ن

نیبین- نوئگ (نامی برای دورف‌های خُرد)

یکی از نام‌های مختلفی که برای مردم از رشد بازمانده‌ که بیشتر به نام نوئگیت نیبین یا دورف خرد شناخته می‌شوند به کار می‌رود. ظاهراً زمانی در بخش‌های غربی منطقه‌ی بلریاند بسیار پرجمعیت بودند اما به تدریج از تعدادشان کاسته شد و قبل از پایان دوران اول منقرض شدند. نام نیبین – نوئگت در حقیقت بازمانده‌ی دو نام قدیمی است. اولین نام «بار- ان- نیبین- نوئگ» است که نام اصلی اقامتگاه آن داخل آمون رود بود. مکانی که بعدها «بار- ان- دانود» نام گرفت. نیبین- نوئگ، همچنین در عبارت «خلنگ‌زار نیبین- نوئگ» که اشاره به سرزمین‌های بلند میان دره سیریون و ناروگ در میان آمون رود دارد نیز دیده می‌شود.

نیوباری (یکی از روستاهای باک‌لند)

روستایی بزرگ در باک‌لند شمالی، قرار گرفته در فاصله‌ی کمی از شمال کریک هالو.

نکات:

  1. کلمه‌ی new در نیوباری اشاره به آن دارد که یکی از ماندگاه‌های متأخر شکل گرفته در باک‌لند می‌باشد اگرچه ما هیچ زمان معینی برای اثبات این تصور نداریم.
  2. موقعیت نیوباری در نزدیکی پرچین گیاهی که باک‌لند را از جنگل قدیمی حفظ می‌کرد همراه با ترکیب  bury در نامش (به معنی دژ یا قلعه) نشانه‌ای ضمنی به دست می‌دهد مبنی بر آن که نیوباری را به عنوان بخشی از استحکامات سرزمین باک‌لند برابر درختان عجیب جنگل ساخته بودند.

نوراست (نخستین ماندگاه تورگون در سرزمین میانه)

سرزمین ساحلی کوهستانی در شمال غرب محدوده‌ی بلریاند، که محل سکونت تورگون و مردمانش در قرن اول و دوم دوران نخست قبل از عزیمت ایشان به گوندولین بود.

نکات:

  1. در آغاز سال ۱۲۶ دوران اول، مردم تورگون عظیمت از نوراست را آغاز نموده و پنهانی به شهر تازه ساخت گوندولین راه گشودند. پس از انتقال، نوراست سرزمینی خالی از سکنه شد اما نام مذکور همچنان برای اشاره به این ناحیه‌ی متروک به کار می‌رفت.  مناسبت‌های ثبت شده دوره‌ای را نشان می‌دهد که نوراست قلمروی رسمی پادشاهی نولدوری بوده است.
  2. طی سال‌های درختان، پیش از دوران نخست، سیندار در نوراست سکونت داشتند. وقتی نولدور به سرزمین میانه بازگشتند، اهالی بومی سیندار آن ناحیه، تورگون را به پادشاهی خود پذیرفتند و مردمان آنان با یکدیگر در آمیختند. نولدور و سیندار پس از تکمیل گوندولین، با هم خانه‌های خود را در نوراست ترک کردند.
  3. بنا به نثر سیلماریلیون، واژه‌ی نوراست در اصل، کل خط ساحلی غربی بلریاند را توصیف می‌کرده و (مانند هیتار یا نزدیک، یا ساحل) آن را از هاراست، ساحل دورِ آمان جدا می‌نموده. با این حال، ریشه‌شناسی نشان می‌دهد که اشتقاق مذکور بعدها صورت پذیرفت. بنابراین، نام نوراست، از شکل قدیمی نیوروس(ـت) به معنای «دره‌ی عریض غربی» آمده است. (تاریخ سرزمین میانه- کتاب پنجم، جاده‌های گمشده و سایر نوشته‌ها، ۳ ریشه‌شناسی).

نسانیه (دختر هالاتان)

بزرگ‌ترین فرزند و تنها دختر هالاتان اهل هیاراستورنی، که در قرن نهم دوران دوم در نومه‌نور زندگی می‌کرد. او نواده‌ی دور واردامیر نولیمون و در نتیجه، خودِ الروس تار-مینیاتور بود. برادر کوچک‌تر نسانیه، هالاکار، همسر ملکه تار-آنکالیمه شد، بنابراین نسانیه عمه بزرگ پسر خاندان پادشاهی شد. پسری که به عنوان تار-آناریون پادشاه گشت.

نساملده (درختی در غرب نومه‌نور)

یکی از درختان گوناگونی که در نیسیمالدار، سرزمین درختان معطر در حوالی غرب نومه‌نور، بندرگاه الدالونده یافت می‌شد. الدار، از اره‌سیا آن را برای نومه‌نور هدیه آروردند؛ درخت هرگز در سرزمین میانه رشد نکرد و بنابراین در سقوط نومه‌نور از دست رفت.

نام نساملده احتمالاً معنای «نسای محبوب» را می‌دهد که به نسای والا اشاره دارد و از آنجا که معنای نسا «جوان» نیز می‌باشد می‌توان نساملده را تحت‌اللفظی به «جوان محبوب» ترجمه کرد.