ا

اژدها (عنوان گلائرونگ)

عنوانی که عموماً در دوره‌ی اول برای گلائرونگ، خزنده‌ی طلا دوست آنگ‌باند به کار می‌رفت. گلائرونگ، از اولین اژدهایان مورگوت بیرون بود که خارج شد و سال‌های سال تنها نزد مردمان بله‌ریاند شناخته شده بود. الف‌ها و اداین نیز چند مرتبه گلائرونگ را دیده بودند. گلائرونگ در داگور براگولاخ و نیرنائت آرنوئدیاد نیز جنگید. پس از آن که زخم‌های ناشی از نیرنائت بهبود یافت اربابش در شمال، دوباره او را بیرون فرستاد تا علیه نارگوت‌روند مبارزه کند. گلائرونگ توانست آن دژ را غارت کند و بدین ترتیب خود را به نام اژدها-شاه شناساند. در همین دوره بود که عموماً برای اشاره به وی تنها از عنوان «اژدها» استفاده می‌کردند. گلائرونگ بالاخره، نارگوت‌روند را ترک کرد و به شمال و شرق رفت تا به بره‌تیل حمله کند. آن‌جا بود که بالاخره در هیأت تورین و تیغ سیاهش با بلای جان خود مواجه گشت و بدین ترتیب، اولین و مشهورترین اژدها در شمار اژدهایان به پایان عمر خود رسید.

الف‌های دانا (نامی برای نولدور)

«نخست نولدور آمدند، نام حکمت بر ایشان، بر مردمان فینووه بود. ایشان الف‌های دانایند، دوستان آئوله‌اند و به تصنیف شهره…»

کوئنتا سیلماریلیون ۳، در باب آمدن الف‌ها و اسارت ملکور

نامی برای نولدور که چندان کاربرد نداشت. اشتقاقی میان الف‌‌هایی که فینووه به والینور هدایت کرد. واژه‌ی «عمیق» در این‌جا به معنی «پر مغز» یا «دانا» است؛ نولدور را خلاق‌ترین و فاضل‌ترین الدار می‌دانستند؛ والای بزرگ، آئوله زمانی که ایشان در آمان بودند بسیار به آن‌ها آموخت.

ارواح آدمیان (ساکنین جاده‌ی مردگان)

سایه‌ی آدمیان کوهستان سفید که ایزیلدور، چون سوگند کمک به وی را در جنگ آخرین اتحاد شکستند آن‌ها را نفرین کرده بود تا در سرزمین میانه بمانند. مغاره‌های زیر دوویموربرگ و دره‌ی هارودیل در سایه‌ی آن، در تسخیر ایشان بود اما می‌گفتند که تنها هنگام مشکل یا مرگ در دره ظاهر می‌شوند.

در جنگ حلقه، وارث ایزیلدور، آراگورن، مردگان را فراخواند تا بالاخره به سوگند خود عمل کنند. مردگان، او را در سرزمین‌های گوندور، در جنوب کوهستان دنبال کردند و در بندر پلارگیر، متحدان سائورن را ترسانده و فراری دادند. چون آراگورن را کمک کردند، آزادی خود را به دست آوردند و بالاخره از دنیا رفتند.

اختر روزانه (خورشید)

نام خورشید؛ اصطلاح کم‌کاربردی است و مخصوصاً وقتی خورشید تازه طلوع کرده باشد به کار می‌رود. تا اولین طلوع ماه، روزهای پیشین، تنها نوری که در آسمان دیده می‌شد نور ستارگان بود. وقتی این نور تازه و درخشان از غرب (در اصل چنین بود) برخاست، ملکور و زیردستانش به اعماق آنگ‌باند فرو رفتند و ابر سیاهی بیرون فرستادند تا خود را از نور اختر روزانه پنهان کنند.

الف‌های تاریک (الف‌های که هرگز دو درخت را ندیدند)

موریکوئندی، الف‌هایی که از فراخوان والار به سمت والینور سر باز زدند یا در مسیر سفر عظیم جا ماندند و هرگز نور دو درخت را ندیدند.

نکته:

۱-شاه سینداری، الو تینگول، در شمار الف‌های تاریک نیامده است. او به والینور سفر کرده و نور دو درخت را دیده بود اگرچه بازگشت و در سرزمین میانه اقامت گزید.