خانه - فرهنگ نامه - فهرست موضوعی - انسان ها (برگه 4)

انسان ها

آناریون (پسر ملکه تار-آنکالیمه)

تنها پسر آنکالیمه و هالاکار که پس از جلوس مادرش در مقام اولین ملکه حکمران نومه نور بر تخت، به عنوان وارثش تعیین گردید. خیلی زود و پس از تولد او پدر و مادرش از هم جدا شدند و او در محیطی غمگین و پر استرس بزرگ شد. او سه فرزند داشت که دوتای اولی دختر بودند. اگرچه هر کدام از آنان میتوانستند در صف حکمرانان نومه نور باشند، اما هر دو از ترس ملکه تار-آنکالیمه از پذیرفتن چوگان سلطنتی سرباز زدند. پس از اینکه آناریون با نام تار-آناریون شاه نومه نور گشت، پسرش (سومین فرزند او) سوریون وارث او شد. ذکر این نکته ضروری است که او با آناریون مشهور، فرزند الندیل و یکی از بنیانگذاران گوندور اشتباه گرفته نشود. آناریون پسر الندیل قرنها بعد در نومه نور بدنیا آمد و از سقوط آن جان بدر برد.

آناردیل (نامی که وقت تولد به تار-آلداریون داده شده بود)

در دوره حکومت تار-الندیل چهارمین پادشاه نومه نور، فرزندش منلدور صاحب پسری شد. منلدور آن پسر را آناردیل نامید: «وقف شدهی خورشید». شاید به این دلیل اینکه او موهای زرد رنگش را از مادرش آلماریان به ارث برده بود. او به سرعت به جوانی مغرور اما سخاوتمند تبدیل شد که شیفته ی دریا و ماجراجویی بود. همزمان با فراگیر شدن آوازه ی دریانوردی او، آناردیل جنگل بزرگی برای فراهم نمودن چوب مورد نیاز کشتی سازی اش درست کرد. و این موضوع مبنای شهرت او به نام آلداریون احتمالاً به معنی فرزند درختان بود. تقریباً تمامی اسناد باقی مانده در مورد دوره ی زندگیاش از او با نام آلداریون یا تار-آلداریون (نام رسمیاش پس از تاجگذاری) بجای آناردیل (نام وقت تولدش) یاد می کنند. اگرچه در این میان استثناهایی هم وجود دارد، نام رسمی و کامل او در وقت مسئولیتش به عنوان وارث تاج و تخت «آناردیل آلداریون» ثبت شده است. و پدربزرگش او را آناردیلیا می نامید که شکلی خودمانی از نام وقت تولد او بود.

آناردیل (ششمین پادشاه گوندور)

همزمان با آشکار شدن شکوه و قدرت نومه نور، وارث سلطنت منلدور، صاحب فرزندی شد که او را آناردیل نامید. او ششمین حکمران نومه نور و پادشاهی مشهور بود که هم پیمان گیل گلاد الف شد و اولین پایگاه نومه نوریان در سرزمین میانه را بنا کرد. او در دوران حکومتش با نام تار-آلداریون شناخته میشد. بعد از گذشت سه هزار سال شخصی دیگر با نام آناردیل ششمین پادشاه قلمرویی دیگر شد، آناردیل پسر ائارندیل که بجای پدرش بر تخت گوندور نشست. سلطنت آناردیل بر گوندور آرام و بدون حادثه بود. و شاید مهمترین نکته در مورد زندگیش این بود که او آخرین شاه گوندور است که بطور دائم در شهر اوسگیلیات اقامت داشت. از همان دوره بود که فرزندش اوستوهر سنت اقامت تابستانی خاندان سلطنتی در دژ میناس آنور (که بعدها میناس تریت خوانده شد) را پایه گذاشت. آناردیل ۸۷ سال به عنوان شاه گوندور سلطنت کرد و از او پسرش اوستوهر بر تخت نشست.

آنگلیمیر (بیستمین شاهزاده دول آمروت)

پدر آدراهیل و پدربزرگ شاهزاده ایمراهیل، کسی که در جنگ حلقه جنگید. آنگلیمیر در زمانی که سائورون به موردور بازگشت و یک تهدید واقعی برای گوندور بود، شاهزاده دول آمروت بود. او به اندازه کافی زندگی کرد تا ببیند نوه‌اش، فیندویلاس با دنه‌تور، وارث کارگزار، پادشاهی جنوبی ازدواج کرد. آنگلیمیرسال بعد درگذشت، و آدراهیل جانشین او شد.

آنگلیمیر در داستان‌های ناتمام تمام نومه نور و زمین میانه، آنگلیمار تلفظ می‌شود. کریستوفر تالکین تأیید می‌کند که این یک «خطای غیر قابل توضیح است» و آنگلیمیر را به عنوان تلفظی درست در جلد ۱۲ تاریخ سرزمین ارائه می‌دهد.

یادداشت:

اگر آنگلیمیر نامی الفی است، پس می‌تواند به چیزی شبیه جواهر ستاره آهنی (یا جواهر آهن الفی) اطلاق شود. این روشن نیست که تالکین این نام را با معنی الفی خاصی در نظر گرفته است یا (شبیه دیگر اعضای این خاندان) ممکن است که عناصر ناشناخته نومه نوری در این اسم وجود داشته باشند.

آنگبور (ارباب تنومند لامدون)

ارباب لامدون در زمان جنگ‌ حلقه. به دلیل شهامت و بی باکی در برابر سپاه خاکستری مردگان شهره بود. او آراگورن را در مسیر سمت میناس تیریت کمک کرد. او نیروهای سرزمین‌های جنوبی را مرتب کرد و پس از خروج آراگورن و فرمانروایان غرب به عنوان محافظان شهر گماشت.