خانه - فرهنگ نامه (برگه 20)

فرهنگ نامه

گذرگاه (راهی بین اوزگیلیات و پله‌نور)

راهی که از اوزگیلیات به سمت غرب و به راماس اخور، دیواری که دشت های پله‌نور را محاصره میکرد، کشیده میشد. محل تلاقی راه با دیوار با دو برج محافظت میشد که به قلعه های گذرگاه معروف بودند، از آنجا راه به سمت میناس تیریت میرفت. در گذشته، گذرگاه یکی از اصلی ترین شاهراه‌های گوندور بوده است که از پایتخت به اصلی ترین دژ در میناس آنور میرفت. در زمان جنگ حلقه، وقتی گذرگاه آندوین به دست دشمن افتاد، شاه جادو پیشه از این گذرگاه نیروهای خود را عبور داد و میناس تیریت را محاصره کرد.

قلعه های گذرگاه (دو بارو که دشتهای پله‌نور را محافظت می کردند)

بخشی از دفاع خارجی میناس‌تیریت، دو بارو که بوسیله اهالی گوندور در دیوار راماس‌اِخور برای محافظت از ورودی شرقی پله‌نور ساخته شده بود. دیوار در دورترین نقطه از دروازه عظیم شهر در شمال شرق، بیش از چهار فرسنگ فاصله داشت. و در نزدیک ترین نقطه که در جنوب شرق واقع بود، این فاصله به کمی بیش از یک فرسنگ کاهش می یافت. در هنگام جنگ حلقه ارتش متجاوز موردور از لنگرگاه قلعه در خارج ویرانه‌های اوزگیلیات عبور کرد، برفراز باروها سربازان گوندور سعی در دفاع کردند اما ارتش موردور با آتش و دود برج‌های مدافع را ویران کرد و راه خود را به گوندور مرکزی گشود.

دژ دریا (ناو فرماندهی آر-فارازون)

کشتی بزرگی که بنام آلکارونداس مشهور بود و تخت آر-فارازون شاه نومه‌نور را حمل می کرد. این کشتی با دکل‌ها و پاروهای بیشمارش توصیف شده است که بوسیله بردگان بحرکت در می آمد. دژ دریا به رنگهای طلایی و سیاه رنگ‌آمیزی شده بود. در لشگرکشی عظیم آر-فارازون از نومه‌نور به غرب دنیا برای جنگ با والار، آر-فارازون نیروی عظیم دریایی‌اش را از این کشتی هدایت می کرد. کشتی، آر-فارازون را از تول‌ اره‌سئا گذرانده و به سوی سواحل آمان در پای تانیکوئتیل رساند، اما شکافی در میان دریا و ساحل پدیدار شد و سپاه نومه‌نور را بهمراه کشتی معروف دژ دریا در خود بلعید و بطور کامل از میان برد.

سرکرده سپاه (عنوانی نظامی در میان گوندوریان)

ژنرال ارشد نیروهای نظامی گوندور. اگرچه این درجه نظامی بوضوح تعریف و تشریح نشده، اما گاه در عنوان کسانی که فرمانده کل ارتش گوندور بوده‌اند دیده شده است. تنها کسی که صریحا با این عنوان نامیده شده است تارانون بود که در دوران سلطنت پدرش سیریوندیل بر گوندور، به این عنوان مشهور بود. وقتی که تارانون به سلطنت رسید برای یادآوری پیروزی‌هایش در سمت سرکرده سپاه، نام «فالاستور، ارباب کرانه‌ها» را برگزید. این نام تلویحا به این اشاره می کرد که سرکرده سپاه، نیروی دریایی و نیروی زمینی گوندور را رهبری می کند. از بررسی محتوای تنها منبع در دسترس، سخت است بگوییم انتصاب پسر پادشاه به عنوان سرکرده سپاه در میان گوندوریان رسم بوده یا نه، اما بنظر می رسد که داشتن عنوان دائمی نظامی برای وارث تخت در گوندور معمول بوده است. بنظر می رسد برومیر پسر دنه‌تور در زمان جنگ حلقه این نقش را بر عهده داشت، اگرچه مشخص نیست که او صراحتا از عنوان سرکرده سپاه استفاده کرده است یا نه.

سرکرده لنگرگاه (فرمانده ارتش اومبار)

افسر فرمانده که مسئولیت نیروهای مستقر در اومبار را به عهده داشت. در دوره کارگزار اکتلیون دوم (چهل سال قبل از به هم پیوستن یاران حلقه) آراگورن در پوشش تورونگیل، گروه کوچکی از کشتی‌ها را از گوندور به جنوب و سوی اومبار رهبری کرد و تعداد زیادی از کشتی‌های دزدان دریایی را به آتش کشید. در پاسخ به این حمله سرکرده لنگرگاه که نامی از او به میان نیامده، در مقابل آراگورن به دفاع برخاست و با او در اسکله‌های بندرش جنگید. آراگورن پیروز میدان بود و سرکرده لنگرگاه بدست او به کام مرگ رفت.

نکته:

با اینکه بنظر می‌رسد سرکرده لنگرگاه در این رویارویی کشته شده باشد، اما این موضوع با قطعیت ذکر نشده است. در ضمیمه چهارم ارباب حلقه‌ها گفته شده که آراگورن سرکرده را سرنگون کرد. و این نوع بیان عرصه را برای تفاسیر مختلف باز گذاشته است.