خانه - فرهنگ نامه - فهرست الفبایی انگلیسی - A - آنگمار (قلمرو پادشاه جادوپیشه)

آنگمار (قلمرو پادشاه جادوپیشه)

زمان: تاسیس شده در سال ۱۳۰۰ دوران سوم، نابوده شده در سال ۱۹۷۵ دوران سوم. (به مدت ۶۷۵ سال پابرجا ماند)

موقعیت: حیطه ی شمالی کوهستان مه آلود، نزدیک کارن دام

موسس: ارباب نزگول

معنی: نامشخص است. احتمالا سرزمین (یا به معنای واقعی تر، خانه) آهن؛ اما سرزمین جور و ستم، به نسبت، جایگزین مناسبتری است.

در دومین هزاره از دوران سوم، سائرون مخفیانه برای تاسیس دول گولدور بازگشت و نه خادمش، نزگول، دوباره در سرزمین میانه ظهور کردند. گوندور در آن زمان فوق العاده قوی بود، اما پادشاهی شمال آرنور ضعیف شده و حالا دیگر به سه پادشاهی تقسیم شده بود. در حدود سال ۱۳۰۰ دوران سوم، بزرگترین خادم سائرون، ارباب نزگول، به دنبال انتقام از دشمنان اربابش، به شمال سفر کرد.

آن ساحر بزرگ، قلمرویی جدید در حیطه ی شمالی کوهستان مه آلود بنا نهاد، قلمرویی که حتی درون سرزمین هایی که در محدوده ی آن نبودند، کشیده می شد. او شهر کارن-دوم را برای پایتختی انتخاب کرد. آنجا بود که انسان ها و اورک ها و همچنین موجوداتی عجیب تر و شیطانی تر را برای خدمت به خویش جمع کرد؛ و اینگونه بود که او پادشاهی آنگمار را شکل داد و خود شاه جادوپیشه ی آن قلمرو شد.

با استقرار این پادشاهی جدید، شاه جادوپیشه، به چالش کشیدن دونه داین شمالی را آغاز کرد. پادشاهی شرقی آنان، رودائور، به مرزهای آنگمار نزدیک بود و آنجا، دونه داین، پادشاهی را از دست داده بود. ارباب رودائور، که یکی از مردان تپه بود، متحدی برای آنگمار شده بود؛ بنابراین خطوط نبرد به سمت غرب کشیده شد، جایی که دونه داینِ آرتداین و کاردولان بودند و در شرق پادشاه جادوپیشه ی آنگمار و متحدش رودائور حضور داشتند. حالا دیگر تپه های ودر، مرز میان این دو قدرت شده بود و بیشتر استحکامات این تپه ها در آن زمان شکل گرفتند. دورتر در شرق، ریوندل نیز تحت محاصره ی نیروهای آنگمار قرار گرفته بود.

بعد از یک قرن طرح ریزی و زد و خورد، آنگمار اولین حمله ی جدی خود به استحکامات دونه داین را ترتیب داد. برج باستانی آمون سول بر روی ودرتاپ نابود شد و شاه آرولگ اول در این حمله کشته شد. سپاه آنگمار کاردولان را غارت کرد و بازماندگان کمی زنده ماندند، اما شاه جادو پیشه الف ها را فراموش کرده بود. به درخواست الروند، الف ها از لیندون و لورین، نیروهای آنگمار را عقب راندند و در نهایت بر آنان احاطه یافتند.

ارباب نزگول حالا دیگر به هدفش نزدیک شده بود: با شیوع طاعون، اندک بازماندگان کاردولان نیز از بین رفتند و دونه داین شمال به تنها یک پادشاهی، پادشاهی آرتداین، کاهش پیدا کردند. با کمک متحدشان، الفها، نمی شد فورا آنها را شکست داد و اینگونه شد که شاه جادوپیشه، تقویت نیروهای خود برای آخرین ضربت خوردکننده اش به دونه داین شمال را آغاز کرد. در این زمان بود که روح های شیطانی از آنگمار بیرون آمدند و به سرزمین های غربی داخل شدند و تپه ماهورهای خاکسپاری در بلندی های گورپشته حالا دیگر به مکانی آکنده از ترس و وحشت تبدیل شده بود.

سرانجام بعد از بیش از پانصد سال، سپاه عظیم آنگمار آماده شده بود. مردان آرتداین، اخطار یورش شاه جادوپیشه را دریافته بودند و برای گوندور در جنوب درخواست کمک ارسال کردند، اما گوندوری ها در آن زمان خودشان مشغول حمله ی ارابه سواران بودند و نمی توانستند کمکی برای آرتداین بفرستند؛ بنابراین سرانجام وقتی شاه جادو پیشه آماده ی نبرد شد، با کمی دشواری توانست باقی مانده ی دونه داین را نیز سرنگون کند. بازماندگان یا به سمت غرب رودخانه ی لون یا در سرمای شمال، به همراه آخرین پادشاه ناامیدشان، آرودویی، رانده شدند. با تصور اینکه شاه جادوپیشه آخرین پیروزی مطلق خود را بدست آورده بود، وی در پایتخت آرتداین، فورنوست، جلوس کرد و آنجا را مکانی برای پیروان شیطانی خودش قرار داد.

دورتر در جنوب، گوندور در نهایت تهدید ارابه سواران را خنثی کرد و برای کمک به متحد شمالی اش، ناوگانی از نیروهایش را فرستاد. آن نیروی عظیم برای نجات پادشاهی شمال دیر رسیده بود، اما با الف ها برای انتقام از شاه جادوپیشه عازم شدند. شاه جادوپیشه نیروهایش را از فورنوست بیرون آورد و گوندوری ها را در دشت های غرب بلندی های شمال ملاقات کرد و آنجا بود که آخرین نبرد آنگمار رخ داد. سپاه گوندور منکوب کننده بود و نیروهای آنگمار، که به راحتی آرتداین را شکست داده بودند، تار و مار شدند. شاه جادوپیشه نیز خود از آن دشت فرار کرد و به موردور رفت و در آنجا بود که او شروع به جمع آوری دیگر نزگول کرد.

اینگونه بود که آنگمار در همان لحظه که پیروزی بر دونه داین به نظرش حتمی می رسید، خود نیز مغلوب شد. شاه جادوپیشه قلمروهای شمالی را ریشه کن کرده بود و سرزمین های اریادور برای هزار سال آتی، وحشی و بدون پادشاه شدند، اما دونه داین زنده ماندند. مردمی پراکنده و فراموش شده، در طول سرزمین پهناور اریادور جایی که زمانی آنجا حکم می راندند، به حرکت در آمدند و نسل فرزندان ایسیلدور پسر الندیل مخفیانه ادامه یافت. در آخرین نبرد، همه ی نیروهای شیطانی آنگمار شکست نخوردند و بعضی مانند اشباح گورپشته از تایرن گورتاد، حتی تا زمان نبرد حلقه نیز باقی مانده بودند.