت می‌دهند، بنابراین به نظر محتمل می‌رسد که خود او ترانه‌ی خورشید و ماه را به عنوان دنباله‌ی داستان حماسی مشابهی تصنیف کرده باشد. خالق نارسیلیون هیچ‌گاه توسط تالکین نامیده نشد بنابراین هویت نویسنده‌ی واقعی آن در قلمروی حدس و گمان باقی خواهد ماند.

نارسیل (شمشیر نیرومند الندیل)

«…و شمشیر الندیل در اُرک‌ها و آدمیان هراس می‌افکند، چه در روشنایی ماه و خورشید می‌درخشید و نارسیل نام گرفت.»

حدیث حلقه‌های قدرت و دوران سوم، سیلماریلیون

شمشیر الندیل که توسط تلخار در نوگرود در دوران اول یا پیش از آن ساخته شد. هنگام فرو افتادن الندیل در محاصره‌ی باراد-دور شمشیر شکست و سراسر دوران سوم، تکه‌های آن میراث کسانی بود که جانشین او بودند تا آنکه زمان جنگ حلقه، بار دیگر ساخته شد و آراگون دوم، اله‌سار، نام آندوریل را بر آن نهاد.

 نکات:

  1. جزییات اصلی ساخت نارسیل به سختی قابل تشخیص است. شمشیر توسط تلخار نوگرودی ساخته شد، کسی که کلاه‌خود اژدها‌نشان دور-لومین را ساخت. خوشبختانه، عبارتی در کتاب افسانه‌های ناتمام می‌گوید که کلاه‌خود اژدها‌نشان برای آزاگال، از اهالی بله‌گوست، ساخته شده بود و آزاگال در نبرد اشک‌های بی‌شمار در سال ۱۴۱۷ دوران اول کشته شد. اگر کلاه‌خود مشخصاً برای آزاگال ساخته شد بود پس می‌بایست تلخار در این زمان مشغول کار روی آن بوده باشد. اگرچه نمی‌توان دقیقاً خاستگاه نارسیل را تعیین کرد می‌توان با اطمینان خاطری تقریباً بالا گفت که محل ساخت آن در کارگاه تلخار بوده و احتمالاً زمان آن طی قرن‌های چهارم یا پنجم دوران اول بوده است.
  2. با فرو افتادن دارنده‌ی نارسیل، الندیل طی نبرد آخرین اتحاد، شمشیر شکست. درخشش آن از جلا افتاد، اما پسر الندیل، ایزیدور برای بریدن انگشت سائورون که حلقه‌ی حاکم بر آن بود از تکه‌های شکسته‌ی آن استفاده کرد. تکه‌ها را در نهایت به ایملادریس آوردند و میراث خاندان ایزیدور شد. در طی جنگ حلقه شمشیر بار دیگر ساخته شد و درخشش در آن هویدا گشت و وارث خلف و دور الندیل، آراگورن آن را حمل می‌کرد. آراگورن، نام نارسیل را،  آندوریل نهاد.
  3. خاستگاه نام نارسیل پیچیده است و عناصر نمادگرایی را در خود دارد. خود تالکین نسب آن را در نامه هایش بیان کرده است:

«نارسیل» نامی ترکیبی از دو ریشه‌ی بدون تغییر یا الحاق است:

NAR (آتش) و THIL (روشنایی سپید). بدین ترتیب، شمشیر نمادی از روشنایی بهشتی خورشید(Anar) و ماه(Isil در زبان کوئنیایی) در برابر دشمنانی از جنس تاریکی است.

نامه های جی.آر.آر تالکین، شماره ۳۴۷، مورخ ۱۹۷۲