خانه - فرهنگ نامه (برگه 41)

فرهنگ نامه

بوزینه (موجودات جنگلی از سرزمین های جنوبی)

موجوداتی از جنگل های تاریک جنوب سرزمین میانه. اگر چه به نظر می رسد که در سرزمین های شمالی ناشناخته باشند، اما اورک ها این کلمه را به عنوان یک ناسزای موردعلاقه ی خود به کار می بردند.

آمروت (ارباب محزون لورین)

زمان: از سال ۷۳۰ در دوران دوم به وجود او اشاره شده است تا زمانی که در سال ۱۹۸۱ از دوران سوم در دریا گم شد.

نژاد: الف ها

تقسیم بندی: احتمالا سیندار

معنی: بطور کامل مشخص نیست اما به احتمال قوی بالا رونده معنی میدهد.

 

او از دیرباز پادشاه الف ها بود.

از لگولاس در سرود نیمرودل – ارباب حلقه ها کتاب دوم فصل ۶، لوتلورین.

ارباب پیشین لورین، او در جستجوی نیمرودل به جنوب رفت، و در دریا گم شد. بعد از درگذشتن او کله بورن و گالادریل، ارباب و بانوی لورین شدند.

یادداشت ها:

  1. در داستان الداریون و ارندیس، الداریون در سفر دومش به سرزمین میانه، سرزمین آمروت را دیده بود، که تقریبا در این زمان[سال ۷۳۰ دوران دوم ] اتفاق افتاده است.
  2. منابع متناقض زیادی در مورد سیندار بودن او وجود دارد. بحث درباره ی خانواده ی آمروت را در ذیل ببینید (یادداشت ۴)
  3. بر طبق بعضی از نسخه های داستان، آمروت سازنده ی تالان (فلت) بود. در بعضی از منابع مخصوصا ضمیمه ی F از کتاب ارباب حلقه ها، اینگونه بیان شده که کلمه آمروت به لهجه ی سیلوانی است.
  4. نسب آمروت بطور کامل مشخص نیست – در نسخ متعددی که در کتاب داستان های ناتمام نومه نور و سرزمین میانه آمده اند نیز بیان های متفاوتی وجود دارد. نسخه ای که در اینجا با اطلاعات کتاب ارباب حلقه ها داده شده به نظر می رسد که از همه استوارتر باشد اما در هر صورت نسخ زیادی وجود دارند.
    بطور خاص روایتی نیز وجود دارد که اینگونه توضیح می دهد که او پسر کله بورن و گالادریل بوده است. کریستوفر تالکین بیان می کند که این ایده متعلق به زمانی پس از انتشار کتاب ارباب حلقه ها می باشد که بعدها به نوبه ی خود رد شده است. در نسخه ای دیگر جزییات بطور گسترده ای با احتمالی که در بالا بیان شد شباهت دارد اما شاه قبلی لورین (که هیچ گاه به صراحت به عنوان پدر آمروت معرفی نشده) ماگالاد بوده نه آمدیر.

آمون رود(تپه برهنه سر)

زمان: توسط تورین و گروه یاغیانش در ۴۸۷ و ۴۸۹ دوران اول تسخیر و در پایان دوران اول نابود گشت.
مکان: جنوب جنگل برتیل
متعلق به دورف های خرد
معنی: تپه برهنه سر، گرفته شده به دلیل داشتن قله سنگی و برهنه.

تپه ایست بلند در میان خلنگ زارهای وحشی جنوب بره تیل و غرب دوریات. قلّه تیزش از سنگ برهنه بود(بغیر از گل های سره گون قرمز که آنجا روییده بود) و به همین سبب آن را آمون رود، به معنی تپه برهنه سر نام داده بودند. این مکان مدت ها مسکن پنهان دورف های خردی بود که از شهرهای شرقی خود تبعید و به طور مخفیانه در سرزمین های بلریاند مستقر شده بودند. راه ها و در مخفی بالای قلّه منتهی به مخفیگاهی بود که با نام بار-اِن-نیبین-نویگ، خانه دورف های خرد شناخته می شد.

خاندان دورف های خرد با افزایش جمعیت الف ها و انسان ها در بلریاند و تحت سلطه گرفتن زمین هایشان رو به زوال نهاد. در سال های سخت بعد از نبرد اشک های بیشمار، فقط سه تن از آنان در بار-اِن-نیبین-نویگ باقی مانند، میم و دوپسرانش خیم و ایبون. زمانی که یاغیان تورین میم را اسیر کردند، او زندگیش را با راهنمایی گروه به خانه مخفی اش نجات داد و آنجا از آن پس بار-اِن-دانوِد ، خانه سربها نامیده شد.

بعد از مدتی به لگ کمانگیر در جستجوی دوست خود، تورین به آمون رود آمد. آنان زمینی را برای مقابله با مورگوت  در سنگر پنهان خود زیر تپه ساختند –دور کوئارتول، سرزمین کمان و کلاهخود-. در پایان، با وجود خیانت میم به مهمانان ناخوانده خود، اورک ها به مسیر های مخفی تپه راه یافتند. تورین اسیر و به لگ به حد مرگ زخمی شد و سرزمین های اطراف آمون رود بی موقع به نابودی کشیده شد.

آمرود (یکی از پسران دو قلوی فئانور)

تولد: دوران درختان در والینور.
مرگ : سال ۵۳۸ دوران اول
نژاد: الف
تقسیم بندی: نولدور
خاندان: فئانور
سکونت گاه ها: سرزمین های بلریاند شرقی، استحکامات آمون ارب بعد از واقعه داگور براگولاخ
معنی: احتمالا از نام کوئنیایی آمبارتو، تقریبا به معنی ارجمند، گرفته شده است.

به همراه برادر دوقلویش آمراس جوانترینِ پسران فئانور بود. در آمان با پنج برادر دیگرشان سوگند خوردند تا سیلماریل ها را از مورگوت بازپس گیرند و به دنبال پدرشان به سرزمین میانه آمدند.

هردوشان نخجیرگران بنامی بودند و به همراه برادر بزرگترشان، کارانتیر بعد واقعه ی داگور براگولاخ در دشت های وسیع غرب رود گلیون در بلریاند شرقی مسکن گزیدند. آن ها در اتفاقات دوران اول تاثیر کوچکی داشتند با وجود این بی تردید در جنگ های متعددی برای به دست آورد سیلماریل ها به برادرانشان یاری رساندند. سالها بعد آنان در حمله پسران فئانور به پناهندگان مصب سیریون حضور پیدا کردند و هردوشان در آن جنگ کشته شدند.

یادداشت ها

  1. اسم آمرود سرگذشت پر ماجرایی دارد!  طبق داستانی مادرش نردانل در اصل آنان را آمباروس (زرین سر) نام داده بود (که هردوی آن ها موی سرخ داشتند) فئانور اصرار داشت که آنان نام جدایی داشته باشند به این سبب نردانل یکی را اومبارتو (کسی که تقدیر بر سرش سایه افکنده) نامید. اما فئانور از این اسم شوم ناخوشنود گشت و اسمش را به آمبارتو (تقریبا به معنی بلندبالا) تغییر داد.
    در نسخه سیلماریلیونی که چاپ نشد، اومبارتو داستان غم انگیزی دارد: او در واقعه کشتی سوزی لوسگار در آتش سوخت. در نسخه منتشر شده او جان سالم به در می برد و با نام سینداری اسم خود در داستان ظاهر می شود.

آمراس (کهترین پسران فئانور)

زمان : در دوران دو درخت زاده شد. طی تهاجمات به مدخل سیریون در سال های انتهایی دوران اول کشته شد.

نژاد: الف

تقسیم بندی: نولدور

خاندان: فئانور

معنی: برگرفته از آمباروسا، سرحنایی، به واسطه موی سرخی که داشت.

به همراه برادر دوقلوی خود، آمرود، جوانترین هفت پسر فئانور بود.