خانه - کتابخانه - مقالات

مقالات

تحلیل و بررسی فریم به فریم دومین تیزر تریلر سریال ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت

تحلیل و بررسی فریم به فریم دومین تیزر تریلر سریال ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت

ساعاتی پیش دومین تیزر تریلر از فصل نخست سریال ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت برای مخاطبین برخی کشورها قابل پخش بود که یکی از طرفداران با ضبط از روی صفحه توانست آن را با دیگر علاقه‌مندان دنیای تالکین به اشتراک بگذارد و می‌توانید خبر کامل آن را در اینجا خوانده یا تیزر یک دقیقه‌ای دوم را در پایین تماشا کنید:

پس از لوگوی پرایم ویدیو در اولین سکانس‌ها ما مناظر زیبای سریال در نیوزیلند را مشاهده می‌کنیم که نقاط دقیق آن هنوز مشخص نیست.

بخشی از طبیعت سرزمین میانه در سریال ارباب حلقه‌ها

البته تصویر دوم چشم‌انداز همان برجی را نشان می‌دهد که تصویر آن ابتدا در پرونده ویژه مجله امپایر برای سریال ارباب حلقه‌ها آمده بود و چند سکانس جلوتر نیز از زاویه شناخته شده پیشین آن را مشاهده می‌کنیم.

تصویر برجی در تیرهاراد برای سریال ارباب حلقه‌ها و نمایی از یک رودخانه

این برجی است که در نزدیکی روستای تیرهاراد (روستایی که برای سریال ساخته شده است) بنا شده و مکان احتمالی آن بنا به ناحیه کوهستانی و وجود رودخانه‌ای یا محلی آبی قابل توجه می‌تواند در شرق و نزدیک دریا بوده و هدف ساخت آن برج دیده‌بانی از مناطق هاراد باشد و هم می‌تواند در امتداد رود هارنن در نزدیکی موردور.

مکان احتمالی برج تیرهاراد

نخستین شخصیتی که در این تیزر مشاهده می‌کنیم سادوک باروز است که گویی یکی از خردمندان نژاد هابیت‌های هارفوت است.

سادوک باروز در سریال ارباب حلقه‌ها حلقه‌های قدرت

در سکانس بعد اون کتابی در دست دارد و شاید در تلاش برای پیشگویی وقایع یا تفسیر نشانه‌هاست.

الفبایی بر مبنای الفبای گابلین‌ها که تالکین آن را ساخته بود

اطلاعات مشخصی از این الفبا و معنای آن وجود ندارد، اما این خط انطباق زیادی بر نشانه‌هایی دارد که در دوران نوسنگی در اروپا کشف شده است و تالکین نیز از آنها برای یکی از الفباهای ساخته خود به نام «الفبای گابلین‌ها» در نامه‌های پاپا کریسمس (نامرتبط به رشته‌افسانه و دنیای ارباب حلقه‌ها) الهام گرفته بود.

الفبای تصویری هارفوت‌ها در کنار الفبای کشف‌شده در دوران نوسنگی اروپا

در صحنه بعد سادوک باروز خطاب به شخصی که ما او را در تصویر نمی‌بینیم، با حالتی نگران می‌گوید: «آسمان [در حالت] عجیبی است.» این دیالوگ به ما نشان می‌دهد که اتفاق مهمی در شرف وقوع است و نشانه‌هایی در آسمان برای کسانی که به آن نگاه می‌کنند وجود دارد.

شخصیت سادوک باروز هارفوت در سریال ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت

حالا چشممان به شهاب‌سنگی می‌افتد که پیش‌تر آن را دیده بودیم و در طول این تیزر تریلر نیز تکرار می‌شود که نشان از اهمیت آن بر وقایع و داستان سریال دارد.

شهاب‌سنگ یا مردشهابی در سریال حلقه‌های قدرت

سکانس بعدی سکانس جدیدی نیست و در همان زاویه‌ای گیل-گالاد را به ما نشان می‌دهد که پیشتر او را مشاهده کرده بودیم.

گیل-گالاد در سریال ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت

حال نگاهمان به سکانسی رویایی از پرندگانی در حال پرواز و یک کشتی در حال سفر به سوی یک روشنایی مرموز می‌افتد که داستان آن هنوز مشخص نیست.

پرندگان و کشتی در سریال ارباب حلقه‌ها

در سکانس بعدی می‌توان نزدیک‌تر به کشتی و ساکنان آن نگاه کرد، کشتی زیبایی با دماغه‌ای به سان قو.

کشتی زیبا با دماغه قو

اکنون گالادریل را می‌بینیم که به همراه یارانش، عازم سفری به مقصد احتمالیِ والینور هستند. در باب حقِ بازگشت گالادریل به والینور روایات متعددی وجود دارد. روایتی که ما در اینجا با آن سر و کار داریم، محرومیت گالادریل برای بازگشت است. پس از برانداخته شدن مورگوت، والار تبعدیان را بخشیدند و به آنها اجازه بازگشت دادند. اما گالادریل یک الف معمولی نبود، او از سرکردگان اصلی شورش بود، او کسی بود که هزاران الف را به سوی مرگ و اندوه هدایت کرد. از این رو والار لطف خویش را از محروم ساختند و اجازه بازگشت به والینور را به او ندادند.

گالادریل و دیگر الف‌های سوار بر کشتی در تیزر تریلر دوم سریال ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت

در تیزر تریلر قبلی، گالادریل را با همین لباس دیدیم که میان قایقی در هم کوبیده شده دست و پا می‌زد. آیا ممکن است که اوسه، مایایِ سرخودِ اولمو، هنگامی گالادریل قصد عزیمت به والینور را داشته است، خشم خود را بر سر این الف گنه‌کار نازل کرده باشد؟

گالادریل مورفید کلارک

در سکانس بعد ما اووین آرتور را در نقش دورین چهارم مشاهده می‌کنیم که او نیز به آسمان خیره شده است.

دورین چهارم در سریال ارباب حلقه‌ها حلقه‌های قدرت

گیل-گالاد و شخصی ناشناس در سکانس بعد از دور مشاهده می‌شوند که به نظر می‌رسد چند لحظه قبل از چند سکانس پیشین و هنگامی که است که گیل-گالاد به آسمان نگاه می‌کند.

گیل-گالاد و الفی دیگر در لیندون

ورود شخصیت غریبه، اتفاقی مهم و خطرناک برای همهٔ نژادها خواهد بود، هیچ نژادی در امان نخواهد بود. الف‌ها، انسان‌ها، هابیت‌ها، انت‌ها و دورف‌ها همگی خود را برای مقابله با آن آماده می‌کنند.

کله‌بریمبور و الروند را در کنار یکدیگر می‌بینیم که از قبل برای این اتفاق آماده بوده‌اند و حالا وقوعش را به نظاره نشسته‌اند. در پشت سر آنها دو محافظ تمام مسلح را می‌بینیم که نشان می‌دهد دوران صلح سرزمین میانه به سرانجام رسیده است.

الروند و کله‌بریمبور و دو محافظ مسلح در سریال ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت

شایسته است از اهمیت شخصیت الروند سخن به میان آوریم، او که زیر دست شاهِ برین گیل‌گالاد است. در قسمت‌های مختلفی از سریال که تا به اکنون به دستمان رسیده، او نقش کسی را دارد که سعی می‌کند اقلیم‌ها و نژادهای مختلف را با یکدیگر متحد کند. او را پیش از این در کنار شاه دورین چهارم، فرمانروای دورف‌های موریا دیده‌ایم که در تلاش بود تا پیمان اتحادی ایجاد کند، حال در اینجا بار دیگر او را در یک قاب، در کنار کله‌بریمبور می‌بینیم که مهیای مقابله با خطر نوظهور هستند. به‌نظر می‌رسد که گیل‌گالاد مغز متفکر جبهه خیر باشد، و الروند نیز دست و یاور او.

برای لحظاتی ما دو شخصیت برون‌وین و آروندیر را مشاهده می‌کنیم که آنها نیز در حال تماشای آسمانند و پس از آن دست در دست یکدیگر می‌گیرند.

آروندیر و بران‌وین

برون‌وین و آروندیر دست در دست یکدیگر

ورود شخصیت غریبه از اقصی نقاط سرزمین میانه قابل مشاهده خواهد بود. آسمان‌ها از قبل شکل دیگری به خود گرفته‌اند، هیچ چیز طبیعی نیست.

سکانس بعدی تیزر سریال ارباب حلقه‌ها یک سکانس آشنای دیگر است و تصویری از برج تیرهاراد را نشان می‌دهد که پیشتر در بالا به آن اشاره کرده بودیم.

برج تیرهاراد در تیزر تریلر دوم سریال ارباب حلقه‌ها

اینک برای نخستین‌بار چشممان به سینتیا ادای رابینسون می‌خورد که بنا بر شایعات بازیگر آخرین وارث برحق نومه‌نور، ملکه تار-میریل است که گویی او نیز این اتفاق عجیب را از سرزمین خود نظاره می‌کند و سربازی مسلح در زمینه قابل مشاهده است. خبرها به نومه‌نور نیز رسیده است. تمام سرزمین میانه در آماده‌باش است.

سینتیا ادای رابینسون بازیگر احتمالی تار-میریل

همچنین انت‌ها را نیز برای نخستین بار می‌بینیم که آنها هم از ورود شخصیت بیگانه دل‌نگران هستند. انت‌ها موجوداتی پر جنب و جوش نیستند، پس این قضیه به خوبی بر پر اهمیت بودن ورود این شخصیت بیگانه دلالت دارد.

انت‌ها در تیزر تریلر سریال حلقه‌های قدرت

لحظاتی بعد ما شخصیت الانور هارفوت را می‌بینیم که گویی از همان ناحیه یا در نزدیکی همان جایی که انت‌ها هستند، در حال تماشای شهاب یادشده و سقوط و انفجار ناشی از آن است.

الانور "نوری" برندی‌فوت در سریال ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت

سقوط شهاب‌سنگ یا مرد شهابی در تیزر

در آخرین شات از فضای سریال ما چشم‌اندازی از شهری نومه‌نوری را داریم که ممکن است همان شهر نمایش‌داده‌شده در تیزرتریلر نخست یا شاید آرمنه‌لوس، شهر شاهان نومه‌نور باشد. بر روی این سکانس به اسپانیایی نوشته شده است «ماجراجویی را آغاز کنید».

شهر نومه‌نوری و ماجراجویی را آغاز کنید

در آخرین سکانس دومین تیزر تریلر سریال ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت به ما وعده انتشار تیزر یا تریلری جدید در تاریخ ۱۴  ژوئیه مصادف با پنج‌شنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۱ به ما داده می‌شود که احتمالاً تیزر تریلری برای تریلر اصلی فصل اول این سریال است که گمان می‌رود در کامیک‌کان قرار است رونمایی شود.

تاریخ پخش تیزر یا تریلر جدید سریال ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت

پخش سریال ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت از ۱۱ شهریور ۱۴۰۱ شروع می‌شود. برای آشنایی بیشتر با این سریال این مقاله را مطالعه کنید.

پرونده ویژه مجله امپایر برای سریال ارباب حلقه‌ها

شام در قلمرو الفی لیندون - از راست به چپ: گیل-گالاد، کله‌بریمبور، الروند، دورین چهارم

میز شام در قلمرو الفی لیندون – کسانی که در تصویر قابل تشخیص هستند از راست به چپ: گیل-گالاد، کله‌بریمبور، الروند، دورین چهارم

همان طور که گفته شده بود، مجله امپایر در شماره جدید خود به‌طور ویژه به سراغ سریال «ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت» رفته و محتواهای مختلفی شامل مصاحبه با عوامل و بازیگران سریال را منتشر کرده است. ما هم در آردا این محتواهای جذاب را به‌طور کامل به فارسی ترجمه و آن را در قالبی شبیه خود مجله برای شما آماده کردیم که می‌توانید فایل PDF آن را از کانال تلگرام ما دانلود کنید. البته محتوای آن به طور کامل و به صورت متنی در پایین آمده است. خواندن این مجله و مشاهده تصاویر آن را به منتظران سریال پیشنهاد می‌کنیم.

جهان تغییر کرده است

این جمله را زمانی یک الف خردمند به نام گالادریل گفته بود. و درست می‌گفت، چون با فرا رسیدن ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت، بزرگ‌ترین سریال تاریخ، سرزمین میانه به شکل اساسی احیا می‌شود. خالقان سریال به ما می‌گویند که چرا در مواجهه با اثری با سرزمین‌های جدید و خطرات جدید، باید کمربندها را محکم ببندیم.

ترول برفی در سریال ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت

ترول برفی در سریال ارباب حلقه‌ها که از بازماندگان موجودات پلید مورگوت در پیش از دوران دوم است

قبلا کجا این داستان را شنیده‌ایم؟

دو قهرمانِ دور از انتظار. بسا دور از صلح و صفای منطقه‌ای که آن را خانه می‌نامند. سرنوشت سرزمین میانه در دستان آن‌ها و سفری خطیر در پیش رویشان است. جی.دی. پین با خنده زمانی را به خاطر می‌آورد که او و پاتریک مک‌کی – دوستان دوران کودکی از منطقۀ مک‌لین، ایالت ویرجینیا – اخباری را دریافت کردند مبنی بر اینکه آنان برای نوشتن فصلی جدید از عظیم‌ترین اساطیر فانتزی که جهان تا به اکنون به خود دیده است، مورد اعتماد قرار گرفته‌اند: «ما واقعاً احساسی مانند احساس فرودو و سام داشتیم که مأموریت حلقه بر دوش آنان قرار گرفته است.» درست همانند هابیت‌های دلیرِ حماسه‌های ادبی جی.آر.آر. تالکین، و بعدها اقتباس‌های مورد تحسین قرار گرفتۀ پیتر جکسون، آنها انتخابی تعجب‌برانگیز برای این پویش بودند. مک‌کی با اشاره به بزرگی این پروژه اقرار می‌کند: «افراد بسیار زیادی بودند که برای این سریال رزومه‌هایی را ارسال کرده بودند، که بر روی کاغذ، برای پروژه‌ای به این عظمت مناسب‌تر بودند.» او و پین، تنها با معدود کارهایی که نامشان بخاطر آنها برده می‌شد، مثل بازنویسی فیلم‌هایی همچون «فراتر از پیشتازان فضا» و «گشت‌وگذار در جنگل»، کمابیش به عنوان دو ناشناس این مأموریت و ماجراجویی را آغاز کردند. و همچون سم‌وایز و فرودو، این شورانرها هم باید پویش خود را تحت نظارت هوشیارانه‌ای هم پایه با چشم سائورون به سرانجام برسانند.

شورانرها جی.دی. پین و پاتریک مک‌کی در کنار کارگردان دو قسمت نخست فصل اول جِی.اِی. بایونا

شورانرهای سریال جی‌دی پین و پاتریک مک‌کی و کارگردان جی.ای. بایونا سر صحنه

سریال ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت به عنوان بزرگ‌ترین، و مورد انتظارترین سریال تاریخ معروف شده است. بنا بر گزارش‌ها، فصل نخست حلقه‌های قدرت به تنهایی برای آمازون، که روی سریال به عنوان یک سریال پرچم‌دار برای سرویس پرایم ویدیوی خود سرمایه‌گذاری کرده، ۲۵۰ میلیون دلار بابت حق و حقوق، و هزینۀ سرسام‌آور ۴۶۲ میلیون دلار برای ساخت (منهای حجم عظیمی از تخفیف مالیاتی) خرج برداشته است. برای نخستین بار در تاریخ تلویزیون، این سریال به جای اینکه تنها به سادگی نثر تالکین را برگردان کند، کاراکترها و اتفاقاتی جدید در جهان سرزمین میانه را به صحنه خیال می‌نشاند. در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار تیزر تریلر سریال، این تیزر تریلر ۲۵۷ میلیون بار بازدید خورد تا رکوردها را بشکند. میزان کنجکاوی مردم به فراتر از قله‌های کارادراس رسیده است: این سریال همان سریالی است که می‌خواهد نبردهای دنیای سرویس‌های استریم را از یک پیکار کوچک به جنگی عظیم همچون گودی هلم برساند، و طرفداران را دوباره با مشهورترین قلمروی فانتزی هم‌دل کند. جای تعجب ندارد که پین و مک‌کی – که صرفاً جهت اطلاع، در این قیاس به اندازه کافی از همتایان هابیت‌شان بلند قدتر هستند – احساسی همچون احساس سام و فرودو داشته‌اند. بار سنگینی روی دوش آن‌ها قرار گرفته و فرصتی ارزشمند پیش پایشان دیده می‌شود.

هارفوت‌ها در سریال ارباب حلقه‌ها که از اجداد هابیت‌ها هستند

هارفوت‌ها در سریال ارباب حلقه‌ها که از اجداد هابیت‌ها هستند

ولی شباهت‌ها میان سفر هابیت‌ها به کوه هلاکت و مسیر ساخت سریال حلقه‌های قدرت همان جایی است که تشابه با فیلم‌های جکسون پایان می‌پذیرد. مک‌کی می‌گوید: «نمی‌خواستیم نسخه تلویزیونی [فیلم‌های] ارباب حلقه‌ها را بسازیم. می‌خواستیم داستانی در سرزمین میانه داشته باشیم که در کنار رمان‌ها و فیلم‌ها لایق جایگاه خودش در قفسه آثار محبوب طرفداران است. باید اطمینان پیدا می‌کردیم که محتوای تازه‌ای را به داستان‌ها وارد می‌کنیم و نقشه را بسط می‌دهیم. ما علاقه‌ای به دنباله، پیش‌درآمد، بازسازی یا نوستالژی نداشتیم. سریال باید به عنوان اثری وفادار به کتاب‌ها که جنبه‌های مخصوص به خودش را دارد، روی پاهایش می‌ایستاد.»

حلقه‌های قدرت سریالی است که باید از یادداشت‌های ضمایم تالکین در بازگشت پادشاه – تکه‌هایی از پیش‌زمینه داستان که نویسنده آن‌ها را درون متن اصلی کتاب‌ها قرار نداده، چون فکر می‌کرد داستان را کُند می‌کنند – استفاده کند و آن‌ها را به نحوی کنار هم قرار دهد تا به یک جادوی تلویزیونی تبدیل شوند. سریال نمی‌تواند دوباره روایت‌گر داستان ارباب حلقه‌هایی باشد که پیش‌تر از لنز دوربین دیده شده بود. اما باید همان گرمی و احساسی از تالکین را داشته باشد که فیلم‌های جکسون به خوبی به آن‌ها دست یافته بودند. اگر این تلاش موفقیت‌آمیز باشد، پین، مک‌کی و یاران فیلم‌سازشان از شهریور امسال به این افسانه قدم می‌گذارند. اگر شکست بخورند، سرزمین میانه – یا حداقل امید طرفداران برای یک ورود هیجان‌انگیز دیگر به یکی از بزرگ‌ترین داستان‌های شمشیری و جادویی تاریخ – به ورطه تاریکی سقوط می‌کند. ولی به راستی چگونه می‌توان برای بازگشت به سرزمین میانه به چنین تعادلی دست یافت؟

ظاهراً نکته این‌جا بود که اصلا نباید به سرزمین میانه برگشت. حداقل نه آن سرزمین میانه‌ای که به خاطر دارید.

بد نیست برای کسانی که آشنایی کافی ندارند، مرور کوتاهی داشته باشیم. رویدادهایی که در فیلم ارباب حلقه‌ها به تصویر کشیده شد، فقط برش کوچکی از خط زمانی بزرگ سرزمین میانه است. پین توضیح می‌دهد: «رشته‌افسانه تالکین پرده نگارین عظیمی است که ۹ هزار سال به درازا می‌کشد.» در ابتدا دوران اول وجود داشت: در طول چندین قرن خون‌ریزی، الف‌ها با مورگوت، اولین ارباب تاریکی، نبرد کردند. دوران سوم عصری است که به جنگ حلقه از ارباب حلقه‌ها اختصاص دارد و رویدادهای فیلم‌های جکسون در آن رخ می‌دهد. در این اثنا دوران دوم را داریم که پین می‌گوید شامل برخی از بزرگ‌ترین داستان‌ها از اساطیر تالکین است: «این داستانی است که طرفداران همیشه می‌خواستند آن را ببینند، اما تاکنون فقط زمزمه‌وار روایت شده بود.» سریال حلقه‌های قدرت این زمزمه‌ها را برداشته و آن‌ها را به نوای کرکننده‌ی یک رجزخوانی تبدیل کرده است. این سریال که قرن‌ها قبل از ماجراجویی بیلبو بگینز اتفاق می‌افتد، می‌خواهد به مدت پنج فصل چگونگی خیزش سائورون، سقوط جزیره اسطوره‌ای نومه‌نور و ساخت ۱۹ حلقه‌ای را روایت کند که در نهایت سرنوشت سرزمین میانه را رقم می‌زنند.

پرونده ویژه مجله امپایر برای سریال ارباب حلقه‌ها

جی.ای. بایونا، کارگردان فیلم «جهان ژوراسیک: سقوط پادشاهی» که کارگردانی دو قسمت نخست سریال را برعهده داشته، می‌گوید: «این بازه زمانی بسیار جالب توجه است. جنگ پایان یافته، اما صلح هنوز به تثبیت نرسیده است. شخصیت‌هایی وجود دارند که احساس می‌کنند کار نیروی شر هنوز تمام نشده است. آن‌ها با مخالفت‌های زیادی روبرو می‌شوند. در تمام سرزمین‌های مختلف، شخصیت‌هایی را می‌بینید که با اثرات به جا مانده از جنگ سروکله می‌زنند و نسبت به وقوع جنگ‌های بیشتر نگرانند.»

یکی از نقش‌های اصلی سریال مربوط به گالادریل، بانوی اثیری بیشه‌های طلایی است که ایفای نقش آن در سه‌گانه پیتر جکسون برعهده کیت بلانشت بود. این‌جا او جنگجویی تشنه است که از مبارزه با یکی دو هیولای برفی هراسی ندارد و در درگیری‌ها وارد می‌شود. مورفید کلارک، ستاره ولزی فیلم ترسناک Saint Maud که نقش گالادریل را در سریال بازی می‌کند، می‌گوید: «[حضور در سریال] مثل حضور در اردوی مدرسه‌ای بود. من در این نقش شنا، سوارکاری و صخره‌نوردی کردم… گالادریل افسانه‌ای است. کیت بلانشت در نقش گالادریل هم افسانه‌ای بود. و خود تالکین نیز افسانه‌ای است!» این بازیگر ۳۳ ساله می‌گوید این نسخه از گالادریل باید در طول سریال چیزهای زیادی بیاموزد: «باید برای کسی که جاودانه است اما هنوز همه چیز را تجربه نکرده، یک جور تعادل برقرار می‌کردم. انتظار دیدن شخصیتی را که در آینده به وجود می‌آید، نداشته باشید.»

مورفید کلارک در نقش گالادریل جوان

مورفید کلارک در نقش گالادریل جوان

این مسئله می‌تواند درباره سایر اسامی آشنای داستان ارباب حلقه‌ها هم گفته شود. الروند نیم-الف، به شکلی که در سه‌گانه جکسون با او آشنا شدیم، یک رهبر الف خردمند و نسبتا خسته از جهان بود. نسخه جوان‌تر او که در سریال حلقه‌های قدرت حضور دارد، فقط حدود ۱۰۰۰ سال دارد و به گفته رابرت آرامایو، این شخصیت «کمی ترشروتر و آماده قدم گذاشتن در ناشناخته‌هاست.»

رابرت آرامایو از بازی تاج و تخت به حلقه‌های قدرت آمده تا الروند الف باشد

رابرت آرامایو از بازی تاج و تخت به حلقه‌های قدرت آمده تا الروند الف باشد

شخصیت متفاوت بعدی گیل-گالاد، آخرین شاه برین نولدور در سالیان متأخر است که به عنوان یک فرمانروای دوران دومی و کم‌تجربه‌تر اطمینان کمتری به خودش دارد. بنجامین واکر، بازیگر نقش گیل-گالاد در این باره می‌گوید: «پادشاه الف‌ها! جذاب نیست؟ او در دوران جنگ به فرمانروایی رسید و در دوران صلح در تلاش است تا صلح را حفظ کند. این یعنی گاهی اوقات او از مردم به نفع خودش استفاده می‌کند، اما – به نحوی که آرزو داریم سیاستمداران دنیای خودمان عمل کنند – گیل-گالاد سعی دارد بهترین ویژگی‌های هر کس را به کار بگیرد.»

شاه برین گیل-گالاد در جامه زیبایش

شاه برین گیل-گالاد در جامه زیبایش

این شخصیت‌های محبوب از عصر یاران حلقه در سریال حلقه‌های قدرت در سرزمین میانه گشت و گذار می‌کنند، و با شخصیت‌ها و رویدادهایی مواجه می‌شوند که یا بر اساس یادداشت‌های تالکین در ضمایم به وجود آمده‌اند یا برای سریال ساخته شده‌اند. در دسته اول گروهی از هارفوت‌ها را داریم که اجداد هابیت‌ها هستند. رهبر آن‌ها پیرمردی به نام سادوک با بازی لنی هنری است و همراهش شخصیت ماجراجو و آزاده‌ای به نام نوری با بازی مارکلا کاونای استرالیایی وجود دارد. کاونا درباره نقشش که میان تعهد به خانواده و اشتیاق برای جستجو در جهان برای یافتن روش‌های بهبود زندگی هارفوت‌ها دو پاره شده، می‌گوید: «او خیلی کنجکاو و ثابت قدم است. او مشتاق ماجراجویی است و همین خصوصیت گاهی اوقات خوب یا بد وی را به یک دردسرساز تبدیل می‌کند.»

لنری هنری با خنده می‌گوید که او باید با قد ۱۹۰ سانتی‌متری بلندقدترین هابیت تاریخ باشد. او درباره جامعه هارفوت‌های سریال اضافه می‌کند: «ما قبیله‌ای کوچ‌نشین هستیم که براساس وضعیت آب و هوا و باروری زمین نقل‌مکان می‌کنیم. ما کاروان‌هایی بزرگ بر چرخ‌هایی چوبی داریم و در مسائل مخفی‌کاری و پنهان شدن استادیم، چرا که آدم‌ها از ما بزرگ‌تر هستند و برایمان دردسر درست می‌کنند. ما همان آدم کوچولوهای شناخته‌شده تالکین هستیم. در این دنیا مرسوم است که مردم کوچک در کنار رقم‌زدن صحنه‌هایی کمدی، به طرز وصف‌ناپذیری شجاع نیز باشند. شما در این ماجراجویی ما را در گستره‌ای غنی از احساسات و کردارها مشاهده خواهید کرد.»

لنی هنری در نقش سادوک باروز هارفوت مسیر را روشن می‌کند

لنی هنری در نقش سادوک باروز هارفوت مسیر را روشن می‌کند

واژه «هارفوت» دقیقا هفت بار در متون تالکین ظاهر شده است. پس چگونه پین و مک‌کی تمام جزئیات لازم برای ساخت این نژاد مهم در سریال حلقه‌های قدرت را به دست آورده‌اند؟ پین توضیح می‌دهد: «مثل این بود که تالکین ستاره‌هایی را در آسمان قرار داده باشد تا ما صورت‌های فلکی را رسم کنیم. تالکین در نامه‌هایش [به‌ویژه در یکی خطاب به ناشرش] گفته بود می‌خواهد اسطوره‌ای بر جای بگذارد که همچنان به دیگر ذهن‌ها و دستانی که در زمینه نقاشی، موسیقی یا داستان‌گویی فعالیت دارند، فضای کار بدهد. ما هم همان کاری را می‌کنیم که تالکین می‌خواست. می‌دانیم تا زمانی که ابداعاتمان به جوهره اصلی اثر وفادار باشند، در مسیر درست قرار داریم.»

لارگو (دیلن اسمیت)، نوری و مِی (مگان ریچاردز)

از چپ به راست: لارگو (دیلن اسمیت)، نوری (مارکلا کاونا) و مِی (مگان ریچاردز)

سریال حلقه‌های قدرت در کنار شخصیت‌های جدید و شخصیت‌های آشنایی که جدید به نظر می‌رسند، لوکیشن‌هایی را به تصویر می‌کشد که تاکنون هرگز در اقتباس‌های سرزمین میانه یا حداقل به این شکل دیده نشده بودند. سریال مخاطبان را به قلمرو دورفی موریا می‌برد که در سال‌های متأخر یک معدن متروکه بود، اما در دوران دوم خانه‌ای پررونق برای دو شخصیت کلیدی است: شاهزاده و شاهدخت دورفی دورین چهارم و دیسا، فرمانروایان قلمرو زیرزمینی خزد-دوم. سوفیا نوم‌وت که نقش دیسا را بازی می‌کند، می‌گوید: «[این قلمرو] از نظر بصری متفاوت با هر چیزی است که قبلا دیده‌ایم. [خزد-دوم] بسیار دیدنی است.»

دیسا (سوفیا نوم‌وت) و دورین چهارم (اوین آرتور) از خاندان سلطنتی دورف‌ها

دیسا (سوفیا نوم‌وت) و دورین چهارم (اوین آرتور) از خاندان سلطنتی دورف‌ها

«متفاوت با هر چیزی که قبلا دیده‌ایم» عبارتی تکراری است که مدام از زبان کسانی که در ساخت این سریال نقش داشته‌اند، شنیده می‌شود. این مقایسه با فیلم‌های موفق دهه ۲۰۰۰ صورت می‌گیرد که ۱۷ جایزه اسکار بردند. با این حال، پیتر جکسون هیچ نقشی در این سریال نداشته و هنوز حتی شورانرها را ندیده است. مک‌کی می‌گوید: «هر کسی که به سراغ نمایش ارباب حلقه‌ها برود، نمی‌تواند به این فکر نکند که [جکسون] چگونه بخش‌های مختلف اثر را به این خوبی درآورده است. ولی ما صرفا از دور او را تحسین می‌کنیم. سریال حلقه‌های قدرت سعی ندارد با جکسون رقابت کند.»

این یعنی چه؟ سریال مستقل از ارتش‌های حماسی سه‌گانه جکسون به دنبال روش‌های جدیدی برای ایجاد هیجان در مخاطبان خواهد بود. پین می‌پرسد: «محاصره گودی هلم چنان برجسته و شگفت‌انگیز است که از خودمان پرسیدیم ‘چه کار دیگری می‌توانیم بکنیم که همچنان حس سرزمین میانه را داشته باشد اما برای این داستان منحصر به فرد باشد؟’» مک‌کی ادامه می‌دهد: «سریال اکشن زیادی دارد، بیشتر از هر سریال دیگری که در تلویزیون یا سرویس‌های استریم دیده‌ایم. هر قسمت صحنه‌های پیچیده و پرهزینه، هیولاها، جنگ‌ها و نبردهای ترسناک و نفس‌گیری دارد. ولی به جای جنگ ۱۰ هزار اورک با ۱۰ هزار انسان، چه می‌شود اگر یک اورک مقابل چهره شما قرار بگیرد و به آشپزخانه‌تان بیاید؟ وقتی تا به حال هیچ اورکی نکشته‌اید، تقلا برای کشتن یک اورک چه حسی دارد؟»

کمی اکشن الفی!

کمی اکشن الفی!

سریال حلقه‌های قدرت نمی‌خواهد صرفا خودش را از سایر اقتباس‌های سرزمین میانه متمایز کند. این سریال می‌خواهد از تمام سریال‌های تاریخ فراتر برود. جی.ای. بایونا با چهره‌ای به جدیت آراگورن در مقابل دروازه‌های سیاه موردور می‌گوید: «حلقه‌های قدرت صرفا یک سریال تلویزیونی نیست. ما در حال خلق یک قالب جدید هستیم.»

یک سریال تلویزیونی چه زمانی دیگر یک سریال تلویزیونی نیست؟ زمانی که یک فیلم ۵۰ ساعته جای آن را می‌گیرد. مک‌کی می‌گوید: «ما در حقیقت با این رویکرد به سراغ حلقه‌های قدرت رفتیم.» او توضیح می‌دهد که چگونه آمازون این سریال را برخلاف سایر سریال‌های تلویزیونی که هر فصل با توجه به امتیازهای دریافتی بقای فصل بعدی خود را تضمین می‌کنند، برای پنج فصل آماده کرده و این دو نفر نقشه راه کامل سریال را ترتیب داده‌اند. پین می‌گوید: «ما حتی می‌دانیم که آخرین صحنه‌ی آخرین قسمت سریال چه خواهد بود. حقوقی که آمازون خرید برای یک سریال ۵۰ ساعته بود. آن‌ها از ابتدا می‌دانستند که اندازه بوم نقاشی چقدر است. داستان ما یک قصه بزرگ با شروع، میانه و پایان معلوم است. اتفاقاتی در فصل اول می‌افتند که نقش واقعی آن‌ها تا فصل پنجم مشخص نمی‌شود.»

شخصیت جدید الانور نوری برندی‌فوت (مارکلا کاونا)

شخصیت جدید الانور نوری برندی‌فوت (مارکلا کاونا)

توجه فوق‌العاده زیادی که به این برداشت جدید از سرزمین میانه شده قطعا به نظر می‌رسد که از استانداردهای اکثر سریال‌های تلویزیونی فراتر رفته است. یکی از تهیه‌کنندگان سریال به نام «ران ایمز» که در آثار مختلفی از «آواتار» گرفته تا «انتقام‌جویان: عصر اولتران» کار کرده و این سریال را احتمالا به عنوان بزرگ‌ترین اثر کارنامه خودش معرفی می‌کند، می‌گوید: «ما برای ساخت سریال حلقه‌های قدرت وارد غارها شدیم و روی توده‌های یخی ایستادیم.» او اظهار می‌کند که در زمان فیلم‌برداری سریال در نیوزلند (فصل دوم به بریتانیا می‌رود) «می‌خواستیم هر نژاد و هر بخش از سرزمین میانه متمایز و متفاوت از دیگری باشد، بنابراین باید به همه ارجاعات فرهنگی آن‌ها فکر می‌کردیم. برای مثال من عاشق قلمرو دورفی هستم. آن‌ها چگونه توانستند جامعه‌ای زیر زمین بسازند؟ چگونه غذای آن‌ها را تامین می‌کنید؟ تهویه هوا چطور صورت می‌گیرد؟ کجا کانال آب می‌زنید و نور از کجا وارد می‌شود؟» تیم خالقان سریال برای یافتن پاسخ این سوالات غارهای سراسر نیوزلند را بررسی کردند. در یک صحنه دیگر که شامل رویارویی با یک ترول برفی بود، سازندگان سریال با هلیکوپتر به بازدید از یک آبشار یخ‌زده رفتند تا چیدمان صحنه را ترسیم کنند.

دکورهایی که برای فیلمبرداری دو ساله فصل ۱ ساخته شد بسیار عظیم بودند، چون سریال می‌خواست به جای اتکا به جادوهای کامپیوتری از جلوه‌های واقعی استفاده کند. پین می‌گوید احساسی که از توانایی قدم زدن در این لوکیشن‌های تمام و کمال پیدا می‌کنید، فراواقعی است. مورفید کلارک می‌گوید: «وقتی برای اولین بار در [بندرگاه الفی] لیندون قدم می‌گذارید و همه شخصیت‌ها را با لباس کاملشان می‌بینید، این احساس را پیدا می‌کنید که به یک جهان دیگر منتقل شده‌اید.» بازیگر گالادریل مدعی است: «نمی‌دانستم تصوراتم چقدر محدود است تا این که روی صحنه قدم گذاشتم. با خودم فکر می‌کردم تصوراتم در مقایسه با کار این تیم مانند یک کیسه کاغذی است!»

چارلی ویکرز در نقش هالبراند

چارلی ویکرز در نقش هالبراند

پس آیا بزرگ‌ترین بودجه تاریخ برای یک فصل از یک سریال تلویزیونی به این معناست؟ پین بدون تایید یا رد اعداد و ارقامی که درباره بودجه فصل اول گزارش شده، با خنده می‌گوید: «خب…فکر می‌کنیم ضروری است که بودجه را نسبت به کلیت اثر در نظر بگیرید. این [فصل] در واقع یک فیلم هشت ساعته است. این مدت زمان معادل سه فیلم مارول است که در بازه زمانی ساخت دو تا از این فیلم‌ها و با بودجه یکی از آن‌ها ساخته شده. به این دید ببینید که واقعا چه چیزهایی خلق شده و بعد می‌توانید بگویید که معامله خوبی صورت گرفته است.»

شاید بودجه سریال حلقه‌های قدرت واقعا باید همین قدر زیاد می‌بود. چرا که دوران جنگ نیازمند پشتیبانی توپخانه‌ای قوی‌تر است. این سریال پاییز امسال با یک سریال پیش‌درآمد دیگر رقابت می‌کند که با الهام از سرزمین میانه ساخته شده اما حالا خودش رقیبی برای کسب تاج پادشاهی دنیای فانتزی است: خاندان اژدها، اسپین‌آف سریال بازی تاج و تخت. آثار تالکین در هشت سال اخیر پس از اکران هابیت: نبرد پنج سپاه در آرامش نشسته بودند، در حالی که قصه‌های وستروس جورج آر.آر. مارتین ژانر فانتزی را در تلویزیون وارد عرصه‌های تاریک‌تر و خون‌بارتری کردند. آیا رویکرد پین و مک‌کی نسبت به سریال حلقه‌های قدرت به خاطر این چشم‌اندازِ تغییریافته عوض شد؟

بران‌وین (نازنین بنیادی)، آروندیر(اسماعیل کروز-کوردووا) و تئو (تایرو موهافیدین) که چیز شگفت‌انگیزی را دیده‌اند

بران‌وین (نازنین بنیادی)، آروندیر(اسماعیل کروز-کوردووا) و تئو (تایرو موهافیدین) که چیز شگفت‌انگیزی را دیده‌اند

مک‌کی می‌گوید: «می‌توانید سعی کنید شبیه بقیه باشید، ولی یکی از اصول ما این بود که همیشه به محتوای مرجع برگردیم. اگر تالکین بود چه کار می‌کرد؟ برخی از آثار رقیب فقط در اجرای یک اکتاو بسیار خوب عمل کرده‌اند، اما تالکین همه‌ی نت‌های پیانو را با هم اجرا می‌کرد. او لحن‌های متنوعی را به کار بسته بود. این داستان مثل هری پاتر از دوستی می‌گوید، سرگرم‌کننده است و شوخی می‌کند اما مفاهیم عمیق، پیچیده، سیاسی، تاریخی و اسطوره‌شناسی را هم دربرگرفته است. بنابراین هدف ما این بود که به جای فکر کردن به کاری که بقیه انجام می‌دهند، در داستان خودمان عمیق‌تر شویم.»

البته اشتباه نکنید، داستان حلقه‌های قدرت هم جنبه‌های تاریک دارد. پین می‌گوید: «ما در سریال با یکی از بزرگ‌ترین شخصیت‌های شروری طرف هستیم که تاکنون برای سائورون خلق شده است. و یکی از اصلی‌ترین شخصیت‌های این داستان کاراکتر کله‌بریمبور [چارلز ادواردز] است. او یک الف آهنگر است که برای ساخت حلقه‌های قدرت فریب داده می‌شود. هیجان‌زده‌ایم که او را به سرزمین میانه بیاوریم. کله‌بریمبور شخصیت بسیار مرموزی است.»

کله‌بریمبور آهنگر (چارلز ادواردز) در پرونده ویژه مجله امپایر برای سریال ارباب حلقه‌ها

کله‌بریمبور آهنگر (چارلز ادواردز)

تاریکی با داستان ارباب حلقه‌ها آمیخته است. اولین ریشه‌های آن زمانی به وجود می‌آید که تالکین در حال مبارزه در نبرد «سوم» در جنگ جهانی اول بود. مک‌کی می‌گوید: «اما یکی از چیزهایی که این داستان‌ها را خاص می‌کند خوش‌بینی و نوع‌دوستی مؤید بر زندگی است.» پین تایید می‌کند: «داستان ارباب حلقه‌ها از کنار تاریکی نمی‌گذرد. این داستان شما را به پلکان کیریت اونگول و کنام شلوب می‌برد، جایی که دوستان به یکدیگر خیانت می‌کنند و شخصیت‌ها به سمت موردور کشیده می‌شوند. اگرچه این داستان یک تجربه هراس‌انگیز است، اما در پایان همیشه ستاره‌ای در آسمان وجود دارد که به شما می‌گوید ‘ادامه بدهید’. ما می‌خواستیم این روحیه را در سریالمان پیدا کنیم.»

سادوک پیش می‌رود

سادوک پیش می‌رود

لنی هنری احساس می‌کند تاثیر این سریال می‌تواند بسیار شگرف باشد. او که در شهرستان میدلندز غربی انگلیس بزرگ شده و فاصله کمی با محل رشد تالکین داشته، عاشق فانتزی بود اما به خاطر بیرون ماندن افراد رنگین‌پوست از این داستان‌ها نسبت به آن‌ها حس بیگانگی می‌کرد. هنری می‌گوید تنوع بیشتر در بازیگران سریال حلقه‌های قدرت یک اصلاح مسیر خوشایند را برای این ژانر ارائه می‌کند: «اگر نمی‌توانی یک چیز را ببینی، نمی‌توانی خودت را جای آن تصور کنی. کودکان بالاخره در این سریال می‌توانند مردم رنگین‌پوست را ببینند که در دل یک مجموعه فانتزی حضور دارند. ما در این دنیا بسیار نمایانیم و این بسیار هیجان‌انگیز است.»

تصویر آروندیر (اسماعیل کروز-کوردووا) در پرونده ویژه مجله امپایر برای سریال ارباب حلقه‌ها

آروندیر (اسماعیل کروز-کوردووا)

مورفید کلارک هم آرزوهای بزرگی دارد. او که در سال ششم مدرسه هابیت را خواند، وسوسه حضور در شایر و رنگ‌های سرزنده نثر تالکین را به یاد می‌آورد: «اولین کتاب رده سنی بزرگسال بود که خواندم. به عنوان یک ولزی با اساطیر و داستان‌های جادویی بزرگ شده بودم، بنابراین به خوبی با داستان ارتباط گرفتم.» کلارک امیدوار است که وقتی سریال شهریور امسال پخش شد، یک بچه ۱۲ ساله دیگر همان حس الهام‌آمیز بودن و هیجانی را داشته باشد که او وقتی برای اولین بار هابیت را خواند، داشت: «دوست دارم افرادی که سریال را می‌بینند بخواهند بخشی از این دنیا باشند.»

پین و مک‌کی هم چنین امیدی دارند. آن‌ها عملا به همین دلیل این پروژه را در دست گرفته‌اند، تا دیگران را به دنیایی معرفی کنند که خودشان تقریبا یک عمر شیفته آن بوده‌اند (مک‌کی کلاس هفتم کتاب‌ها را پیدا کرد، اما پین بعد از تماشای فیلم‌های جکسون غرق این دنیا شد). مک‌کی می‌گوید: «گر احساس نمی‌کردیم داستانی اینجا وجود دارد که از ما نیست، تحت این همه فشار دیوانه می‌شدیم. این داستان از یک جای بزرگ‌تر آمده، داستان مال تالکین است و ما فقط کارگزاران آنیم. ما فوق‌العاده زیاد به این ایده‌ها اعتماد داریم چون آن‌ها ایده‌های ما نیستند. ما در بهترین حالت نگهبانان این داستانیم.»

نوعی گردهمایی الفی

نوعی گردهمایی الفی

آن‌ها پیش از پایان یک بار دیگر قیاس فرودو و سم را به کار می‌گیرند تا درباره امیدشان برای آینده این اقتباس متفاوت از تالکین توضیح دهند. مک‌کی می‌گوید: «در حال حاضر حس می‌کنیم در حال بالا رفتن از کوهستان هستیم. سوال همیشگی این بود که وقتی به بالای کوه رسیدیم چه می‌شود؟ حالا می‌دانم که ماجراجویی واقعی آن‌جا شروع می‌شود.»

سریال ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت ما را به سرزمین میانه متفاوتی خواهد بود که مطابق میل سازندگان سریال است. اگر بپرسید قبلا کجا این داستان را شنیده‌ایم؟ پاسخش این است: هیچ‌جا.

سریال حلقه‌های قدرت ۱۱ شهریور به‌صورت هفتگی از آمازون پخش خواهد شد.

در دفاع از گالادریل جنگجو در سریال ارباب حلقه‌ها

گالادریل در سریال ارباب حلقه‌ها با بازی مورفید کلارک بر روی جلد مجله امپایر

به هنگام انتشار اولین تصویر از شخصیت گالادریل جنگجو در سریال ارباب حلقه‌ها، موج عظیمی از علاقه‌مندان دنیای تالکین به تصویر ارائه‌شده در زره و ساز و برگ نبرد به سبب تفاوت بسیار با تصویر ارائه‌شده از این شخصیت در فیلم‌های پیتر جکسون دست به اعتراضات گسترده‌ای زدند و تا به امروز می‌توانید آنها را در گوشه و کنار اینترنت بخوانید.

یکی از شورانرهای سریال حلقه‌های قدرت درباره گالادریل سریال گفته بود: «او پر از انرژی است و شمشیری دارد که شکسته چون اورک‌های زیادی را با آن از پای درآورده است. این گالادریل جوان و بی‌پروا چگونه به آن فرمانروای باتجربه و مسن‌تر تبدیل شد؟» این گالادریل در این زمان با خردمندی خود به عنوان بانوی اثیری الفی با بازی کیت بلانشت در فیلم‌های پیتر جکسون بسیار فاصله دارد. نقش گالادریل را مورفید کلارک در سریال ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت که استودیو آمازون در حال ساخت آن است، ایفا می‌کند. اما این توصیفات همانطور که بسیاری از طرفداران بدان اعتراض دارند، خلاف نثر تالکین است؟

عنوان مقاله شاید اندکی گمراه‌کننده باشد چرا که این مقاله قصد ارائه دفاعی خاص یا بحث کردن در این راستا را ندارد و تنها مجموعه‌ای تقریباً کامل از نقل‌قول‌های مختلفی است که تالکین در آن گالادریل را یک جنگجو و مبارز معرفی می‌کند و در کتب مختلف به چاپ رسیده‌اند تا بتوانید تصورات ناقص یا نادرست خود که ریشه در اقتباس‌های سینمایی پیتر جکسون دارند را کنار گذاشته و به نوشته‌های خالق سرزمین میانه یعنی جی. آر. آر. تالکین توجه کنید. هنگامی که تالکین خود این تصویر را از گالادریل ارائه داده است، جای هیچ بحث یا دلیل دیگری برای جنگاور نبودن گالادریل وجود ندارد.

 

«[گالادریل در جوانی] سرشتی آمازونی داشت و زمانی که فعالیت‌های قهرمانانه و فیزیکی انجام می‌داد، موهایش را مثل یک تاج در بالای سرش می‌بست.»

نامه ۳۴۸ تالکین

در باب تنها زنان دیگری که تالکین برایشان لفظ «آمازون» استفاده کرده:

 

«سرکرده آنها هالت یک آمازون نامدار بود که محافظانش از میان زنان دست‌چین شده بودند.»

قصه‌های ناتمام

هالت، بانویی جنگجو و رهبر مردمانی در دوران اول بود.

 

«[ائووین] در حقیت یک سرباز یا «آمازون» نبود، بلکه همانند بسیاری از زنان دلیر، به هنگام بحران مستعد رشادتی عظیم در جنگاوری بود.»

نامه ۲۴۴ تالکین

«[گالادریل] دورف‌ها را نیز از نگاه یک فرمانده می‌دید و آنها را سلحشوران دلیری می‌دید که به جنگ اورک‌ها می‌روند.»

قصه‌های ناتمام

«حکایت پیکار گالادریل با پسران فئانور در غارت آلکوئالونده. چگونگی مبارزه‌ی او در کنار کله‌بورن.»

سرشت سرزمین میانه

«فین‌رود و گالادریل (که همسرش از تله‌ری بود) علیه فئانور و برای دفاع آلکوئالونده به مبارزه پرداخت.»

حلقه مورگوت (جلد دهم تاریخ سرزمین میانه)

«او سرسختانه علیه فئانور در دفاع از خویشان مادرش جنگید.»

مردمان سرزمین میانه (جلد دوازدهم تاریخ سرزمین میانه)

Young Galadriel by Anna Schilirò

Young Galadriel by Anna Schilirò

 

حال که گالادریل جنگجو در نثر تالکین برایتان آشکار شد، بیایید نگاهی به چند نقل‌قول دیگر بیاندازیم که مطابق با گالادریل سریال ارباب حلقه‌هاست:

«کله‌بورن و گالادریل … در دفاع [از اره‌گیون] در برابر سائورون نقش داشتند.»

سرشت سرمین میانه

«[گالادریل] ماندن در سرزمین میانه را تا هنگامی که سائورون هنوز کاملاً شکست نخورده بود وظیفه می‌دانست.»

قصه‌های ناتمام

«[گالادریل] رویای سرزمین‌های دوردست را داشت.»

مردمان سرزمین میانه (جلد دوازدهم تاریخ سرزمین میانه)

«[گالادریل] دوست داشت که به دور از خانه خویشانش پرسه بزند.»

سرشت سرزمین میانه

«او برای دیدن سرزمین‌های بکر دوردست مشتاق بود.»

حلقه مورگوت (جلد دهم تاریخ سرزمین میانه)

Nerwen Artanis by Elena Kukanova

Nerwen Artanis by Elena Kukanova

 

به عنوان آخرین نقل‌قول این مقاله بگذارید بگوییم که ایده‌ی جنگیدن زنان الف چیزی غریب یا دور از ذهن نیست، چنانکه تالکین گفته است:

«بی‌شک به هنگام تنگناهای حاد یا دفاع نومیدانه، نیسی [=زنان الف] دلیرانه می‌جنگیدند.»

حلقه مورگوت (جلد دهم تاریخ سرزمین میانه)

درست همانگونه که ایدریل در قصه‌های گم‌شده، بخش دوم (جلد دوم تاریخ سرزمین میانه) در سقوط گوندولین با شمشیر به مبارزه مشغول است.

هنوز مثال‌هایی بیشتر در کتاب‌های تالکین وجود دارد که می‌توان به آنها مراجعه کرد، اما پیشنهاد می‌کنیم برای درک صحیح از نوشته‌های تالکین درباره گالادریل که بسیار با گالادریلی که در انتهای دوران سوم در لورین زندگی می‌کند متفاوت است، به بخش مربوطه در کتاب قصه‌های ناتمام که به فارسی نیز ترجمه شده است مراجعه کنید. گالادریل در دوران دوم و پیش از آن شخصیت و خلق و خویی متفاوت دارد که در سریال ارباب حلقه‌ها نیز رعایت شده است.

در انتها لازم به ذکر است که نگارنده خود علاقه‌ای به شخصیت گالادریل در کتاب ندارد و در نظرش بزرگ کردن او در کتاب‌ها از منطق پیروی نمی‌کند، چرا که در مقایسه با دیگر شخصیت‌ها نه تنها تقریباً هیچ عمل مفید اختصاصی ندارد، بلکه ضرر بیشتری برای سرزمین میانه داشته است. لیکن منبع رشته‌افسانه را می‌بایست تنها کتاب‌های تالکین دانست، نه فیلم‌ها یا تصورات و headcanonها و فن‌فیکشن‌های شخصی. به همین خاطر تلاش شورانرها و نویسندگان سریال ارباب حلقه‌ها: حلقه‌های قدرت برای به تصویر کشیدن نثر خود تالکین مایه امیدواری است.

لطفاً پیش از اعتراضات اینچنینی یکبار دیگر کتاب‌های تالکین را به درستی بخوانید و به چیزهایی که در حافظه دارید اعتماد نکنید.

گالادریل را به عنوان فرمانده سپاهیان شمال معرفی کرده است. او زرهی را پوشیده که پیش‌تر در پوسترهای سریال مشاهده شده بود

۱۰ انیمه که طرفداران مجموعه کتاب‌های تالکین دوست خواهند داشت

10 انیمه که طرفداران مجموعه کتاب های تالکین دوست خواهند داشت

انیمه یک سبک از طراحی با دست و پویانمایی رایانه‌ای است که خاستگاه آن ژاپن بوده‌است که معمولاً بر مبنای مانگا یا مانهوا ساخته می‌شود. انیمه‌های بسیاری در ژانرهای متفاوت وجود دارند و گه‌گاهی انیمه‌های پیدا می‌شوند که به آثار تالکین شباهت دارند. از این رو می‌خواهم ۱۰ انیمه‌ای که به آثار تالکین شباهت دارند را به شما معرفی کنم.

(نکته: رتبه بندی ارزش چندانی ندارد)

۱۰

شاهزاده مونونوکه

(Mononoke Hime)

انیمه شاهزاده مونونوکه (Mononoke Hime)

دهکده‌ای آرام در قلب کوهستان مورد حمله‌‌ی یک گراز شیطانی قرار می‌گیرد. “آشیتاکا”، مردی جوان و شاهزاده‌‌‌ی قبیله برای محافظت از دهکده با آن جانور درگیر می‌شود. در جریان این درگیری، گراز بازوی او را گاز می‌گیرد، جای زخم، سیاه و طلسم می‌شود. بنا به آیین‌های دهکده، “آشیتاکا” از دهکده تبعید و سرگردان می‌شود، به دنبال راهی برای رهایی از طلسم پیش از این‌که او را نابود کند. “شهر آهنی” پایگاهی تحت فرمانروایی “بانو اِبوشب” می‌باشد.

از طریق قطع درختان اطراف پایگاه، “شهر آهنی” میزان قابل توجهی “شن آهنی” تولید می‌کند که در باروت و ماشین‌آلات دیگر کاربرد دارند. هر چند، به خاطر نابودی درختان، قبیله‌های حیوانات آن حوالی با رهبری یک دختر انسان به نام “سان” از “قبیله‌ی گرگ”، به دنبال انتقام هستند.

انیمه شاهزاده مونونوکه در سال ۱۹۹۷ توسط استودیو جیبلی ساخته شده است. داستان این انیمه از انقلاب صنعتی آن گرفته تا نابودی جنگل‌های و تلاش ساکنان باستانی برای حفاظت از آن بی‌شباهت به داستان حمله‌ی انت‌ها به آیزنگارد و شکست سارومان نیست. این انیمه طراحی قدیمی و خاص استودیو جیبلی را داراست که در کنار موسیقی‌های متن زیبا حس دلپذیری را منتقل می‌کنند و داستان زیبا و شخصیت‌های آن شما را درگیر خود می‌کنند، از رو به شما پیشنهاد می‌کنم حداقل یک‌بار این انیمه را ببینید گرچه بی‌شک بسیاری از شما تا کنون آن را تماشا کرده‌اید.

۹

هفت گناه کبیره

(Nanatsu no Taizai)

انیمه هفت گناه کبیره (Nanatsu no Taizai)

انیمه هفت گناه کبیره داستان درباره هفت شوالیه به نام‌های نانتسو نو تایزای یا هفت گناه کبیره است که وظیفه حفاظت از پادشاه را به عهده دارند. شوالیه‌های مقدس به آن‌ها تهمت خیانت می‌زنند و آنان از دربار اخراج می‌شوند. پرنسس الیزابت متوجه می‌شود که این تهمت در حقیقت یک دروغ بوده است، و شوالیه‌های مقدس نقشه کشیده‌اند تا بتوانند پدرش را بکشند و تاج و تخت را بدست بیاورند. ولی حال برای هر اقدامی بسیار دیر گشته و شوالیه‌های مقدس نقشه خویش را عملی می‌کنند. از این رو پرنسس الیزابت باید به دنبال ۷ شوالیه گناه بگردد تا بتواند به کمک آنان تاج و تخت را باز پس بگیرد. ولی زمانی با اولین شوالیه، ملیوداس، مواجه می‌شود در کمال تعجب می‌بیند که او یک پسر بچه است که به کمک یک خوک سخنگو یک کافه را می‌گرداند و حتی یک شمشیر نیز همراه ندارد.

ساخت این انیمه در سال ۲۰۱۴ توسط استودیو A-1 آغاز و در سال ۲۰۲۱ پس از چهار فصل به پایان رسید. انیمه هفت گناه کبیره انیمه‌ای اکشن و ماجراجویانه است که داستان زندگی هفت شوالیه و دوستانشان را در بریتانیای قدیم شرح می‌دهد. حضور جادو، شمشیرزنی، نژادهای افسانه‌ای، جادوگران و غیره در این مجموعه و حال و هوای بریتانیای شباهت بسیاری به مجموعه فرمانروای حلقه‌ها دارد. این انیمه دارای تصویرپردازی مناسب و داستانی زیباست. اگرچه کیفیت تصویرپردازی در فصول پایانی مخصوصا فصل چهار کاهش می‌یابد اما داستان و شخصیت‌های دوست‌داشتنی آن موجب می‌شود همچنان ارزش دیدن را داشته باشد.

۸

جنون

(Berserk)

انیمه جنون (Berserk)

جنون یا برزرک در واقع روایت داستانی پر از خشونت و سیاهیست که بیانگر نبردی نابرابر با سرنوشتی شوم است. داستان به قرون وسطی باز می‌گردد؛ شخصیت اصلی داستان گاتس نام دارد؛ یتیم جنگجویی که به واسطه ی زندگی در میان سربازان مزدور، بسیار قوی بار آمده و با گذر زمان از تنهایی در می‌آید و به ارزش هم‌رزم‌هایش پی می‌برد. وی بخاطر “داغی شیطانی” که بر روی گردنش حک شده به عنوان شمشیرزنی سیاهپوش دنبال شیاطینی است که او را به سوی خود فرا می‌خوانند. گاتس قصد انتقام گرفتن از مردی را دارد که حاضر شد در پی رسیدن به اهدافش او و هم‌رزم هایش را قربانی کند. گاتس قدرتمند به همراه شمشیر بزرگ و یک دست مصنوعی به نبرد سرنوشت شوم خود می‌رود و در این راه جدالی نفس‌گیر و سهمگین در انتظار اوست بطوری که او را در مرز “جنون” (برزرک) قرار می‌دهد.

این انیمه در دو نسخه ساخته شده است، اولی در سال ۱۹۹۷ که یکی از بهترین انیمه‌های تاریخ است و دیگری نیز در سال ۲۰۱۶ که در دو فصل ساخته شده است. نسخه دوم بسیار ضعیف‌تر از نسخه اول است و از این رو من دیدن نسخه ۱۹۹۷ را به شما پیشنهاد می‌کنم، همچنین این مجموعه داری ۳ قسمت سینمایی است که به ترتیب در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ ساخته شده اند و تماشای آنان به شدت پیشنهاد می‌شود گرچه همه آن‌ها در برابر مانگای آن بسیار ضعیف‌اند و بی شک مانگای آن یک شاهکار به تمام معناست.

این انیمه نسبت به شخصیت‌های اصلی بسیار خشن و بی رحم است؛ همچنین دارای یکی از تاریک‌ترین پایان‌هایی است که تا به حال در دنیای انیمه دیده شده است، و تا به امروز طرفداران با نوعی احترامی نفرت انگیز از آن یاد می‌کنند. بسیاری از شخصیت‌های برزرک دوست‌داشتنی نیستند ، اما برای کسانی که به دنبال نبردهای وحشیانه و شوالیه‌ها علیه هیولاها هستند، برزرک همیشه آماده است.

۷

حماسه وینلند

(Vinland Saga)

انیمه حماسه وینلند (Vinland Saga)

حوالی سال ۱۰۰۰ میلادی، وایکینگ‌ها در همه‌جا در حال غارت و کشت و کشتار هستند. تورفین پسر یکی از قوی‌ترین جنگجوهاست و خود او نیز جنگجوی قابلی‌ست. رویای او پیدا کردن سرزمینی‌ست به نام وینلند، سرزمینی گرم و حاصل‌خیز، جایی که منابع طبیعی زیاد است و انسان‌ها مجبور نیستند برای زنده ماندن با هم بجنگند. اما پس از مرگ پدر در برابر چشمانش زندگی او متحول می‌گردد، کودک صمیمی و شاداب تبدیل به فردی سرد بی‌احساس می‌شود و هوس تاریک انتقام جای رویایی روشن او را می‌گیرد. با قاتل پدرش همراه می‌شود تا در نبردی برابر او را نابود سازد از این رو با وایکینگ‌‌های بسیار و شاهان همراه می‌شود و در سراسر انگلستان به نبرد می‌پردازد و خود را غرق در خون می‌سازد، و دیگران را بی‌رحمانه از دم تیغ می‌گذراند، حال گرچه قلبش تاریک گشته است اما هنوز کور سوی نور رویای‌ دیرینش، قلب‌ او را اندکی روشن می‌سازد.

یکی دیگر از آثار استودیو ویت (سازنده فصل اول تا سوم انیمه اتک آن تایتان) که در سال ۲۰۱۹ منتشر گردید. این اثر وقایع مربوط به سال ۱۰۱۳ میلادی در انگلستان را شرح می‌دهد زمانی که انگلستان توسط پادشاه دانمارک اسون ریش‌چنگالی فتح شده‌است. حضور شخصیت‌های تاریخ مانند کانوت کبیر، لیف اریکسون و تورفین کارلسفنی از نقاط قوت این مجموعه است. موسیقی و صداگذاری قوی از دیگر نکات مثبت این انیمه است. صحنه‌های اکشن، مبارزات جذاب، دریانوردی و کشتی‌رانی، نبردهای تاریخی و حس و حال تاریخی انگلستان، دانمارک و نوروژ قطعاً بی‌شباهت به مجموعه کتاب‌های تالکین نیست چرا که انگلستان زادگاه اوست و بی‌شک تأثیرات بسیاری بر مجموعه آثار او داشته است. این انیمه نه تنها به طرفداران تالکین بلکه به دوستداران تاریخ انگلستان و جهان نیز پیشنهاد می‌شود.

۶

ری:زیرو شروع زندگی در جهانی دیگر

(Re:Zero kara Hajimeru Isekai Seikatsu)

انیمه ری:زیرو شروع زندگی در جهانی دیگر (Re:Zero kara Hajimeru Isekai Seikatsu)

یک روز ناتسکی سوبارو از فروشگاه با خانه باز می‌گشت که ناگهان به جهان دیگری منتقل شد در جهان دیگر بدون آن که شخصی که او را احضار کرده است ببیند، بدون آنکه قدرت فوق‌العاده‌ای داشته باشد یا شمشیر خاصی و یا هر چیز دیگر. هیچ، هیچ چیز آن جا نبود مگر قاتلی که خواستار مرگ سوبارو بود، سوبارو نا امیدانه در انتظار مرگ خود بود اما دختری مرموز با موهای نقره‌ای و روحی اعظم او را نجات دادند، سوبارو سعی در جبران کمک آنان دارد اما گویا تلاش‌های او هر بار در نهایت به مرگ خود و دخترک ختم می‌شوند و دوباره به نقطه صفر باز می‌گردد، آغازی پس از پایان. هر بار تمام خاطراتی که می‌سازد از بین رفته و دوستانش از دست می‌روند حس دردناک مرگ و از دست رفتن دختر دربرابر چشمانش، دوباره و دوباره. گویا در این چرخه ابدی گیر افتاده است و راهی برای فرار از آن ندارد.

انیمه ری:زیرو بدون شک یکی از بهترین انیمه‌ها در ژانر روانشناختی است. داستان در دنیای فانتزی اتفاق می‌افتد، جایی که در آن انسان، الف‌ها، جانورنماها و غیره در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. الف‌هایی که در این مجموعه و اکثر مجموعه‌های فانتزی می‌بینیم بی‌شک وام‌گرفته از الف‌های مجموعه کتاب‌های تالکین هستند، الف‌هایی که خود تالکین می‌گوید: بهتر بود هرگز آنان را الف نمی‌‌نامیدم. و بی‌شک همین الف‌ دلیلی برای جذب طرفداران تالکین هستند.

حال بهتر است از شباهت‌های آن به دنیای تالکین بگذریم و جنبه‌های دیگر این انیمه بپردازیم‌. شخصیت پردازی‌های عمیق و داستان فوق‌ العاده آن بلاشک از نکات مثبت این مجموعه است. از طرفی دیگر نکات روانشناسی این انیمه به شدت ذهن بیننده را درگیر می‌کند و مفهوم جذاب را از مرگ و زندگی دوباره به نمایش می‌گذارد. مفهوم جذاب دیگری که در انیمه وجود دارد، هفت گناه کبیره است به طرز زیبایی بر داستان این مجموعه تأثیر می‌گذارد، مفهوم که بارها آن را در مجموعه آثار تالکین به طور مستقیم و غیر مستقیم مشاهده کرده ایم.

۵

هنر شمشیرزنی آنلاین: آلیسیزیشن – نبرد دنیای زیرین

(Sword Art Online: Alicization – War of Underworld)

انیمه هنر شمشیرزنی آنلاین: آلیسیزیشن - نبرد دنیای زیرین (Sword Art Online: Alicization - War of Underworld)

‌کیریتو‌ در جنگلی عظیم و خارق‌العاده که درختانی عظیم‌الجثه دارد بیدار میشود. حین جستجوی سرنخ برای فهمیدن مکانش، با پسری جوان که بنظر کیریتو را میشناسد برخورد میکند. پسرک تنها یک ان پی سی ساده است، ولی عمق احساساتش هیچ فرقی با انسان‌ها ندارد. حین گشتن به دنبال والدین پسرک، خاطره‌ای به یاد کیریتو می‌آید. خاطره‌ای از دوران بچگی خودش، و همچنین از این پسرک و یک دختر با موهایی طلایی و اسمی که هیچوقت نباید فراموشش میکرد – آلیس.

یکی دیگر از آثار استودیو A-1 که در سبک ایسکای (دنیای دیگر) ساخته شده است. اولین فصل آن در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و این مجموعه تا به امروز نیز ادامه دارد. این داستان یکی از محبوب‌تر انیمه‌ها تا به کنون بوده است و دارای طرفداران بی‌شماری به ویژ علاقه‌مندان به ژانر بازی‌های ویدئویی می‌باشد.

اثر بالا که فصل چهارم این مجموعه است که ادامه فصل سوم نیز می‌باشد. فصل سوم و بخصوص چهارم این انیمه داری شباهت بسیاری به مجموعه آثار تالکین تالکین می‌باشند، اگرچه برای متوجه شدن بهتر داستان تماشای فصل اول و دوم الزامی‌ست. این فصل از انیمه نبردهای جذاب بسیاری را داراست که نظر طرفداران سایر مجموعه‌های فانتزی را نیز به خود جذب می‌کند.

در فصل چهارم این مجموعه مبارزات جذابی بین نیروهای تاریکی و روشنایی در می‌گیرد که علاقمند تالکین را به وجد می‌آورد، نبرد شوالیه‌های مقدس با اورک‌ها، گابلین‌ها و… تا مبارزه با خدای تاریکی، همگی برای طرفداران تالکین یادآور مجموعه‌‌های فرمانروای حلقه‌ها و هابیت است.

از طرفی این مجموعه دارای جنبه‌های روانشناختی و عمیق بسیاری است که شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

۴

زمانی که به عنوان اسلایم تناسخ پیدا کردم

(Tensei Shitara Slime Datta Ken)

انیمه زمانی که به عنوان اسلایم تناسخ پیدا کردم (Tensei Shitara Slime Datta Ken)

ساتو میکامی ۳۷ ساله پس از آن که به طور اتفاقی مورد اصابت چاقو قرار گرفت و به دست یک دزد کشته شد. اما به طرز عجیبی در قالب یک اسلایم تناسخ پیدا کرد و زندگی خود را در دنیایی دیگر بازیافت. در این میان او با اژدهای افسانه‌ای ولدورا دیدار کرد، اژدهای افسانه‌ای پس سال‌ها اسارت و تنهایی، حال دوستی جدید یافته بود و از رو به اسلایم نام ریمورو تمست (طوفان) را اعطا کرد، قدرت اندک ریمورو اکنون عظیم و روزافزون گشته بود. حال که او از بند زندگی معمولی و یکنواخت پیشین خود رها گشته است، ماجراجویی جدید او به عنوان یه خزنده با قابلیت‌‌هایی منحصر به فرد و در دنیایی خیالی شروع می‌شود.

داستانی جذاب در دنیایی فانتزی روایت اصلی این مجموعه است. مجموعه‌ای بسیار دلنشین که حتی پس تماشای مجدد نیز از آن لذت خواهید برد.
نکته جالب و جذاب این مجموعه این است که بر خلاف دیگر مجموعه‌ها معرفی شده، این بار ما دنیا را از دید هیولاها می‌بینیم. ملتی متشکل از گابلین ها، اورک ها، گرگ‌ها و غیره که در زیر نظر یک اسلایم اداره می‌شود.

حضور اربابان شیاطین، الف ها، دورف‌ها، شیاطین، خون آشام‌ها و غیره همگی حال و هوایی شبیه به مجموعه کتاب‌های تالکین دارند.

داستان این مجموعه گاهی بسیار شیرین و دلنشین و گاهی نیز بسیار تاریک و غم‌انگیز است. از درگیری با انسان‌ها گرفته تا با دیگر هیولاها همگی از نکات جذاب این مجموعه است. کارکترهای دوست داشتنی مجموعه خود از دیگر جذابیت‌های این مجموعه هستند.

این مجموعه حتی از نگاه روانشناختی نیز نگاه جالبی به رفتار و کردار انسان و دیگر گونه‌‌ها دارد از حرص و طمع و فریبکاری گرفته تا عشق و دوستی و فداکاری.

در نهایت باید گفت، تماشای این انیمه نه به دلیل شباهت‌های اندک به دیگر مجموعه‌های فانتزی بلکه به دلیل داستان بسیار جذاب آن پیشنهاد می‌شود.

۳

شبدر سیاه

(Black Clover)

انیمه شبدر سیاه (Black Clover)

آستا و یونو دو کودک یتیم هستند که با هم در کلیسایی واقع در حومه‌ی کشور شبدر بزرگ شده‌اند. در دنیایی که همه قدرت‌های جادویی دارند، آستا بدون هیچ قدرت خاصی به دنیا آمده بود. برعکس او ، یونو از قدرت جادویی خارق العاده ای و موهبت کنترل آن برخوردار بود، آستا حتی فاقد یک گیریمور است درحالی که یونو توسط گیریمور ۴ برگ انتخاب می‌شود. داستان حول رقابت این دو برادر بر سر رسیدن به عنوان شاه جادوگران ، قوی‌ترین شوالیه جادوگر کشور شبدر، می‌چرخد. اما آستا چگونه می‌تواند بدون هیچ قدرت جادویی به یک شوالیه جادوگر تبدیل شود؟ هنگامی که آستا یک گیریمور ۵ برگ به دست‌ می‌آورد قدرتی به نام “ضد – جادو ” را پیدا می‌کند که باعث از بین رفتن جادو می‌شود. برگ‌های شبدر نماد ایمان، عشق و امید اند، در برگ چهارم خوش ‌شانسی نهفته شده است اما برگ پنجم به معنای سکونت یک شیطان است، و این خود آغاز ماجراجویی این دو برادر است.

مجموعه‌ای جذاب که در سال ۲۰۱۷ پخش آن آغاز شد. داستان پسری که در دنیایی که همه چیز جادو است بدون جادو متولد شد بی‌شک یکی از زیباترین انیمه‌هایی است که تا به کنون منتشر شده‌است.

داستانی جذاب که با شخصیت پردازی‌های عمیق، تصویرپردازی زیبا و موسیقی‌های بی‌نظیر که نظر هر تماشاگری را به خود جذب می‌کند.

نه تنها داستان زیبا بلکه شخصیت‌های دوست داشتنی این مجموعه آنچنان شما را جذب خود می‌کنند که پس از پایان مجموعه دلتنگ آنان می‌شوید.
صحنه‌های اکشن و مبارزات جذاب این مجموعه از دیگر نقاط قوت این مجموعه هستند.

و الف‌ها، بی‌شک الف‌های این مجموعه شما را به شدت تحت‌ تأثیر خود قرار می‌دهند. شخصیت پردازی عمیق و گذشته غم‌انگیز آنان آنچنان بی‌نظیر است که بجای تعریف کردن از آن، از شما می‌خواهم که در سریع‌ترین زمان ممکن به تماشای آن بپردازید.

۲

افسانه قهرمانی ارسلان

(Arslan Senki)

انیمه افسانه قهرمانی ارسلان (Arslan Senki)

در سرزمین پر رونق و سرسبز پارس پایتخت اکباتان قرار دارد ، شهری شکوهمند و مجلل که توسط پادشاهی قدرتمند و ترسناک به نام آندروگوراس سوم حکمرانی می‌شود. ارسلان شاهزاده ای جوان و کنجکاو از پارس است که برخلاف تمام تلاش هایش بنظر می‌رسد استعداد پادشاهی توانا شدن مانند پدرش را ندارد. در سن ۱۴ سالگی ، ارسلان به اولین جنگ خود می‌رود و درحالی که جنگ کشور پرشکوه و جلالش را به مرز نابود کشانده همه چیز خود را از دست می‌دهد ، اما این سرنوشت ارسلان است که یک فرمانروا بشود، و با وجود تمام آزمون‌هایی که بر سر راهش قرار می‌گیرند او باید بار سفر ببندد و کشور از دست رفته اش را باز پس بگیرد…

انیمه‌ای که نه تنها به دلیل علاقه به مجموعه‌ی آثار تالکین بلکه به دلیل ایرانی بودن نیز، ما را جذب خویش می‌کند. داستان زیبا و تاریخی، صداگذاری عالی و تصویرپردازی مناسب همگی از نکات مثبت این مجموعه هستند.

صحنه‌های نبرد، مبارزات گسترده و نقشه‌های استراتژیک جذاب بی‌شک صحنه‌های نبردهایی مانند گودی هلم یا میدان‌های پله‌نور در ذهن ما تداعی می‌کند. داستان پسر جوانی که به دنبال بازپس‌گیری پادشاهی پدرانشان است بی‌شباهت به داستان آراگورن نیست.

این مجموعه همچنین دارای شخصیت‌های دوست داشتنی بسیاری است که توجه شما را به خود جلب می‌کنند. صداگذاران آنان نیز یکی دیگر نکات مثبت شخصیت‌های این مجموعه است، اکثر شخصیت این مجموعه دارای صداگذارانی برجسته‌اند.

نام بردن از پادشاهان پیشین ایران زمین و نام‌های پارسی از دیگر نکات جذاب این انیمه حداقل برای پارسی زبانان است.

۱

گابلین کش

(Goblin Slayer)

انیمه گابلین کش (Goblin Slayer)

در دنیایی فانتزی، ماجراجویانی از دوردست‌ها و سراسر جهان به منظور پذیرفتن قرارداد و انجام هر وظیفه‌ای که موجود است برای پیوستن به انجمن رهسپار می‌شوند. در این بین یک راهبه جوان نخستین تیم ماجراجویانه خود را تشکیل می‌دهد، اما تقریباً بلافاصله آن‌ها خود را در شرایط بحرانی میابند. پس از اینکه تمام گروه از بین می‌روند، او توسط مردی به نام گابلین کش نجات پیدا می‌کند، ماجراجویی که تنها هدفش ریشه‌کن نمودن گابلین‌ها با پیش‌داوری شدید است، کسی که زندگی خود را وقف از بین بردن تمامی گابلین‌ها، آن هم به هر قیمتی کرده است.

داستان که در ابتدا کلیشه بنظر می‌رسد اما در نیمه دوم قسمت اول داستان کاملا از این رو به آن رو می‌شود. صحنه‌های خشونت آمیز، بخش اعظمی از این مجموعه را تشکیل داده‌اند. بی‌شک این شبیه‌ترین انیمه به مجموعه آثار هابیت و فرمانروای حلقه‌ها است و پر از اشارات ریز و درشت به مجموعه‌ کتاب‌های تالکین است. نویسنده این کومو کاگیو خود از طرفداران آثار تالکین است و به هیچ وجه سعی در پنهان ساختن علاقه‌ی خود یا شباهت‌های اثرش به آثار تالکین ندارد، و معمولا در فضای مجازی درباره‌ی این شباهت‌ها به شوخی می‌پردازد.

حتی نویسنده این اثر گفته است که از داستن هابیت الهام گرفته است، برای مثال در این داستان به شمشیر اورک‌ریست اشاره می‌شود، زمانی که گابلین‌کُش برای اولین بار با کماندار الف ملاقات‌ می‌کند، کماندار از شمشیری به نام اورک بورگ یاد می‌کند و سپس ادامه می‌دهد که این نام شمشیر گابلین کش در افسانه‌های ماست که به هنگام نزدیکی گابلین‌ها می‌درخشد.

همچنین شباهت‌های دیگری نیز وجود دارد برای مثال جیره غذایی الف‌ها که به لمباس شبیه است، شخصیت‌هایی شبیه به شخصیت‌های تالکین و غیره.

شما می‌توانید با تماشای انیمه و خواندن مانگا و رمان گابلین کش از آن لذت برده و همچنین شباهت‌های آن را به آثار تالکین دریابید.

10 انیمه که طرفداران مجموعه کتاب های تالکین دوست خواهند داشت

رتبه‌بندی ۸ گندالف خاکستری در اقتباس‌های نمایشی از منظر وفاداری ظاهری

رتبه‌بندی 8 گندالف خاکستری در اقتباس‌های نمایشی از منظر وفاداری ظاهری به متن آثار تالکین

Gandalf the Grey by Lucas Graciano (Oil on masonite)

گندالف یکی از ایستاری (ساحران) بود که توسط والار برای مقابله با سائورون به سرزمین میانه فرستاده شد. در طی هزاران سال زندگی در سرزمین میانه، گندالف بی وقفه بر ضد نقشه‌های سائورون که برای تسلط بر سرزمین میانه بودند تلاش می‌کرد. او در جریان وقایعی قرار گرفت که سرانجام نابودی فرمانروای تاریکی را رقم زد.

-کسب اطلاعات بیشتر از مدخل «گندالف» در فرهنگنامه بزرگ آردا

 

شخصیت گندالف به عنوان یکی از شخصیت‌های مهم داستان هابیت و ارباب حلقه‌های جی. آر. آر. تالکین شناخته می‌شود و به همین سبب در اکثر اقتباس‌های نمایشی رسمی و طرفداری رشته افسانه تالکین در صحنه حضور دارد. اما ظاهر این شخصیت در این اقتباس‌ها تا چه اندازه مطابق با توصیفاتی است که تالکین برای گندالف خاکستری در مجموعه کتب هابیت و ارباب حلقه‌ها ارائه داده است؟ این مقاله‌ی کوتاه قرار است به این موضوع بپردازد.

بگذارید در ابتدا چند جمله از کتب تالکین را برای تعیین سنجه‌هایی که قرار است با آن گزینه‌های مختلف را مورد بررسی قرار داده شود را در اینجا بیاوریم:

«پیرمردی بود با یک چوبدست. کلاه بوقی آبی‌رنگی سرش گذاشته و شنل خاکستری‌رنگ بلندی پوشیده، و شال‌گردن نقره‌ای دور گردنش آویخته بود و ریش سفیدش از روی آن تا پایین کمر می‌رسید، و یک جفت چکمه سیاه خیلی بزرگ به پا داشت.»

هابیت، میهمانی غیرمنتظره

 

«پیرمردی آن را به تنهایی می‌راند. کلاه آبی‌رنگ نوک‌تیزی به سر داشت، و شنل خاکستری‌رنگ بلندی با شال گردنی سیم‌گون به تن کرده بود. ریش سفید بلندی داشت با ابروانی پرپشت که از لبۀ کلاهش بیرون زده بود.»

ارباب حلقه‌ها: یاران حلقه، دیرزمانی به انتظار میهمانی

 

«موی بلند سفید و ریش با وقار نقره‌ای رنگ و شانه‌های پهنش، به او جلوه پادشاه خردمند افسانه‌های باستانی را می‌داد. در چهرۀ سالخورده‌اش، زیر ابروان برف‌گرفتۀ پرپشت، چشمان سیاه او به زغالی می‌مانست که هر لحظه ممکن است مشتعل شود.»

ارباب حلقه‌ها: یاران حلقه، ملاقات‌های بسیار

 

«اما چهرۀ سوار را به وضوح می‌دیدم: انگار برق می‌زد»

ارباب حلقه‌ها: دو برج، خرت و پرت‌های آب‌آورده

 

توجه: لطفاً پیش از شمشیرکشیدن و طرفداری از گزینه‌ای خاص، بدانید که این فهرست فقط و فقط براساس چند معیار که در پایین شرح داده شده و میزان وفاداری «ظاهری» به متون تالکین مرتب شده است و مورد پسند بودن نتیجه نهایی یا نظر شخصی شما در خصوص مناسب یا نامناسب بودن نسخه‌ای خاص از گندالف خاکستری جایگاهی در این رتبه‌بندی ندارد.

 

ملاک رتبه‌بندی اینکه کدام گندالف خاکستری در اقتباس‌های نمایشی وفاداری بیشتری به نظر تالکین دارد بدین شرح است:

  1. کلاه نوک‌تیز و رنگ آبی
  2. شنل خاکستری بلند
  3. شال‌گردن نقره‌ای
  4. ریش سفید یا نقره‌ای تا پایین کمر
  5. چکمه بزرگ سیاه‌رنگ
  6. ابروهای پرپشت بیرون‌زده از لبۀ کلاه

حال به سراغ رتبه‌بندی ۸ گندالف خاکستری در اقتباس‌های نمایشی از منظر وفاداری ظاهری به متن آثار تالکین برویم:

 

۱. انیمیشن هابیت (۱۹۷۷)

گندالف در انیمیشن هابیت (1977)

گندالف خاکستری داستان در این اقتباس که به انیمیشن هابیت ساخته رانکین و باس معروف است، کلاه نوک‌تیز آبی‌رنگ به سر دارد، شنل خاکستری بلندی بر دوش، ریش سفیدش از کمر او پایین‌تر است، ابروهایی پرپشت و عجیب دارد که از لبۀ کلاه او بیرون زده است. با داشتن چهار مورد از شش گزینه مطرح‌شده، این گندالف برنده مقام اول از منظر وفاداری ظاهری به متن آثار تالکین است. از آنجایی که انیمیشن بازگشت شاه (۱۹۸۰) نیز توسط رانکین و باس ساخته شده و گندالف به همان شکل است، تنها به نسخه قدیمی‌تر اشاره شد.

گندالف در انیمیشن هابیت (1977)

کسب اطلاعات بیشتر.

۲. تله‌تئاتر هابیت (۱۹۸۵)

گندالف در تله‌تئاتر هابیت (1985)

این نمایش تلویزیونی نامی بس طولانی دارد (نام کامل آن «سفر شگفت‌انگیز آقای بیل‌بو بگینز، آن هابیت، در میان سرزمین‌های بیابانی، از میان جنگل تاریک، آنسوی کوهستان مه‌آلود. آنجا و بازگشت دوباره» است) که در شوروی ساخته و اکران شده است. گندالف در این اقتباس سه مورد از شش مورد ظاهری ذکر شده را دارد؛ شنل خاکستری بلند، ریشی که کمابیش سفید است و تا پایین کمر او آمده و خصوصیتی جالب که در هیچ‌کدام از هفت مورد دیگر به آن توجه نشده است: چکمه‌های بزرگ! یک مورد جالب دیگر نیز وجود دارد و آن یکی از خصوصیاتی است که در کتاب دو برج برای گندالف سپید توصیف شده است: چهره‌ای که برق می‌زد؛ که تهیه‌کنندگان سعی در بازسازی آن بر روی صورت و موهای این گندالف داشته‌اند. اگر این گندالف کلاه آبی نوک‌تیزی به سر داشت به خاطر این میزان دقت به جزئیات بدون شک در رتبه اول قرار می‌گرفت.

گندالف و بیل‌بو در تله‌تئاتر هابیت (1985)

کسب اطلاعات بیشتر.

۳. انیمیشن ارباب حلقه‌ها (۱۹۷۸)

گندالف در انیمیشن ارباب حلقه‌ها (1978)

این انیمیشن شاید مشهورترین انیمیشن مرتبط با دنیای تالکین باشد، انیمیشنی که باعث علاقه‌مندی پیتر جکسون به آثار تالکین شد و او در اقتباس‌های سینمایی خود الهامات بسیاری از این انیمیشن داشت. گندالف در اینجا به راحتی می‌توانست در رتبه دوم قرار گیرد و ابروانی پرپشت (گرچه از لبۀ کلاه بیرون نزده‌اند) اما به سبب نکات ریز ذکر شده برای مورد بالا، و اینکه رنگ آبی زیادی در جامه او به کار رفته است، متاسفانه باید به جایگاه سوم بسنده کند. این گندالف کلاه نوک‌تیز آبی‌رنگ دارد، با شنلی بلند و خاکستری و ریش سفیدی او تا به پایین کمرش رسیده است.

گندالف در انیمیشن ارباب حلقه‌ها (1978)

کسب اطلاعات بیشتر.

۴. اقتباس‌های سینمایی پیتر جکسون

گندالف خاکستری در اقتباس سینمایی پیتر جکسون

مشهورترین گندالف اقتباس‌های نمایشی آثار تالکین نیاز به معرفی ندارد. ایان مک‌کلن با بازی فراموش‌نشدنی خود نسخه‌ای از گندالف را در ذهن همگان حک کرده است که رسیدن به آن سطح اگر غیرممکن نباشد، بسیار دشوار خواهد بود. اما هنگامی که به سراغ وفاداری ظاهری برویم، این نسخه از گندالف در اقتباس‌های سینمایی پیتر جکسون، تنها می‌تواند در جایگاه چهارم باشد. او شنلی بلند و خاکستری دارد و این تنها شباهت کامل مستقیم اوست. البته او ابروانی پرپشت دارد (که متاسفانه از گوشه کلاه او بیرون نزده است)، کلاهی نوک‌تیز به سر دارد (اما رنگ آن به جای آبی، خاکستری است) و ریش بلندی که برخلاف متن کتاب به زیر کمر او نمی‌رسد و رنگ آن به جای سفید، خاکستری است.

کسب اطلاعات بیشتر.

۵. فیلم طرفداری در جست‌وجوی گولوم (۲۰۰۹)

گندالف در فیلم طرفداری در جست‌وجوی گولوم (2009)

این فیلم طرفداری با وجود آنکه از بودجه اندکی برخوردار بود، کیفیتی مثال‌زدنی و داستانی جذاب و بازیگرانی با ظاهری شبیه به اقتباس سینمایی جکسون از ارباب حلقه‌ها دارد و از این رو گندالف آن نیز مشابه گندالفی است که ایان مک‌کلن نقش آن را ایفا کرده است و به خاطر کیفیت اندکی پایین‌تر در جایگاه پنجم قرار می‌گیرد.

کسب اطلاعات بیشتر.

۶. انیمیشن کوتاه هابیت (۱۹۶۶)

گندالف و بیل‌بو در انیمیشن کوتاه هابیت (1967)

انیمیشن هابیت یک انیمیشن کوتاه و فراموش شده است که تا پیش از بازپیدا شدنش در سال ۲۰۱۲، تنها توسط عده انگشت‌شمار و بنیاد تالکین دیده شده بود و هدف اصلی آن نه اقتباسی وفادار، بلکه هدفی تاریک‌تر در پشت آن بود: تمدید قرارداد حق ساخت و فروش آن به قیمت بسیار بالاتر! درست است که از لحاظ تعداد شباهت‌ها، کمابیش مشابه دو گزینه پیشین است و کلاه نوک‌تیز آبی‌رنگ و ریش سفید تا پایین کمر دارد، اما داستان مصیبت‌بار و تقریباً به تمامی بدون ارتباط به کتاب تالکین و مشکلات دیگر نظیر اینکه گندالف خاکستری به کلی آبی‌رنگ! است و شخصیتش مایه ننگ هر گندالف دیگر در این فهرست است، نمی‌تواند جایگاهی بهتر از ششم به دست آورد.

کسب اطلاعات بیشتر.

۷. مجموعه کوتاه تلویزیونی هابیتیت (۱۹۹۳)

گندالف در مجموعه کوتاه تلویزیونی هابیتیت (1993)

این مجموعه ۹ قسمتی فنلاندی که برخلاف نام آن اقتباسی از ارباب حلقه‌هاست، گندالفی را به تصویر می‌کشد که با وجود جالب بودن و داشتن جزئیات خوب و کیفیت قابل قبول برای چنین برنامه‌ای، بجز شنل بلند خاکستری و احتمالاً شالی از خز خاکستری هیچ شباهت ظاهری دیگری با گندالف قصه‌های تالکین ندارد. ریش وَن دایک او انتخاب عجیبی است.

کسب اطلاعات بیشتر.

۸. تله‌تئاتر حافظان (۱۹۹۱)

گندالف در تله‌تئاتر حافظان (1991)

خرانیتلی (به معنی نگهبانان، نگهداران، حافظان؛ که اشاره به نگه‌دارنگان حلقه‌های قدرت دارد) براساس جلد اول سه‌گانه ارباب حلقه‌ها، یعنی یاران حلقه در شوروی ساخته شده است. گندالف این مجموعه هیچ شباهت ظاهری با گندالف کتاب‌های جی.آر.آر. تالکین ندارد و به همین خاطر رتبه آخر را کسب کرده است.

کسب اطلاعات بیشتر.

آیا جای گندالف دیگری در اقتباسی نمایشی در این رتبه‌بندی ۸ گندالف خاکستری در اقتباس‌های نمایشی از منظر وفاداری ظاهری به متن آثار تالکین خالی است؟ کاندیدای مد نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید.