خانه - کتابخانه

کتابخانه

۱۰ انیمه که طرفداران مجموعه کتاب‌های تالکین دوست خواهند داشت

10 انیمه که طرفداران مجموعه کتاب های تالکین دوست خواهند داشت

انیمه یک سبک از طراحی با دست و پویانمایی رایانه‌ای است که خاستگاه آن ژاپن بوده‌است که معمولاً بر مبنای مانگا یا مانهوا ساخته می‌شود. انیمه‌های بسیاری در ژانرهای متفاوت وجود دارند و گه‌گاهی انیمه‌های پیدا می‌شوند که به آثار تالکین شباهت دارند. از این رو می‌خواهم ۱۰ انیمه‌ای که به آثار تالکین شباهت دارند را به شما معرفی کنم.

(نکته: رتبه بندی ارزش چندانی ندارد)

۱۰

شاهزاده مونونوکه

(Mononoke Hime)

انیمه شاهزاده مونونوکه (Mononoke Hime)

دهکده‌ای آرام در قلب کوهستان مورد حمله‌‌ی یک گراز شیطانی قرار می‌گیرد. “آشیتاکا”، مردی جوان و شاهزاده‌‌‌ی قبیله برای محافظت از دهکده با آن جانور درگیر می‌شود. در جریان این درگیری، گراز بازوی او را گاز می‌گیرد، جای زخم، سیاه و طلسم می‌شود. بنا به آیین‌های دهکده، “آشیتاکا” از دهکده تبعید و سرگردان می‌شود، به دنبال راهی برای رهایی از طلسم پیش از این‌که او را نابود کند. “شهر آهنی” پایگاهی تحت فرمانروایی “بانو اِبوشب” می‌باشد.

از طریق قطع درختان اطراف پایگاه، “شهر آهنی” میزان قابل توجهی “شن آهنی” تولید می‌کند که در باروت و ماشین‌آلات دیگر کاربرد دارند. هر چند، به خاطر نابودی درختان، قبیله‌های حیوانات آن حوالی با رهبری یک دختر انسان به نام “سان” از “قبیله‌ی گرگ”، به دنبال انتقام هستند.

انیمه شاهزاده مونونوکه در سال ۱۹۹۷ توسط استودیو جیبلی ساخته شده است. داستان این انیمه از انقلاب صنعتی آن گرفته تا نابودی جنگل‌های و تلاش ساکنان باستانی برای حفاظت از آن بی‌شباهت به داستان حمله‌ی انت‌ها به آیزنگارد و شکست سارومان نیست. این انیمه طراحی قدیمی و خاص استودیو جیبلی را داراست که در کنار موسیقی‌های متن زیبا حس دلپذیری را منتقل می‌کنند و داستان زیبا و شخصیت‌های آن شما را درگیر خود می‌کنند، از رو به شما پیشنهاد می‌کنم حداقل یک‌بار این انیمه را ببینید گرچه بی‌شک بسیاری از شما تا کنون آن را تماشا کرده‌اید.

۹

هفت گناه کبیره

(Nanatsu no Taizai)

انیمه هفت گناه کبیره (Nanatsu no Taizai)

انیمه هفت گناه کبیره داستان درباره هفت شوالیه به نام‌های نانتسو نو تایزای یا هفت گناه کبیره است که وظیفه حفاظت از پادشاه را به عهده دارند. شوالیه‌های مقدس به آن‌ها تهمت خیانت می‌زنند و آنان از دربار اخراج می‌شوند. پرنسس الیزابت متوجه می‌شود که این تهمت در حقیقت یک دروغ بوده است، و شوالیه‌های مقدس نقشه کشیده‌اند تا بتوانند پدرش را بکشند و تاج و تخت را بدست بیاورند. ولی حال برای هر اقدامی بسیار دیر گشته و شوالیه‌های مقدس نقشه خویش را عملی می‌کنند. از این رو پرنسس الیزابت باید به دنبال ۷ شوالیه گناه بگردد تا بتواند به کمک آنان تاج و تخت را باز پس بگیرد. ولی زمانی با اولین شوالیه، ملیوداس، مواجه می‌شود در کمال تعجب می‌بیند که او یک پسر بچه است که به کمک یک خوک سخنگو یک کافه را می‌گرداند و حتی یک شمشیر نیز همراه ندارد.

ساخت این انیمه در سال ۲۰۱۴ توسط استودیو A-1 آغاز و در سال ۲۰۲۱ پس از چهار فصل به پایان رسید. انیمه هفت گناه کبیره انیمه‌ای اکشن و ماجراجویانه است که داستان زندگی هفت شوالیه و دوستانشان را در بریتانیای قدیم شرح می‌دهد. حضور جادو، شمشیرزنی، نژادهای افسانه‌ای، جادوگران و غیره در این مجموعه و حال و هوای بریتانیای شباهت بسیاری به مجموعه فرمانروای حلقه‌ها دارد. این انیمه دارای تصویرپردازی مناسب و داستانی زیباست. اگرچه کیفیت تصویرپردازی در فصول پایانی مخصوصا فصل چهار کاهش می‌یابد اما داستان و شخصیت‌های دوست‌داشتنی آن موجب می‌شود همچنان ارزش دیدن را داشته باشد.

۸

جنون

(Berserk)

انیمه جنون (Berserk)

جنون یا برزرک در واقع روایت داستانی پر از خشونت و سیاهیست که بیانگر نبردی نابرابر با سرنوشتی شوم است. داستان به قرون وسطی باز می‌گردد؛ شخصیت اصلی داستان گاتس نام دارد؛ یتیم جنگجویی که به واسطه ی زندگی در میان سربازان مزدور، بسیار قوی بار آمده و با گذر زمان از تنهایی در می‌آید و به ارزش هم‌رزم‌هایش پی می‌برد. وی بخاطر “داغی شیطانی” که بر روی گردنش حک شده به عنوان شمشیرزنی سیاهپوش دنبال شیاطینی است که او را به سوی خود فرا می‌خوانند. گاتس قصد انتقام گرفتن از مردی را دارد که حاضر شد در پی رسیدن به اهدافش او و هم‌رزم هایش را قربانی کند. گاتس قدرتمند به همراه شمشیر بزرگ و یک دست مصنوعی به نبرد سرنوشت شوم خود می‌رود و در این راه جدالی نفس‌گیر و سهمگین در انتظار اوست بطوری که او را در مرز “جنون” (برزرک) قرار می‌دهد.

این انیمه در دو نسخه ساخته شده است، اولی در سال ۱۹۹۷ که یکی از بهترین انیمه‌های تاریخ است و دیگری نیز در سال ۲۰۱۶ که در دو فصل ساخته شده است. نسخه دوم بسیار ضعیف‌تر از نسخه اول است و از این رو من دیدن نسخه ۱۹۹۷ را به شما پیشنهاد می‌کنم، همچنین این مجموعه داری ۳ قسمت سینمایی است که به ترتیب در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ ساخته شده اند و تماشای آنان به شدت پیشنهاد می‌شود گرچه همه آن‌ها در برابر مانگای آن بسیار ضعیف‌اند و بی شک مانگای آن یک شاهکار به تمام معناست.

این انیمه نسبت به شخصیت‌های اصلی بسیار خشن و بی رحم است؛ همچنین دارای یکی از تاریک‌ترین پایان‌هایی است که تا به حال در دنیای انیمه دیده شده است، و تا به امروز طرفداران با نوعی احترامی نفرت انگیز از آن یاد می‌کنند. بسیاری از شخصیت‌های برزرک دوست‌داشتنی نیستند ، اما برای کسانی که به دنبال نبردهای وحشیانه و شوالیه‌ها علیه هیولاها هستند، برزرک همیشه آماده است.

۷

حماسه وینلند

(Vinland Saga)

انیمه حماسه وینلند (Vinland Saga)

حوالی سال ۱۰۰۰ میلادی، وایکینگ‌ها در همه‌جا در حال غارت و کشت و کشتار هستند. تورفین پسر یکی از قوی‌ترین جنگجوهاست و خود او نیز جنگجوی قابلی‌ست. رویای او پیدا کردن سرزمینی‌ست به نام وینلند، سرزمینی گرم و حاصل‌خیز، جایی که منابع طبیعی زیاد است و انسان‌ها مجبور نیستند برای زنده ماندن با هم بجنگند. اما پس از مرگ پدر در برابر چشمانش زندگی او متحول می‌گردد، کودک صمیمی و شاداب تبدیل به فردی سرد بی‌احساس می‌شود و هوس تاریک انتقام جای رویایی روشن او را می‌گیرد. با قاتل پدرش همراه می‌شود تا در نبردی برابر او را نابود سازد از این رو با وایکینگ‌‌های بسیار و شاهان همراه می‌شود و در سراسر انگلستان به نبرد می‌پردازد و خود را غرق در خون می‌سازد، و دیگران را بی‌رحمانه از دم تیغ می‌گذراند، حال گرچه قلبش تاریک گشته است اما هنوز کور سوی نور رویای‌ دیرینش، قلب‌ او را اندکی روشن می‌سازد.

یکی دیگر از آثار استودیو ویت (سازنده فصل اول تا سوم انیمه اتک آن تایتان) که در سال ۲۰۱۹ منتشر گردید. این اثر وقایع مربوط به سال ۱۰۱۳ میلادی در انگلستان را شرح می‌دهد زمانی که انگلستان توسط پادشاه دانمارک اسون ریش‌چنگالی فتح شده‌است. حضور شخصیت‌های تاریخ مانند کانوت کبیر، لیف اریکسون و تورفین کارلسفنی از نقاط قوت این مجموعه است. موسیقی و صداگذاری قوی از دیگر نکات مثبت این انیمه است. صحنه‌های اکشن، مبارزات جذاب، دریانوردی و کشتی‌رانی، نبردهای تاریخی و حس و حال تاریخی انگلستان، دانمارک و نوروژ قطعاً بی‌شباهت به مجموعه کتاب‌های تالکین نیست چرا که انگلستان زادگاه اوست و بی‌شک تأثیرات بسیاری بر مجموعه آثار او داشته است. این انیمه نه تنها به طرفداران تالکین بلکه به دوستداران تاریخ انگلستان و جهان نیز پیشنهاد می‌شود.

۶

ری:زیرو شروع زندگی در جهانی دیگر

(Re:Zero kara Hajimeru Isekai Seikatsu)

انیمه ری:زیرو شروع زندگی در جهانی دیگر (Re:Zero kara Hajimeru Isekai Seikatsu)

یک روز ناتسکی سوبارو از فروشگاه با خانه باز می‌گشت که ناگهان به جهان دیگری منتقل شد در جهان دیگر بدون آن که شخصی که او را احضار کرده است ببیند، بدون آنکه قدرت فوق‌العاده‌ای داشته باشد یا شمشیر خاصی و یا هر چیز دیگر. هیچ، هیچ چیز آن جا نبود مگر قاتلی که خواستار مرگ سوبارو بود، سوبارو نا امیدانه در انتظار مرگ خود بود اما دختری مرموز با موهای نقره‌ای و روحی اعظم او را نجات دادند، سوبارو سعی در جبران کمک آنان دارد اما گویا تلاش‌های او هر بار در نهایت به مرگ خود و دخترک ختم می‌شوند و دوباره به نقطه صفر باز می‌گردد، آغازی پس از پایان. هر بار تمام خاطراتی که می‌سازد از بین رفته و دوستانش از دست می‌روند حس دردناک مرگ و از دست رفتن دختر دربرابر چشمانش، دوباره و دوباره. گویا در این چرخه ابدی گیر افتاده است و راهی برای فرار از آن ندارد.

انیمه ری:زیرو بدون شک یکی از بهترین انیمه‌ها در ژانر روانشناختی است. داستان در دنیای فانتزی اتفاق می‌افتد، جایی که در آن انسان، الف‌ها، جانورنماها و غیره در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. الف‌هایی که در این مجموعه و اکثر مجموعه‌های فانتزی می‌بینیم بی‌شک وام‌گرفته از الف‌های مجموعه کتاب‌های تالکین هستند، الف‌هایی که خود تالکین می‌گوید: بهتر بود هرگز آنان را الف نمی‌‌نامیدم. و بی‌شک همین الف‌ دلیلی برای جذب طرفداران تالکین هستند.

حال بهتر است از شباهت‌های آن به دنیای تالکین بگذریم و جنبه‌های دیگر این انیمه بپردازیم‌. شخصیت پردازی‌های عمیق و داستان فوق‌ العاده آن بلاشک از نکات مثبت این مجموعه است. از طرفی دیگر نکات روانشناسی این انیمه به شدت ذهن بیننده را درگیر می‌کند و مفهوم جذاب را از مرگ و زندگی دوباره به نمایش می‌گذارد. مفهوم جذاب دیگری که در انیمه وجود دارد، هفت گناه کبیره است به طرز زیبایی بر داستان این مجموعه تأثیر می‌گذارد، مفهوم که بارها آن را در مجموعه آثار تالکین به طور مستقیم و غیر مستقیم مشاهده کرده ایم.

۵

هنر شمشیرزنی آنلاین: آلیسیزیشن – نبرد دنیای زیرین

(Sword Art Online: Alicization – War of Underworld)

انیمه هنر شمشیرزنی آنلاین: آلیسیزیشن - نبرد دنیای زیرین (Sword Art Online: Alicization - War of Underworld)

‌کیریتو‌ در جنگلی عظیم و خارق‌العاده که درختانی عظیم‌الجثه دارد بیدار میشود. حین جستجوی سرنخ برای فهمیدن مکانش، با پسری جوان که بنظر کیریتو را میشناسد برخورد میکند. پسرک تنها یک ان پی سی ساده است، ولی عمق احساساتش هیچ فرقی با انسان‌ها ندارد. حین گشتن به دنبال والدین پسرک، خاطره‌ای به یاد کیریتو می‌آید. خاطره‌ای از دوران بچگی خودش، و همچنین از این پسرک و یک دختر با موهایی طلایی و اسمی که هیچوقت نباید فراموشش میکرد – آلیس.

یکی دیگر از آثار استودیو A-1 که در سبک ایسکای (دنیای دیگر) ساخته شده است. اولین فصل آن در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و این مجموعه تا به امروز نیز ادامه دارد. این داستان یکی از محبوب‌تر انیمه‌ها تا به کنون بوده است و دارای طرفداران بی‌شماری به ویژ علاقه‌مندان به ژانر بازی‌های ویدئویی می‌باشد.

اثر بالا که فصل چهارم این مجموعه است که ادامه فصل سوم نیز می‌باشد. فصل سوم و بخصوص چهارم این انیمه داری شباهت بسیاری به مجموعه آثار تالکین تالکین می‌باشند، اگرچه برای متوجه شدن بهتر داستان تماشای فصل اول و دوم الزامی‌ست. این فصل از انیمه نبردهای جذاب بسیاری را داراست که نظر طرفداران سایر مجموعه‌های فانتزی را نیز به خود جذب می‌کند.

در فصل چهارم این مجموعه مبارزات جذابی بین نیروهای تاریکی و روشنایی در می‌گیرد که علاقمند تالکین را به وجد می‌آورد، نبرد شوالیه‌های مقدس با اورک‌ها، گابلین‌ها و… تا مبارزه با خدای تاریکی، همگی برای طرفداران تالکین یادآور مجموعه‌‌های فرمانروای حلقه‌ها و هابیت است.

از طرفی این مجموعه دارای جنبه‌های روانشناختی و عمیق بسیاری است که شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

۴

زمانی که به عنوان اسلایم تناسخ پیدا کردم

(Tensei Shitara Slime Datta Ken)

انیمه زمانی که به عنوان اسلایم تناسخ پیدا کردم (Tensei Shitara Slime Datta Ken)

ساتو میکامی ۳۷ ساله پس از آن که به طور اتفاقی مورد اصابت چاقو قرار گرفت و به دست یک دزد کشته شد. اما به طرز عجیبی در قالب یک اسلایم تناسخ پیدا کرد و زندگی خود را در دنیایی دیگر بازیافت. در این میان او با اژدهای افسانه‌ای ولدورا دیدار کرد، اژدهای افسانه‌ای پس سال‌ها اسارت و تنهایی، حال دوستی جدید یافته بود و از رو به اسلایم نام ریمورو تمست (طوفان) را اعطا کرد، قدرت اندک ریمورو اکنون عظیم و روزافزون گشته بود. حال که او از بند زندگی معمولی و یکنواخت پیشین خود رها گشته است، ماجراجویی جدید او به عنوان یه خزنده با قابلیت‌‌هایی منحصر به فرد و در دنیایی خیالی شروع می‌شود.

داستانی جذاب در دنیایی فانتزی روایت اصلی این مجموعه است. مجموعه‌ای بسیار دلنشین که حتی پس تماشای مجدد نیز از آن لذت خواهید برد.
نکته جالب و جذاب این مجموعه این است که بر خلاف دیگر مجموعه‌ها معرفی شده، این بار ما دنیا را از دید هیولاها می‌بینیم. ملتی متشکل از گابلین ها، اورک ها، گرگ‌ها و غیره که در زیر نظر یک اسلایم اداره می‌شود.

حضور اربابان شیاطین، الف ها، دورف‌ها، شیاطین، خون آشام‌ها و غیره همگی حال و هوایی شبیه به مجموعه کتاب‌های تالکین دارند.

داستان این مجموعه گاهی بسیار شیرین و دلنشین و گاهی نیز بسیار تاریک و غم‌انگیز است. از درگیری با انسان‌ها گرفته تا با دیگر هیولاها همگی از نکات جذاب این مجموعه است. کارکترهای دوست داشتنی مجموعه خود از دیگر جذابیت‌های این مجموعه هستند.

این مجموعه حتی از نگاه روانشناختی نیز نگاه جالبی به رفتار و کردار انسان و دیگر گونه‌‌ها دارد از حرص و طمع و فریبکاری گرفته تا عشق و دوستی و فداکاری.

در نهایت باید گفت، تماشای این انیمه نه به دلیل شباهت‌های اندک به دیگر مجموعه‌های فانتزی بلکه به دلیل داستان بسیار جذاب آن پیشنهاد می‌شود.

۳

شبدر سیاه

(Black Clover)

انیمه شبدر سیاه (Black Clover)

آستا و یونو دو کودک یتیم هستند که با هم در کلیسایی واقع در حومه‌ی کشور شبدر بزرگ شده‌اند. در دنیایی که همه قدرت‌های جادویی دارند، آستا بدون هیچ قدرت خاصی به دنیا آمده بود. برعکس او ، یونو از قدرت جادویی خارق العاده ای و موهبت کنترل آن برخوردار بود، آستا حتی فاقد یک گیریمور است درحالی که یونو توسط گیریمور ۴ برگ انتخاب می‌شود. داستان حول رقابت این دو برادر بر سر رسیدن به عنوان شاه جادوگران ، قوی‌ترین شوالیه جادوگر کشور شبدر، می‌چرخد. اما آستا چگونه می‌تواند بدون هیچ قدرت جادویی به یک شوالیه جادوگر تبدیل شود؟ هنگامی که آستا یک گیریمور ۵ برگ به دست‌ می‌آورد قدرتی به نام “ضد – جادو ” را پیدا می‌کند که باعث از بین رفتن جادو می‌شود. برگ‌های شبدر نماد ایمان، عشق و امید اند، در برگ چهارم خوش ‌شانسی نهفته شده است اما برگ پنجم به معنای سکونت یک شیطان است، و این خود آغاز ماجراجویی این دو برادر است.

مجموعه‌ای جذاب که در سال ۲۰۱۷ پخش آن آغاز شد. داستان پسری که در دنیایی که همه چیز جادو است بدون جادو متولد شد بی‌شک یکی از زیباترین انیمه‌هایی است که تا به کنون منتشر شده‌است.

داستانی جذاب که با شخصیت پردازی‌های عمیق، تصویرپردازی زیبا و موسیقی‌های بی‌نظیر که نظر هر تماشاگری را به خود جذب می‌کند.

نه تنها داستان زیبا بلکه شخصیت‌های دوست داشتنی این مجموعه آنچنان شما را جذب خود می‌کنند که پس از پایان مجموعه دلتنگ آنان می‌شوید.
صحنه‌های اکشن و مبارزات جذاب این مجموعه از دیگر نقاط قوت این مجموعه هستند.

و الف‌ها، بی‌شک الف‌های این مجموعه شما را به شدت تحت‌ تأثیر خود قرار می‌دهند. شخصیت پردازی عمیق و گذشته غم‌انگیز آنان آنچنان بی‌نظیر است که بجای تعریف کردن از آن، از شما می‌خواهم که در سریع‌ترین زمان ممکن به تماشای آن بپردازید.

۲

افسانه قهرمانی ارسلان

(Arslan Senki)

انیمه افسانه قهرمانی ارسلان (Arslan Senki)

در سرزمین پر رونق و سرسبز پارس پایتخت اکباتان قرار دارد ، شهری شکوهمند و مجلل که توسط پادشاهی قدرتمند و ترسناک به نام آندروگوراس سوم حکمرانی می‌شود. ارسلان شاهزاده ای جوان و کنجکاو از پارس است که برخلاف تمام تلاش هایش بنظر می‌رسد استعداد پادشاهی توانا شدن مانند پدرش را ندارد. در سن ۱۴ سالگی ، ارسلان به اولین جنگ خود می‌رود و درحالی که جنگ کشور پرشکوه و جلالش را به مرز نابود کشانده همه چیز خود را از دست می‌دهد ، اما این سرنوشت ارسلان است که یک فرمانروا بشود، و با وجود تمام آزمون‌هایی که بر سر راهش قرار می‌گیرند او باید بار سفر ببندد و کشور از دست رفته اش را باز پس بگیرد…

انیمه‌ای که نه تنها به دلیل علاقه به مجموعه‌ی آثار تالکین بلکه به دلیل ایرانی بودن نیز، ما را جذب خویش می‌کند. داستان زیبا و تاریخی، صداگذاری عالی و تصویرپردازی مناسب همگی از نکات مثبت این مجموعه هستند.

صحنه‌های نبرد، مبارزات گسترده و نقشه‌های استراتژیک جذاب بی‌شک صحنه‌های نبردهایی مانند گودی هلم یا میدان‌های پله‌نور در ذهن ما تداعی می‌کند. داستان پسر جوانی که به دنبال بازپس‌گیری پادشاهی پدرانشان است بی‌شباهت به داستان آراگورن نیست.

این مجموعه همچنین دارای شخصیت‌های دوست داشتنی بسیاری است که توجه شما را به خود جلب می‌کنند. صداگذاران آنان نیز یکی دیگر نکات مثبت شخصیت‌های این مجموعه است، اکثر شخصیت این مجموعه دارای صداگذارانی برجسته‌اند.

نام بردن از پادشاهان پیشین ایران زمین و نام‌های پارسی از دیگر نکات جذاب این انیمه حداقل برای پارسی زبانان است.

۱

گابلین کش

(Goblin Slayer)

انیمه گابلین کش (Goblin Slayer)

در دنیایی فانتزی، ماجراجویانی از دوردست‌ها و سراسر جهان به منظور پذیرفتن قرارداد و انجام هر وظیفه‌ای که موجود است برای پیوستن به انجمن رهسپار می‌شوند. در این بین یک راهبه جوان نخستین تیم ماجراجویانه خود را تشکیل می‌دهد، اما تقریباً بلافاصله آن‌ها خود را در شرایط بحرانی میابند. پس از اینکه تمام گروه از بین می‌روند، او توسط مردی به نام گابلین کش نجات پیدا می‌کند، ماجراجویی که تنها هدفش ریشه‌کن نمودن گابلین‌ها با پیش‌داوری شدید است، کسی که زندگی خود را وقف از بین بردن تمامی گابلین‌ها، آن هم به هر قیمتی کرده است.

داستان که در ابتدا کلیشه بنظر می‌رسد اما در نیمه دوم قسمت اول داستان کاملا از این رو به آن رو می‌شود. صحنه‌های خشونت آمیز، بخش اعظمی از این مجموعه را تشکیل داده‌اند. بی‌شک این شبیه‌ترین انیمه به مجموعه آثار هابیت و فرمانروای حلقه‌ها است و پر از اشارات ریز و درشت به مجموعه‌ کتاب‌های تالکین است. نویسنده این کومو کاگیو خود از طرفداران آثار تالکین است و به هیچ وجه سعی در پنهان ساختن علاقه‌ی خود یا شباهت‌های اثرش به آثار تالکین ندارد، و معمولا در فضای مجازی درباره‌ی این شباهت‌ها به شوخی می‌پردازد.

حتی نویسنده این اثر گفته است که از داستن هابیت الهام گرفته است، برای مثال در این داستان به شمشیر اورک‌ریست اشاره می‌شود، زمانی که گابلین‌کُش برای اولین بار با کماندار الف ملاقات‌ می‌کند، کماندار از شمشیری به نام اورک بورگ یاد می‌کند و سپس ادامه می‌دهد که این نام شمشیر گابلین کش در افسانه‌های ماست که به هنگام نزدیکی گابلین‌ها می‌درخشد.

همچنین شباهت‌های دیگری نیز وجود دارد برای مثال جیره غذایی الف‌ها که به لمباس شبیه است، شخصیت‌هایی شبیه به شخصیت‌های تالکین و غیره.

شما می‌توانید با تماشای انیمه و خواندن مانگا و رمان گابلین کش از آن لذت برده و همچنین شباهت‌های آن را به آثار تالکین دریابید.

10 انیمه که طرفداران مجموعه کتاب های تالکین دوست خواهند داشت

رتبه‌بندی ۸ گندالف خاکستری در اقتباس‌های نمایشی از منظر وفاداری ظاهری

رتبه‌بندی 8 گندالف خاکستری در اقتباس‌های نمایشی از منظر وفاداری ظاهری به متن آثار تالکین

Gandalf the Grey by Lucas Graciano (Oil on masonite)

گندالف یکی از ایستاری (ساحران) بود که توسط والار برای مقابله با سائورون به سرزمین میانه فرستاده شد. در طی هزاران سال زندگی در سرزمین میانه، گندالف بی وقفه بر ضد نقشه‌های سائورون که برای تسلط بر سرزمین میانه بودند تلاش می‌کرد. او در جریان وقایعی قرار گرفت که سرانجام نابودی فرمانروای تاریکی را رقم زد.

-کسب اطلاعات بیشتر از مدخل «گندالف» در فرهنگنامه بزرگ آردا

 

شخصیت گندالف به عنوان یکی از شخصیت‌های مهم داستان هابیت و ارباب حلقه‌های جی. آر. آر. تالکین شناخته می‌شود و به همین سبب در اکثر اقتباس‌های نمایشی رسمی و طرفداری رشته افسانه تالکین در صحنه حضور دارد. اما ظاهر این شخصیت در این اقتباس‌ها تا چه اندازه مطابق با توصیفاتی است که تالکین برای گندالف خاکستری در مجموعه کتب هابیت و ارباب حلقه‌ها ارائه داده است؟ این مقاله‌ی کوتاه قرار است به این موضوع بپردازد.

بگذارید در ابتدا چند جمله از کتب تالکین را برای تعیین سنجه‌هایی که قرار است با آن گزینه‌های مختلف را مورد بررسی قرار داده شود را در اینجا بیاوریم:

«پیرمردی بود با یک چوبدست. کلاه بوقی آبی‌رنگی سرش گذاشته و شنل خاکستری‌رنگ بلندی پوشیده، و شال‌گردن نقره‌ای دور گردنش آویخته بود و ریش سفیدش از روی آن تا پایین کمر می‌رسید، و یک جفت چکمه سیاه خیلی بزرگ به پا داشت.»

هابیت، میهمانی غیرمنتظره

 

«پیرمردی آن را به تنهایی می‌راند. کلاه آبی‌رنگ نوک‌تیزی به سر داشت، و شنل خاکستری‌رنگ بلندی با شال گردنی سیم‌گون به تن کرده بود. ریش سفید بلندی داشت با ابروانی پرپشت که از لبۀ کلاهش بیرون زده بود.»

ارباب حلقه‌ها: یاران حلقه، دیرزمانی به انتظار میهمانی

 

«موی بلند سفید و ریش با وقار نقره‌ای رنگ و شانه‌های پهنش، به او جلوه پادشاه خردمند افسانه‌های باستانی را می‌داد. در چهرۀ سالخورده‌اش، زیر ابروان برف‌گرفتۀ پرپشت، چشمان سیاه او به زغالی می‌مانست که هر لحظه ممکن است مشتعل شود.»

ارباب حلقه‌ها: یاران حلقه، ملاقات‌های بسیار

 

«اما چهرۀ سوار را به وضوح می‌دیدم: انگار برق می‌زد»

ارباب حلقه‌ها: دو برج، خرت و پرت‌های آب‌آورده

 

توجه: لطفاً پیش از شمشیرکشیدن و طرفداری از گزینه‌ای خاص، بدانید که این فهرست فقط و فقط براساس چند معیار که در پایین شرح داده شده و میزان وفاداری «ظاهری» به متون تالکین مرتب شده است و مورد پسند بودن نتیجه نهایی یا نظر شخصی شما در خصوص مناسب یا نامناسب بودن نسخه‌ای خاص از گندالف خاکستری جایگاهی در این رتبه‌بندی ندارد.

 

ملاک رتبه‌بندی اینکه کدام گندالف خاکستری در اقتباس‌های نمایشی وفاداری بیشتری به نظر تالکین دارد بدین شرح است:

  1. کلاه نوک‌تیز و رنگ آبی
  2. شنل خاکستری بلند
  3. شال‌گردن نقره‌ای
  4. ریش سفید یا نقره‌ای تا پایین کمر
  5. چکمه بزرگ سیاه‌رنگ
  6. ابروهای پرپشت بیرون‌زده از لبۀ کلاه

حال به سراغ رتبه‌بندی ۸ گندالف خاکستری در اقتباس‌های نمایشی از منظر وفاداری ظاهری به متن آثار تالکین برویم:

 

۱. انیمیشن هابیت (۱۹۷۷)

گندالف در انیمیشن هابیت (1977)

گندالف خاکستری داستان در این اقتباس که به انیمیشن هابیت ساخته رانکین و باس معروف است، کلاه نوک‌تیز آبی‌رنگ به سر دارد، شنل خاکستری بلندی بر دوش، ریش سفیدش از کمر او پایین‌تر است، ابروهایی پرپشت و عجیب دارد که از لبۀ کلاه او بیرون زده است. با داشتن چهار مورد از شش گزینه مطرح‌شده، این گندالف برنده مقام اول از منظر وفاداری ظاهری به متن آثار تالکین است. از آنجایی که انیمیشن بازگشت شاه (۱۹۸۰) نیز توسط رانکین و باس ساخته شده و گندالف به همان شکل است، تنها به نسخه قدیمی‌تر اشاره شد.

گندالف در انیمیشن هابیت (1977)

کسب اطلاعات بیشتر.

۲. تله‌تئاتر هابیت (۱۹۸۵)

گندالف در تله‌تئاتر هابیت (1985)

این نمایش تلویزیونی نامی بس طولانی دارد (نام کامل آن «سفر شگفت‌انگیز آقای بیل‌بو بگینز، آن هابیت، در میان سرزمین‌های بیابانی، از میان جنگل تاریک، آنسوی کوهستان مه‌آلود. آنجا و بازگشت دوباره» است) که در شوروی ساخته و اکران شده است. گندالف در این اقتباس سه مورد از شش مورد ظاهری ذکر شده را دارد؛ شنل خاکستری بلند، ریشی که کمابیش سفید است و تا پایین کمر او آمده و خصوصیتی جالب که در هیچ‌کدام از هفت مورد دیگر به آن توجه نشده است: چکمه‌های بزرگ! یک مورد جالب دیگر نیز وجود دارد و آن یکی از خصوصیاتی است که در کتاب دو برج برای گندالف سپید توصیف شده است: چهره‌ای که برق می‌زد؛ که تهیه‌کنندگان سعی در بازسازی آن بر روی صورت و موهای این گندالف داشته‌اند. اگر این گندالف کلاه آبی نوک‌تیزی به سر داشت به خاطر این میزان دقت به جزئیات بدون شک در رتبه اول قرار می‌گرفت.

گندالف و بیل‌بو در تله‌تئاتر هابیت (1985)

کسب اطلاعات بیشتر.

۳. انیمیشن ارباب حلقه‌ها (۱۹۷۸)

گندالف در انیمیشن ارباب حلقه‌ها (1978)

این انیمیشن شاید مشهورترین انیمیشن مرتبط با دنیای تالکین باشد، انیمیشنی که باعث علاقه‌مندی پیتر جکسون به آثار تالکین شد و او در اقتباس‌های سینمایی خود الهامات بسیاری از این انیمیشن داشت. گندالف در اینجا به راحتی می‌توانست در رتبه دوم قرار گیرد و ابروانی پرپشت (گرچه از لبۀ کلاه بیرون نزده‌اند) اما به سبب نکات ریز ذکر شده برای مورد بالا، و اینکه رنگ آبی زیادی در جامه او به کار رفته است، متاسفانه باید به جایگاه سوم بسنده کند. این گندالف کلاه نوک‌تیز آبی‌رنگ دارد، با شنلی بلند و خاکستری و ریش سفیدی او تا به پایین کمرش رسیده است.

گندالف در انیمیشن ارباب حلقه‌ها (1978)

کسب اطلاعات بیشتر.

۴. اقتباس‌های سینمایی پیتر جکسون

گندالف خاکستری در اقتباس سینمایی پیتر جکسون

مشهورترین گندالف اقتباس‌های نمایشی آثار تالکین نیاز به معرفی ندارد. ایان مک‌کلن با بازی فراموش‌نشدنی خود نسخه‌ای از گندالف را در ذهن همگان حک کرده است که رسیدن به آن سطح اگر غیرممکن نباشد، بسیار دشوار خواهد بود. اما هنگامی که به سراغ وفاداری ظاهری برویم، این نسخه از گندالف در اقتباس‌های سینمایی پیتر جکسون، تنها می‌تواند در جایگاه چهارم باشد. او شنلی بلند و خاکستری دارد و این تنها شباهت کامل مستقیم اوست. البته او ابروانی پرپشت دارد (که متاسفانه از گوشه کلاه او بیرون نزده است)، کلاهی نوک‌تیز به سر دارد (اما رنگ آن به جای آبی، خاکستری است) و ریش بلندی که برخلاف متن کتاب به زیر کمر او نمی‌رسد و رنگ آن به جای سفید، خاکستری است.

کسب اطلاعات بیشتر.

۵. فیلم طرفداری در جست‌وجوی گولوم (۲۰۰۹)

گندالف در فیلم طرفداری در جست‌وجوی گولوم (2009)

این فیلم طرفداری با وجود آنکه از بودجه اندکی برخوردار بود، کیفیتی مثال‌زدنی و داستانی جذاب و بازیگرانی با ظاهری شبیه به اقتباس سینمایی جکسون از ارباب حلقه‌ها دارد و از این رو گندالف آن نیز مشابه گندالفی است که ایان مک‌کلن نقش آن را ایفا کرده است و به خاطر کیفیت اندکی پایین‌تر در جایگاه پنجم قرار می‌گیرد.

کسب اطلاعات بیشتر.

۶. انیمیشن کوتاه هابیت (۱۹۶۶)

گندالف و بیل‌بو در انیمیشن کوتاه هابیت (1967)

انیمیشن هابیت یک انیمیشن کوتاه و فراموش شده است که تا پیش از بازپیدا شدنش در سال ۲۰۱۲، تنها توسط عده انگشت‌شمار و بنیاد تالکین دیده شده بود و هدف اصلی آن نه اقتباسی وفادار، بلکه هدفی تاریک‌تر در پشت آن بود: تمدید قرارداد حق ساخت و فروش آن به قیمت بسیار بالاتر! درست است که از لحاظ تعداد شباهت‌ها، کمابیش مشابه دو گزینه پیشین است و کلاه نوک‌تیز آبی‌رنگ و ریش سفید تا پایین کمر دارد، اما داستان مصیبت‌بار و تقریباً به تمامی بدون ارتباط به کتاب تالکین و مشکلات دیگر نظیر اینکه گندالف خاکستری به کلی آبی‌رنگ! است و شخصیتش مایه ننگ هر گندالف دیگر در این فهرست است، نمی‌تواند جایگاهی بهتر از ششم به دست آورد.

کسب اطلاعات بیشتر.

۷. مجموعه کوتاه تلویزیونی هابیتیت (۱۹۹۳)

گندالف در مجموعه کوتاه تلویزیونی هابیتیت (1993)

این مجموعه ۹ قسمتی فنلاندی که برخلاف نام آن اقتباسی از ارباب حلقه‌هاست، گندالفی را به تصویر می‌کشد که با وجود جالب بودن و داشتن جزئیات خوب و کیفیت قابل قبول برای چنین برنامه‌ای، بجز شنل بلند خاکستری و احتمالاً شالی از خز خاکستری هیچ شباهت ظاهری دیگری با گندالف قصه‌های تالکین ندارد. ریش وَن دایک او انتخاب عجیبی است.

کسب اطلاعات بیشتر.

۸. تله‌تئاتر حافظان (۱۹۹۱)

گندالف در تله‌تئاتر حافظان (1991)

خرانیتلی (به معنی نگهبانان، نگهداران، حافظان؛ که اشاره به نگه‌دارنگان حلقه‌های قدرت دارد) براساس جلد اول سه‌گانه ارباب حلقه‌ها، یعنی یاران حلقه در شوروی ساخته شده است. گندالف این مجموعه هیچ شباهت ظاهری با گندالف کتاب‌های جی.آر.آر. تالکین ندارد و به همین خاطر رتبه آخر را کسب کرده است.

کسب اطلاعات بیشتر.

آیا جای گندالف دیگری در اقتباسی نمایشی در این رتبه‌بندی ۸ گندالف خاکستری در اقتباس‌های نمایشی از منظر وفاداری ظاهری به متن آثار تالکین خالی است؟ کاندیدای مد نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید.

کوتاه: طرز تهیه خوراک ائووین در فیلم ارباب حلقه‌ها

طرز تهیه خوراک ائووین در فیلم ارباب حلقه‌ها

به درخواست مکرر شما و پاسخ به سوال «ائووین در آن خوراک چه ریخته بود؟» با پستی کوتاه و آموزشی در خدمتتان هستیم و قصد داریم که طرز تهیه‌ی سوپ ماهی خوشمزه‌ای که برخلاف سوپ درون فیلم قابل خوردن است اما ظاهری مشابه خوراک ائووین دارد را برایتان در اینجا بیاوریم تا بلکه آبی شود بر آتش علاقه شما به این خوراک فراموش‌نشدنی!

لازم به ذکر است به سبب آنکه که ائووین چیز زیادی در اختیار نداشت، چنین به نظر می‌رسد از چربی و گیاهانی که در مسیر یافت می‌شد دست به تهیه آن سوپ زده بود. همچنین از آنجا که ائووین مانند جناب سم‌وایز آشپزباشی شکمویی نیست که نمک با‌ارزشش را همه‌جا حتی تا موردور با خود ببرد، می‌توان نتیجه گرفت که محصول نهایی یک سوپ بی‌مزه و بی‌نمک بوده است.

مواد لازم سوپ ماهی:

  • ۲ قاشق غذاخوری کره
  • ۱ قاشق غذاخوری روغن زیتون
  • ۱/۴ فنجان پیازچه ریز خردشده (خوب شست‌شده و فقط بخش سفید آن را استفاده کنید)
  • ۱/۴ فنجان نوشیدنی! سفید (خودتان جایگزین مناسب انتخاب کرده یا حذف کنید!)
  • ۱ فنجان سیب‌زمینی پخته‌ی خرد شده
  • ۱ فنجان عصاره‌ی مرغ
  • ۱ پیمانه ماهی که گوشتی سفید داشته باشد، نظیر هالیبوت! (چیزهایی مانند سالمون که بعد از پخت رنگ صورتی به خود می‌گیرند مناسب نیست)
  • ۳/۴ پیمانه آب
  • ۱ فنجان اسفناج تازه و تمیز شده
  • نمک و ادویه‌های دلخواه به میزان لازم

طرز تهیه:

دیگ سایز متوسطی را روی شعله‌ی متوسط بگذارید و پیازچه را با کره و روغن زیتون تفت دهید تا پخته و نرم شود، حالا نوشیدنی! سفید … اِهِم اِهِم همانطور که گفته شد این مورد را حذف یا جایگزین کنید … پس از گذشت ۴-۳ دقیقه سیب‌زمینی پخته و آب و عصاره‌ی مرغ را به آن اضافه کنید و اجازه دهید بر روی حرارت ملایم به پخت ادامه دهد. پس از ۱۰ دقیقه ماهی را اضافه کرده و بگذارید تا برای ۶-۵ دقیقه به آرامی بپزد (پیشنهاد مترجم: بهتر است زمان بیشتری صرف پختن شود). اکنون اسفناج را اضافه کنید و تا زمانی که همه‌ی محتویات به خوبی نرم نشده بگذارید بر روی شعله بماند. البته حدود ۳-۲ دقیقه کافی است.

حال می‌توانید از آن چشیده و بنا بر سلیقه نمک و ادویه‌های مورد نظر خود را اضافه و سرو کنید. نوش جان!

توجه: مترجم پیشنهاد می‌کند که به جای ماهی، از سینه‌ی مرغ استفاده شود. همچنین به آن قارچ نیز اضافه کنید تا سوپی بسیار خوشمزه‌تر داشته باشید.

نگاهی به دستاورد عظیم هاوارد شور در خلق موسیقی متن ارباب حلقه‌ها

نگاهی به دستاورد عظیم هاوارد شور در خلق موسیقی متن ارباب حلقه‌ها

یک صفحه سیاه و زمزمه سحرانگیزی از یک گفتار الفی کافی بود تا جهان سینما برای همیشه تغییر کند. فیلم سینمایی ارباب حلقه‌ها به کارگردانی پیتر جکسون در سال ۲۰۰۱ روی پرده نقره‌ای قرار گرفت تا جهانی پیچیده از صدها شخصیت، مکان و زبان را به نمایش درآورد. ولی این اثر به باور عده‌ای هرگز یک شاهکار خطاب نمی‌شد، اگر آهنگساز کانادایی هاوارد شور در پروژه حضور نداشت. شور با موسیقی شگفت‌آور خود سه جایزه اسکار، دو گلدن گلوب و چهار گرمی به دست آورد. در ادامه می‌خواهیم نگاهی به دستاورد عظیم این آهنگساز در سه‌گانه ارباب حلقه‌ها داشته باشیم.

 

موسیقی متن هاوارد شور اولین چیزی است که ما را در ابتدای فیلم یاران حلقه وارد دنیای سرزمین میانه می‌کند. مقدمه فیلم با قطعه One Ring To Rule Them All شروع می‌شود. گروهی از خوانندگان تم الف‌های لوتلورین را می‌خوانند و گالادریل روایت داستان حلقه را آغاز می‌کند. شور برای ساخت این موسیقی رمزآلود و غم‌انگیز از یک سارانگی، نِی فلوت و مونوکورد استفاده کرد. این موسیقی در ترکیب با آواز کوئنیایی بهترین صوت را برای لوتلورین به وجود آورد.

ولی شور چگونه توانست چنین اثر هنری خاصی را در کل فیلم بسازد؟ او از تکنیکی به نام لایت‌موتیف یا «نغمه‌ی معرف» استفاده کرد. این تکنیک زمانی استفاده می‌شود که یک تم موسیقی با برخی شخصیت‌ها، مکان‌ها، اشیا یا رفتارها در فیلم در ارتباط است. هاوارد شور در سال ۲۰۲۱ در مصاحبه‌ای گفته بود: «استفاده از تم‌ها و لایت‌موتیف به منظور شفاف‌سازی روایت قصه بود. دنیای تالکین به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین دنیاهای فانتزی تاریخ شناخته می‌شود (…) همه کسانی که فیلم‌ها را می‌بینند کتاب‌ها را نخوانده‌اند و شخصیت‌ها، فرهنگ‌ها و اشیا را درک نمی‌کنند. از موسیقی برای کمک به شفاف‌سازی این داستان پیچیده استفاده شد.»

ماموریت شور این بود که با موسیقی آگاهی مخاطب را افزایش دهد. ولی خلق مجدد داستان مفصلی که تالکین حدود ۸۶ سال پیش روایتش را شروع کرد، کار آسانی نبود. موسیقی فیلم‌ها قرار بود جهان تالکین را به کسانی معرفی کند که آثار نویسنده را نمی‌شناختند، و در عین حال باید رضایت طرفداران سرزمین میانه هم جلب می‌شد.

شایر در فیلم ارباب حلقه‌ها یاران حلقه

یکی از پرتکرارترین تم‌های سه‌گانه Concerning Hobbits است. وقتی اولین بار این موسیقی را می‌شنویم، زمین‌های سبز و خرم شایر را می‌بینیم. شور برای خلق موتیفی که یادآور هابیت‌های شیرین و خون‌گرم است، از سازهایی نظیر ماندولین، چنگ سلتی و سوت حلبی استفاده کرد. این لایت‌موتیف اهمیت بسیار زیادی در سه‌گانه دارد و مواقعی تکرار می‌شود که تاریکی بیش از هر زمان دیگری نزدیک شده است. در انتهای فیلم دو برج، مونولوگ سم درباره «گذر تاریکی» با نسخه غم‌انگیز و آهسته‌ای از Concerning Hobbits همراه می‌شود. و به محض این که جمله «هنوز خوبی در این جهان هست، آقای فرودو و ارزش جنگیدن دارد» را می‌شنویم، موسیقی حس امید را تقویت می‌کند چون مخاطب را به یاد شایر می‌اندازد.

این تم در قطعه The Ring Goes South هم شنیده می‌شود. زمانی که یاران حلقه در حال ترک ریوندل‌اند: ساز بادی برنجی تم Concerning Hobbits را تکرار می‌کند و شکل تازه‌ای به آن می‌دهد و در نهایت به آهنگ معروف یاران حلقه تبدیل می‌شود. این موسیقی به نحو احسن معصومیت هابیت‌هایی را نشان می‌دهد که مجبورند خانه خود را ترک کنند تا این ماموریت بزرگ را به سرانجام برسانند.

حلقه عامل اصلی ماموریت یاران است. وجود حلقه باعث می‌شود شخصیت‌های محبوب ما در ماموریتی خطرناک به موردور بروند. حلقه فاسد و فریبنده است و سایه‌اش بر سرزمین میانه گسترده شده. موتیف حلقه زیبایی هراس‌انگیزش را نشان می‌دهد. ویولن شبیه خود حلقه عمل کرده و راهش را به مغز مخاطب باز می‌کند. تم حلقه اعتیادآور و در عین حال وسوسه‌برانگیز است.

هاوارد شور برای توصیف یوروک-های و آیزنگارد از اصوات و سازهایی استفاده کرده که متناسب با صنعتی‌شدن جهان‌اند. لایت‌موتیف آن‌ها باید تهدیدآمیز، ترسناک و شوکه‌کننده می‌بود. شور قطعه‌ای ساخت که شامل شش نُت سنگین و ریتمیک است. این نت‌ها عمدتاً با استفاده از درام‌های تایکوی ژاپنی، سندان‌های آهنگری و زنجیره‌های فلزی ساخته شدند.

اورک ایزنگارد

نزگول در قطعات A Knife in the Dark و Flight to the Ford از طریق یک آواز پرقدرت و ساز بادی برنجی با تمی تاریک و هول‌انگیز توصیف شدند. اگرچه این شخصیت‌ها هم دشمن‌اند ولی موسیقی آن‌ها با یوروک-های فرق می‌کند. بر اساس روایت فیلم‌ها و نه کتاب‌ها، یوروک-های در آیزنگارد «ساخته» شده‌اند و در درجه‌ای پایین‌تر از نزگول قرار می‌گیرند. نزگول زمان پادشاهان انسان‌ها بودند، بنابراین قدرت و خطر آن‌ها به واسطه آواز پرقدرتی نمایان می‌شود که رفته‌رفته اوج می‌گیرد.

نبرد میدان‌های پله‌نور یکی از برترین سکانس‌های جنگی تاریخ سینماست و شور هم در موفقیت آن نقش انکارناپذیری داشته است. زمانی که شاه تئودن پیش از حمله در برابر سربازانش سخنرانی می‌کند، تم روهان به آرامی و از طریق سازهای بادی و کوبه‌ای تشدید می‌شود. حمله روهیریم همراه با موسیقی پیش می‌رود و زمانی به اوج می‌رسد که شمشیر سواران به زره اورک‌ها برخورد می‌کند.

موسیقی متن سه‌گانه ارباب حلقه‌ها با نغمه‌ها و آوازهای بسیاری همراه است. هاوارد شور با خوانندگان زیادی از جمله «آویال کول» همکاری داشته که صدایش در صحنه سقوط گندالف از پل خزد-دوم ماندگار شد. «بن دل مایسترو» خواننده جوان سوپرانو هم در تم‌های معروف Forth Eorlingas و The Last March of the Ents حضور پررنگی دارد. صدای مسحورکننده او احساس و عمق بیشتری را به این صحنه‌های مهم و حماسی اضافه می‌کند.

در فیلم بازگشت پادشاه، «رنی فلمینگ» یکی از خوانندگان مهمی است که با شور همکاری داشته. قطعه The Grace of Undómiel که در حین رویای آرون پخش می‌شود و در آن فرزند مشترک او و آراگورن را می‌بینیم، با صدای شفاف و خالص فلمینگ همراه است. در پایان فیلم سوم، زمانی که عقاب‌ها فرودو و سم را نجات می‌دهند، دوباره صدای فلمینگ را می‌شنویم که شبیه یک پرتو نور در تاریکی‌ها خودنمایی می‌کند.

رفتن حاملان حلقه به والینور

آهنگ Into the West با صدای «انی لنکس» توسط هاوارد شور، فرن والش و انی لنکس نوشته شد. این آهنگ توانست جایزه اسکار و گرمی را به دست آورد. نوای سازهای این آهنگ مشابه سازهایی است که در قطعه‌های The Eagles و The Journey to the Grey Havens استفاده شده است. «به سوی غرب» قطعه‌ای حزن‌آور است که ترکیبی از ناامیدی و امید را ارائه می‌کند و پایان سفر مخاطب را رقم می‌زند.

موسیقی هاوارد شور قطعا یکی از بخش‌های مهم سه‌گانه ارباب حلقه‌هاست. این موسیقی آن قدر معروف شده که حالا حتی اگر آن را به‌صورت اتفاقی از رادیو یا تلویزیون بشنویم، به شکل خودکار به یاد صحنه‌های خاص فیلم، شخصیت‌ها یا جملات می‌افتیم.

شور با موفقیت توانست نوشته‌های تالکین را به موسیقی تبدیل کند. او از زبان‌های مختلف سرزمین میانه استفاده کرد و آن‌ها را درون تم‌های خود قرار داد. او حتی برخی از شعرهای کتاب را در موقعیت مقتضی به شخصیت‌های فیلم داد. آواز آراگورن در زمان تاج‌گذاری یا سوگواری ائووین در هنگام خاکسپاری تئودرد نمونه‌هایی هستند که نشان می‌دهند موسیقی این سه‌گانه صرفا برای زیباتر کردن داستان ساخته نشده است. این موسیقی خود داستان است. ارباب حلقه‌های تالکین فقط یک حکایت فانتزی نیست، بلکه جهانی بسیار وسیع است که هر درخت، هر جزئیات و هر مکان معنا و داستان خودش را دارد. هر شخصیت دارای اجداد خودش است و هر جد خود اجدادی دارد. داستان آن‌قدر پیچیده و عمیق است که بی‌انتها به نظر می‌رسد.

بر همین مبنا، موسیقی شور فقط یک موسیقی عالی نیست. این موسیقی یک جهان بسیار وسیع است که از زبان‌ها و گویش‌های متعدد و البته سازهای خیلی نادر استفاده می‌کند. شور می‌خواست موسیقی متن ارباب حلقه‌ها باستانی به نظر برسد، انگار که مثل خود داستان به‌تازگی کشف شده، و همین کار را انجام داد. فیلم‌ها از موسیقی قابل جداسازی نیستند و موسیقی هم نمی‌تواند از فیلم‌ها جدا شود. حالا حتی می‌توان گفت که کتاب‌ها هم با این موسیقی پیوند پیدا کرده‌اند. شور با این آهنگ‌ها توانست روی آثاری تاثیر بگذارد که دهه‌ها قبل به وجود آمده بودند.

حالا با توجه به سریال «ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت» که در شهریور ماه آینده از آمازون پخش خواهد شد، طرفداران فقط انتظار ندارند که به سرزمین میانه برگردند، آن‌ها می‌خواهند دوباره این جهان را بشنوند. و چه کسی بهتر از هاوارد شور می‌تواند این کار را انجام دهد. می‌دانیم که او در این سریال آهنگسازی خواهد کرد و احتمالا نقش مهمی در انتقال حس و مفهوم اثر خواهد داشت.

منبع.

از انیمه جنگ روهیریم و داستان آن در آثار تالکین بیشتر بدانیم

انیمه جدید War of the Rohirrim از دنیای ارباب حلقه‌ها ساخته می‌شود

«یک شب  مردان صدای نفیر شاخ را شنیدند، اما هلم بازنگشت. صبح هنگام، پرتو خورشید پدیدار شد، و این اولین پرتو پس از روزهای طولانی بود، و مردان پرهیب سفیدی را دیدند که بی حرکت و تنها روی سد ایستاده بود و هیچ یک از دون‌لندی ها جرات نزدیک شدن به او را نداشت. آنک هلم آنجا ایستاده بود، بی حرکت همچون سنگ، با پاهای استوار. باز مردان می‌گفتند که نفیر شاخ گاه و بی‌گاه در گودی به گوش می‌رسید و شبح هلم در میان دشمنان روهان می‌گشت و آنها را از هول و هراس می‌کشت.»

خاندان ائورل- بازگشت شاه (ارباب‌حلقه‌ها)

تاختن روهیریم به بیرون از گودی هلم

«ارباب‌حلقه‌ها: جنگ روهیریم» انیمه‌ای فانتزی است که بر اساس داستانی در ضمیمه رمان ارباب‌حلقه‌ها نوشته جی. آر. آر تالکین در حال ساخت می‌باشد. تولید این انیمه، همچون آثار سینمایی قبلی اقتباس شده از آثار این نویسنده بریتانیایی، برعهده نیولاین سینما (برادران وارنر) است و طبق اخبار منتشر شده، با کمپانی Sola Entertainment در زمینه تصویرسازی انیمه، همکاری خواهند داشت.

کنجی کامیاما

کنجی کامیاما – کارگردان انیمه ارباب حلقه ها جنگ روهیریم

جوزف چو تهیه‌کننده اصلی این پروژه و جفری آدیس و ویل متیوس نیز به عنوان نویسندگان معرفی شده‌اند. کارگردانی این انیمه نیز بر عهده «کنجی کامیاما» است که انیمه‌های تحسین شده‌یی همچون «عدن شرق» و «روح در پوسته» را در کارنامه دارد. فیلیپا بوینز که از نویسندگان فیلم‌های جکسون بود، در این پروژه به عنوان تهیه‌کننده اجرایی ایفای نقش می‌کند. همچنین فیبی گیتنز، دختر فیلیپا بوینز، در کنار آرتی پاپاجورجیو نویسنده‌های فیلم‌نامه اثر اعلام شده‌اند. از دیگر اعضای اصلی سازنده انیمه جنگ روهیریم می‌توانیم به ریچارد تیلور، مسئول گریم و جلوه‌های ویژه سه‌گانه ارباب حلقه‌ها، و هنرمندان مشهور جان هو و آلن لی اشاره کنیم.

داستان این انیمه، پیش درآمدی بر سه‌گانه ارباب‌حلقه‌هاست و روایتی از ۲۵۰ سال قبل از وقایع آن فیلم‌ها می‌باشد. برادران وارنر این بار برای بازگشت به سرزمین میانه، به سراغ سرزمین روهان رفته است و گریزی به خاندان ائورل که به روهیریم معروف‌اند، می‌زند؛ مردمان اسب سواری که پس از انتشار سه‌گانه ارباب‌حلقه‌ها ، به دلیل شجاعت و سبک زندگی و جنگیدنشان، محبوبیت زیادی بین طرفداران سینما پیدا کردند.

داستان حالا به سراغ یکی از پادشاهان افسانه‌ای این خاندان به نام هلمِ پتک‌مشت رفته است و چنان که از اسمش مشخص است، روایت‌گر جنگی است که می‌توانست روهیریم را به نابودی بکشاند اما با حماسه‌ای که هلم پتک‌مشت ساخت، نه تنها مردمش پیروز جنگ شدند، بلکه خودش هم به افسانه‌ای بدل شد که تا سالیان سال، به دل دشمنان روهیریم هراس می‌انداخت.

مجسمه هلم پتک‌مشت در فیلم ارباب حلقه‌ها

مجسمه هلم پتک‌مشت در فیلم ارباب حلقه‌ها

 

هلم چه کسی است و قصه لقب او چیست؟

در سال ۲۵۱۰ دوران سوم، جنگی بین گوندور با اورک‌ها و مردان وحشی در گرفت و آن زمان مردی به نام ائورل با خاندانش به کمک گوندور آمد و دشمن را از زمین‌های آنان عقب راند. به همین دلیل کیریون، کارگزار وقت گوندور، سرزمینی به نام کالن‌آردون را به ائورل و مردمش بخشید. مردم ائورل آنجا ساکن شدند و خود را ائورلینگاس نامیدند و به آن سرزمین، نام «سرزمین چابک‌سواران» دادند. اما اهالی گوندور به آن‌ها روهیریم (صاحبان اسب‌ها) می‌گفتند و سرزمین‌شان را روهان نامیدند. پس از آن مردم روهان تحت فرمانروایی پادشاهان خود، اما در ارتباطی تنگاتنگ با گوندور، به زندگی ادامه دادند. شاه هلم، نهمین پادشاه این خاندان است.

هلم پتک‌مشت را می‌توان محبوب‌ترین و شناخته شده‌ترین پادشاه روهان دانست؛ او مردی عبوس و بسیار نیرومند بود و شهرت او (پتک‌مشت) به داستان درگیری او با مردی به نام فرکا برمی‌گردد. فرکا که ثروتمند بود و زمین‌های زیادی داشت، کم کم استحکاماتی برای خود ترتیب داد و بنای نافرمانی در مقابل هلم که شاه آن زمان بود، گذاشت. در نهایت یک روز دختر هلم را برای ازدواج با پسر خود، وولف خواست و وقتی هلم مخالفت کرد، او را در شورای پادشاهی، تمسخر کرد. هلم او را به بیرون از کاخ دعوت کرد تا همه چیز را بین خود حل و فصل کنند و آنجا چنان ضربه مشتی به فرکا زد که او بیهوش شد و سپس درگذشت. از آن پس به پتک‌مشت معروف شد.

آمدن گندالف و ائومر و سپاه روهیریم به گودی هلم

 

داستان این انیمه بر اساس اتفاقات کدام جنگ است؟

چهار سال بعد از درگیری شاه هلم با فرکا، وولف پسر فرکا، برای گرفتن انتقام پدرش از هلم و روهیریم، با دشمنان گوندور متحد شده و به روهان حمله کرد. گوندور نتوانست به کمک متحدان قدیمی‌اش بیاید؛ آن‌ها شکست خوردند و سرزمین‌شان به تصرف درآمد. کسانی که از مهلکه جان به سالم به در بردند، به دره‌های کوهستانی گریختند. هلم با تلفات زیاد عقب نشینی کرد و در منطقه‌ای پناه گرفت که بعدها گودی هلم (هلمزدیپ) نام گرفت و آنجا محاصره شد. بعد از آن، زمستانی طولانی و سخت رسید و هلم هر دو پسرش را از دست داد. او درنده‌خو و نزار شده بود و دیدنش، دشمنانش را وحشت زده می‌کرد.

هلم سفید پوش، یکه و تنها بیرون می‌رفت؛ در شاخش می‌دمید و صدای نفیرش، در گودی طنین می‌افکند. سپس  به اردوگاه دشمنان می‌زد و با دست خالی و به تنهایی، تعداد زیادی از آن‌ها را می‌کشت. مردم می‌گفتند که هیچ سلاحی به او کارگر نیست و او گوشت انسان می‌خورد. سربازان دشمن از آن به بعد با شنیدن صدای شاخ او، به جای ایستادگی و حمله، فرار می کردند. حتی بعد از مرگ او و پیروزی روهیریم، صدای شاخ او هنوز هم قوت قلب روهان و هراسی برای دشمنانش بود.

شیپور هلم پتک‌مشت در گودی هلم

در فیلم ارباب‌حلقه‌ها: دو برج، در نبرد هلمزدیپ (استحکاماتی که به افتخار همین پادشاه گودیِ هلم نامیده شده) تئودن زمانی که تصمیم می‌گیرد همراه آراگورن برای آخرین بار به دشمنان بتازد، این جمله را می‌گوید: «شیپور هلم پتک‌مشت باید برای آخرین بار در گودی دمیده شود» و گیملی به بالاترین نقطه برج می‌رود و در شیپوری عظیم می‌دمد تا آخرین حمله روهیریم به وقوع بپیوندد.

انیمه ارباب‌حلقه‌ها: جنگ روهیریم در تاریخ ۲۱ آوریل ۲۰۲۴ مصادف با ۲ اردیبهشت ۱۴۰۳ منتشر خواهد شد و طبق اخبار منتشر شده، باید به زودی منتظر اعلام صداپیشگان و اطلاعات بیشتری از این اقتباس نمایشی باشم. این انیمه با اینکه در حال حاضر زیر سایه شهرت سریال ارباب‌حلقه‌ها  قرار دارد و شخصیت‌های آشنایی چون آراگورن، لگولاس، تئودن و ائومر را ندارد، با اتکا به داستانی فرعی اما جذاب و ترکیب سلیقه مخاطبان فانتزی و انیمه می‌تواند اثری ماندگار شود و در جایگاه آثار اقتباسی ماندگار جای بگیرد.