A

آلمارن (خانه‌ی قدیمی والار)

قبل از دوران دو درخت والینور. و حتی پیش از آن که والار به والینور بیایند آنها در جزیره‌ی سبز آلمارن در دریاچه‌ی بزرگ ساکن بودند. در زمان های بسیار دور، پیش از بیدار شدن الف ها و انسان ها، والار در شرق دریا (دریای بزرگ غرب) در سرزمین میانه سکونت داشتند. این دوران یعنی هنگامی که زمین با دو چراغ از والار روشن شد و آلمارن در نواحی مرکزی جهان مکانی بود که نور دو چراغ در هم آمیخته می‌شد را بهار آردا نامیدند.

چیز زیادی از جزئیات آلمارن نمی‌دانیم. جزیره ای پوشیده از علف که والار در آنجا مسکنی داشتند و احتمالا شهر یا حداقل قصبه ای در آنجا تشکیل دادند. در تاریخ والار، آلمارن به عنوان مکانی که تولکاس با نسا ازدواج کرد شناخته شده است.

آنچه که از اهمیت بیشتری برخوردار است آن است که آلمارن جایی بود که والار برای اولین بار از ملکور شکست خوردند. ملکور به طور مخفیانه نیرو های خود را از استحکامات شمالی اوتومنو آزاد کرد. هر دو چراغ والار سقوط کرده و نابود شدند و آلمارن به نابودی کشیده شد. ملکور تحت تعقیب تولکاس قرار گرفت ولی او به مخفی گاه خود در اوتومنو گریخت. پس از آن واقعه، والار سرزمین میانه را ترک گفته و هرگز بازنگشتند. آنها سرزمین جدیدی در غرب، در آمان تاسیس کرده و نام آن را والینور نهادند. سرزمینی که توسط نور افسانه‌ای دو درخت روشن بود.

آلمایدا (بندرگاهی در شمال غربی نومنور)

شهری ساحلی در کنار خلیج آندونیه در منطقه‌ی شمال غربی نومه نور که به آندوستار مشهور است. این گونه به نظر می‌رسد که این شهر در امتداد خلیج و کمی آنطرف تر از شهر آندونیه در سمت غرب ساخته شده است. ولی چیز زیادی از آلمایدا نمی‌توان گفت. تنها نام شهر شناخته شده است که آن هم از نقشه‌ی ساده ای که از نومه نور موجود بوده به دست آمده و در جای دیگری از آن نامی برده نشده است.

آلگوند (مسن ترین فرد از گوارویت)

اصالتا اهل دور-لومین بود. آلگوند مدتی از عمر خود را در خدمت هورین تالیون گذراند. در جنگ بزرگ نیرنائت آرنوئیدیاد از سرزمین مادری خود فرار و به دره های سیریون مهاجرت کرد و نهایتا به صف گروهی از یاغیان به نام گوارویت(مردان گرگی) در‌آمد. گروهی که پیوسته در جنگل های برتیل در مرز های غربی دوریات رفت و آمد داشتند.

در اوخر عمرش، شاهد آمدن عضو جدیدی بود که به گروه ملحق شد و سرانجام رهبری گروه را به عهده گرفت. این عضو جدید  کسی جز تورین پسر هورین نبود که خودش را از سرزمین پدری اش تبعید کرده بود. بر اساس داستان، آلگوند عضو جدید را از شباهتی که به پدرش داشت شناخته بود. هیچ مدرکی در مورد سرنوشت آلگوند ارائه نشده است. ولی به احتمال زیاد تنها چند سال پس از آمدن تورین هنگامی که یاغیان در قله‌ی آمون رود در دام اورک ها گرفتار شدند کشته شد.

آلفریدا اهل ییل (یکی از اجداد اولیه‌ی بولگرها)

هابیتی اهل شایر که بیش از دو قرن پیش از جنگ حلقه می زیست. آلفریدا با گاندولفو بولگر ازدواج کرد و به واسطه‌ی سه پسری که آورد، به یکی از مهمترین اجداد خانواده‌ی بولگر تبدیل گشت. نسب خود آلفریدا نامعلوم است ولی از آنجا که او از ییل آمده بود، شاید بتوان گفت که با خانواده‌ی بوفین ها نسبتی داشته است.

نام «آلفریدا» از ریشه و معنای قابل توجهی برخوردار است. این نام، شکل مؤنث آلفرد به معنای «پند الفی» است. همان طور که می‌دانیم الف ها هر از چند گاهی از شایر که نزدیک ییل بود عبور می‌کردند. بنابراین براساس نامش، می‌توان تصور کرد که آلفریدا یکی از هابیت های نادری بود که با الفها وقت می‌گذراند.

آمون اوبل (تپه ای دارای استحکامات در مرکز بره تیل)

تپه ای که جنگل بره تیل در اطراف آن قرار داشت. اکثر مردم جنگلی بره تیل در اواخر دوران اول در آنجا و داخل یک حصار چوبی که به نام افل براندیر شناخته می شد، سکونت داشتند.