ن

نقاب‌های دورفی (نقاب‌های نبردِ نائوگریم)

جنگ‌افزارهایی که دورف‌ها بر کلاه‌خودهای خود، که از فلز سنگین ساخته می‌شد و به شکل سنتی، به اشکال ترسناک ساخته می‌شد تا دشمنان را بترساند. نقاب‌های مذکور، از نقاب‌هایی که دورف ها هنگام کار آهن‌گری می‌زدند تکامل یافت و در اصل برای محافظت از چشم‌ها برابر آتش و گرما ساخته شده بود. طراحی که در زمان جنگ هم به اندازه‌ی زمان صلح مفید بود. نقاب‌های دورفی را چنان ساخته بودند که مقابل آتش مقاومت کند و دورف‌ها را مقابل اژدها نیز حفظ کند: مثلاً، آزاگال و دورف‌های بله‌گوست همراهش تنها نیرویی بودند که توانستند طی نیرنائت آرنوئدیاد گلائرونگ را از میدان به در کنند.

معروف‌ترین نقاب‌های دورفی به کلاهخود هادور وصل بود. به کلاهخود اژدها که در اصل برای آزاگال طراحی شد ولی به میراث خاندان هادور از دور-لومین تبدیل شد.

نیروی تاریک (نام سائورون)

عنوان معمولی که به طور خاص در گوندور برای وصف سائورون به کار می‌رفت.

نبرد پرافتخار

با گذر ایام، پس از بازگشت نولدور به سرزمین میانه، ظاهراً از تنها گذاشتن مورگوت در آنگ‌باند راضی بودند، برنامه‌ای برای محاصره نداشتند و تدارک حمله نیز نمی‌دیدند. چون مورگوت به این نتیجه رسید که دشمنانش آماده‌ی جنگ نیستند حمله‌ی ناگهانی را آغاز کرد: هزاران اُرک‌ها از جنوب، از دروازه‌های آنگ‌باند حمله کردند، زمین می‌لرزید و کوهستان آهن شعله‌ور بود.

ظاهراً راهبرد مورگوت، گرفتن دورتونیون بود. منطقه‌ی مرتفعی که آن زمان، پسران فینارفین، آنگرود و آئگنور آن را اداره می‌کردند و دسترسی مستقیم به بله‌ریاند را از شمال مسدود می‌ساخت. اُرک‌های مورگوت دو ارتش کلی تشکیل دادند: یکی از گذرگاه سیریون تا غرب دورتونیون پایین آمد و دیگری از شکاف ماگلور به سمت شرق گذشت. وقتی گروه‌های درگیر، عقب نشستند و به سمت جنوب رفتند، دو ارتش اصلی از شرق و غرب حمله به خود دورتونیون را آغاز کردند.

جاسوسان مورگوت او را نومیده کرده بودند و نولدور بیش از آن‌چه وی تصور می‌کرد آماده بود. در غرب، فین‌گولفین ارتش خود را علیه اُرک‌ها رهبری می‌کرد و در شرق، مایدروس نیز هم‌چنین. اندک اُرک‌هایی که جان به در بردند به سمت آنگ‌باند گریختند ولی الدار در علف‌زارهای آرد-گالن تمام آن‌ها را کشتند و حتی یک اُرک هم به آنگ‌باند بازنگشت.

نبرد مذکور، یکی از بزرگ‌ترین پیروزی‌های الف‌ها در مقابل مورگوت بودند و به آن، نام نبرد پرافتخار یا داگور آگلارب دادند. نبرد فوق، هشداری نیز بود و الدار نیروهای دفاعی خویش در مقابل آنگ‌باند را دو برابر کردند. پس از داگور آگلارب، حصر بزرگ آنگ‌باند را شکل دادند و مردم بله‌ریاند تا زمان داگور براگولاخ، یعنی تقریباً چهارصد سال بعد از حملات عمده در امان بودند.

ناآرزومندان (نام آواری)

آواری، الف‌هایی بودند که از سفر بزرگ به والینور امتناع کرده و در سرزمین‌های اطراف کیویه‌نن سرگردان ماندند.

ناروشنایی (تاریکی اونگولیانت)

«اونگولیانت، به گاه عزیمت، ردایی از تاریکی بر خود و ملکور تنید؛ ناروشنایی بود و گویی در آن هر بود، نابود می‌شد و نگاه به درونش رخنه نمی‌کرد چرا که ردا، تهیگی[۱] بود.»

کوئنتا سیلماریلیون فصل ۸، حدیث تاریک شدن والینور

توده‌ای از تاریکی چسبنده که اونگولیانت هنگام حمله‌ی ایشان به سرزمین والار و هجوم بر دو درخت والینور به عنوان محافظ، برای خودش و ملکور تنید. پس از نابودی درختان، فقدان روشنایی درختان، والینور را با چنان تاریکی قیرگونی انباشت که ملکور و اونگولیانت، در پناه ناروشنایی خود می‌توانستند حتی از چشم والار نیز پنهان بمانند. دزدانه راه خود را به جانب شمال ادامه دادند. ملکور، فینوه را به قتل رساند و سیلماریل‌ها را برای خود برداشت. سپس، همراه اونگولیانت از چنگ شکارچیان اورومه و خشم تولکاس که به جبران خطا آمده بودند از آمان به شمال سرزمین میانه گریخت.



[۱]  برابر فارسی خلأ.