م

معبر ویتی (مسیری که کنار ویتی‌ویندل می‌رود)

مسیری که در ساحل غربی رود ویتی‌ویندل می‌رود به اعماق جنگل قدیمی می‌رسد. در انتهای شمالی آن، جاده به سمت خانه‌ی تام بامبادیل می‌رود و احتمالاً به دست خود او در جریان سفرهایش به سوی رودخانه ساخته شده بود. (گرچه درختان جنگل نیز عادت داشتند هر از گاه مسیرهای خاص خود را بسازنند.) معبر ویتی (ویتی کلمه‌ای قدیمی برای درخت بید است) در زمستان مورد استفاده قرار نمی گرفت ولی در بهار، گلدبری، دختر رودخانه، برای بازگشت به رود و آبتنی در آب‌هایش از این جاده استفاده می کرد.

موجودات بالدار (مرکب هوایی نزگول)

موجودات سیاه متعفنی که سائورون به عنوان مرکب پرنده برای اشباح حلقه علم کرد. آن را که ارباب نزگول در نبرد پله‌نور سوار بود تحت عنوان برهنه و بی‌پر با بال‌هایی مانند بال‌های پوستی خفاش و گردنی بلند و موجی توصیف شده. ولی در ایتیلین، فرودو این‌ها را با پرنده‌های عظیم لاشه‌خوار مقایسه می‌کند. مقایسه‌ای که چندان با توصیف پرجزئیات بعدی همخوانی ندارد. شاید فرودو پرواز چرخان و مراقب آن‌ها را توصیف می‌کند نه ظاهر خود موجودات را.

ماهیت این موجودات هر چه باشد ظاهراً آن‌ها که نزگول استفاده کردند آخرین در نوع خویش بودند و سائورون آن‌ها را پرورش داده بود تا به اندازه‌ای غیرعادی برسند. به رغم اندازه‌اشان قدرت‌های فوق طبیعی نداشتند، موجوداتی زنده بودند و می‌شد آن‌ها را کشت یا به آن‌ها صدمه رساند. لگولاس بر رود آندویین، یکی از آن‌ها را با تیر زد و ائووین در دشت‌های پله‌نور یکی دیگر را کشت. آخرین موجودات بال‌دار در موردور از بین رفتند و همراه با ارباب خود، در فوران آتش کوه هلاکت گرفتار آمدند.

مردان وحشی جنگلی (نامی برای دروئداین در روهان)

در پایان دوران سوم، باقی‌مانده‌ی دروئداین هنوز زیر پای کوهستان سفید، در سرزمین‌های غربی زندگی می‌کردند. نژاد آن‌ها عجیب و باستانی بود که قرابت غیرعادی با طبیعت داشت و از نیروهای یگانه‌ای بهره می‌برد. مردان شمالی که در روهان ساکن بودند تا زمان جنگ حلقه هیچ از اجداد خود نمی‌دانستند و تصور می‌کردند چیزی بیش از دد و دام نباشند. به همین روهیریم‌ها، آن‌ها را مردان وحشی جنگل می‌خواندند.

مردان وحشی (مردان تاریکی)

با فاصله‌ای اندک از اولین طلوع آفتاب، مورگوت از بیداری نژادی جدید در آردا آگاه شد: اولین انسان‌ها در شرق دور بیدار شدند. خداوندگار تاریخی در خفا از آنگباند بیرون آمد و به هیلدورین، سرزمین آبا و اجدادی انسان‌ها رفت. آن‌جا در نظر ایشان، ظاهری نیکو گرفت. بسیاری قربانی فریب او شدند و از آن زمان به بعد، بسیاری از انسان‌ها تحت قدرت مورگوت قرار داشتند.

شمار اندکی به جانب غرب راه افتادند و امیدوار بودند تا از سایه‌ی مورگوت بگریزند. برخی از آن‌ها در نهایت به کوهستان آبی رسیدند. افرادی که از کوه گذشتند و به الف‌ها پیوستند تحت عنوان اداین شناخته می‌شوند و اجداد نومه‌نوری‌ها بودند. دیگران در اریادور ماندند و به ایشان «مردمان میانه» می‌گفتند. کسانی که از تاریکی مورگوت گسسته بودند ولی به بله‌ریاند قدم نگذاشتند و از الف‌های آن ناحیه چیزی نمی‌دانستند. این‌ها در شرق و جنوب سرزمین میانه ماندند و اکثریت با آن‌ها بود. ایشان را مردان وحشی می‌خواندند و از متحدان تاریخی خداوندگار تاریکی محسوب می‌شدند.

به آن‌ها، مردان تاریکی نیز می‌گفتند. در دوران نخست، آن‌ها از مورگوت تبعیت کردند و مایه‌ی شکست الف‌ها و اداین در نیرنائث آرنوئدیاد بودند. پس از آن که خود مورگوت در جنگ خشم سقوط کرد، مردم وحشی به دشمن وفادار ماندند و در دوران دوم و سوم از پیروان سائورون به شمار می‌رفتند.