خانه - کتابخانه - یادداشت‌ها

یادداشت‌ها

کوتاه: رد ادعای الهام گرفتن تالکین از حلقه نفرین شده سیلویانوس

رد ادعای الهام گرفتن تالکین از حلقه نفرین شده سیلویانوس

ادعایی بی‌اساس وجود دارد که تالکین، حلقه یگانه را با الهام از حلقه‌ای در واین در همپشایر و حکاکی نفرین شده را از لیدنی در گلوسسترشایر خلق کرده است.

جان گارث، یکی از محققان برجسته‌ی دنیای تالکین، در یکی از کتاب‌هایش به نام The Worlds of J. R. R. Tolkien شرح می‌دهد که چرا این ادعایی بی‌اساس است.

تالکین در ۱۹۳۲ یک مقاله بر گزارش اکتشافات دوران بریتانیای رومی توسط مورتیمر ویلر که در لیدنی، گلوسسترشایر نوشته بود. اما تالکین تنها به یک بخش از این لوحه نفرین شده پرداخته بود: نام مقدسِ نودنس[۱] (که بیشتر آن خلاصه‌سازی اطلاعاتی بود که در آن زمان وجود داشت). مقاله او هیچ نشانه‌ای از در نظر گرفته شدن محتوای لوحه‌ها بیان نمی‌کند، و هیچ اشاره‌ای به نفرین یا به حلقه نمی‌کند.

حلقه‌ی درون هابیت آنطور که نوشته (?۱۹۳۴-۱۹۲۹) و منتشر (۱۹۳۷) شده بود، تنها یک حلقه ساده‌ی نامرئی کننده است. هنگامی که تالکین در دسامبر ۱۹۳۷ با بی‌میلی شروع به نوشتن یک ادامه برای کتاب هابیت کرد، حلقه‌ی بیلبو به نظرش نقطه شروع مناسبی بود، اما نمی‌دانست که با آن چه کند.

تالکین بلافاصه این ایده را پیش نگرفته بود که حلقه می‌بایست نفرین شده باشد و صاحبش می‌خواهد آن را پس بگیرد. دست‌نوشته‌ها و یادداشت‌ها در بازگشت سایه (جلد ششم کتاب تاریخ سرزمین میانه که کریستوفر تالکین به تاریخچه خلق ارباب حلقه‌ها پرداخته است) نشان می‌دهد این ایده چگونه به صورت یک پازل در طول ۱۰ ماه اندک اندک در کنار هم قرار گرفته‌اند.

قطعات پازل به شرح زیر هستند:

  1. پسر بیلبو می‌خواهد حلقه را که برایش به ارث گذاشته شده، به بیلبو بازگرداند.
  2. حلقه توسط نکرومانسر ساخته شده بود و «آنقدرها هم خطرناک نبود».
  3. تالکین غیرمنتظره سواران سیاه را خلق کرده بود اما نمی‌دانست آنها چه کسانی هستند.
  4. نکرومانسر حلقه‌های بسیاری را ساخته بود که دارندگانشان را به اشباح تبدیل می‌کرد، و این تنها حلقه باقی مانده بود که نابود نشده و آن را پس نگرفته بود. از این رو موتیفِ ژرمنی اعطای حلقه‌های بسیار توسط یک ارباب به خادمانش به وضوح مشخص، و تالکین به خوبی از آن آگاه بوده است.
  5. گندالف می‌گوید با انداختن آن در کوه آتشین ممکن است بتوان آن را نابود کرد (اما نه می‌گوید که آنجا جایی است که حلقه ساخته شده، و نه اینکه آن کوه در سرزمین نکرومانسر قرار دارد).
  6. ایده‌ی سفر به کوه آتشین در نزدیکی برجِ تاریکِ موردور برای اولین بار در یادداشت‌های آگوست-سپتامبر ۱۹۳۸ ظاهر می‌شوند.
  7. ایده حلقه‌ی حکمران بودن حلقه‌ی بیلبو ابتدا در یادداشت‌های سپتامبر-اکتبر ۱۹۳۸ ظاهر شده است.
  8. نفرین شده بودن حلقه و شعر مشهور حلقه «حلقه‌ای است از برای حکم راندن» نیز برای اولین بار در پیش‌نویس‌های فصل «سایۀ گذشته» در سپتامبر-اکتبر ۱۹۳۸ ظاهر شده است.

شباهتی کوچک با حلقه‌ی سائورون وجود دارد. سیلویانوس[۲]، که حلقه‌اش به سرقت رفته، نفرین ناخوشی مزاج بر دزد حلقه، سنیسیانوس[۳] حکاکی کرده است تا آنکه حلقه بدو بازگردانده شود. اما نفرین سیلویانوس بر روی حلقه نوشته نشده، بلکه بر روی لوحی سنگی حکاکی شده بود.

نفرین حکاکی شده بر روی حلقه‌ی سائورون درباره سلطه بر دیگر حلقه‌هایی است که توسط او اعطا شده، یا به وسیله دانش او ساخته شده است. ناخوشی مزاج تنها برای نه عدد از آن حلقه‌ها که به دستان آدمیان فانی بودند کاربرد دارد و آنها را به اشباح حلقه تبدیل می‌کند.

هیچ مدرکی که تالکین از لیدنی بازدید کرده باشد یا آنکه نیازی به رفتن به آنجا داشته باشد وجود ندارد، هیچ مدرکی پس از آن مقاله در ۱۹۳۱ از ارتباط بیشتر تالکین با لیدنی وجود ندارد، هیچ مدرکی از ارتباط او با وین نیز وجود ندارد. تالکین نویسنده‌ای است که برای تمام زندگی او مدرک و تحقیقات وجود دارد و هیچ نقطه تاریکی در زندگی او وجود ندارد که بخواهیم به خیال‌پردازی دست بزنیم، و در نبود مدرک به هیچ عنوان نمی‌توان نظرات و برداشت‌های بدون مدرکی که تنها فن‌فیکشن هستند یا به نظر می‌رسند ارتباطی دارند را دارای اهمیت دانست.

پاورقی:

[۱] Nodens

[۲] Silvianus

[۳] Senicianus

این یادداشت با کمک رشته توییتی منتشر شده توسط جان گارث در اینجا نوشته شده است.

کوتاه: آداب و رسوم نام گذاری در میان الدار

آداب و رسوم نام گذاری در میان الدار

Tarnin Austa, Gondolin. They are coming. by Alystraea

در جلد دهم تاریخ سرزمین میانه: حلقه‌ی مورگوت توضیحات بسیاری درباره‌ی آداب زندگی الدار وجود دارد. اما متأسفانه و خوشبختانه هیچ یک از کتاب‌های تاریخ سرزمین میانه به هیچ زبانی از جمله فارسی ترجمه نشده‌اند، زیرا متن آنها بسیار تخصصی است و باعث گیج شدن مخاطبین می‌شود؛ و از این رو تنها کسانی که قصد تحقیق در زمینه‌ی دنیای تالکین را دارند به آن مراجعه می کنند. اما در کنار این‌ها بخش‌های وجود دارد که واقعا حیف است که خوانده نشود مانند داستانِ «مباحثه فینرود و آندرت» یا «افسانه‌ی بیدار شدن کوئندی» که در سایت آردا نیز ترجمه شده از این رو امروز بخشی دیگر از فصل آداب و رسوم در میان الدار به عنوان آداب نام‌گذاری در میان الدار را به صورت خلاصه برای شما آماده شده است:

در باب نام گذاری الدار گفته شده که هر یک از نولدور تا چهار نام داشتند: نام پدری، نام مادری، لقب و نام که توسط خود آن الدار انتخاب شده باشد.

پدر کودک بلافاصله پس از تولد یا مدتی پیش از آن اولین نام را برای او انتخاب میکند که نام پدری نامیده میشود، پدر در جشن اسکارمه (جشن نامگذاری) نام فرزند خود را برای خویشاوندان بازگوی می‌کند.

نام پدری معمولا از نام والدین گرفته می‌شود گاهی اوقات از همان نام استفاده شده، گاهی نیز با اضافه کرد پیشوند و پسوند به نام والدین و بعضی اوقات هم از ترکیب اسم پدر و مادر گرفته می‌شود برای مثال نام کوروفینوه دقیقا از نام پدری فئانور گرفته شده است یا مثلا نام تمامی پسران فینوه از ترکیب اسم او با پیشوند مثل آرافینوه و نولوفینوه یا نام دختر او فیندیس که ترکیب نام فینوه و ایندیس است.

نام دیگر نامی بود که توسط مادران به الدار داده می‌شد گاهی پس از تولد و گاهی نیز بعد از گذشت زمانی طولانی به او داده می‌شد. این نام‌ها که به وسیله خود مادران انتخاب میشدند بر دو دسته بود: نام بینشی و نام آینده‌نگری.

این نام‌ها بعضی خصوصیات اخلاقی و بعضی دیگر آینده‌ی الف را فاش می‌کردند و به نوعی پیش بینی در سرنوشت کودک بودند. برای مثال نام فئانور که به معنای روح آتش است و به روح آتشین فئانور اشاره دارد یا نام مادری کله‌گورم تییل‌کورمو به معنی تند مزاج که به شخصیت تند کله‌گورم اشاره دارد.

لقب چیزی بود که براساس دستاوردها در آینده به الف داده می‌شد و همه الدار از آن بهره‌مند نبودند.

نام چهارم نامی بود که هر نولدور حق داشت برای خودش انتخاب کند. این نام در جشنی که اسه‌کیلمه نامیده می‌شد انتخاب میشد. این جشن زمان مشخصی نداشت اما معمولا پس از آنکه کودک واژه‌ها و بکارگیری آنها را فرا میگرفت برگزار میشد و این اتفاق اغلب بعد از ده سالگی می‌افتاد. البته لازم به ذکر است کودکان الدار در ۱ سالگی توانایی سخن‌گفتن به صورت کامل و نظیر بزرگسالان را داشتند.

نام پدری نام اصلی بود و همه شخص را با نام پدریاش می‌شناختند در حالی که نام که توسط خود شخص انتخاب شده بود فقط توسط خانواده و دوستان نزدیک او مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 

در جدول زیر نام‌های مختلف برخی از الف‌ها به تفکیک آمده است:

نام پدری نام مادری لقب نام انتخابی/نام رایج
نلیافینوه مایتیمو روساندُل مایدروس
آرتانیس نِزوِن آلاتاریل گالادریل
فین‌داراتو اینگولدو فلاگوند فین‌رود
رودنور(س)/آرتانارو(ک) گیل-گالاد اِرِنیون
کانافینوه ماکالائوره خنیاگر ماگلور
کوروفینوه فئانارو فئانور
تورکافینوه تییِل‌کورمو کله‌گورم
موری‌فینوه کارنیستیر تاریک کارانتیر
کوروفینوه آتارینکه کاردان کوروفین
پیتیافینوه آمباروسا (بعدا: اومبارتو) آتیاروسا آمرود
تلوفینوه آمباروسا مینیاروسا آمراس
نولوفینوه آراکانو فین‌گولفین

 

برای کسب اطلاعات بیشتر و ترجمه اسامی از الفی به بخش آیا می‌دانستید صفحه اینستاگرام آردا مراجعه فرمایید.

کوتاه: آداب و رسوم ازدواج در میان الدار

آداب و رسوم ازدواج در میان الدار

در جلد دهم تاریخ سرزمین میانه: حلقه‌ی مورگوت توضیحات بسیاری درباره‌ی آداب زندگی الدار وجود دارد. اما متأسفانه و خوشبختانه هیچ یک از کتاب‌های تاریخ سرزمین میانه به هیچ زبانی از جمله فارسی ترجمه نشده‌اند، زیرا متن آنها بسیار تخصصی است و باعث گیج شدن مخاطبین می‌شود؛ و از این رو تنها کسانی که قصد تحقیق در زمینه‌ی دنیای تالکین را دارند به آن مراجعه می کنند. اما در کنار این‌ها بخش‌های وجود دارد که واقعا حیف است که خوانده نشود مانند داستانِ «مباحثه فینرود و آندرت» یا «افسانه‌ی بیدار شدن کوئندی» که در سایت آردا نیز ترجمه شده از این رو امروز بخشی از فصل آداب و رسوم در میان الدار به عنوان آداب ازدواج الدار را به صورت خلاصه برای شما آماده شده است:

الدار معمولا در دوران جوانی و اقلب بعد از پنجاه سالگی پیوند زناشویی می‌بستند. فرزندان اندکی داشتند اما فرزندان‌شان نزد آنها بسیار گرامی بودند. خانواده‌های آنها پر از عشق بود و احساس عاطفی عمیقی نسبت به یکدیگر داشتند که روح و جسم آنها را به به یکدیگر پیوند می‌داد.

فرزندان‌شان به تعلیم و تربیت اندکی نیاز داشتند و بیشتر مسائل را خود فرا می گرفتند.

به ندرت پیش می‌آمد که خانه‌ای بیش از چهار فرزند یافت شود که با گذشت زمان این تعداد کاهش نیز یافت. اما در روزگار کهن زمانی که هنوز الدار جوان، کم تعداد بودند و به افزایش تعداد خود اشتیاق داشتند، فئانور به عنوان پدر هفت فرزند شناخته شده بود و هیچ کس در تاریخ الدار نتوانست به تعداد او فرزند داشته باشد.

الدار فقط یکبار در طول زندگی‌شان ازدواج می‌کردند و این ازدواج از روی عشق و یا با رضایت طرفین صورت می‌گرفت. حتی در دوران‌های بعدی، آنچنان که تاریخ نویسان نقل کرده‌اند در زمانی که بسیاری از الدار در سرزمین میانه اسیر گشته بودند و دل‌هایشان بر اثر سایه‌ای که در آردا نهفته شده بود تاریک شده گشته بود، به ندرت قصه‌ای از روی آوردن آنان به شهوت یا خیانت نقل شده است.

ازدواج، به غیر از افراد نادری که بیمار بودند یا سرنوشتی عجیب داشتند یک از فرآیندهای طبیعی زندگی الدار به شمار می‌آمد. کسانی که بعدها ازدواج می‌کردند، یکدیگر را در‌ سنین جوانی یا حتی گاهی دوران کودکی انتخاب‌ می‌کردند (‌و در واقع این امر غالباً در ایام صلح صورت می‌گرفت).

اما اگر هر دو نفر می‌خواستند به سرعت ازدواج کنند و حتی اگر به سن قانونی پنجاه سال نیز رسیده بودند، نامزدی وابسته به قضاوت و تصمیم‌گیری والدین هر یک از طرفین بود .

Faerie Magazine - Issue #42 - The Tolkien Issue

Faerie Magazine – Issue #42 – The Tolkien Issue

در موعد مقرر نامزدی در مراسمی که هر دو خاندان‌ در آن شرکت می‌کردند اعلام می‌شد و در طول مراسم هر یک نامزدها حلقه‌ای نقره‌ را به دیگری می‌دادند. بر طبق قوانین الدار این نامزدی حداقل می‌بایست یک سال طول بکشد اما معمولا بیشتر نیز طول می‌کشید. در طول این مدت این نامزدی می‌توانست به هم بخورد در این صورت دو نامزد حلقه‌ها را در مقابل دیگران به یکدیگر بازپس میدادند، این حلقه‌ها ذوب میشدند تا دیگر هیچ‌وقت از آنها برای نامزدی استفاده نشود.

اما از حق فسخ نامزدی به ندرت استفاده میشد زیرا الدار در چنین انتخاب‌هایی به آسانی اشتباه نمی‌کردند و آنها به آسانی از هم نوعان خویش فریب نمی‌خوردند یا خویشاوندان را فریب نمی‌دادند. روح آنها بر جسمشان فرمانروایی می‌کند، به ندرت تحت تاثیر خواسته‌های جسمانی خود قرار می‌‌گرفتند و ذاتا پارسا و ثابت‌قدم بودند.

با این وجود حتی در میان الدار و حتی در آمان آرزوی ازدواج همیشه برآورده نمی‌شد، عشق غیر قابل بازگشت بود و ممکن بود کسی بیش از یک همسر برای خود آرزو کند. این تنها علت غم و اندوه است که به سرزمین سعادتمند آمان وارد شده است که خود باعث تردید والار گشته است. برخی معتقدند که این به دلیل سایه‌ای است که در زمان بیداری الدار بر آردا افتاده بوده است زیرا اندوه و بی‌نظمی فقط از آنجا می‌آید و برخی نیز عقیده داشتند که این ناشی از خود عشق و وجود آزاد هر یک از آنها است و این خود یکی از رمز و رازهای سرشت فرزندان ارو است.

بعد گذشت حداقل یک سال از مراسم نامزدی زمان ازدواج تعیین می‌کردند، سپس در طی یک ضیافت که هر دو خاندان در آن شرکت می کردند ازدواج جشن گرفته میشد. در پایان ضیافت هر دو در جلو می‌ایستادند و مادر عروس و پدر داماد دست آنها را در دست یکدیگر قرار می‌دادند و برای آنها دعای خیر میخواندند.

برای این دعا یک حالت رسمی وجود داشت اما هیچ انسانی تاکنون آن را نشنیده است هر چند که الدار گفته‌اند که در آن از واردا بعنوان مادر و از مانوه به عنوان پدر نام برده میشود و علاوه بر آن نام ارو نیز به زبان آوردند (که به ندرت از آن استفاده می‌شد). پس از آن نامزدها حلقه‌های نقره را به هم دیگر بازپس می دادند (آنها را نگه می‌داشتند) و در عوض آن حلقه‌های طلای ظریفی به یکدیگر می‌دادند، هر فرد این حلقه را به انگشت اشاره‌ی دست راست خود می‌کرد.

همچنین در میان نولدور رسم بوده است که مادر عروس به داماد جواهری بر زنجیر یا بر یقه می‌شود هدیه بدهد و پدر داماد نیز باید هدیه‌ای مشابه آن را به عروس بدهد. گاهی اوقات این هدایا قبل از مراسم ازدواج ردوبدل میشد. (مانند جواهری که گالادریل به آراگورن هدیه داد، زیرا او در مقام مادر آرون بود، او قبل از ازدواج این هدیه رو به آراگورن داد و مراسم ازدواج بعدها صورت گرفت). البته این مراسم برای ازدواج ضروری نبود و تنها به منظور جلب رضایت والدین و در ازای محبت آنان برگزار میشد و با ازدواج اتحادی نه تنها بین دو نامزد بلکه بین دو خاندان شکل میگرفت. البته این پیوند جسمانی بود که مراسم را به پایان می‌رساند و پس از آن بود که این پیوند ناگسستنی کامل می‌شد.

در دوران صلح این بسیار اهانت آمیز بود که خویشاوندان از رفتن به ضیافت ازدواج خودداری کنند، اما در عین حال هر یک الدار حق داشتند تا ازدواج خود را بدون هیچ یک از تشریفات برگزار کنند. در روزگاران بعدی، زمان گرفتاری، جنگ، تبعید و سرگردانی اغلب چنین ازدواج هایی صورت می‌گرفت.

کوتاه: عجیب‌ترین طرح جلدهای کتاب هابیت

عجیب‌ترین طرح جلدهای کتاب هابیت

کتاب هابیت یکی از شناخته‌شده‌ترین و پرفروش‌ترین کتاب‌های فانتزی است و به بیش از ۷۰ زبان دنیا ترجمه شده است. این کتاب از زمان چاپ در سال ۱۹۳۷، با طرح جلدهای بی‌شماری به‌چاپ رسیده است. در میان طرح‌های بسیار و چشم‌نواز، طرح‌هایی عجیب و غریب نیز وجود دارند و حتی خود تالکین در زمان زنده بودن به آنها واکنش نشان داده بود. این یادداشت کوتاه قصد دارد ۱۰ عدد از این عجیب‌وغریب‌ترین طرح‌های جلد کتاب هابیت را گردآوری کرده و توضیحاتی کوتاه در مورد آنها ارائه کند. این فهرست بدون ترتیب خاصی مرتب شده است.

کتاب هابیت - نسخه آلمانی منتشر شده در 1948

نسخه آلمانی کتاب هابیت منتشر شده در ۱۹۴۸

تالکین در نامه‌ای به استنلی آنوین به صورت مفصل از این طرح به سبب دیزنی‌وار شدن و تحلیل شخصیت گندالف و بیل‌بو بسیار گلایه کرده بود. طراح این جلد هوروس اِنگِلز است.

کتاب هابیت - نسخه انجمن کتاب کودکان منتشر شده در سال 1942

نسخه انجمن کتاب کودکان کتاب هابیت منتشر شده در ۱۹۴۲

مطمئنم کاغذ حرام شده به عنوان روکش جلد برای کتاب می‌توانسته در جای بهتری استفاده شود. -نامه‌های جی. آر. آر. تالکین

کتاب هابیت - نسخه لذت در خواندن لانگمن منتشر شده در 1968

نسخه لذت در خواندن لانگمن کتاب هابیت منتشر شده در ۱۹۶۸

اسماگ در حال تف کردن آتش روی شهر دریاچه؟ :/

کتاب هابیت - نسخه هلندی منتشر شده در 1960

نسخه هلندی کتاب هابیت منتشر شده در ۱۹۶۰

جالب است که این اثر طرفداران قابل توجهی دارد و کتاب هابیت با این طرح جلد به تازگی تجدید چاپ شده بود!

کتاب هابیت - نسخه پرتغالی منتشر شده در 1962

نسخه پرتغالی کتاب هابیت منتشر شده در ۱۹۶۲

کتاب هابیت - نسخه سوئدی منتشر شده در 1962

نسخه سوئدی کتاب هابیت منتشر شده در ۱۹۶۲

این نسخه از کتاب توسط تووه یانسون، نویسنده و تصویرگر مشهور کتاب کودکان کشیده شده است!

کتاب هابیت - تولد فراموش شده: داستان‌های نویسندگان انگلیسی

تولد فراموش شده: داستان‌های نویسندگان انگلیسی منتشر شده در سال ۱۹۹۰

این کتاب در اواخر دوران شوروی در روسیه به چاپ رسیده بود که شامل چند داستان کودکان است که یکی از آنها هابیت بوده و اژدهای درون تصویر، اسماگ است!

کتاب هابیت - نسخه بلغارستانی منتشر شده در 1979

نسخه بلغارستانی کتاب هابیت منتشر شده در ۱۹۷۹

کتاب هابیت - نسخه آلمانی منتشر شده در 1967

نسخه آلمانی کتاب هابیت منتشر شده در ۱۹۶۷

اسماگ با بال‌های پروانه‌ای! فکر نکنیم این اسماگ بتواند حتی آن عنکبوت را بترساند!

کتاب هابیت - نسخه آمریکایی انتشارات بالانتاین منتشر شده در 1988

نسخه آمریکایی انتشارات بالانتاین کتاب هابیت منتشر شده در ۱۹۸۸

این کتاب به همراه سه جلد ارباب حلقه‌ها به صورت باکس‌ست و با تصویرگری مایکل هِرینگ منتشر شده بود که عکسی از دیگر کتاب‌ها را در پایین ببینید.

ارباب حلقه ها انتشارات بالنتاین طراح جلد Michael Herring

ارباب حلقه ها انتشارات بالنتاین طراح جلد Michael Herring

به نظر شما کدام یک از طرح جلدهای این یادداشت از بقیه موارد عجیب‌تر است؟

کوتاه: بلایند گاردین، خنیاگران دنیاهای فانتزی و آلبوم شامگاه در سرزمین میانه

بلایند گاردین - Blind Guardian - خنیاگران دنیاهای فانتزی

از راست به چپ: فردریک اِهم‌کی، آندره اولبریچ، هانسی کورش، مارکوس سایپن

گروه بلایند گاردین و آلبوم «شامگاه در سرزمین میانه» تقریباً برای طرفداران دنیای تالکین شناخته شده است اما بیایید بیشتر با آنها آشنا بشویم و به درک بهتری از این آلبوم برسیم.

گروه بلایند گاردین یک بند پاور متال-سمفونیک متال آلمانی است که به عنوان گیک‌ترین گروه موسیقی دنیا شناخته می‌شود چرا که تمام آثارشان از ادبیات فانتزی نظیر دنیای تالکین، آثار استیون کینگ، داستان‌های مرلین، چرخ زمان و تل‌ماسه الهام گرفته شده است.

به طور کلی سبک موسیقی پاور متال معمولاً از داستان‌های حماسی مایه می‌گیرد اما بلایند گاردین با عشق طرفداران دو آتشه آثار فانتزی همراه است که خود را بارد می‌دانند که روایتگر این داستان‌های حماسی می‌شوند.

(بارد در زبان فارسی معادل دقیقی ندارد. می‌توان آن را مابین خنیاگر و نقال در نظر گرفت. خنیاگر معمولا در بزم می‌نوازد، با ترانه‌های مناسب بزم و سرور و نقال داستان‌های حماسی را روایت می‌کند بدون اینکه موسیقی در کارش اهمیت چندانی داشته باشد. بارد اما یک شاعر قصه‌گوست که باید مثل خنیاگر هم توانایی سرودن و نواختن داشته باشد و هم مثل یک نقال داستان جذاب و گیرایی برای تعریف کردن داشته باشد تا شنوندگانی بیابد و درکارش موفق باشد)

گروه بلایند گاردین به نوعی خود را بارد می‌دانند. آهنگی هم به نام و محوریت بارد دارند که با آهنگ دیگری به همین نام که مربوط به بارد، کسی که اسماگ اژدها را در داستان هابیت کشت، گره زدند و همینطور روی کاور آلبوم «شامگاه در سرزمین میانه» این چنین گفته اند:

“The biggest thanks goes out to all Elves, Dwarves, Hob­bits and Men, who still dwell in this world: To You!!!! Bards you are, Bards will be and Bards you have always been.”

(Blind Guardian, from the album’s cover)

بزرگترین تشکرها برای الف‌ها، دورف‌ها، هابیت‌ها و آدم‌ها که هنوز در این دنیا ساکن هستید. برای شما!!!! بارد هستید و بارد خواهید ماند و همیشه بارد بوده‌اید.

(نوشته‌ی روی کاور آلبوم)

Blind Guardian

اهمیت روایتگری به سبک بارد برای بلایند گاردین مشخص است و چیزی که آلبوم «شامگاه در سرزمین میانه» را خاص و منحصر به فرد و ارزشمند می‌کند همین نوع روایتگری است. آثار تالکین الهام بخش بسیاری از گروه‌های موسیقی بودند و از شناخته‌شده‌ترین گروه‌های راک و متال پرطرفدار دنیا مثل لد زپلین و بلک سبث گرفته تا گروه‌های پاور متال و دوم‌متالی که شهرت کمتر و مخاطبان محدودتری دارند سعی کرده‌اند با الهام از دنیای تالکین آثاری خلق کنند. اما کمتر کسی چون بلایند گاردین شیوه‌ی روایی باردگونه داشته. همین امر باعث محبوبیت این گروه در میان دوستداران تالکین است. جالب است بدانید قبل از ساخته شدن سه‌گانه موفق ارباب حلقه‌ها توسط پیتر جکسون، آهنگ‌های بلایند گاردین در شکل دادن به تخیلات طرفداران تالکین نقش زیادی داشتند و حتی بسیاری از طرفداران تالکین می‌خواستند گروه بلایند گاردین در ساخت موسیقی فیلم مشارکت داشته باشد (چیزی مثل پیشنهاد مد میکلسون توسط طرفداران برای نقش گرالت ریویایی در سریال ویچر که البته راه به جایی نبرد!) اما هاوارد شور چنان بی‌نظیر این کار را انجام داد که جای هیچ نارضایتی از این موضوع باقی نگذاشت.

این آلبوم یکی از بهترین (اگر نگوییم بهترین) کانسپت آلبوم‌هایی است که در تاریخ موسیقی متال خلق شده است. اگر کتاب سیلماریلیون را خوانده باشید، می‌دانید چه متن و داستان پیچیده‌ای دارد، با داستان‌های کوتاهی به هم پیچیده و پیوسته، مکان‌ها و شخصیت‌های بسیار که درست کردن یک کانسپت آلبوم از آن را غیر ممکن می‌سازد. با این حال بلایند گاردین با نبوغ خود توانستند این کار را بکنند. حتی بعضا افرادی که به علت پیچیدگی کتاب توانایی درک کامل داستان را نداشتند توانستند با موسیقی و فضا سازی این آلبوم ارتباط بهتری بگیرند و بلاخره داستان را بفهمند!

درسته! خوندن کتاب سیلماریلیون و فهمیدنش متاسفانه کار هرکسی نیست :))

Blind Guardian Nightfall in Middle-Earth

لوتین در برابر سریر آهنین مورگوت می‌رقصد – کاور آلبوم «شامگاه در سرزمین میانه»

آلبوم «شامگاه در سرزمین میانه» در سال ۱۹۹۸ منتشر شد و ششمین آلبوم استودیویی بلایند گاردین است. این آلبوم حدودا ۶۵ دقیقه و شامل ۲۲ ترک (در نسخه‌های ریلیز شده بعدی به خاطر وجود تعدادی ترک اضافی، اعداد متغیر است)، ۱۱ آهنگ اصلی و ۱۱ میان پرده است و با نبرد خشم شروع می‌شود که حالتی تئاتر گونه دارد و به سرعت شنونده را به دنیای جادو می‌برد و در ادامه با ملودی‌های زیبا و همخوانی‌های جادویی و درام محکم و قدرتمند همراه می‌شود اما چیزی که این آلبوم را خاص و ویژه می‌کند شیوه آهنگسازی و توانایی‌های اعضای گروه در نوازندگی و خوانندگی (که البته همگی در سطح بسیار خوبی‌اند) نیست؛ بلکه داستانی است که روایت می‌شود و اتمسفری است که خلق می‌کند. داستان‌ از انتها روایت می‌شود و به شکل فلاش‌بک ادامه می‌یابد. داستان‌هایی که از زاویه دید افراد مختلف و معمولاً به شکل اول شخص روایت می‌شوند که شنونده خود را در داستان حس می‌کند.

روایت داستان و فواصل کوتاه بین آهنگ‌های اصلی هوشمندانه تنظیم شدند در واقع نقش مهمی در خلق یک اثر یکپارچه و روایت کاملی که مد نظرشان بوده دارند. رعایت لحن از عناصر مهمی است که بلایند گاردین به خوبی آنرا حفظ می‌کند. چه در نوع خواندن هنسی که با لحن مناسبی عتاب مغرورانه‌ی نولدور را فریاد می‌زند و یا همخوانی‌های مغمومی که غم و درد و پشیمانی نولدور را منتقل می‌کنند و چه توصیفاتی چون «همچون ستاره‌ای در شب و حامل امید، او به تنهایی به سمت نبردی باشکوه می‌تازد. بدرود ای جنگ سالار شجاع» در توصیف به نبرد رفتن فین‌گولفین و یا «من طعم زهر را زمانیکه از شراب تقدیر نوشیدم چشیدم» از قول فین‌رود که فضاسازی شاعرانه‌ی مناسبی دارند و با فضای داستان تالکین هم‌خوانی دارند.

مورگوت و فین‌گولفین - اثر helgecbalzer

مورگوت و فین‌گولفین – اثر helgecbalzer

ساختار آهنگ‌ها از هم متفاوت و پیچیده است که به طرز خلاقانه‌ای تنظیم شده است و باید اعتراف کرد با یک دفعه گوش دادن شاید خیلی جذاب به نظر نرسند اما بعد از چند بار شنیدن آلبوم لذتی که از آهنگ‌ها خواهید برد به صورت توانی افزایش می‌یابد. (مثلا آهنگ «زمان در تپه‌ی آهن باز می‌ایستد» حتما بعد از چندبار شنیدن در ذهن خواننده جا خوش می‌کند و catchyترین آهنگ آلبوم است) و در طولانی مدت بعید به نظر می‌رسد که این آلبوم بتواند خسته کننده به نظر برسد.

اگر طرفدار فانتزی و دوستدار آثار تالکین هستید این آلبوم به احتمال زیاد بهترین آلبومی است که شنیده‌اید و اگر نیستید این آلبوم همچنان یک آلبوم متال حماسی قوی با بهترین آهنگ‌های ملودیک پاور متال است.

متن ترانه (لیریکس) موسیقی‌های آلبوم Nightfall in Middle-Earth از بند Blind Guardian با ترجمه فارسی اختصاصی.