خانه - کتابخانه

کتابخانه

آیا لگولاس جادوگر بود؟ یا بررسی حرکت لگولاس برای سوار شدن بر اسب

تحقیقی بر چگونگی سوار شدن لگولاس بر اسب در فیلم ارباب حلقه‌ها: دو برج

سه‌گانه ارباب حلقه‌ها ساخته پیتر جکسون به اندازه گنجینه‌ی اژدها دارای لحظات به یاد ماندنی و زیباست. کیست که تلاش سم‌وایز گمجی برای شنا کردن به سوی فرودو را با وجود بلد نبودن شنا فراموش کند؟ یا آمدن گندالف در اولین پگاه از پنجمین روز که نتیجه نبرد شاخ آواز را به طور کلی تغییر داد؟ اینها لحظاتی تاثیرگذار با بار احساسی عظیم هستند که با گذشت قریب به ۲۰ سال هنوز به همان اندازه در اولین تماشا، گران هستند.

اما در میان همه این اتفاقات ریز و درشت، لگولاس چگونه توانست آنگونه سوار اسب شود؟ این مقاله سعی دارد با کمک هنرمندان جلوه‌های ویژه و فیزیکدان‌ها به پاسخ این سوال برسد!

در سکانس حمله وارگ‌ها در فیلم دو برج، لگولاس که جلوتر از بقیه برای دیدن دشمن جلو رفته است، هنگامی که روهیریم به او می‌رسند، گیملی را سوار بر اسب احساس کرده، چرخیده، بخشی از طوقه مرکب در حال چهار نعل رفتن را گرفته، و سپس در جلوی اسب تاب خورده، در هوا چرخیده، و روی زین و جلوی گیملی فرود می‌آید.

این یک هنرنمایی شگفت‌انگیز است که نشان از چابکی و زورمندی یک الف در فیلم دارد، و همچنین یک دستاورد عظیم در جلوه‌های ویژه برای وتا دیجیتال است. حال این سوال پیش می‌آید که آیا الزامی بود او به این شکل خاص سوار اسب شود؟ و اینکه آیا به صورت علمی آیا امکان چنین کاری برای یک انسان یا الف وجود دارد؟

مسلما یک دانشمند و افراد مشغول وتا دیجیتال می‌توانند به این سوال پاسخ دهند، مگر نه؟

چگونه لگولاس را با جادو سوار یک اسب کنیم

سوار شدن آکروباتیک لگولاس بر روی اسب در فیلم ارباب حلقه ها دو برج

به هنگام انتشار نسخه اکستندد دو برج، یک بخش نیم ساعته برای کارهای وتا دیجیتال وجود داشت که سرآغاز چگونگی آن سکانس را توضیح می‌داد. در آن اورلاندو بلوم و پیتر جکسون در کنار مت آیتکن، جو لتری و جیم رایگیل از وتا دیجیتال به طور مختصر به توضیح آن سکانس می‌پردازند. آیتکن که هنوز سرپرست جلوه‌های ویژه در وتا دیجیتال است، در صحبت با پالیگان پرده از جزئیات بیشتری از چگونگی ساخت آن سکانس برمی‌دارد.

همانطور که از آن بخش در محتوای افزوده دی‌وی‌دی نسخه اکستندد مشخص است، آنگونه سوار شدن لگولاس پس از افتادن اورلاندو بلوم از روی اسب و شکستن یکی از دنده‌ها و ناتوانی او در اجرای بلدکاری برنامه‌ریزی شده، برنامه اصلی آنها نبود. فیلم‌سازان تنها صحنه ضبط شده از رسیدن روهیریم به لگولاس را در اختیار داشتند که در آن اورلاندو بلوم همزمان با اندکی پریدن، یک دست خود را بالا می‌برد، اما نیاز بود که این صحنه کامل شود؛ به همین خاطر پس از شنیدن درخواست جکسون از نحوه سوار شدن جدید لگولاس (که در ویدیو شرح داده شده است) در اتاق تدوین تصمیم بر این شد که از یک بدل دیجیتال استفاده کنند.

امروزه استفاده از بدل دیجیتال بسیار رایج است و هنرمندان جلوه‌های ویژه، من جمله وتا دیجیتال به دستاوردهای عظیمی رسیده‌اند، نظیر: خشمگین ۷، مرد ماه جوزا، و حتی سکانس اوج فیلم انتقام‌جویان: پایان بازی. اما در زمان تولید سه‌گانه ارباب حلقه‌ها، وتا دیجیتال تازه در حال آزمایش با این تکنولوژی بود، نظیر سکانس عبور مینیاتورهای دیجیتالی یاران از پل خزد-دوم در فیلم یاران حلقه. اما در مورد سوار شدن لگولاس بر روی اسب کاری بسیار سخت‌تر در انتظار وتا دیجیتال بود: انتقال از بازیگر حقیقی به نسخه کاملا جدید دیجیتالی و انجام یک حرکت پیچیده.

آیتکن به پالیگان گفت: «اگر به تاریخ وتا دیجیتال نگاه کنیم، به نظرم این اولین سکانس بزرگ با بدل دیجیتالی ما بود. این یک تکنولوژی بود که ما در حال کار بر آن بودیم. ما کارهایی نظیر فیگورهای کوچک در مقیاس کل فریم را انجام داده بودیم، اما در این مورد کاراکتر مورد نظر بسیار بزرگ‌تر و تقریبا تمام فریم بود. اینکه سکانس از نظر مخاطب طبیعی جلوه کند، به نظرم یک نقطه عطف برای ما بود.»

ساخت یک مدل تمام فریم کاملا دیجیتال که به نظر باورپذیر بیاید کاری بسیار طاقت‌فرسا بود. آتیکن گفت: «[در] طول ۲.۵ ماه کریستوفر هاتالا، [یک انیماتور که قبلا در وتا دیجیتال مشغول به کار بود] حدود ۳۵ نسخه مختلف از انجام آن حرکت خلق کرد، او لگولاس را از یک سوی اسب با کمک رکاب بالا برده بود. در یک نسخه دیگر او یک پشتک چرخان در هوا زده و در پشت گیملی بر روی زین فرود می‌آید. در دیگری او پایش را بر روی سم روی هوای اسب گذاشته و مانند یک پله از آن به بالا می‌پرد.»

بدل دیجیتالی لگولاس

در نهایت او چیزی را ساخت که شما در فیلم آن را مشاهده می‌کنید، گرچه آیتکن اذعان دارد که «اگر شما به آن صحنه از هر زاویه دیگری نگاه کنید، مسخره به نظر خواهد رسید. چرا که قوانین فیزیک را نقض می‌کند. به نظرم [لگولاس] از درون زمین عبور کرده و از میان اسب دقیقا بر روی سر گیملی فرود می‌آید!»

در آن زمان وتا دیجیتال نیاز به ایجاد فضایی داشت که المان سه‌بعدی لگولاس بتواند در آن حضور داشته باشد. آیتکن توضیح می‌دهد: «ما تپه را داشتیم، یک ترسیم سه‌بعدی از اسب را نیز داشتیم. ما یک نسخه کم کیفیت از گیملی بر روی اسب را نیز داشتیم، و همچنین نسخه بدل دیجیتالی لگولاس را نیز در اختیار داشتیم. دپارتمان دوربین این صحنه را به گونه‌ای ساختند که گویی در حال یک بازی سه‌بعدی رایانه‌ای هستید، و این دقیقا منطبق با چیزی بود که فیلمبرداری شده بود.» این تکنیک، انطباق حرکت کردن، به وتا دیجیتال اجازه داد تا بدل دیجیتالی لگولاس را ماهرانه در آن صحنه ادغام کند.

علاوه بر صرفاً تمرکز بر حرکات، عوامل بسیار دیگری در کنار هم باعث شد که آن صحنه باورپذیر به نظر بیاید. نورپردازی بر روی مدل دیجیتالی می‌بایست دقیقاً مطابق با نورپردازی حقیقی در روز فیلمبرداری باشد، شبیه‌سازی مو و لباس می‌بایست مطابق با یک اجرای زنده باشد، که خودشان باید به هنگام وارد شدن بدل دیجیتالی از روی شات حذف می‌شدند. همه این عوامل بر روی هم سبب شد تا یک کاراکتر CGI باورپذیر در اوج آن صحنه اکشن به وجود بیاید.

نسخه CGI لگولاس تنها عامل دیجیتالی آن صحنه نبود. آیتکن گفته بود که: «[اورلاندو بلوم] یک تیز نیز پرتاب می‌کند که آن نیز دیجیتالی است. یک چیز که می‌توانم به شما اطمینان بدهم این است که [اورلاندو بلوم] هرگز یک تیر واقعی در هیچ کجای ارباب حلقه‌ها پرتاب نکرده است. همه آنها بعداً توسط CGI اضافه شده‌اند.»

چگونه لگولاس را با علم سوار یک اسب کنیم

درک چگونگی ساخته شدن آن صحنه یک چیز است، اما مشخصا این امر برای یک انسان غیرممکن است، مگر نه؟ مگر اینکه… رت آلین، که دارای دکتری فیزیک است و یک مشاور علمی مجموعه مک‌گایور است، با پالیگان در مورد عوامل حقیقی مرتبط با پرش لگولاس بر روی اسب صحبت کرده است.

اولین مشکلی که به نظر آلین رسید، میزان نیرویی است که حرکت او بر بازوی یک انسان وارد می‌کند، «شما به یک دست به آن می‌چسبید، و سپس شما از در زمانی بسیار کوتاه از سرعت ۰ به ۱۰ مایل بر ساعت می‌رسید. این نیرویی بسیار عظیم بر روی بازوی شماست. اگر من چنین کنم به نظرم شانه‌ام از جا در برود.»

مشکل دیگر ناشی از چگونگی انجام انیمیشن آن توسط هنرمندان است. با وجود اینکه در حرکت بسیار هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد، آلین می‌گوید: «به نظر نمی‌رسد این از لحاظ فیزیکی واقع‌بینانه باشد، اما از لحاظ فرم آن هم سعی دارم درک کنم چرا آنها انیمیشن را به آن شکل طراحی کرده‌اند. حتی از لحاظ جلوه‌های بصری نمی‌توانم توجیهی برای آن پیدا کنم. اگر او اسب را بگیرد، او در سمت راست اسب است. به نظرتان می‌رسد که او می‌خواهد از سمت راست اسب چرخیده و بالا برود، اما به جای آن او در جلوی اسب بر خلاف جهت مورد انتظار تاب خورده و از آن سوی اسب سوار می‌شود.» نه تنها یک انسان به شدت بازوی خود را در انجام چنین کاری آسیب می‌زند، براساس گفته آلین بیشتر احتمال دارد که بتواند از سمت راست اسب بالا بپرد یا در حال تلاش به دنبال اسب کشیده شود.

اما لگولاس دقیقا یک انسان نیست. آیا امکان دارد که الف بودن او کمکی در نظریه‌پردازی ما داشته باشد؟

عبور یاران حلقه از گذرگاه کارادراس - شاخ سرخ

آلین می‌گوید: «بگذار بگوییم او یک الف است و الف‌ها به سنگینی انسان‌ها نیستند، یا الف‌ها به زورمندی انسان‌ها نیستند، که هیچ‌کدام از آن دو را نمی‌دانیم [مترجم: اگه سیلماریلیون رو خونده بود سوالش در مورد زورمندی الف‌ها حل شده بود :دی] اگر آنها توانی بسیار زیاد به نسب وزنشان داشته باشند، احتمال دارد که او بتواند این کار را انجام بدهد.»

اما وزن الف‌ها چقدر است؟ برای تعیین وزن لگولاس، صحنه‌ای در یاران حلقه وجود دارد که می‌تواند راهنمای ما باشد. به هنگام تلاش یاران برای عبور از گذر کارادراس، به سبب برف عظیمی که بر روی زمین نشسته است، همه آنها به سختی در حال جلو رفتن هستند – مگر لگولاس، که توانایی الفی خود از راه رفتن بر روی آن حجم از برف را نمایش می‌دهد و تنها رد پایی محو از او باقی می‌ماند. در سال ۲۰۱۷ کایلی هیل از کانال یوتیوب Because Science از این عوامل استفاده کرده بود تا نشان دهد چگالی بدن لگولاس در حدود ۷۲ کیلوگرم بر متر مکعب یا کمتر است.

با داشتن این اطلاعات، آلین می‌گوید: «وزن او احتمالا، و من صرفا حدس می‌زنم، ۲۰ کیلوگرم یا چیزی اندک در آن حدود است. این باعث می‌شود او راحت‌تر خود را از اسب بالا بکشد، چرا که تغییر گشتاور برای یک جرم‌های کمتر آنقدر زیاد نیست» حتی با در نظر گرفتن این موضوع، اگر با دقت مسئله را وارسی کنیم، این هنوز با علم نمی‌توان به پاسخی قابل قبول برای آن رسید. آلین می‌گوید: «من می‌گویم که این حرکت مشخصاً به چشم آمده و عجیب است. این چیزی است که از مرزهای انتظارمان فراتر می‌رود.»

با این وجود حتی اگر سوار شدن لگولاس بر روی اسب اندکی غریب به نظرم برسد، تاثیر آن بر فیلم دو برج انکار ناپذیر است. سکانسی است که از هر لحاظ بینندگان را راضی می‌کند. و برای وتا دیجیتال، این یک صحنه مهم در تاریخ کاری آنان نیز است. چیزی که اثبات کرد می‌توان در سکانس‌های پیچیده از بدل دیجیتال به جای بازیگر حقیقی استفاده کرد.

آیتکن می‌گوید: «بدل‌های دیجیتالی بخشی از هسته اصلی کاری است که در تقریباً هر برنامه‌ای که بر روی آن کار می‌کنیم از ما درخواست می‌شود، و این یک نقطه نقطه عطف برای اثبات توانایی‌های ما بود. به عنوان یک مجموعه جلوه‌های ویژه که توانست در آن سکانس به چنین دستاوردی برسد، به فیلم‌سازان نشان داد که این گزینه برای نه تنها کمک به آنها وجود دارد، بلکه می‌تواند آنان را از موقعیت‌هایی سخت که ممکن است در آن گرفتار شده باشند برهاند، همچنین شخصیت‌های آنها را به کارهایی بگمارد که انجام آن در توان بازیگران نبوده یا آن را امن ندانند. ما بسیار هیجان‌زده بودیم که توانسته بودیم چنین کاری را به سرانجام برسانیم و دوست دارم فکر کنم [جکسون] از کارمان بسیار راضی بوده.»

شاهکاری که لگولاس به انجام آن دست زد ممکن است که برای آدمیان یا الف‌ها امکان‌پذیر نباشد، اما هر چه که بود، لگولاس توانست بر روی آن اسب سوار شود.

منبع.

کوتاه: آداب و رسوم نام گذاری در میان الدار

آداب و رسوم نام گذاری در میان الدار

Tarnin Austa, Gondolin. They are coming. by Alystraea

در جلد دهم تاریخ سرزمین میانه: حلقه‌ی مورگوت توضیحات بسیاری درباره‌ی آداب زندگی الدار وجود دارد. اما متأسفانه و خوشبختانه هیچ یک از کتاب‌های تاریخ سرزمین میانه به هیچ زبانی از جمله فارسی ترجمه نشده‌اند، زیرا متن آنها بسیار تخصصی است و باعث گیج شدن مخاطبین می‌شود؛ و از این رو تنها کسانی که قصد تحقیق در زمینه‌ی دنیای تالکین را دارند به آن مراجعه می کنند. اما در کنار این‌ها بخش‌های وجود دارد که واقعا حیف است که خوانده نشود مانند داستانِ «مباحثه فینرود و آندرت» یا «افسانه‌ی بیدار شدن کوئندی» که در سایت آردا نیز ترجمه شده از این رو امروز بخشی دیگر از فصل آداب و رسوم در میان الدار به عنوان آداب نام‌گذاری در میان الدار را به صورت خلاصه برای شما آماده شده است:

در باب نام گذاری الدار گفته شده که هر یک از نولدور تا چهار نام داشتند: نام پدری، نام مادری، لقب و نام که توسط خود آن الدار انتخاب شده باشد.

پدر کودک بلافاصله پس از تولد یا مدتی پیش از آن اولین نام را برای او انتخاب میکند که نام پدری نامیده میشود، پدر در جشن اسکارمه (جشن نامگذاری) نام فرزند خود را برای خویشاوندان بازگوی می‌کند.

نام پدری معمولا از نام والدین گرفته می‌شود گاهی اوقات از همان نام استفاده شده، گاهی نیز با اضافه کرد پیشوند و پسوند به نام والدین و بعضی اوقات هم از ترکیب اسم پدر و مادر گرفته می‌شود برای مثال نام کوروفینوه دقیقا از نام پدری فئانور گرفته شده است یا مثلا نام تمامی پسران فینوه از ترکیب اسم او با پیشوند مثل آرافینوه و نولوفینوه یا نام دختر او فیندیس که ترکیب نام فینوه و ایندیس است.

نام دیگر نامی بود که توسط مادران به الدار داده می‌شد گاهی پس از تولد و گاهی نیز بعد از گذشت زمانی طولانی به او داده می‌شد. این نام‌ها که به وسیله خود مادران انتخاب میشدند بر دو دسته بود: نام بینشی و نام آینده‌نگری.

این نام‌ها بعضی خصوصیات اخلاقی و بعضی دیگر آینده‌ی الف را فاش می‌کردند و به نوعی پیش بینی در سرنوشت کودک بودند. برای مثال نام فئانور که به معنای روح آتش است و به روح آتشین فئانور اشاره دارد یا نام مادری کله‌گورم تییل‌کورمو به معنی تند مزاج که به شخصیت تند کله‌گورم اشاره دارد.

لقب چیزی بود که براساس دستاوردها در آینده به الف داده می‌شد و همه الدار از آن بهره‌مند نبودند.

نام چهارم نامی بود که هر نولدور حق داشت برای خودش انتخاب کند. این نام در جشنی که اسه‌کیلمه نامیده می‌شد انتخاب میشد. این جشن زمان مشخصی نداشت اما معمولا پس از آنکه کودک واژه‌ها و بکارگیری آنها را فرا میگرفت برگزار میشد و این اتفاق اغلب بعد از ده سالگی می‌افتاد. البته لازم به ذکر است کودکان الدار در ۱ سالگی توانایی سخن‌گفتن به صورت کامل و نظیر بزرگسالان را داشتند.

نام پدری نام اصلی بود و همه شخص را با نام پدریاش می‌شناختند در حالی که نام که توسط خود شخص انتخاب شده بود فقط توسط خانواده و دوستان نزدیک او مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 

در جدول زیر نام‌های مختلف برخی از الف‌ها به تفکیک آمده است:

نام پدری نام مادری لقب نام انتخابی/نام رایج
نلیافینوه مایتیمو روساندُل مایدروس
آرتانیس نِزوِن آلاتاریل گالادریل
فین‌داراتو اینگولدو فلاگوند فین‌رود
رودنور(س)/آرتانارو(ک) گیل-گالاد اِرِنیون
کانافینوه ماکالائوره خنیاگر ماگلور
کوروفینوه فئانارو فئانور
تورکافینوه تییِل‌کورمو کله‌گورم
موری‌فینوه کارنیستیر تاریک کارانتیر
کوروفینوه آتارینکه کاردان کوروفین
پیتیافینوه آمباروسا (بعدا: اومبارتو) آتیاروسا آمرود
تلوفینوه آمباروسا مینیاروسا آمراس
نولوفینوه آراکانو فین‌گولفین

 

برای کسب اطلاعات بیشتر و ترجمه اسامی از الفی به بخش آیا می‌دانستید صفحه اینستاگرام آردا مراجعه فرمایید.

نگاهی به رفتارهای فئانور و دلایل روانشناختی آنها و اختلال روانی احتمالی

نگاهی به رفتارهای فئانور و دلایل روانشناختی آنها و اختلال روانی احتمالی

Feanor and the Silmarils by BellaBergolts

قطعا فئانور یکی از تأثیرگذارترین شخصیت‌های آردا است. فئانور بزرگترین جواهرساز تمام دوران‌ها، سازنده سیلماریل‌ها و یکی از اساتید سخنوری آرداست. بر کسی پوشیده نیست که یکی از خردمندترین و بزرگترین الف های تاریخ آرداست با این وجود هرچه داستان جلوتر می‌رود می‌بینیم که فئانور رفته رفته تبدیل به شخصیتی پرخاشگر، شکاک و بی‌رحم می‌شود و کارهایش را با بی‌خردی تمام به‌پیش می‌برد بدون آنکه به عواقب آن فکر کند. اما آیا این تغییرات به طور طبیعی رخ می‌دهند و فئانور بر اعمال خود کنترل کامل دارد یا اینکه فئانور درگیر یک اختلال روانی است و این اختلال بر تمامی اعمال و رفتار او تاثیر می‌گذارد؟ بیایید به این موضوع کمی دقیق تر نگاه کنیم:

فئانور فرزند فینوه و میریل بود که در شهر تیریون بر فراز تپه سرسبز تونا به دنیا آمد. مدتی پس از تولد هنگامی که هنوز بچه‌سال بود مادرش که برای استراحت به لورین رفته بود کالبد خود را ترک گفت و به ماندوس رفت و اینگونه بود که الدار برای اولین بار مرگ را دیدند، می‌توانیم به طور قطع بگوییم که موضوع تأثیرات بسیاری بر فئانور گذاشته است. همانگونه که دیدیم زمانی که فینوه نزد مانوه رفت از تنهایی و بی‌همسری به شدت احساس ناراحتی می‌کرد و به همین دلیل از او درخواست کرد که به او اجازه‌ی ازدواج مجدد بدهد. قطعا فئانور هم وضعیتی مشابه فینوه داشته با این تفاوت که فئانور نمی‌توانست جایگزینی برای مادرش پیدا کند، همانگونه که فینوه تنها شخصی بود در آمان همسری نداشت فینوه هم تنها کودکی بود که مادری نداشت، البته با وجود این مشکلات به دلیل توجهات بی اندازه‌ی فینوه فئانور تبدیل به الفی خردمند و توانا تبدیل گشت اما قطعا کمبود مهر و محبت مادر باعث ایجاد حفره های بیشماری را در شخصیت او گردید.

فئانور در کنار میریل در باغ‌های لورین اثر Steamey

Feanor with his mother Miriel in gardens of Lorien by steamey

دومین اتفاق ناگوار در زندگی فئانور بعد از مرگ مادرش، ازدواج مجدد پدرش بود. همان طور که پیش تر گفتیم به دلیل مرگ میریل، فئانور که توسط پدرش به تنهایی بزرگ شده بود به همین دلیل بسیار به پدرش وابسطه بود و این ازدواج قطعا ضربه روحی بزرگی به فئانور زده است به طوری که خانه‌ی پدر را ترک کرده و برای زمانی طولانی به همراه خانواده‌اش در آمان سفر می‌کرد و تنها برای مدتی کوتاه در جایی توقف می‌کرد و به ندرت به شهر سفید باز می‌گشت .

نارضایتی فئانور از این ازدواج به قدری بود که حتی برادران و خواهران همخون خویش را دوست نمی‌داشت و شاید حتی بتوانیم بگوییم از آنها متنفر بود.

البته با وجود تمامی این اتفاقات تا اینجای داستان ما فئانور را به عنوان فردی خردمند،جواهرسازی بزرگ،مردی سخنور و زبان شناسی بزرگ که خط تنگوار را به وجود آورده بود می‌شناسیم و اثری از جنون در او نمی‌بینیم و حتی می‌توانیم بگوییم بی علاقگی او نسبت به خواهران و برادرانش بسیار طبیعی است، او ایندیس را به عنوان جایگزینی برای مادرش می‌بیند و احساس می‌کند که او و فرزندانش عشق پدرش را نسبت به او می‌دزدند و شاید هم به خواهر و برادرانش حسودی کند چرا که آن ها هم از مهر و محبت پدر بهره می‌برند هم از مهر و محبت مادر.

میتوانیم تمامی مسائل بالا را به عنوان پیش زمینه‌ای برای حرکات بعدی فئانور در نظر بگیریم، حرکاتی خشونت آمیز و بی رحمانه، اما رفتار های خشونت آمیز فئانور دقیقا از چه زمان شروع شد؟

رفتار های غریب و غیرعادی فئانور اندکی زمانی پس از آزادی ملکور از بند پدیدار شدند. زمانی که ملکور از بند رها گشت نفرتی عمیق نسبت به الدار احساس کرد و از این رو نقشه ای شیطانی برای نابودی آنها در سر پروراند. گروه اول یعنی وانیار نسبت به ملکور شکاک بودند و به او اعتقاد نداشت و خود ملکور هم به گروه سوم یعنی تلری اهمیتی نمی‌داد به همین دلیل ملکور بر روی گروه دوم متمرکز شد یعنی نولدور. ملکور با ایجاد تفرقه‌ و نفاق و شایعه پراکنی نولدور را نسبت به والار بی اعتماد کرد، و فرزندان فینوه را به جان یکدیگر انداخت. می‌توانیم بگوییم ملکور در میان نولدور خاندان فینوه و مخصوصا فئانور هدف قرار داده بود زیرا ملکور به‌غیر از ضربه زدن به الدار هدف دیگری داشت و آن به دست آوردن جواهرات فئانور بود زیرا او در طمع سیلماریل‌ها بود.

همانگونه که پیش‌تر اشاره کردیم فئانور پیش زمینه‌ی مورد نیاز را برای تبدیل شدن به یک فرد دارای اختلال روانی داشت به عبارتی فئانور مثل یک انبار باروت بود که تنها به یک جرقه برای انفجار نیاز داشت که ملکور با ایجاد شایعه و تفرقه این جرقه را به وجود آورد. می‌شود گفت اختلال فئانور در همین دوره ایجاد شده و شایعات و اتفاقات آینده باعث سریع تر شدن روند رشد آن گشته است.

سوگند فئانور اثر BellaBergolts - اختلال روانی فئانور تا کجا ریشه دوانده بود؟

The Oath of Feanor by BellaBergolts

اکنون با یافتن ریشه های اختلال می‌توانیم به سراغ نوع اختلال برویم و بفهمیم که فئانور در حقیقت از چه نوعی از اختلال روانی رنج می‌برد.

زمانی که رفتار های خشونت‌آمیز فئانور آغاز شد، هنگامی که کسی با او مخالفت میکرد یا اینکه اوضاع مطابق میل او پیش نمی‌رفت فئانور خصوصیات رفتاری مشابه‌ای از خود بروز می‌داد،برای مثال هنگامی که با فینگولفین درگیر شد یا هنگامی که با اولوه صحبت می‌کرد که البته در نهایت منجر به خویشاوندکشی شد، دیدیم که در تمامی این مواقع فئانور بی اندازه شکاک، بی حوصله، تحریک پذیر ،حق به جانب و بی رحم بود تمامی این رفتار بی شک مشابه رفتار افرادی‌ است که به اختلال شخصیتی پارانوئید (PPD) مبتلا هستند.

آن‌گونه گفته شده که این حالت باید از اوایل بزرگسالی شروع شده باشد و در زمینه‌های مختلف به چشم بخورد، که علامت‌اش وجود حداقل چهار تا از موارد زیر است:

  • بدون دلیل کافی، شک داشته باشد که دیگران به وی ضرر می‌رسانند، یا سرش کلاه می‌گذارند.
  • مشغولیت دائم ذهنیش شکی اثبات نشده در مورد وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان و اطرافیانش باشد.
  • به دلیل ترسی نا موجه از اینکه اطلاعاتی را به دیگران می‌دهد مغرضانه ضد خودش بکار ببرند، از اطمینان کردن به دیگران اکراه داشته باشد.
  • در پس اظهار نظرهای بی‌غرضانه یا اتفاق‌های بی‌خطر، معانی تحقیر‌کننده یا تهدیدکننده پنهانی بیابد.
  • همیشه دلخور و ناخشنود باشد، یعنی اگر کسی توهین کرده باشد، صدمه‌ای رسانده باشد، یا بی‌احترامی‌کرده باشد هیچ وقت او را نبخشد.
  • با کوچکترین چیزی احساس کند به شخصیت یا اعتبارش لطمه وارد شده‌است، حال آنکه دیگران چنین معنایی را در آن چیزها به‌طور آشکار نیابند؛ فوراً واکنشی خشمگینانه نشان دهد یا به مقابله بپردازد.

اگر به موارد بالا دقت کنید می توانید ببینید که فئانور نه‌تنها چهار مورد بلکه تقریبا تمامی موارد بالا داراست شاید بگویید تمامی این شباهت‌ها اتفاقی است اما همه‌ی ما میدانیم که استاد تالکین به تمامی نکات ریز و درشت در داستان خویش توجه کرده برای من این سوال پیش می‌آید که چگونه همه‌ی شباهت‌ها می‌تواند اتفاقی باشد؟

همچنین گفته شده که این اختلال تنها خود را در اخلاق و رفتار شخص بیمار نشان نمی‌دهد بلکه علائم این اختلال در افکار و سخنان افراد دارای اختلال نیز دیده می‌شود به همین دلیل برای یافتن دلایل بیشتر برای اثبات‌ اختلال تصمیم گرفتم که نگاهی به یک مورد از سخنان و یک مورد هم از افکار او بیاندازم.

هنگامی که والار از فئانور سیلماریل‌ها را درخواست کردند اینگونه گفته شده است که:

به گمانش در حلقه‌ی محاصره‌ی دشمنان افتاده بود، و گفته‌های ملکور را در خطاب به خود به یاد آورد که می‌گفت سیلماریل‌ها را اگر والار تصاحب کنند، در امان نخواهد بود، و با خود گفت: «مگر او یکی از والار نیست، و مگر او را از کنه دل‌های ایشان آگاهی نیست؟ آری، دزدی که هویت دزدان دیگر را فاش می‌کند!»

آنچه در اینجا می‌بینی همان خصوصیاتی است که پیش تر نیز دیده بودیم فئانور بی‌اندازه شکاک است، نمی‌تواند به کسی اعتماد کند و همیشه فکر می‌کند دیگران می‌خواند سرش کلاه بگذارند و همه‌ی اینها دقیقا مشابه افکار یک شخص پارانوئید است.

اکنون اگر بخواهیم سخنان او را برسی کنیم بهترین زمان زمانی است که فئانور برای صحبت کردن با اولوه به آلکوالونده میرود. در ابتدا فئانور با آرامش و متانت از اولوه درخواست می کند که کشتی ها را در اختیار او قرار بده اما زمانی که او به فئانور پاسخ منفی می دهد، فئانور کنترل خود را از داست می دهد و با عصبانیت به او پاسخ میدهد:

«از دوستی روی می گردانی، آن هم در ساعت نیازمندی ما . اما آنگاه که شما گذارتان به این سواحل افتاد، شما بیکاره‌های بزدل و جبون و کمابیش تهی‌دست، به راستی از مساعدت ما خوشحال بودید. اگر نولدور بندرگاه‌های شما را نساخته و به هزار جان کندن دیوارهاتان را بالا نیاورده بودند، هنوز در کلبه‌های کنار ساحل مسکن گزیده بودید.»

در میان سخنان فئانور همان خصوصیاتی را می بینیم که قبل‌تر در اخلاق و رفتار او دیده‌‌ایم به سرعت خشمگین می‌شود و کنترل خود را از دست می‌دهد، بی اندازه‌ی شکاک و بسیار بدخلق است که همه‌ی این‌ها دلایلی هستن که احتمال اختلال داشتن فئانور را به شدت افزایش می دهند.

Spirit of Fire by CKGoksoy

Spirit of Fire by CKGoksoy

اما خصوصیت دیگری هم در اخلاق و رفتار فئانور وجود دارد که در زمان خویشاوندکشی آلکوئالونده، سوزاندن کشتی‌ها و تهدید فینگولفین خود را نشان میدهد و آن بی‌رحمی بی‌‌اندازه‌ی فئانور است در ابتدا با خود گفتم که ممکن است این بی‌رحمی از خصوصیات ذاتی فئانور است اما بعد با کمی جستجو به مواردی هم در دنیای فانتزی و هم در دنیای واقعی برخوردم که علائمی مشابه علائم فئانور دارا بودند. اولین نفر شخصیت ایریس تارگرین دوم ملقب به شاه دیوانه از مجموعه نغمه از آتش و یخ و نفر دوم نادر شاه افشار یکی از پادشاهان بزرگ ایران.

این دو شخصیت تقریبا تمامی صفات یک شخص با اختلالات روانی شدید را در دارا بودند دقیقا مانند فئانور اما به جز این خصوصیات خصوصیات مشابه دیگری نیز داشتند، هر سه مقام بالایی داشتند و بعد از مبتلا شدن به اختلال به جز اینکه بسیار شکاک و بی اعتماد شدند (که از علائم اختلال هستند) به اشخاصی به شدت بی رحم نیز تبدیل شدند و این درحالی است که گفته شده این افراد پیش از ابتلا به اختلال نه تنها اینگونه بی‌رحم نبوده‌اند بلکه برای مثال درباره ایریس تارگرین گفته شده که او در جوانی فردی‌ مصمم و تا حدی شوخ بوده و حتی حکومت خود را با وعده های بزرگ آغاز کرده اما رفته رفته او به شخصی ظالم و بی رحم تبدیل شد یا نادر شاه که در ابتدا فردی بزرگ و مقتدر بود و برای رفاه مردم تلاش می‌کرد اما بعد ها رفتار او عوض شد و بی‌رحم و شکاک شد و حتی تا حدودی ظالم یا خود فئانور که در ابتدا صفات خوب بسیاری درباره او بیان شد اما بعد تبدیل شد به شخصی دیوانه که حتی به مردم خود نیز رحم نمی‌کند و همه‌ی این ها نشان دهنده‌ی قدرت این اختلال است در حدی که می‌تواند شخصیت افراد را عوض کند.

یکی دیگر از شباهت‌های این سه فرد تهدید اعضای خانواده و نزدیکان خویش بود، نادر به دلیل شک داشت به فرزندش در نهایت او را کور کرد، فئانور هم ممکن بود به برادر خود آسیب بزند یا او را بکشد اما احتمالا به دلیل ترس از والار و فینوه از این کار منصرف شد اما بعد ها که خود قدرت را به دست گرفت دیدیم که بدون هیچ پشیمانی خویشاوندان خویش را در آلکوالونده قتل عام کرد یا درباره‌ی شاه دیوانه گفته شده که به هیچ یک از اطرافیان خود اعتماد نداشت و حتی به پسر خود ریگار مشکوک بود. می‌توانیم بگوییم اگر کسی که به این اختلال مبتلا است قدرت را در دست داشته باشد به دلیل جنون می‌تواند تبدیل به فردی بی‌رحم و خون‌ریز بشود .

با اینکه به طور قطع نمی‌شود گفت بی رحمی فئانور به دلیل اختلال است اما احتمال بسیار بالایی دارد که اختلال بر او تاثیر گذاشته باشد و در طول زمان او را به فردی بی اندازه بی رحم تبدیل کرده باشد.

Feanor colour study - animated by BohemianWeasel

Feanor colour study – animated by BohemianWeasel

من به دلیل وجود دلایلی که در بالا به آنها اشاره کردم معتقدم فئانور از سلامت روانی برخوردار نبوده و فردی دارای مشکل و دارای یک اختلال شدید روانی بوده است، با این وجود ممکن است شما با نظر من مخالف باشید و دلایل مرا نپذیرید و یا اینکه دلایل من را قبول کنید و فئانور را یک فرد دارای اختلال شدید در نظر بگیرید در نهایت تصمیم نهایی با شماست.

کوتاه: آداب و رسوم ازدواج در میان الدار

آداب و رسوم ازدواج در میان الدار

در جلد دهم تاریخ سرزمین میانه: حلقه‌ی مورگوت توضیحات بسیاری درباره‌ی آداب زندگی الدار وجود دارد. اما متأسفانه و خوشبختانه هیچ یک از کتاب‌های تاریخ سرزمین میانه به هیچ زبانی از جمله فارسی ترجمه نشده‌اند، زیرا متن آنها بسیار تخصصی است و باعث گیج شدن مخاطبین می‌شود؛ و از این رو تنها کسانی که قصد تحقیق در زمینه‌ی دنیای تالکین را دارند به آن مراجعه می کنند. اما در کنار این‌ها بخش‌های وجود دارد که واقعا حیف است که خوانده نشود مانند داستانِ «مباحثه فینرود و آندرت» یا «افسانه‌ی بیدار شدن کوئندی» که در سایت آردا نیز ترجمه شده از این رو امروز بخشی از فصل آداب و رسوم در میان الدار به عنوان آداب ازدواج الدار را به صورت خلاصه برای شما آماده شده است:

الدار معمولا در دوران جوانی و اقلب بعد از پنجاه سالگی پیوند زناشویی می‌بستند. فرزندان اندکی داشتند اما فرزندان‌شان نزد آنها بسیار گرامی بودند. خانواده‌های آنها پر از عشق بود و احساس عاطفی عمیقی نسبت به یکدیگر داشتند که روح و جسم آنها را به به یکدیگر پیوند می‌داد.

فرزندان‌شان به تعلیم و تربیت اندکی نیاز داشتند و بیشتر مسائل را خود فرا می گرفتند.

به ندرت پیش می‌آمد که خانه‌ای بیش از چهار فرزند یافت شود که با گذشت زمان این تعداد کاهش نیز یافت. اما در روزگار کهن زمانی که هنوز الدار جوان، کم تعداد بودند و به افزایش تعداد خود اشتیاق داشتند، فئانور به عنوان پدر هفت فرزند شناخته شده بود و هیچ کس در تاریخ الدار نتوانست به تعداد او فرزند داشته باشد.

الدار فقط یکبار در طول زندگی‌شان ازدواج می‌کردند و این ازدواج از روی عشق و یا با رضایت طرفین صورت می‌گرفت. حتی در دوران‌های بعدی، آنچنان که تاریخ نویسان نقل کرده‌اند در زمانی که بسیاری از الدار در سرزمین میانه اسیر گشته بودند و دل‌هایشان بر اثر سایه‌ای که در آردا نهفته شده بود تاریک شده گشته بود، به ندرت قصه‌ای از روی آوردن آنان به شهوت یا خیانت نقل شده است.

ازدواج، به غیر از افراد نادری که بیمار بودند یا سرنوشتی عجیب داشتند یک از فرآیندهای طبیعی زندگی الدار به شمار می‌آمد. کسانی که بعدها ازدواج می‌کردند، یکدیگر را در‌ سنین جوانی یا حتی گاهی دوران کودکی انتخاب‌ می‌کردند (‌و در واقع این امر غالباً در ایام صلح صورت می‌گرفت).

اما اگر هر دو نفر می‌خواستند به سرعت ازدواج کنند و حتی اگر به سن قانونی پنجاه سال نیز رسیده بودند، نامزدی وابسته به قضاوت و تصمیم‌گیری والدین هر یک از طرفین بود .

Faerie Magazine - Issue #42 - The Tolkien Issue

Faerie Magazine – Issue #42 – The Tolkien Issue

در موعد مقرر نامزدی در مراسمی که هر دو خاندان‌ در آن شرکت می‌کردند اعلام می‌شد و در طول مراسم هر یک نامزدها حلقه‌ای نقره‌ را به دیگری می‌دادند. بر طبق قوانین الدار این نامزدی حداقل می‌بایست یک سال طول بکشد اما معمولا بیشتر نیز طول می‌کشید. در طول این مدت این نامزدی می‌توانست به هم بخورد در این صورت دو نامزد حلقه‌ها را در مقابل دیگران به یکدیگر بازپس میدادند، این حلقه‌ها ذوب میشدند تا دیگر هیچ‌وقت از آنها برای نامزدی استفاده نشود.

اما از حق فسخ نامزدی به ندرت استفاده میشد زیرا الدار در چنین انتخاب‌هایی به آسانی اشتباه نمی‌کردند و آنها به آسانی از هم نوعان خویش فریب نمی‌خوردند یا خویشاوندان را فریب نمی‌دادند. روح آنها بر جسمشان فرمانروایی می‌کند، به ندرت تحت تاثیر خواسته‌های جسمانی خود قرار می‌‌گرفتند و ذاتا پارسا و ثابت‌قدم بودند.

با این وجود حتی در میان الدار و حتی در آمان آرزوی ازدواج همیشه برآورده نمی‌شد، عشق غیر قابل بازگشت بود و ممکن بود کسی بیش از یک همسر برای خود آرزو کند. این تنها علت غم و اندوه است که به سرزمین سعادتمند آمان وارد شده است که خود باعث تردید والار گشته است. برخی معتقدند که این به دلیل سایه‌ای است که در زمان بیداری الدار بر آردا افتاده بوده است زیرا اندوه و بی‌نظمی فقط از آنجا می‌آید و برخی نیز عقیده داشتند که این ناشی از خود عشق و وجود آزاد هر یک از آنها است و این خود یکی از رمز و رازهای سرشت فرزندان ارو است.

بعد گذشت حداقل یک سال از مراسم نامزدی زمان ازدواج تعیین می‌کردند، سپس در طی یک ضیافت که هر دو خاندان در آن شرکت می کردند ازدواج جشن گرفته میشد. در پایان ضیافت هر دو در جلو می‌ایستادند و مادر عروس و پدر داماد دست آنها را در دست یکدیگر قرار می‌دادند و برای آنها دعای خیر میخواندند.

برای این دعا یک حالت رسمی وجود داشت اما هیچ انسانی تاکنون آن را نشنیده است هر چند که الدار گفته‌اند که در آن از واردا بعنوان مادر و از مانوه به عنوان پدر نام برده میشود و علاوه بر آن نام ارو نیز به زبان آوردند (که به ندرت از آن استفاده می‌شد). پس از آن نامزدها حلقه‌های نقره را به هم دیگر بازپس می دادند (آنها را نگه می‌داشتند) و در عوض آن حلقه‌های طلای ظریفی به یکدیگر می‌دادند، هر فرد این حلقه را به انگشت اشاره‌ی دست راست خود می‌کرد.

همچنین در میان نولدور رسم بوده است که مادر عروس به داماد جواهری بر زنجیر یا بر یقه می‌شود هدیه بدهد و پدر داماد نیز باید هدیه‌ای مشابه آن را به عروس بدهد. گاهی اوقات این هدایا قبل از مراسم ازدواج ردوبدل میشد. (مانند جواهری که گالادریل به آراگورن هدیه داد، زیرا او در مقام مادر آرون بود، او قبل از ازدواج این هدیه رو به آراگورن داد و مراسم ازدواج بعدها صورت گرفت). البته این مراسم برای ازدواج ضروری نبود و تنها به منظور جلب رضایت والدین و در ازای محبت آنان برگزار میشد و با ازدواج اتحادی نه تنها بین دو نامزد بلکه بین دو خاندان شکل میگرفت. البته این پیوند جسمانی بود که مراسم را به پایان می‌رساند و پس از آن بود که این پیوند ناگسستنی کامل می‌شد.

در دوران صلح این بسیار اهانت آمیز بود که خویشاوندان از رفتن به ضیافت ازدواج خودداری کنند، اما در عین حال هر یک الدار حق داشتند تا ازدواج خود را بدون هیچ یک از تشریفات برگزار کنند. در روزگاران بعدی، زمان گرفتاری، جنگ، تبعید و سرگردانی اغلب چنین ازدواج هایی صورت می‌گرفت.

نگاهی به شعر آنگلوساکسونی «سرگردان» و تاثیر آن بر ارباب حلقه‌ها و آثار تالکین

کنکاش در علل جذابیت و ژرفنای آثار تالکین: نگاهی به شعر آنگلوساکسونی «سرگردان» و تاثیر آن بر ارباب حلقه‌ها

شعر سرگردان یک شعر به انگلیسی باستان (آنگلو-ساکسون) است که به صورت شفاهی توسط شاعری ناشناس در قرن ۵ یا ۶ میلادی سروده شده، و تالکین نه تنها از مفاهیم آن در کتاب ارباب حلقه‌ها استفاده برده، بلکه برخی از ابیات آن را با ترجمه و تغییرات خود در کتاب ارباب حلقه‌ها آورده است. همانطور که از اسم شعر می‌توان فهمید، این شعر درباره یک فرد قرون وسطایی آواره است، اما او یک فرد عادی نیست، او یک سلحشور است که اربابش، خانواده‌اش، مردمانش و خانه‌اش را از دست داده و به ناچار آواره این زمین خاکی شده است.

جی. آر. آر. تالکین در ارباب حلقه‌ها دست به کاری زد که هیچکس تا به امروز نتوانسته به نتیجه‌ای مشابه آن دست یابد: او دنیایی خیالی ساخت که احساس می‌کنید واقعی است. اما او چگونه توانست این امر را محقق کند و چرا تا به امروز هیچ داستان به گیرایی آن وجود ندارد؟

این مقاله ویدیویی با نگاهی به شعر آنگلوساکسونی سرگردان (به انگلیسی The Wanderer)، کتاب ارباب حلقه‌ها (دقیق‌تر دو برج) و مفاهیم روانشناختی قرون وسطایی درون آن سعی کرده است که پرده از دلیل این احساس عمق و غنا بردارد، چیزی که نه فقط به نویسندگی خوب یا جهان‌سازی عظیم تالکین ارتباط داشته، بلکه دلایلی عمیق‌تر و مهم‌تر برایش وجود دارد.

تالکین پیش از نویسنده بودن، یک محقق برجسته و استاد زبان و ادبیات انگلیسی و آنگلو-ساکسون در دانشگاه آکسفورد بود؛ و به خاطر این دانش عظیم از وقایع و زندگی بشری از دوران‌های گذشته، او توانست این تجارب هزاران ساله را به داستان‌های خود وارد کند و دنیایی خلق کند که از زمان انتشار توانست میلیون‌ها نفر در سرتاسر جهان و از نسل‌های مختلف را به خود جذب کند.

برای پاسخ دادن به این سوالات و شرح بیشتر موارد ذکر شده، این ویدیو با زبان فارسی برای شما طرفداران دنیای تالکین آماده شده است.

تماشای ویدیو در آپارات: