ن

نینا لایت فوت (مادر ویلیبالد بولجر)

هابیتی از شایر، که با تئوبالد، فرزند گوندابالد بولجر و سیلویا برندی‌باک پیمان زناشویی بست. نینا و تئوبالد تنها یک پسر با نام ویلیبالد داشتند که با پریسکا بگینز ازدواج کرد و صاحب سه فرزند شد.

نینا تنها فرد از این خانواده است و هیچ هابیت دیگری به نام لایت‌فوت نیامده ولی -بدون شک تصادفاً- اسم یکی از اسب‌های روهان نیز همین بود.

نیمرودل (دوشیزه‌ی الفی اهل لورین)

دوشیزه‌ی الفی اهل لورین و محبوب آمروت، که به سرزمین‌های جنوبی سرزمین میانه سفر کرد و در کوه‌های سفید گم شد.

نکات:

  1. سال ۱۹۸۱ دوران سوم، سالی بود که نیمرودل به دنبال آمروت از لورین گریخت و به سمت جنوب و برای جستجوی بندرگاه اده‌لوند رفت. نیمرودل در کوهستان سفید سرگردان شد و در نهایت، سال ۱۹۸۲ دوران سوم به بندرگاه رسید. زمانی که کشتی رفته و آمروت در دریا از دست رفته بود. همه‌ی آن‌چه از سرگذشتش می‌دانیم آن است که نیمرودیل هیچ‌گاه به سرزمینی که می‌شناخت بازنگشت. شاید کشتی‌های دیگری برای عبور از دریای بزرگ را یافت یا از غم از گم‌شدن آمروت مُرد یا حتی در سرزمین میانه سرگردان شد.
  2. حداقل، این تفسیر توسط کریستوفر تالکین در ضمیمه‌ی زبان‌شناسی سیلماریلیون آمده است و به نظر دنباله‌ی ساختار نام نیمرودل است. از دیگر سو، نوشته‌ای از جانب پدرش،  که در کتاب افسانه‌های ناتمام دوباره ذکر شده، چنان بیان می‌کند که نام نیمرودل را «نمی‌توان به طور کامل در شکل سینداری توضیح داد گرچه در قالب آن می‌گنجد.»

نیمفلوس (مروارید بزرگی از جزیره‌ی بالار)

مروارید بزرگی که می‌گفتند هم اندازه‌ی تخم فاخته بود (یعنی حدود یک اینچ یا بیشتر قطر داشته) و الف‌های فالاس آن را در ساحل جزیره‌ی بالار یافته بودند. گیردان آن را از میان انبوه مرواریدهای کوچک‌تر به دوست و متحد خود، تین‌گول هدیه کرد. وقتی که تین‌گول دورف‌های بله‌گوست را برای کمک در ساخت منه‌گروت خبر کرد نیمفلوس در شمار هدایایی بود که وی عرضه کرد. و می‌گفتند که ارباب بله‌گوست مروارید‌های درخشان را به عنوان ارزشمندترین شئ خزانه‌ی خود حفظ می‌کرد.

نیملوت (همسر دیور)

دوشیزه‌ی الفی از دوریات، که با دیور، وارثِ تین‌گول پیمان زناشویی بست و مادر الوینگ بود.[۱]



[۱] از نیملوت صریحاً به عنوان ملکه دوریات نام برده نشده است اما با همسری دیور از خاندان تین‌گول، این عنوان برایش منطقی به نظر می‌رسد.