خانه - ۱۳۹۲ (برگه 20)

آرشیو سالانه: ۱۳۹۲

آملاخ (یکی از رهبران جدایی در استولاد)

«اینک من نزاع خود را با استاد نیرنگ ها آغاز می کنم، که تا به انتهای  عمر من به طول خواهد انجامید.»

سخنان آملاخ

سیلماریلیون فصل ۱۷ – حدیث آمدن آدمیان به غرب

پس از سالهایی که آنها از کوهستان های مه آلود عبور کرده و به بلریاند رسیدند، انسان هایی که اداین نام می‌گرفتند عمدتا در کمپ هایی در استولاد در جنوب نان الموت سکنی گزیدند. آنها در آنجا به دو گروه تقسیم شدند : دسته‌ی اول «دوستان الف ها» نام داشتند که معتقد بودند انسان ها باید با الدار علیه مورگوت متحد شوند و دسته‌ی دوم مخالفانی بودند که می‌خواستند جنگ را به الف ها واگذار کنند.

در میان رهبرانی که در این جدایی حضور داشتند، آلماخ پسر ایملاخ یکی از فرزندان ماراخ نیز حضور داشت. هنگامی که شورایی برای بحث بر سر این موضوع تشکیل شد، کسی که به نظر می‌رسید آملاخ باشد به شدت بر علیه این عقیده که آنها بایستی با الدار متحد شوند سخنرانی کرد. پس از شورا مشخص گردید که آملاخ حتی در شورا حضور نداشته و سخنران کسی نبوده جز فرستاده‌ی مورگوت که خودش را به شکل او در آورده بود. خشم آملاخ به خاطر این حیله باعث گردید که به گروه دوستان الف ها بپیوندد. او به شمال و به هیمرینگ رفت تا به خدمت ارباب الف یعنی مایدروس درآید.

آرمتیست هورن بلوور (همسر رودیبرت بولجر)

او یکی از اعضای خانواده‌ی مشهور هورن بلوور و حتی شاید یکی از فرزندان خود توبولد هورن بلوور بوده است. آرمتیست در اواخر قرن سیزدهم زندگی کرد. او با  رودیبرت بولجر ازدواج کرد. آنها صاحب یک پسر به نام آدالبرت شدند.

آمدیر (نام یکی از پادشاهان اولیه‌ی لورین)

بر اساس بعضی منابع، او پدر آمروت و پادشاه لورین در طول دوره‌ی دوم بود. او همچنین در نبرد داگورلد در اواخر همان دوران کشته شد.

آمبارونا (نام قدیمی جنگل فنگورن)

یکی از نام هایی که چوب ریش بر جنگل فنگورن نهاد. آمبارونا نامی بود قدیمی که به دورانی که اریادور پر از جنگل شده بود باز ‌می‌گردد. زمانی که درختان از تپه های دامنه‌ی کوه ارد لوئین تا کوهستان مه آلود امتداد یافتند. در آن زمان فنگورن تنها قسمت شرقی آن جنگل بسیار برزگ را تشکیل می‌داد. و نام آمبارونا (به معنای «سرزمین شرقی» و یا «به سوی طلوع») بر این موضوع دلالت دارد.

آماریه (محبوب فینرود)

محبوب فینرود فلاگوند. وقتی فینرود به همراه فئانور به سرزمین میانه رفت ، او در والینور ماند.

سیلماریلیون تقریبا چیز زیادی درباره‌ی آماریه ذکر نکرده است. ولی می‌توان از تاریخچه‌ی خاکستری در جلد یازدهم تاریخ سرزمین میانه اطلاعات بیشتری در مورد او به دست آورد. این گونه به نظر می‌رسد که او دوشیزه‌ی الفی وانیار باشد. او این اجازه را نیافت که فینرود را در تبعید همراهی کند (که به نوبه‌ی خود به این موضوع اشاره می‌کند که او خودش می‌خواسته با او به سرزمین میانه برود) پس از آن که فینرود در محبس های سائرون کشته شد، روح او به والینور بازگشت. آنجا او دوباره به جسم خود بازگشت و او و آماریه دوباره به پکدیگر پیوستند.