خانه - فرهنگ نامه (برگه 30)

فرهنگ نامه

زبان باستان (زبان الف های برین)

طی مهاجرت بزرگ، الدار از یکدیگر جدا شدند. نولدور و وانیار از میان دریای بزرگ به غرب کوچیدند و بعد ها تله ری نیز به آنان پیوستند در حالی که بسیاری از مردم الدار در سرزمین میان باقی ماندند.

در آمان، به خصوص در میان نولدور و وانیار، زبان الفی باستان با عنوان کوئنیا محفوظ ماند. اما در تحولات مدام سرزمین میانه زبان الف ها تکامل یافته و به اشکال مختلف درآمد؛ که مهمترین اینان زبان الف های خاکستری بلریاند، سینداری بود.

وقتی نولدور به سرزمین میانه بازگشتند، دریافتند مردمی که سال ها قبل در آنجا باقی مانده بودند به زبان دیگری سخن می گویند: زبانی به هر حال قابل فهم برایشان، اما به وضوح متفاوت از زبان کوئنیای باستانی. با حکم شاه تینگول زبان الفی برین در سرزمین میانه از استفاده عام درماند به همین علت زبان معمول الف های شرق دریا سینداری بود با این حال دانش زبان باستان محفوظ ماند و هنوز توسط الف های برین و دانشمندان حتی در اواخر دوران سوم استفاده می شد.

زبان باستان (زبان الف های برین)

نامی برای زبان الفی باستان، کوئنیا که وانیار و نولدور در غرب بدان سخن می گفتند. این زبان به واسطه نولدور به سرزمین میانه آورده شد؛ اما شاه تینگول، که مردمش به زبان سینداری صحبت می کردند، استفاده از آن را در قلمرو تحت فرمان خود منع کرد. به همین علت کمتر به عنوان زبان محاوره ای بین مردم سرزمین میانه استفاده می شد؛ اما تاریخ نویسان و دانشمندان ترجیحا از این زبان بهره می بردند.

آپانونار (از پی زادگان)

در آمان، نولدور از پیشگویی آمدن انسان ها آگاه شدند، نژادی که همانند خودشان، فرزندان ایلوواتار به حساب می آمدند، اما سرنوشت متفاوتی داشتند. در آن زمان، حتی قبل از زمانی که اولین انسان ها در دنیا بیدار شوند، نولدور شروع به نامگذاری آنها کرد. همانطور که الف ها، اولین فرزندان ایلوواتار بودند (خود را مینونار نامیده بودند.) بنابراین یکی از عناوین انسان ها، از پی زادگان یا آپانونار در زبان کوئنیا بود. زمانی که نولدور سرانجام قرن ها بعد با انسان ها در سرزمین های بلریاند مواجه شدند، نام آپانونار، جزو افسانه های باستانی شده بود و به ندرت در صحبت های روزانه استفاده می شد.

مورچه ها

حشرات کوچکی که به فرم کلونی های بزرگ اجتماعی تحت فرمان یک ملکه زندگی می کنند. با این حال که تالکین اشاره ی مستقیمی به آنها نداشته، می توان حضورشان را در سرزمین میانه از طریق بحث مختصری که مری در مورد آنها با پیپین در موقعیتی مطرح می کند، دریافت. تالکین از خصوصیات آنها در سراسر کتاب ارباب حلقه ها، استعاره گونه استفاده می کند، مخصوصا وقتی در مورد سازماندهی نظامی و تجاوز اورک های موردور صحبت می کند بارها همانند مورچه ها، آنها را توصیف می کند. حتی از یک دیدگاه سائرون را با ملکه ی مورچه ها، و اورک هایش را با سربازها و کارگرهای آن ملکه در کلونی اش، مقایسه می کند.

انسون روپر (پسر عموی سم)

زمان: در سال ۲۹۶۱ در دوران سوم بدنیا آمد. (به حساب تقویم شایر سال ۱۳۶۱)

نژاد: هابیت

فرهنگ: هابیت های شایر

خانواده : روپر

جایگاه: احتمالا در تای فیلد می زیسته است.

معنی:  کلمه انسون احتمالا ترکیبی از ادغام کلمه ی Andy’s son  به معنای پسر اندی است. (پدر انسون، اندوایز یا به اختصار اندی نام داشت.)

پسر اندوایز روپر (همان عمو اندی که سم در کتاب ارباب حلقه ها به آن اشاره می کند). ما تقریبا چیزی از زندگی انسون نمی دانیم، اما اگر او راه پدرش را ادامه داده باشد، احتمالا در روستای تای فیلد زندگی می کرده است و سنت درست کردن طناب که توسط خانواده اش به او رسیده بود را ادامه می داده است.