ن

نورا بولجر (دختر ویلیبالد بولجر)

کوچک‌ترین فرزند و تنها دختر ویلیبالد بولجر و پریسکا بگینز، دو برادر بزرگ‌تر داشت، ویلیمار و هریبالد. نورا در تاریخ ۲۹۶۰ دوران سوم (یا ۱۳۶۰ به سال‌شمار شایر) متولد شد و در زمان جشن تولد معروف صد و یازده سالگی بیل‌بو بگینز چهل و یک ساله بود. او به همراه مادرش پریسکا و دو برادرش در جشن شرکت کرد چرا که پدرش ویلیبالد سال قبل از دنیا رفته بود.

نیمروز والینور (سال‌های روشنایی درختان)

دوره‌ای که به دنبال خلق دو درخت والینور آغاز گشت زمانی که آمان غرق روشنایی استثنایی و  نقره‌ای – طلایی آنان بود. در این دوران کلاکوئندی در صلح، کنار والار زندگی می‌کردند و ملکور نیز در تالارهای ماندوس در حبس بود. نیمروز (لغت معنای نمادین دارد و اشاره‌ای است به زمان اوج شکوه و افتخار)، سه دوره به درازا کشید ولی با آزاد ساختن ملکور، سعادت آمان رو به نابودی نهاد. عاقبت، فساد ملکور سبب تاریکی والینور گشت و دو درخت برای همیشه از بین رفتند.

نومین (نام مردمان فینرود)

بئور و مردمانش اولین کسان از آدمیان بودند که از کوهستان آبی گذشتند و به یکی از الدار برخورد کردند. نزدیک سرچشمه‌ی رود تالوس، شاه فینرود، که در دورترین سرزمین‌های شرقی سفر می‌کرد آن‌ها را شناسایی کرد. آدمیان، پیش از این، به الف‌های آواری برخورده بودند اما فینرود، اولین الف برین بود که ایشان دیدند و آدمیان نخست چنان متحیر شده بودند که او را یکی از والار گرفتند. وقتی او حقیقت را به آنان گفت و به علاوه چیزهای دیگر، آنان نام نوم که معنی حکمت را می‌دهد به فینرود دادند و مردمانش را نومین به معنای خردمند نامیدند.

این که کلمه‌ی نومین برای اشاره به کدام الف‌ها به کار می‌رفت کمی نامشخص است. سیلماریلیون تنها می‌گوید که این نام را به مردم فینرود داده بودند[۱] و همین مطلب تفسیرهای زیادی را در بردارد. ممکن است معنی آن تمام الدار از بلریاند باشد یا فقط خود نولدور یا فقط الف‌های نارگوتروند که فرمانروایی آن‌ها بر عهده‌ی فینرود بود. هرچند با توجه متن و شباهت بین دو نام، به نظر می‌رسد که به الف‌های نولدور اشاره می‌شود.



[۱] ۱-سیلماریلیون – حدیث آمدن آدمیان به غرب

نومان (انتخاب آنکالیمه به عنوان همسر)

«من باید آزاد باشم تا با هرکسی که می‌خواهم ازدواج کنم و او یونر خواهد بود (نومان) که به همه ترجیح می‌دهم.»

آنکالیمه-الداریون و ارندیس – افسانه‌های ناتمام نومه‌نور و سرزمین میانه.

آنکالیمه وارث تار-آلداریون پادشاه بود کسی که قوانین جانشینی برایش تغییر کرد تا اجازه دهد نقش نخستین ملکه‌ی حاکم را ایفا کند. بعد از آن که شاهد بیگانگی والدینش بود و در عزلت بزرگ شد اذعان کرد که ترجیح می‌دهد ازدواج نکند، در حالی دلش در گروی نومان بود. اگرچه وظیفه سلطنتی نهایتاً وادارش کرد با هالاکار هیاراستورنی ازدواج کند و وارث خود را به دنیا آورد، شاه تار-آناریون که جانشینش شد.

نوم (لقبی به معنای خرد)

خردمند، نامی ا‌ست که آدم‌های بئور به فین‌رود فلاگوند داده بودند.