ا

الف تاریک (عنوان ائول)

وقتی که ملیان کمربند خود را گرد دوریات بست، ائول، که خویش تینگول بود آن سرزمین را ترک گفت و در عوض، در جنگل نان الموت سکنا گزید. زیر سایه‌های تاریک آن جنگل باستانی بود و شب را به روز ترجیح می‌داد به همین دلیل معمولاً او را الف تاریک می‌خواندند.

بی‌تردید، لقب ائول تحت تأثیر آن الف‌های سینداری که وی به ایشان تعلق داشت، الف‌های موریکوئندی بودند. یعنی الف‌های تاریکی که هرگز نور دو درخت والینور را ندیده بودند.

انسانها (جوانترین فرزندان ایلوواتار)

جوانترین نژاد آردا (البته احتمالا غیر از هابیتها). اولین انسانها در سرزمینهای شرقی هیلدورین همزمان با اولین طلوع خورشید و بازگشت نولدور از والینور از خواب بیدار شدند. با با دیدن خورشید، بسیاری از انسانهای اولیه به غرب حرکت کردند، و به این ترتیب بعد از حدود سیصد سال سرگردانی به بلریاند وارد شدند.

انسانها در داشتن “موهبت انسانها” ، مرگ، منحصر به فرد هستند، که بوسیله آن میتوانند بعد از زمان معینی جهان را ترک کنند و به ماورای آن بروند.

اربابان ارواح (فئانتوری، ماندوس و لورین)

فئانتوری، لقبی برای ماندوس و برادرش لورین. که هر دو با فئار، ارواح، فرزندان ایلوواتار سر و کار داشتند.

در زندگی، لورین در رویاها با ارواح(فئار) صحبت میکرد، و احتمالا آنها را در زمان خواب به والینور می آورد. در مرگ، ماندوس فئار را به تالارهای انتظار فرا میخواند، تا در آنجا به انتظار سرنوشت نهایی خود بمانند. در مورد الفها، آنها معمولا پس از مدتی که در تالارها ماندند به نوعی احیا میشوند (بویژه بصورت تجسم دوباره فئا). در برخی موارد، روح(فئا) اجازه بازگشت ندارد و باید تا پایان آردا در تالارهای ماندوس بماند. معروفترین این ارواح(فئار) که دوباره تجسم نخواهند یافت، فئانور است. سرنوشت ارواح انسانها بصورت رازی پنهان است، وحتی والار آنرا به درستی نمیدانند. آنها از تالارهای ماندوس خارج و جهان را ترک میکنند اما مقصد نهایی آنها مشخص نیست؛ به غیر از ارو، تنها مانوه و ماندوس چیزهایی از سرنوشت نهایی آنها میدانند.