اشیاء

گلامدرینگ (شمشیر تورگون و گندالف)

«گندالف، این گلامدرینگ است، دشمن کوب که پادشاه گوندولین زمانی آن را حمایل میکرد»

سخنان الروند؛ از فصل ۲ هابیت:استراحتی کوتاه

از تاریخچه ابتدایی گلامدرینگ، در حقیقت چیزی نمی دانیم. بنابر سخنان الروند، میتوان گفت که این شمشیر، زمانی بین سده دوم تا پنجم دوران اول (سده ای که گوندولین در آن وجود داشته است) ساخته شده است و اینکه توسط تورگون حمایل می شده است (تنها الفی که لقب پادشاه گوندولین را دارا بود). پس از اینکه گوندولین بنا نهاده شد، تورگون تنها دوبار در جنگها حضور داشته است: یکبار در نیرنائت آرنوئدیاد و بار دیگر در سقوط گوندولین. گلامدرینگ اورکها را، حتی تا صدها سال بعد، به وحشت می انداخته است، بنابر این میتوان نتیجه گرفت که تورگون، در هر دو جنگ، شمشیر را به طرز سبعانه ای به کار گرفته بوده است.

پس از سقوط گوندولین، گلامدرینگ تا ۶۰۰۰ سال از میان اخبار و تاریخچه ها خارج گشت. پس حتما از جنگ خشم به جان به سلامت به در برده است. هر چند، این نکته، نشان میدهد که شمشیر احتمالا در تمام طول این مدت، از بلریاند بیرون برده شده است. شاید گروهی از اورک ها آن را به شرق برده بوده اند. بیش از این نمیتوان در این مورد اظهار نظر کرد، به جز اینکه به گونه ای، در اواخر دوران سوم، به دست سه ترول که درکتاب هابیت تام،برت و بیل هاگینز نام برده شده اند، افتاده بوده است.

گلامدرینگ در غار ترول ها، توسط گندالف،بیلبو و دورف ها، در حالی که آنها در حال عبور به سمت شرق برای به انجام رساندن جستجوی اره بور بودند، یافت شد. این شمشیر از آن پس توسط گندالف محافظت شد. پس از این که الروند شمشیر را شناسایی کرد، گندالف آن را به مدت ۸۰ سال به کمر بست. گندالف، زمانی که شورای سپید در حال بیرون راندن سائورون از دول گولدور بود نیز شمشیر را به کمر داشت و در جنگ حلقه نیز آن را حمایل کرد.

مشهور است که گندالف شمشیر را در مبارزه با بالروگ بر روی پل خزد دوم به کار برد و شمشیر با او در مغاک سقوط کرد. گلامدرینگ این سقوط را تاب آورد و گندالف نیز آن را پس از بازگشت به همراه داشت، وآن را در روزهای پایانی جنگ حلقه و نیز پس از آن به کمر می بست. میدانیم که او شمشیر را هنگامی که همراه با مسافران، در اکتبر ۳۰۱۰ دوران سوم، به سوی بری راند، به کمر داشته است، اما تالکین به بعد از این تاریخ، هیچ اشاره ای نداشته است. البته ایرادی ندارد که فرض خود را برقرار بدانیم، بنابر این گندالف، همانطور که ۸۰ سال آن را به کمر بسته بود، هنگامی که در پایان دوران سوم سوار بر کشتی سپید شد نیز به کمر داشت.

ظاهر گلامدرینگ چگونه بود؟

ما اطلاعات اندکی از ظاهر گلامدرینگ داریم. رنگ شمشیر به تنهایی و بدون هیچگونه جرئیات دیگری، سفید فام توصیف شده است (یاران حلقه، کتاب دوم، فصل ۵: پل خزد دوم) زمانی که دشمنان نزدیک می شدند، شمشیر با نوری کمرنگ میدرخشید (همان فصل از کتاب یاران حلقه) و همچنین گفته شده که پس از آن که گندالف از آن برای کشتن گابلین اعظم استفاده کرد، «با شعله ای آبی» نیز میدرخشیده است (هابیت، فصل ۴: روی کوه و زیر کوه). بر روی تیغه گلامدرینگ و جفت آن، اورکریست، نوشته های باستانی (Rune) وجود داشته است که دست کم نام آن ها را بازگو می کرده است.

گیل استل (ستاره‌ی امید یا انتظار)

پس از آن که ائارندیل و الوینگ به آن طرف دریا سفر کردند. آنها که در سرزمین میانه حضور داشتند شاهد عروج یک ستاره‌ی جدید و درخشان در غرب بودند. این سیلماریل بود که ائارندیل آن را بر پیشانی خود بست و همراه خود با کشتی اش به بالا برد. این در سرزمین میانه نشانه ای بود که والار سرزمین های بیرونی را ترک نکرده اند. نامش گیل استل بود ، به معنی ستاره‌ی امید(یا انتظار). این انتظار مدتی بعد به سر رسید. زمانی که والار بر ضد مورگوت در انگباند لشکر کشی کردند و سرانجام او را در جنگ غضب شکست دادند.

گل ورن (فلز سیاه ایول، الف تاریک)

فلز سیاه و درخشنده ای که توسط صنعت گری چیره دست به نام ایول ساخته شده است. کسی که مهارتش را از کوتوله های کوهستان های آبی به دست آورد . گفته می شود که گل ورن بسیار محکم و در عین حال بسیار انعطاف پذیر است. ایول از این فلز برای خودش یک زره سیاه ساخت. او هرگاه خانه‌ی جنگلی اش را به طرف اعماق نان الموت ترک می کرد ، آن را می پوشید. نام گل ورن از دو کلمه‌ی الفی به معنای “درخشنده” و “سیاه ” گرفته شده است.

حلقه‌های نُه‌گانه (حلقه‌های قدرتی که سائورون به آدمیان داد)

نُه حلقه‌ی قدرت پرتوان که بر روی هر یک گوهری گران‌بها نشسته بود و جواهرسازان اره‌گیون زیر نظر سائورون که در پوشش آناتار ظاهر گشته بود ساختند. وقتی حلقه‌ی یگانه شکل گرفت، سایر حلقه‌های قدرت از جمله حلقه‌های نُه‌تایی، دقیقاً مطابق قصد سائورون، زیر قدرت آن قرار گرفتند. کله‌بریمبور و مردمانش از این اتفاق آگاه شدند و حلقه‌ها را از سائورون پنهان نگاه داشتند. مقاومت آن‌ها سبب شکل‌گیری نبرد وحشیانه‌ی سائورون با الف‌ها شد که پایان اره‌گیون را رقم زد و اکثر حلقه‌های قدرت از جمله حلقه‌های نُه‌تایی به تصاحب سائورون درآمد.

سائورون حلقه‌های نُه‌تایی را سال ۱۶۹۷ دوران دوم به دست آورد و چند سده‌ی بعد را صرف به خدمت درآوردن نه نفر از آدمیان قدرتمند با استفاده از حلقه‌ها کرد. اطلاعات اندکی از این مردان داریم، جز آنکه می‌دانیم سه نفر از آن‌ها نومه‌نوری بودند و حداقل یکی از آنان خامول نام داشت و فرمانروای شرقی‌ها بود. به هر کدام از این مردان، یکی از حلقه‌های نُه‌تایی اعطا شد و به سبب حلقه، آنان به وادی اشباح سقوط کردند و کاملاً زیر سلطه و فرمانروایی سائورون قرار گرفتند و بنابراین به نزگول، اشباح نُه‌تایی حلقه تغییر ماهیت دادند.

اشباح حلقه نخستین بار در میانه‌ی قرن بیست و سومِ دوران دوم نمایان شدند. حلقه‌هاشان زندگانی بی‌پایانی را به آن‌ها داده بود و تا پایان دوران دوم و نیز دوران بعدی وحشت را در سرزمین میانه به جا گذاشتند و برای بیش از چهار هزار سال جهان را زیر تسخیر خود داشتند. فرمانروای آنان، شاه جادوپیشه‌ی آنگمار بود که پادشاهی شمالی دونه‌داین را منقرض ساخت.

اواخر دوران سوم، اشباح حلقه، با ورود دوباره به موردور شرایط را برای بازگشت دوباره سائورون مهیا ساختند. در سال‌های بعد، میناس ایتیل را تصرف کردند و دودمان پادشاهی گوندور را منقرض ساختند.

نزگول حلقه‌ها را نزد خود نگاه نمی‌داشتند و سائورون آن‌ها را ‌داشت (برای اطلاعات بیشتر، به نوشتار پایین نگاه کنید: چه کسی حلقه‌های نُه‌تایی را نگاه می‌داشت؟). در پایان دوران سوم، هنگامی که باراد-دور سقوط کرد مسلماً همان‌جا بودند و احتمالاً بدین شکل نابود شدند. حتی، اگر به هر طریقی از نابودی برج تاریک جان به در برده باشند، با از دست رفتن حلقه‌ی ‌‌یگانه، قدرت خود را از دست داده‌اند.

چه کسی حلقه های نه‌گانه را (در نزد خود) نگاه می‌داشت؟

مباحث زیادی پیرامون این موضوع مطرح شده که آیا سائورون حلقه‌های نُه‌تایی را نزد خود نگاه می‌داشت یا اشباح حلقه حامل حلقه‌های خود بودند. نکته‌ی اصلی که موجب سردرگمی می‌شود گفته‌ی گندالف در کتاب یاران حلقه، فصل دوم است که می‌گوید «نزگول حلقه‌های نُه‌تایی را در اختیار دارند».

در ظاهر چنین می‌نماید که نزگول حاملان حلقه های نه‌گانه هستند اما دلایل زیاد دیگری در تناقض با این ایده مطرحند. می‌توان چند نمونه از خود کتاب ارباب حلقه‌ها گرفت. گندالف جای دیگری می‌گوید «…{سائورون} نُه حلقه را نزد خود گرد آورده…» (یاران حلقه- کتاب اول، فصل دوم) و گالادریل در مورد سائورون بیان می‌کند که «…او هفت و نُه‌ را در اختیار دارد» (یاران حلقه – کتاب دوم، فصل هفتم)

تالکین حتی منابع خارج از کتاب ارباب حلقه‌ها نیز مطالب بیشتری در اختیار می‌گذارد. در نامه‌ای که به تاریخ ۱۹۶۳ نوشته شده این‌گونه در مورد سائورون می‌گوید: «…از طریق حلقه‌های نُه‌تایی (که نزد خود نگاه می‌دارد) کنترل مستقیم بر اراده‌ی آنان دارد.» (نامه‌های تالکین – شماره‌ی ۲۴۶). بنابراین نه تنها سائورون حلقه‌ها را نزد خود نگاه می‌داشت بلکه برای نگاه داشتن نزگول زیر اراده خودش لازم نیز بود.

ضمناً، توضیحی دیگر بر آن است که چرا پوشش و ظاهر اشباح حلقه نادیدنی نبود. آن‌ها به داخل دنیای اشباح کشیده شده بودند اما حامل حلقه های قدرت نبودند و نتیجتاً پوشش و سلاح آنان همچنان مرئی و قابل مشاهده باقی می‌ماند.

با توجه به همه‌ی این موارد، به نظر می‌رسد که تالکین، بدون تردید درنظر داشته که حلقه‌های نه‌تایی نزد سائورون باشد. با توجه به چنین مطلبی نمی‌توان گفتار گندالف مبنی بر بودن حلقه‌ها نزد نزگول را به شکل تحت اللفظی معنی کرد زیرا آشکار که نزگول حامل حلقه‌ها نبودند.

برای روشن شدن این موضوع ، گفتار گندالف بیان می‌سازد که نه حلقه حافظ نزگول ، نمی‌تواند تأثیری روی ظاهر آنان داشته باشد ، پس کاملاً واضح است که نزگول حامل حلقه های نه‌گانه نبوده‌اند.

نُه تا (نُه حلقه‌ای که سائورون به آدمیان داد، نُه برده سائرون)

لقبی که به نُه نزگول و همچنین نُه حلقه‌ای که به وسیله آن‌ها، سائورون بر نزگول نظارت می‌کرد داده بودند.