ت

تقدیر آدمیان

نامی که بعدها بر هبه‌ی آدمیان نهادند: «به درستی که ناچارم به تقدیر آدمیان گردن نهم، چه بخواهم و چه نه: به از دست رفتن و به سکوت.» کلام آرون، از داستان آراگورن و آرون، در ضمیمه‌ی الف یک ارباب حلقه‌ها.

در اصل، الف‌ها و آدمیان دو سرانجام متفاوت داشتند: الف‌ها «نامیرا» بودند یا دست کم تا پایان هزاره‌ها در دنیا باقی می‌ماندند. ولی آدمیان، «میرا» بودند و پس از چند دهه دنیا را ترک می‌کردند، از دانش والار و نیز از دانش الف‌ها بیرون می‌شدند. ابتدای کار، این امر ترسناک نشان نمی‌داد. از تصور مرگ با عنوان هبه‌ی آدمیان یاد می‌کردند و هر کسی در زمان مناسف، آزادانه مرگ را می‌پذیرفت.

وقتی سایه‌ی مورگوت بر سرزمین میانه گسترده شد آدمیان مرگ را به شکل هبه ندیدند بلکه در نظرشان واقعه‌ای هراسناک دیدند که–اگر بتوان-باید از آن گریخت. من بعد آن را تقدیر آدمیان خواندند. نومه‌نوری‌ها با وجود زندگی طولانی، ترس خاصی از این سرنوشت داشتند و تا آخرین لحظه به زندگی می‌چسبیدند و مردگان خود را در گورهایی باشکوه حفظ می‌کردند. دست آخر، شاه آر-فارازون که سائورون تحریکش کرده بود برای گرفتن سرزمین‌های بی‌مرگ از والار و کسب زندگی بی‌پایان برای خودشان، لشگری عظیم روانه کرد. جستجوی مأیوسانه وی برای جاودانگی، سرنوشت متضادی برای مردمش به ارمغان آورد: نومه‌نور به طور کامل ویران شد و تقدیر انسان‌ها بر سر تمام ساکنان آن نازل گشت.

تقدیر ماندوس (پیشگویی شمال)

پیشگویی هولناک و نفرینی که چون فیانور و نولدور، بر خلاف خواست والار، آمان را ترک گفته و به سرزمین میانه لشگر کشیدند ماندوس بر ایشان نهاد. پیشگویی او، بسیاری از اتفاقاتی را که رخ داد در خود داشت، به ویژه تبعات اهریمنی سوگند فیانور بر خود او و پسران وی. واژگان ماندوس چنان قدرتمند بود که برادر ناتنی فیانور، فینارفین دست از لشگرکشی شست و مردمش را به زندگی در والینور هدایت کرد.

تنگه‌ی گودی (دره‌ای که به گودی هلم می‌رسید)

دره‌ای عمیق در کوهستان سفید شمالی که به خوبی تحت مراقبت بود و گودی هلم و قلعه‌ی شاخ‌آواز را در خود داشت. تنگه‌ی گودی، در زمان جنگ حلقه، مکان نبرد مهمی بود، نبرد شاخ‌آواز.

تخت تاریک (جایگاه مورگوت)

جایگاه مورگوت در آنگ‌باند که برن طی جستجوی سیلماریل زیر آن پنهان شد.

تاریکی (حاکمیت خداوندگار تاریکی)

اصطلاحی که معمولاً به شکل نمادین برای اشاره به نیروی تاریک سائورون و مناطق تحت سلطه‌ی او قرار می‌گرفت. با این حال طی جنگ حلقه، با گسترش تاریکی از موردور و پوشاندن سرزمین‌های غرب تا چندین روز، تاریکی سائورون به واقعیتی هولناک تبدیل شد.