
What Hal saw beyond the North Moors by Miriam Ellis
مدتی پیش در یک حراجی از یک نامه تابهحال دیده نشده جی. آر. آر. تالکین رونمایی شد که به شکلی غیرمنتظره حاوی اطلاعات جدید داستانی بود. این نامه که در تاریخ ۲۸ فوریه ۱۹۶۶ در پاسخ به خواننده جوان و تیزبینی به نام جنی هال ارسال شده بود، حاوی چند بند کوتاه تایپ شده و یک پاورقی دستنویس در خصوص ریشه اسامی مکانها در داستان ارباب حلقهها و ماهیت موجودی است که هویتش در کتاب یاران حلقه توسط هابیتها مورد بحث قرار گرفته است. در فصل سایه گذشته این کتاب با ترجمه رضا علیزاده میخوانیم:
سام در حالی که همراه بقیه میخندید گفت: «خیلی خوب، اما نظرت در مورد این آدمهای درختی یا شاید به نظر تو این غولها چیست؟ میگویند یکی را نه خیلی وقت پیش در آن طرف نورث مورز دیدهاند که بزرگتر از یک درخت بوده.»
«چه کسانی میگویند؟»
«یکیش پسرعمویم هال. در اُوِرهیل برای آقای بوفین کار میکند و برای شکار به فاردینگ شمالی میرود. او یکی را دیده.»
«شاید فکر کرده که دیده. این هال شما همیشه میگوید که چیزهایی دیدهام؛ شاید چیزهایی میبیند که اصلاً آنها نیستند.»
«اما این یکی به بزرگی یک درخت نارون بوده، راه هم میرفته – با هر قدم هفت یارد میرفته، انگار که یک اینچ بوده.»
«پس شرط میبندم یک اینچ نبوده. خیلی احتمال دارد چیزی که دیده درخت نارون بوده.»
«دارم میگویم این یکی راه میرفته؛ در ضمن توی نورث مورز درخت نارون نیست.»
تد گفت: «پس او هم نمیتوانسته درخت نارون ببیند.»
جالب است که در این مکالمه، «به بزرگی یک درخت نارون» صرفاً یک تشبیه اندازه است و نه اینکه آن موجود یک «درخت نارون» باشد. تد سندیمن با چیزی شبیه به مغالطه پهلوانپنبه قصد زیر سوال بردن روایت سام را دارد. توجه به این نکته برای درک صحیح محتوای این نامه تالکین به جنی هال که تصویر و ترجمه فارسی متن آن در پایین آمده میتواند نتایج جالبی در بر داشته باشد.

ترجمه فارسی نامه تالکین به جنی هال:
جنی عزیز،
از نامه خوب شما متشکرم. من به بیشتر نقاط ولز سفر کردهام اما اسامی مکانها براساس نمونههای انگلیسی یا وام گرفته از دیگر کتابها ساخته شدهاند، اگرچه کریکهالو قرار بود تداعی کننده کریکهاول باشد.
درختهای نارونی که راه میروند قرار بود انت باشند (نه انتبانو). گندالف از یکی یا دوتا از آنها خواسته بود که مراقب شایر باشند، اما درباره آن با هیچکس دیگری صحبت نکرده بود.*
با آرزوی بهترینها،
اراتمند شما،
جی. آر. آر. تالکین
* همانطور که از مکالمه چوبریش با مـ(ری) و پـ(ـیپین) به نظر میرسد، او از وقایع بسیار بیشتر از گمان آنها باخبر بود و درباره «هابیتها» بیش از آنچه که وانمود کرد، میدانست.
تالکین در این نامه به درختان نارونی که راه میروند اشاره میکند، اما با خواندن متن بالا متوجه شدیم که هیچ درخت نارونی که راه برود وجود نداشته و این یک مغالطه از سوی تد سندیمن است. اما چرا این نکته قابلتوجه است؟ سه دلیل برای آن وجود دارد:
اول اینکه تالکین دقیقاً ۲ سال پیش از این نامه در پاسخ به نامه خوانندهای دیگر به نام جیمز هیف به تاریخ ۲۸ فوریه ۱۹۶۴ نوشته بود که «من گمان نمیکنم چیزی که هال در نورث مورز دید یک انتبانو بوده باشد. شاید آن یک ترول بوده».
دوم اینکه با مشاهده تاریخچه نگارش فصول ارباب حلقهها و نگاه به نامه ۲۳۱ که تالکین در آن تاکید میکند مفهوم انت تا زمان نوشتن فصل چوبریش در کتاب دو برج خلق نشده بود، احتمال عمدی بودن این اشاره به انتها در فصول ابتدایی کتاب یاران حلقه دور از ذهن خواهد بود.
سومین دلیل را میتوان در طی خواندن کتاب The Lord of the Rings: A Reader’s Companion در یکی از دستنوشتههای تالکین یافت که هر گام انتی را در حدود ۴ پا (۱.۳۳ یارد) ذکر کرده است که با توصیف هال درباره آن موجودی که «با هر قدم هفت یارد میرفته» فاصلهای بیش از ۵ برابری دارد.
اما پاسخ صحیح درباره آن چیزی که هالفست گمجی در نورث مورز مشاهده کرده چیست؟ هیچکدام و همه موارد!
از نظر نگارنده، از آنجایی که مفهوم انت در آن زمان ابداع نشده بود، محتمل است که تالکین صرفاً برای پیش بردن داستان، آن بخش از مکالمه را در آنجا مطرح کرده باشد (بخشهای زیادی از شخصیتها و موجودات داستانهای تالکین به همین شکل ابداع شدهاند) و سالها بعد در یک نامه بدون توجه به نکات داستانی آن را یک ترول دانسته (هیچ ترولی به آن بزرگی در داستان ارباب حلقهها وجود ندارد – مگر آنکه بحث در خصوص غولها باشد که وجود داشتن و گفتوگوی پیرامون آنها خود نیازمند مقالهای دیگر است) و در نامهای دیگر و زیر فشار پاسخ به نامههای بیشماری که از سوی خوانندگان دریافت میکرد، باز هم بدون توجه به نکات داستانی، آن را یک انت در نظر گرفته بوده است. همچنین محتمل است که توصیف هال با اغراق بوده یا همانطور که تد در آنجا میگوید «شاید فکر کرده که دیده. این هال شما همیشه میگوید که چیزهایی دیدهام؛ شاید چیزهایی میبیند که اصلاً آنها نیستند.»
تنها یک مسئله کاملاً مشخص است و هیچ تداخل داستانی در پی آن به وجود نمیآید: آن موجود دیده شده مشخصاً یکی از انتبانوها نبوده و پاسخ تالکین همیشه در آن خصوص ثابت بوده است.
آردا، دنیای تالکین سایت طرفداران تالکین در ایران. جایی برای گفتگو در مورد ارباب حلقه ها و دیگر آثار تالکین به زبان فارسی