و

وارگ‌ها (گرگ‌های عظیم الجثه‌ی سرزمین‌های شمالی)

نژاد وحشی و باهوش گرگ‌هایی که در دره‌های شمالی آندویین زندگی می‌کردند و احتمالاً در دیگر اماکن شمالی سرزمین میانه نیز می‌زیستند.

واندلیم (معشوق چوب‌ریش که مدت‌ها پیش گم شد)

تفسیری از نام الفی فیم‌بره‌تیل به گویش مشترک اگرچه ظاهراً ترجمه‌ی مستقیمی نیست. چوب‌ریش  از هر دو اسم برای اشاره به انت‌بانوی گم‌شده‌اند استفاده می‌کند. وقتی که انت‌بانوها به شرق رود بزرگ سفر می‌کردند تا باغشان را بنا کنند از یکدیگر جدا شدند. اشتیاق چوب‌ریش برای دوباره یافتن واندلیم باعث شد انت‌ها دریابند باغ انت‌بانوها ویران شده و خودشان نیز گم شده‌اند.

والدا (دوازدهمین شاه روهان)

پسر و وارث بریتا لئوفا. در زمان حکمرانی پدرش، روهان از نبرد با ارک‌هایی که از شمال آمدند و کوشیدند و در کوهستان سفید ساکن شوند صدمه خورد. ارک‌ها را بیرون راندند و زمانی که والدا به تخت نشست گمان می‌کردند که سرزمین را از ارک‌ها پاک کرده‌اند. اما در سال نهم حکومت ولدا، ارک‌ها، نزدیک دون‌هارو او را کشتند. پسرش، فولکا به جای او نشست و انتقام مرگ پدر را گرفت.

وین (نام انسانی داسِ والار)

«…ستاره‌های وین از همین حالا چشمک می‌زدند…»

هابیت، ۱۰، استقبال گرم

هفت ستاره‌ی وین

نامی در سرزمین‌های شمالی سرزمین میانه برای پیکر آسمانی۲ که ما امروز به نام گاو‌آهن یا خرس بزرگ می‌شناسیم. در افسانه‌شناسی تالکین، واردا این ستارگان را به شکل داسی عظیم در آسمان نهادند تا اخطاری به ملکور و زیردستانش باشد. ظاهراً انسان‌ها و هابیت‌های سرزمین‌های شمالی از این حقیقت غافل بوده‌اند و اسامی عامی چون «وین» که به معنی گاری و ارابه است به اختران دادند.

نکته:

۱-انتخاب تالکین باید از اسم حقیقی این صورت فلکی در قرون وسطی آمده باشد: چارلز وین (Charles’ Wain)=ارابه‌ی چارلز (این‌جا، چارلز به امپراتور شارلمان (Charlemagne) اشاره دارد.) گرچه شارلمان در دنیای تالکین جایی ندارد، هفت ستاره واقعاً شکل ارابه‌‌ی اسبی را شکل می‌دهند و نام مذکور در محیط سرزمین میانه نیز طبیعی جلوه می‌کند.

۲-در اصل وین، پیکر آسمانی نیست بلکه بخشی است از پیکر آسمانی بزرگ‌تری به نام هفت‌ اورنگ مهین یا خرس بزرگ.

وارث ایسیلدور (بازماندگان پسر بزرگ الندیل)

ایسیلدور پسر بزرگ الندیل بود، بنابراین او و نوادگانش وارث عنوان شاه مهین و حکمرانی قلمروهای آرنور و گوندور هستند. اندکی پس از شکست سائرون در پایان دوران دوم، ایسیلدور و سه پسر بزرگش در حادثه دشتهای گلادن از پای در آمدند.
تنها وارث ایسیلدور، والاندیل بود که در ریوندل نگه داری میشد اما در آن زمان تنها ۱۱ ساله بود و نمیتوانست حکمرانی کند. بنابراین منلدیل برادرزاده ایسیلدور پادششاهی گوندور را به دست گرفت و دو پادشاهی از هم جدا شدند. در جنوب، گوندور تحت حکمرانی وارثان منلدیل قوی باقی ماند، اما پادشاهی شمال زیاد خوش شانس نبود و به سه پادشاهی مجزا تقسیم شد و به تدریج بدست نیروهای سیاه آنگمار افتاد. آرودوی، بیست و سومین وارث ایسیلدور آخرین پادشاه شمال بود، او ادعای حکومت بر هر دو پادشاهی شمال و جنوب را داشت اما موفق نشد و آخرین بقایای آرنور بدست دشمن از بین رفت.
وارثان ایسیلدور تقریبا نزد همه فراموش شدند. چون شهر سلطنتی آنها از بین رفته بود و مردمشان کاهش یافته بودند برای ۱۶ نسل با نام “سرکردگان دونه داین” به زندگی ادامه دادند. آخرین سرکرده دونه داین آراگورن دوم بود که بعد از جنگ حلقه با افتخار به میناس تریت آمد و مدعی عنوان شاه مهین و تمامی سرزمینهای غربی شد.
شاهان آرنور
۱-والاندیل: وارث مستقیم ایسیلدور،او در هنگام مرگ پدر و سه برادر بزرگش در ریوندل بود و پسر عمویش منلدیل حکمرانی گوندور را به دست گرفت. والاندیل بعدها شاه آرنور شد.
۲-الداکار
۳-آرانتار
۴- تارکیل
۵-تاروندور
۶-والاندور
۷-الندور
۸-ائارندور: بعد از مرگ ائارندور، آرنور به سه قسمت تقسیم شد: آرتداین، کاردولان، رودائور
شاهان آرتداین
۹-آملایت: آملایت اهل فورنوست، اولین شاه آرتداین، بزرگترین پسر ائارندور و وارث مستقیم ایسیلدور.
۱۰-بلگ
۱۱-مالور
۱۲-کله فارن
۱۳-کله بریندور
۱۴-مالوگیل
۱۵-آرگلب اول: از این زمان به بعد شاهان آرتداین ادعای حکومت بر کل آرنور را کردند، و به همین دلیل پیشوند سلطنتی “آر(ا)” در ابتدای نام آنها قرار دارد.
۱۶-آرولگ اول
۱۷-آرافور
۱۸-آرگلب دوم
۱۹-آروگیل
۲۰-آرولگ دوم
۲۱-آراوال
۲۲-آرافانت
۲۳-آرودوی:وقتی اوندوهر شاه گوندور و دو پسرش در جنگ کشته شدند، آرودوی ادعای حکومت بر هر دو پادشاهی شمال و جنوب کرد، اما موفق نشد و به جای متحد کردن قلمروهای دونه داین، قلمرو خودش بدست آنگمار نابود شد.
سر کردگان دونه داین
۲۴-آرانارت:به کمک ارتش گوندور انتقام پدر را گرفت و آنگمار را تصرف کرد و شاه جادو پیشه را به جنوب فراری داد. اما در زمان آرانارت تعداد دونه داین به قدری کم بود که نمی توانست پادشاهی را دوباره بنا کند، و دونه داین به مردمی سرگردان تبدیل شدند و در خفا میراث ایسیلدور را حفظ کردند.
۲۵-آراهایل
۲۶-آرانویر
۲۷-آراویر
۲۸-آراگورن اول
۲۹- آراگلاس
۳۰-آراهاد اول
۳۱-آراگوست
۳۲-آراوورن
۳۳-آراهاد دوم
۳۴- آراسویل
۳۵-آراتورن اول
۳۶-آرگونویی
۳۷-آرادور
۳۸-آراتورن دوم
شاهان غرب
۳۹-آراگورن دوم اله سار:ماجراجویی بزرگ، آراگورن در سرتاسر سرزمین میانه سفر کرد و در نهایت با گندالف متحد شد و به او در دفاع در برابر سائرون در جنگ حلقه کمک کرد. او در نهایت قلمروهای شمال و جنوب را متحد کرد و به عنوان شاه غرب تاجگذاری کرد.
۴۰-الداریون:پسر آراگورن و آخرین وارث ایسیلدور که نامش در تاریخ آمده، اما به نظر میرسد او نیز وارثانی در دوران چهارم داشته است.