ت

تاریکی زیرین (تاریکی فراسوی جهان)

«دریانوردان دونه‌داین در آن روزگار… از تاریکی شمال به سمت گرمای جنوب و ورای آن، به تاریکی زیرین می‌رفتند.»

آکالابت- سیلماریلیون

تاریکی‌ که دریانوردان نومه‌نور در منتهی‌الیهه جنوبی جهان می‌دیدند. منظور از آن هیچ‌گاه به طور کامل شرح داده نشد اما به نظر می‌رسد که به پوچی فراسوی مدارات جهان اشاره دارد. نقشه‌هایی که از آردا موجود است روشن می‌سازد که بحر محیط در شمال و جنوب بسیار باریک می‌شود، بنابراین کشتی‌هایی که در محدوده‌ی جنوب دریانوردی می‌کردند می‌توانستند دیوارهای جهان و ظاهراً قسمتی از تاریکی لایه‌های زیرین را مشاهده کنند.

تقویم ایملادریس (گاهشمار ریوندل)

تقویمی که الف‌های ریوندل از آن استفاده می‌کردند. در واقع تنها تقویم الفی است که جزئیات آن شناخته شده است. ساختار سال(لوآ) با آنچه در تقویم انسان‌ها مشاهده می‌شود کاملا متفاوت است. به علت نامیرا بودن الف‌ها زمان برای آن‌ها سریع‌تر از انسان‌های فانی می‌گذرد. این امر در تقویم آنها منعکس شده که تنها شش ماه (یا فصل) دارد که دوتای آنها شامل ۷۲ روز و چهارتای آنها شامل ۵۴ روزمی‌شود. نام‌های آنها عبارت است از: تویله، لایره، یاویه، کوئله، هریوه و کویره. همچنین روزهای جشنی در پایان هر سال و آغاز سال بعد وجود داشتند و نیز در میانه سال (اندری) که در پایان یاویه یا پاییز قرار داشتند.

تالار چشمه (خانه‌ی انتی زیر چشمه‌ی انت‌واش)

یکی از خانه‌های انتی چوب‌ریش که فضایی باریک در جناحین متدراس بود و درختان همیشه سبز آن را در احاطه داشتند. «تالار» بی‌سقف به دیوار سنگی قائمی ختم می‌شد که از آن، جریان چشمه جاری بود و نام «تالار چشمه» از همین نکته ریشه می‌گرفت. از چشمه‌های رود انت‌واش. رود از پرتگاهی سنگی پایین می‌رفت و بر ورودی قوس‌دار تالار درونی می‌ریخت. همان‌ جایی که چوب‌ریش، اثاثیه‌ی مختصرش را نگه می‌داشت. از آن‌جا، بین درختانی که در فضای اصلی صف کشیده بودند جاری می‌شد و دوباره به جریان اصلی انت‌واش می‌پیوست.

تالار چشمه را بیشتر به دلیل آن می‌شناسند که مری و پی‌پین، شب پیش از کنگره‌ی انت‌ها همراه چوب‌ریش در آن ماندند. همین‌جا بود که اولین بار، چوب‌ریش به آن‌ها نوشابه‌ی انتی داد و در نتیجه، قد و قامت آن‌ها به بلندترین قدی که  در تاریخ هابیت‌‌های شایر ثبت شده، رسید.

تبرزین دورین (ماترک خزد-دوم)

وقایع شاهی کوتاه مدت بالین در خزد-دوم در کتاب مزربول ثبت شده بود. کتاب بعدها در دست اورک‌های موریا صدمه‌ی قابل توجهی خورد و محتویات آن گم شد یا دیگر قابل خواندن نبود. در صفحات پیشین اشاره‌ی گذرایی به «تبرزین دورین» بود که آشکارا شئ مهمی بوده است ولی تمام متون حاشیه‌ی آن از دست رفته‌اند.

بخش اولیه‌ی کتاب مزربول تاریخ زمانی را دارد که بالین و دورف‌هایش مشغول اکتشاف بودند و در موریا جا می‌افتادند. معمول‌ترین نوشته در مورد تبرزین دورین، آن است که تبر، ماترکی باستانی است. احتمالاً تبرزین خود دورین بی‌مرگ بوده که مستعمره‌نشین‌ها یافته بودند. بدون هیچ گونه اطلاعات وابسته به قراین مشکل بتوان از صحت آن اطمینان حاصل کرد: ممکن است که متون دورف‌ها حتی از نومیدی‌اشان در نیافتن تبرزین دورین سخن گفته باشند. معنای کلمات مذکور هرچه که بودند هیچ نوع تبرزینی توسط یاران حلقه که سی سال بعد از موریا عبور کردند یافت نشد.

تقدیر نولدور (سرنوشت هولناک الف‌های دانا)

«اشک‌های بی‌شمار باید که فروریزند؛ و والار، والینور را مقابل تو حصین بندند، تو را بیرون وا نهند…»

واژگان ابتدایی تقدیر نولدور، کوئنتا سیلماریلیون، در باب گریز از نولدور

پیشگویی و حکمی که وقتی نولدور از آمان، برای جنگ با مورگوت لشگر می‌کشیدند ماندوس بر ایشان نهاد. آن را تحت عنوان حکم ماندوس، حکم والار و پیشگویی شمال نیز می‌شناسند. حکمی که برمبنای آن، نولدور از والینور اخراج شد و دوره‌ای از خیانت و فاجعه را در سرزمین میانه پیشگویی کردند. زیرا ماندوس حکم کرده بود که از خاندان فیانور به واسطه‌ی سوگند خود، هر کجا روند اعمال هولناکی سر بزند و سلطنت نولدور از ایشان سلب شود. تمامی این پیشگویی‌ها دست آخر محقق شد.