خانه - فرهنگ نامه - فهرست موضوعی - انسان ها (برگه 2)

انسان ها

آرادان (لقب مالاخ)

ماراخ نام رهبر سومین خاندان اداین است، کسی که مردمش را از میان کوه های آبی به سوی بلریاند هدایت کرد. پسرش مالاخ به کمک شاه بزرگ فینگولفین رفت و ۱۴ سال را در سرزمین فینگلوفین یعنی هیتلوم صرف کرد. مالاخ جزو اولین انسان هایی بود که زبان الفی را آموخت و بعد ها تعداد زیادی از مردمش را به سوی باختر آورد که در هیتلوم سکنی گزینند. الف ها به او به خاطر کمک ها و از خود گذشتگی اش لقبی دادند: آرادان، به معنای مرد شریف یا بزرگوار.

آراگوست (هشتمین سرکرده دونه داین)

پسر آراهاد اول و هشتمین سر کرده دونه داین از نسل ایسیلدور که بر باقی مانده دونه داین شمال حکومت میکرد. او در برهه زمانی مهمی زندگی میکرد اما تقریبا در این اتفاقات نقشی نداشت.. زمانی که هنوز جوان بود صلح شکننده به پایان رسید و سائورون از شرق بازگشت. موجهای جدیدی از حمله به گوندور صورت گرفت و مردمان ائوتئود به جنوب و کمک گوندوریان آمدند و حکومت جدیدی در روهان بنا کردند.

در همین زمان اسمیگل حلقه را در آندوین پیدا کرد و به کوهستان مه آلود رفت که در آن زمان اورک ها در آن مستقر بودند. برخی از همین اورک ها کلبریان، همسر الروند، را اسیر کردند. گرچه او توسط پسرانش نجات داده شد اما آسیبی که دید او را مجبور کرد که سرزمین میانه را ترک کند.

آراگوست شصت و چهار سال سرکرده دونه داین بود و پس از او پسرش آراورن این وظیفه را به عهده گرفت.

آراهاد اول (هفتمین سرکرده دونه داین)

او پسر آراگلاس و هفتمین سرکرده دونه داین از نسل ایسیلدور بود. در ابتدای زمان ریاستش، صلح شکننده به پایان رسید و سائورون به دول گولدور بازگشت، و به زودی شورای سفید تشکیل شد. چند سال بعد، اورک هایی که مخفیانه در کوهستان مه آلود مستقر شده بودند خود را آشکار کردند و جاده های اریادور غیر قابل عبور شد. آراهاد ۶۱ سال سرکرده بود و پس از او پسرش آراگوست جانشینش شد.

آر-زیمراتون (وارث آر-آدوناخور)

پسر و جانشین آر-آدوناخور بود. وی بیست و یکمین فرمانروای و هجدهمین شاه نومه نور بود. پدرش اولین شاهی بود که نامش را از زبان آدونائیک انتخاب کرد و آر-زیمراتون نیز به همان روش ادامه داد. معادل الفی نام او تار-هوستامیر ثبت شده است.

آر-زیمراتون هفتاد و یک سال بر نومه نور حکومت کرد و پس از او پسرش آر-ساکالتور جانشینش شد.

آر-زیمرافل (ملکه و همسری بی تمایل به آر-فارازون)

زمانی که پادشاه خردمند تار-پلانتیر درگذشت، چوگان شاهی باید به تنها فرزند دخترش میریل میرسید. اما برادر زاده اش، فارازون سلطنت را غصب کرد و میریل را مجبور به ازدواج با خود کرد. او نام آر-زیمرافل را برای همسرش برگزید.

 سالها بعد آر-فارازون، به غرب ممنوعه بادبان در کشید تا قلمرو قدسی را پیدا کند و همسرش در جزیره ماند. وقتی طوفان فرا رسید، آر-زیمرافل تلاش کرد به کوه مقدس منل تارما پناه ببرد اما او و همه همراهانش در حادثه سقوط نومه نور کشته شدند.