خانه - ۱۳۹۲ (برگه 2)

آرشیو سالانه: ۱۳۹۲

آنگریست (شکافنده ی آهن، دشنه ای که تلخار ساخته بود)

زمان: در سال ۴۶۶ دوران اول نابود شد[۱]

خاستگاه: ساخته شده توسط تلخار نوگرودی

نژاد: ساخته شده توسط یک دورف (تلخار)، حمل شده توسط یک الف (کوروفین) و استفاده شده توسط یک انسان (برن) برای بازپس گرفتن سیلماریل از و جدا کردن آن از تاج آهنین مورگوت.

معنی: شکافنده ی آهن

دشنه ای فوق العاده، ساخته شده توسط آهنگری بزرگ به نام تلخار نوگرودی که قادر بود آهن را به راحتی برش چوب، ببُرد. آن دشنه توسط کوروفین پسر فئانور حمل می شد که آن را بدون نیام همراه خود می برد. کوروفین برای مدتی به همراه برادرش در نورگوتروند دارای قدرت بود، اما بعد از اینکه لوتین، سائرون را شکست داد و زندانی هایش را از تول-این-گائوروت آزاد ساخت، بسیاری از آنها به نورگوتروند بازگشتند و مردمان آنجا را بر علیه آن دو برادر شوراندند. ترک اجباری، آنها را بر آن داشت تا به سرزمین های شمالی برادرشان مایدروس، حرکت کنند، اما در آن سفر با برن و لوتین برخورد کردند و به آنها حمله کردند، اما آن دو شکست خوردند و برن دشنه ی آنگریست را از کوروفین ستاند.

احتمالا سرنوشت اینگونه بوده که برن دشنه ی شکافنده ی آهن را از آن خود کند. وقتی او به تخت گاه مورگوت رسیده بود، زمانی که ارباب تاریکی در خوابی سحرآمیز که توسط لوتین به او القا شده بود، قرار داشت؛ برن از آنگریست استفاده کرد تا یکی از سیلماریل ها را از چنگک آهنین نگهدارنده ی سیلماریل های تاج مورگوت، آزاد کند. با داشتن آن جواهر، او انتخاب کرد که فراتر از هدفش رود و همه ی آن سه سیلماریل را رها سازد، اما همانگونه که سعی کرد دومین سیلماریل را از زندانش رها سازد، دشنه شکست و تکه ای از تیغ آن پرید و به صورت در حال چرت مورگوت برخورد کرد. به دلیل شکسته شدن آنگریست، برن و لوتین مجبور شدند که فقط با یکی از سیلماریل ها فرار کنند، در حالیکه دوتای باقیمانده هنوز در تحت قدرت ارباب تاریکی باقی ماندند.

یادداشت:

  1. ما هیچ اشاره مستقیمی به عمر آنگریست زمانی که در دستان برن شکسته شد نداریم، اما با این حال هنوز مطالبی خیلی جزئی وجود دارند که می توان روی آنها کار کرد. این شمشیر توسط تلخار، آهنگر مشهور، ساخته شده است و ما می دانیم که تلخار برای آزاگال کار می کرده است که در نیرنایت در سال ۴۷۲ دوران اول مُرد. با توجه به اینکه تلخار و آزاگال معاصر بودند و همچنین با در نظر گرفتن یک عمر معمولی برای دورف ها که حدود ۲۵۰ سال است، بعید به نظر می رسد که آنگریست قبل از سال ۲۵۰ دوران اول ساخته شده باشد.

آنگریم (پدر گورلیم شوربخت)

زمان: در یا قبل از سال ۴۵۶ دوران اول از دنیا رفته است.

نژاد: انسان

بخش: اداین

فرهنگ: مردان دورتونیون

خانواده : از پیروان خاندان بئور

معنی: معنای مشخصی ندارد

یکی از اداینِ اولین خاندان، از پیروان اربابان خاندان بئور که در دورتونیون اقامت داشتند. بعد از داگور براگولاخ، نیروهای مورگوت آن سرزمین را تصاحب کردند و بیشتر مردان دورتونیون کشته شدند. کسی نمی داند که آنگریم در آن زمان هنوز زنده بوده، اما اگر هم زنده بوده، حتما بین کشته شدگان آن حمله بوده است. پسرش گورلیم یکی از معدود بازماندگان بود که همراه اربابش باراهیر و گروه کوچکی از یاغیان ماند که سرانجام به آنها خیانت کرد.

یادداشت:

  1. در واقع المان های کلمه ی آنگریم بطور مستقیم به عنوان «میزبان آهن» ترجمه می شوند، اما به نظر نمی رسد که این ترجمه با توجه به اینکه این کلمه نام یک شخص است، ترجمه ی درستی باشد.

آنگرنوست (دژی حلقه مانند که آیزنگارد نیز خوانده می شد)

زمان: در سال ۳۳۲۰ دوران دوم یا کمی پس از آن ساخته شد. توسط مردان دونلند بین سالهای ۲۷۵۹ تا ۳۰۱۹ در دوران سوم نگهداری می شد و نهایتا به وجه تاثیرگذاری، توسط انت ها در سوم مارس سال ۳۰۱۹ دوران سوم نابود شد.

موقعیت: دره ی نان کورونیر، در جنوب کوهپایه های کوهستان مه آلود.

خاستگاه: توسط الندیل و پسرانش ساخته شد.

نژاد: انسان[۱]

معنی: دژ آهنین

اسامی دیگر: آیزنگارد

نامی که توسط الف ها برای آیزنگارد بکار می رفت، همان دژ سارومان که در بالای رودخانه ی آیزن قرار داشت.
یادداشت:

  1. حداقل،برای بیشترِ تاریخش، توسط انسان ها ساخته و نگهداری شد. اگرچه سارومان، انسان نبود – او یک ساحر بود و بنابراین نژادش آینور خواهد بود.

آنگرن (نامی به زبان الفی برای رودخانه ی آیزن)

نام قدیمی تری که الف ها برای این رودخانه معین کرده بودند، رودی که بیشتر با نامی که روهیریم(رودخانه ی آیزن) به آن داده بودند، شناخته می شد. هر دو نام معنای یکسانی دارند: «رودخانه ی آهن».

آنگمار (قلمرو پادشاه جادوپیشه)

زمان: تاسیس شده در سال ۱۳۰۰ دوران سوم، نابوده شده در سال ۱۹۷۵ دوران سوم. (به مدت ۶۷۵ سال پابرجا ماند)

موقعیت: حیطه ی شمالی کوهستان مه آلود، نزدیک کارن دام

موسس: ارباب نزگول

معنی: نامشخص است. احتمالا سرزمین (یا به معنای واقعی تر، خانه) آهن؛ اما سرزمین جور و ستم، به نسبت، جایگزین مناسبتری است.

در دومین هزاره از دوران سوم، سائرون مخفیانه برای تاسیس دول گولدور بازگشت و نه خادمش، نزگول، دوباره در سرزمین میانه ظهور کردند. گوندور در آن زمان فوق العاده قوی بود، اما پادشاهی شمال آرنور ضعیف شده و حالا دیگر به سه پادشاهی تقسیم شده بود. در حدود سال ۱۳۰۰ دوران سوم، بزرگترین خادم سائرون، ارباب نزگول، به دنبال انتقام از دشمنان اربابش، به شمال سفر کرد.

آن ساحر بزرگ، قلمرویی جدید در حیطه ی شمالی کوهستان مه آلود بنا نهاد، قلمرویی که حتی درون سرزمین هایی که در محدوده ی آن نبودند، کشیده می شد. او شهر کارن-دوم را برای پایتختی انتخاب کرد. آنجا بود که انسان ها و اورک ها و همچنین موجوداتی عجیب تر و شیطانی تر را برای خدمت به خویش جمع کرد؛ و اینگونه بود که او پادشاهی آنگمار را شکل داد و خود شاه جادوپیشه ی آن قلمرو شد.

با استقرار این پادشاهی جدید، شاه جادوپیشه، به چالش کشیدن دونه داین شمالی را آغاز کرد. پادشاهی شرقی آنان، رودائور، به مرزهای آنگمار نزدیک بود و آنجا، دونه داین، پادشاهی را از دست داده بود. ارباب رودائور، که یکی از مردان تپه بود، متحدی برای آنگمار شده بود؛ بنابراین خطوط نبرد به سمت غرب کشیده شد، جایی که دونه داینِ آرتداین و کاردولان بودند و در شرق پادشاه جادوپیشه ی آنگمار و متحدش رودائور حضور داشتند. حالا دیگر تپه های ودر، مرز میان این دو قدرت شده بود و بیشتر استحکامات این تپه ها در آن زمان شکل گرفتند. دورتر در شرق، ریوندل نیز تحت محاصره ی نیروهای آنگمار قرار گرفته بود.

بعد از یک قرن طرح ریزی و زد و خورد، آنگمار اولین حمله ی جدی خود به استحکامات دونه داین را ترتیب داد. برج باستانی آمون سول بر روی ودرتاپ نابود شد و شاه آرولگ اول در این حمله کشته شد. سپاه آنگمار کاردولان را غارت کرد و بازماندگان کمی زنده ماندند، اما شاه جادو پیشه الف ها را فراموش کرده بود. به درخواست الروند، الف ها از لیندون و لورین، نیروهای آنگمار را عقب راندند و در نهایت بر آنان احاطه یافتند.

ارباب نزگول حالا دیگر به هدفش نزدیک شده بود: با شیوع طاعون، اندک بازماندگان کاردولان نیز از بین رفتند و دونه داین شمال به تنها یک پادشاهی، پادشاهی آرتداین، کاهش پیدا کردند. با کمک متحدشان، الفها، نمی شد فورا آنها را شکست داد و اینگونه شد که شاه جادوپیشه، تقویت نیروهای خود برای آخرین ضربت خوردکننده اش به دونه داین شمال را آغاز کرد. در این زمان بود که روح های شیطانی از آنگمار بیرون آمدند و به سرزمین های غربی داخل شدند و تپه ماهورهای خاکسپاری در بلندی های گورپشته حالا دیگر به مکانی آکنده از ترس و وحشت تبدیل شده بود.

سرانجام بعد از بیش از پانصد سال، سپاه عظیم آنگمار آماده شده بود. مردان آرتداین، اخطار یورش شاه جادوپیشه را دریافته بودند و برای گوندور در جنوب درخواست کمک ارسال کردند، اما گوندوری ها در آن زمان خودشان مشغول حمله ی ارابه سواران بودند و نمی توانستند کمکی برای آرتداین بفرستند؛ بنابراین سرانجام وقتی شاه جادو پیشه آماده ی نبرد شد، با کمی دشواری توانست باقی مانده ی دونه داین را نیز سرنگون کند. بازماندگان یا به سمت غرب رودخانه ی لون یا در سرمای شمال، به همراه آخرین پادشاه ناامیدشان، آرودویی، رانده شدند. با تصور اینکه شاه جادوپیشه آخرین پیروزی مطلق خود را بدست آورده بود، وی در پایتخت آرتداین، فورنوست، جلوس کرد و آنجا را مکانی برای پیروان شیطانی خودش قرار داد.

دورتر در جنوب، گوندور در نهایت تهدید ارابه سواران را خنثی کرد و برای کمک به متحد شمالی اش، ناوگانی از نیروهایش را فرستاد. آن نیروی عظیم برای نجات پادشاهی شمال دیر رسیده بود، اما با الف ها برای انتقام از شاه جادوپیشه عازم شدند. شاه جادوپیشه نیروهایش را از فورنوست بیرون آورد و گوندوری ها را در دشت های غرب بلندی های شمال ملاقات کرد و آنجا بود که آخرین نبرد آنگمار رخ داد. سپاه گوندور منکوب کننده بود و نیروهای آنگمار، که به راحتی آرتداین را شکست داده بودند، تار و مار شدند. شاه جادوپیشه نیز خود از آن دشت فرار کرد و به موردور رفت و در آنجا بود که او شروع به جمع آوری دیگر نزگول کرد.

اینگونه بود که آنگمار در همان لحظه که پیروزی بر دونه داین به نظرش حتمی می رسید، خود نیز مغلوب شد. شاه جادوپیشه قلمروهای شمالی را ریشه کن کرده بود و سرزمین های اریادور برای هزار سال آتی، وحشی و بدون پادشاه شدند، اما دونه داین زنده ماندند. مردمی پراکنده و فراموش شده، در طول سرزمین پهناور اریادور جایی که زمانی آنجا حکم می راندند، به حرکت در آمدند و نسل فرزندان ایسیلدور پسر الندیل مخفیانه ادامه یافت. در آخرین نبرد، همه ی نیروهای شیطانی آنگمار شکست نخوردند و بعضی مانند اشباح گورپشته از تایرن گورتاد، حتی تا زمان نبرد حلقه نیز باقی مانده بودند.