خانه - آرشیو نویسنده: اله سار (برگه 89)

آرشیو نویسنده: اله سار

جوراب‌سفید (اسبچه‌ای که در بری گم شد)

یکی از پنج اسبچه‌ای که به مریادوک برندی‌باک تعلق داشت و فرودو و همراهانش در ابتدای سفر به ریوندل از آن‌ها استفاده می‌کردند. پس از سفری مشکل در جنگل قدیمی به خانه‌ی تام بامبادیل رسیدند و اسبچه‌ی خود تام، لامپکین چاقه را دیدند که با اسبچه‌های آن‌ها دوستی پابرجایی برقرار کرده بود. تام اسبچه‌‌ی گم‌شده را جوراب‌سفید نامید و پس از این که هابیت در بلندی‌های پشته گم شدند، تام جوراب‌سفید را با خواندن نام تازه‌اش فراخواند.

جوراب‌سفید همراه دیگر اسبچه‌های مری با هابیت‌ها به بری رسید و در اصطبل اسبچه‌ی راهوار بود. پس حمله‌ی ناگهانی شبانه، جوراب‌سفید و اسبچه‌های دیگر فرار کردند و هرگز به ریوندل نرسیدند. در عوض راهشان را به سمت لامپکین چاقه پیمودند و در نهایت به بارلی‌من باتر در مهمان‌خانه‌ی اسبچه‌ی راهوار رسیدند و در خدمت او باقی ماندند.

سفیدپوست‌ها (نام ارکی برای مردم روهان)

نامی که ارک‌ها به سواران روهان داده بودند. سوارانی که به جهت خاستگاه شمالی‌اشان پوستی روشن‌تر از مردمان عادی که اطراف ایشان زندگی می‌کردند داشتند.

کشتی سفید (کشتی سفیدی که حاملان حلقه را به غرب برد)

«در گرگ و میش پاییز، کشتی از میت‌لوند به راه افتاد، تا دریاهای دنیای خمیده در زیر آن به جا ماند…»

سیلماریلیون، در باب حلقه‌های قدرت و دوران سوم

کشتی که از لنگرهای خاکستری به سمت غربی‌ترین مناطق راه افتاد و حاملان حلقه را به آمان برد. حرکت کشتی، نشان‌گر پایان دوره‌ی سوم بود. سوار بر کشتی، الروند، گالادریل و گندالف سفید بودند که سه حلقه را در اختیار داشتند. همراه ایشان، دو هابیت رفتند: بیل‌بوی یابنده‌ی حلقه و فرودوی حامل حلقه، هابیت‌هایی که حلقه‌ی اعظم سائورون را حفظ کرده بودند. گیلدور اینگلوریون و بسیار الف های دیگر همراه این دو به لنگرگاه‌های خاکستری رفتند ولی ذکر نشده که این‌ها نیز بر کشتی سفید نشستند یا خیر. به هر حال چنین می‌نماید که اسب گندالف، شدوفکس در این سفر همراه بود. در کتاب ارباب حلقه‌ها،  اسب را در زمین‌های اطراف بارانداز منتظر می بینیم و تالکین در نامه‌هایش تصریح می کند که او همراه گندالف می‌رود.

برای بیشتر مسافران، سفر به سرزمین‌های نامیرا، سفری به جانب ناشناخته‌ها بود ولی همه چنین نبودند. گندالف، در اصل حدود دو هزار سال پیش از آمان به سرزمین میانه آمده بود. پس کشتی سفید او را به منزلی می‌برد که در آن، وی را الورین، مایای خردمند می‌خواندند. برای گالادریل نیز، سفر به آمان، بازگشت به خانه بود ولی بسیار با گندالف تفاوت داشت. گالادریل مدت‌ها پیش در آمان متولد شد و در بارگاه تیریون به کلمات فیانور گوش سپرد و از روی اراده‌ی خویش، بی‌اعتنا به والار، همراه وی به تبعید رفت. برای گالادریل، اجازه‌ی بازگشت یافتن، بخشیده شدن برای اعمال ناشایست گذشته‌اش و پاداشی برای کمک در جنگ علیه سائورون بود.

حلقه‌ی سفید (حلقه‌ی گالادریل)

یکی از سه حلقه‌ی الفی که کله‌بریم‌بور، از اره‌گیون آن را ساخت. نام واقعی‌اش ننیا، حلقه‌ی آب بود و الماسی یگانه آن را زینت می‌بخشید. کله‌بریم‌بور چون دید که سائورون می‌کوشد به عنف حلقه‌های قدرت را بگیرد ننیا را به گالادریل سپرد و او نیز به نوبه‌ی خود، حلقه را به سرزمین لورین برد. پس از گم‌ شدن حلقه‌ی یگانه در اوایل دوران سوم، گالادریل با استفاده از قدرت ننیا سرزمین خود را حفظ کرد و لورین تا سال‌های پایانی آن دوره دوام آورد. وقتی که بالاخره حلقه‌ی یگانه نابود شد، حلقه‌ی سفید نیز قدرت خود را از دست داد و گالادریل، با حلقه در دست، از روی دریا به غرب درگذشت.

سوار سفید (عنوان گندالف هنگامی که بر شدوفکس سوار بود)

اواخر جنگ حلقه، هنگامی که گندالف سوار شدوفکس شد عنوان مذکور را به وی دادند. نام مذکور در تقابل با نُه سوار سیاهی بود که به سائورون خدمت می‌کردند.