A

آواتار (سرزمینی تاریک در جنوب آمان)

تنگه‌ای در جنوب آمان، حد فاصل رشته‌کوه پلوری و دریا. سرزمین صخره‌ها، پرتگاه‌ها و آبکندهای تاریک، با خط ساحلی وسیع، پنهان شده در ظلمت. نام آواتار در زبان کوئنیای باستان به معنی سایه‌هاست. و ظلمت سرزمین تاریک آواتار با حضور آنگولیانت در دره‌های آن فزون شد. آنگولیانت موجودی باستانی بود که در قالب عنکبوتی غول‌پیکر می‌زیست و تارهای خود را برای بدام انداختن ذره‌ذره‌ی روشنایی‌ای که به خط ساحلی می‌رسید، می‌گستراند. در آنجا بود که ملکور پس از گریز از والینور او را یافت و بهمراه هم توطئه‌ای برای گرفتن انتقام ملکور و سیراب کردن عطش آنگولیانت به روشنایی چیدند: نابودی دو درخت والینور.
آنگولیانت پس از ترک آواتار هرگز به آن بازنگشت. با وجود آنکه با طلوع خورشید در آردا حجاب تاریکی از سرزمین آواتار رخت بربست، اما هبچکدام از ساکنان سرزمین نامیرایان به آنجا نرفت و نامی از آن در ترانه‌ها و روایات نیست.

آواری (آنان که فراخوان والار را نادیده گرفتند)

بی‌میلان، آن دسته از اِلفها که از قبول فراخوان والار برای سکنی گزیدن در والینور سرباز زدند و در میان بیشه‌های تاریک سرزمین میانه باقی ماندند. گفته می شود عده‌ای از آواری بدست ملکور به فساد کشیده شده و به اجداد نخستین اورک‌ها تبدیل گشتند.

آرگلب دوم (دهمین پادشاه آرتداین)

زمان: بین سالهای ۱۴۷۳ [۱] تا ۱۶۷۰ دوران سوم زندگی می‌کرده است. (به مدت ۱۹۷ سال زیست).

نژاد: انسان

بخش: دونه داین

فرهنگ: آرتداین

معنی: معنی نام وی بطور کامل مشخص نیست [۲].

عناوین: وارث ایسیلدور، پادشاه آرتداین

وی دهمین پادشاه آرتداین، پسر آرافور و یکی از اجداد آراگورن اله سار بود. احتمالا مهم‌ترین اتفاق دوران حکومتش در سال ۱۶۰۱ دوران سوم رخ داده است، زمانی که گروهی از هابیت ها هنگام مهاجرت از غرب، از بری، از او درخواست کردند تا سرزمینی را برای سکونت به آنان اعطا کند. آرگلب موافقت کرد و سرزمین‌های پهناور غرب رودخانه‌ی باراندوین که سابقا باغ سلطنتی و زمین شکار بود را به آنان داد. با موافقت آرگلب، هابیت ها به رهبری مارکو و بلانکو در سرزمین هافلینگ ها که به شایر شناخته شد، اقامت گزیدند. جمعیت آن‌ها افزایش یافت و استورهای دونلند بعدها به جمعیت هابیت های بری در قلمرو آرگلب پیوستند.

کمی بعد، بیماری ای که به طاعون سیاه شهرت یافت، به سمت شمال قلمرو آرگلب، شیوع پیدا کرد. این طاعون قبلا پادشاهی جنوب گوندور را از پا درآورده بود؛ در آرتداین اثراتش کمتر ناگوار بود، اما رنج بسیاری را به آنان تحمیل کرد. همسایه‌ی جنوبی آرتداین، کاردولان، کمتر خوش شانس بود، آخرین دونه داین آن منطقه نیز طاعون گرفتند و در نهایت آن سرزمین متروک ماند. پادشاه جادوپیشه ی آنگمار برای ضعیف ساختن کاردولان روح‌های شیطانی را به آن منطقه فرستاد، جایی که آنان در تایرن گورتاد، سکونت می‌کردند، بلندی‌های گورپشته که در مرز مشترک بین آرتداین و سرزمین جدید شایر قرار داشت؛ بنابراین بلندی‌های گورپشته در زمان آرگلب دوم بوجود آمد.

بعد از اینکه طاعون گذشت، یادداشت‌های کمی از سی و چهار سال باقیمانده‌ی پادشاهی آرگلب وجود دارد. او در سال ۱۶۷۰ دوران سوم درگذشت و پس از او پسرش آروگیل سلطنت را به عهده گرفت.

یادداشت:

  1. به نظر می‌رسد که تاریخ تولد آرگلب فقط در کتاب تاریخ سرزمین میانه، جلد دوازدهم بخش مردم سرزمین میانه آمده باشد؛ بنابراین خیلی قابل اطمینان نیست.
  2. المانar- در نام آرگلب به معنی ارباب یا پادشاه است، این نام طبق سنتی که توسط پدرِ پدربزرگ او پایه گذاری شد، آرگلب اول که هم نام او نیز بود، نامگذاری شده است.آرگلب اول کسی بود که پادشاهی سرزمین‌های همسایه‌اش، کاردولان و رودائور را مدعی شد. معنای المان geleb مشخص نیست اما به نظر می‌رسد که با کلمه‌ی celeb به معنای نقره که در بسیاری از اسامی الفی بکار رفته است، مربوط باشد.

آرگلب اول (هفتمین پادشاه آرتداین)

زمان: تولد: سال ۱۲۲۶ دوران سوم [۱]. مرگ: ۱۳۵۶ دوران سوم (او به مدت ۱۳۰ سال زیست). پادشاه آرتداین از سال ۱۳۴۹ دوران سوم (وی به مدت ۷ سال حکم راند).

نژاد: انسان

بخش: دونه داین

فرهنگ: آرتداین

خاندان: خاندان ایسیلدور

جایگاه: فورنوست اراین

معنی: احتمالا چیزی شبیه به پادشاه نقره ای معنا می‌دهد. [۲]

عناوین: وارث ایسیلدور، پادشاه آرتداین

پدر آرگلب، مالوگیل بود که در زمان حکومتش، نزگول در سرزمین میانه دوباره ظهور یافتند و قلمروی آنگمار را برای شکست باقی مانده‌ی آرنور، بنا نهاد. زمانی که آرگلب پس از پدرش به سلطنت دست یافت تا هنگامی که قلمروی خودش یعنی آرتداین تنها قلمرویی بود که توسط وارثان ایسیلدور حکمرانی می‌شد، اتحاد دوباره‌ی آن سه پادشاهی را در سر می‌پروراند. رودائور قویا مخالف با هدف آرگلب بود که در آن زمان توسط مردان تپه حکمرانی می‌شد که (همانطور که بعدها آشکار شد) متحدی برای قلمروی شاه جادوپیشه، آنگمار [۳]، شدند.

با توجه به روبرو شدن تهدید از سمت شرق، آرگلب استحکاماتی را در طول تپه های ودر به سمت شمال تا برج باستانی آمون سول [۴] در مرزهای شرقی خود ساخت. این مواجهه بزودی تبدیل به یک جنگ شد، اولین نبرد بین دونه داین و آنگمار و در همین نبرد بود که آرگلب بعد از فقط هفت سال پادشاهی، کشته شد. سلطنت پس از او به پسرش آرولگ اول، کسی که دشمن را وادار به عقب نشینی تا تپه های ودر کرد و حداقل برای مدتی، قلمروی اجدادش را حفظ کرد.

یادداشت:

  1. به نظر می‌رسد که تاریخ تولد آرگلب تنها در کتاب تاریخ سرزمین میانه جلد دوازدهم، بخش مردم سرزمین میانه آمده باشد که با این اوصاف این تاریخ را نمی‌توان بطور قطع، قابل اطمینان دانست.
  2. بخش ar- در نام آرگلب، همانگونه که در نام نوادگانش نیز مشاهده می‌شود، مبین نسل سلطنتی آن‌ها و ادعای آن‌ها بر پادشاهی بر تمام بخش‌های از دست رفته‌ی آرنور می‌باشد. المان –geleb معنی مشخصی ندارد، اما به نظر می‌رسد که از کلمه‌ی ‘celeb’ مشتق شده باشد که به معنای نقره است. این احتمال وقتی تقویت می‌شود که این حقیقت را بدانیم که نام وی در اصل «کله بریندول» بوده که شامل کلمه‌ی celeb به معنی نقره می‌باشد. بعدها کله بریندول توسط تالکین به آرگلب تغییر یافت.
  3. ما دقیقا نمی‌دانیم که کاردولان از آرگلب حمایت می‌کرد یا نه. حداقل این مطلب که کاردولان مخالف با اتحاد دوباره‌ی آرنور نبوده است و اینکه آنان به کمک پسر آرگلب، آرولگ اول آمدند و دشمنان آرتداین را به عقب راندند، برای ما آشکار می‌باشد.
  4. در طول سفر هابیت ها به ریوندل، آراگورن به هابیت ها می‌گوید «مردمان غرب اینجا زندگی نمی‌کردند (در تپه های ودر)؛ هرچند در سال‌های بعدی، مدتی از این تپه‌ها در مقابل نیروهای شیطانی که از آنگمار آمده بود، برای مدتی دفاع کردند.». «کتاب یاران حلقه، دشنه ای در تاریکی، کتاب اول، ص ۳۷۶، ترجمه‌ی رضا علیزاده.» که این مطلب، ارجاع مستقیمی است به استحکاماتی که توسط آرگلب در حدود ۱۷۰۰ سال قبل ساخته شده بود.

آره دل (بانوی سپید نولدور)

زمان: در زمان دو درخت در والینور به دنیا آمد و در سال ۴۰۰ دوران اول کشته شد.

نژاد: الف

بخش: نولدور

خاندان: خاندان فین گولفین

معنی: آره دل به معنی الف نجیب می‌باشد. آر- فینیل به معنای بانوی سپید (اهل نولدور) می‌باشد.

عناوین: آر-فینیل، بانوی سپید گوندولین، سپید، بانوی سپید نولدور

وی خواهر فینگون و تورگون بود، آره دل در سرزمین‌ نامیرایان به دنیا آمد و آنجا به قامت، بلند و به قدرت، قوی شد. رنگ روشن پوستش و موهای تیره‌اش از مشخصه‌های او بودند. او لباس‌هایی به رنگ نقره ای و سپید بر تن می‌کرد و اینچنین بود که به بانوی سپید نولدور مشهور شد. او در سرزمین‌های والار پرسه می‌زد و قبل از تاریکی والینور (نابود شدن دو درخت) به همراه خویشانش، فرزندان فئانور، به شکار می‌رفت

زمانی که نولدور آمان را به مقصد سرزمین میانه ترک گفتند، آره دل نیز به همراه آنان سفر می‌کرد و برای مدتی در نوراست به همراه برادرش، تورگون، اقامت داشت. بعد از اینکه گوندولین ساخته شد، به همراه بقیه‌ی مردم تورگون به آنجا رفت. برای کسی که در دشت‌های بزرگ و وسیع والینور در روزهای دو درخت به نخجیرگری می‌پرداخت، دره‌ی پنهان توملادن به نظر محدود می‌رسید و در نهایت با اینکه تورگون از این مسئله ابا داشت، آره دل گوندولین را ترک گفت.

تورگون کسانی را فرستاد تا سواره همراه آره دل باشند و فرمود که او را به الحاح نزد فینگون در هیت لوم ببرند؛ اما به جای اینکه به سوی هیت لوم رود، به غرب راند تا دوستانش، پسران فئانور را بیابد. با جدا شدن از همراهانش، به هیملاد آمد و به جنگل سحر شده‌ی نان الموت وارد شد، جایی که ائول، الف تاریک را یافت.

ائول، آره دل را به همسری برگزید و آره دل در زیر درختان تیره‌ی جنگل، پسری برای ائول به دنیا آورد، کسی که، مایگلین، نام داشت. ائول از نور روز متنفر بود و از این رو برای مدت حدود یک قرن، آره دل در زیر درختان تیره‌ی نان الموت اقامت گزید. سرانجام او تصمیم گرفت که شوهرش را ترک کند و سوی برادرش در گوندولین بازگردد. وی صبر کرد تا ائول از تالارهای خانه‌اش دور شود. آره دل، پسرش، مایگلین را برداشت و قصد سفر به گوندولین کرد.

وقتی آنها به گوندولین رسیدند، تورگون با خواهر و خواهرزاده‌ی جدیدش با روی خوش، برخورد کرد، اما دیری نپایید که متوجه شدند که ائول زودتر از موعدی که آن‌ها حدس زده بودند، به تالارهای خانه‌اش بازگشته است. ائول راه آن‌ها را دنبال کرد و به شهر پنهان رسید. با توجه به اینکه تورگون قانونی نهاده بود مبنی بر اینکه اگر کسی به این شهر راه یافت، دیگر نباید گوندولین را ترک کند، به ائول حق انتخابی داد: یا داخل دیوارهای تورگون بماند یا اینکه بمیرد. ائول عصبانی شد، مرگ را برای خودش و فرزندش، مایگلین، انتخاب کرد. ائول زوبینی زهرآلود را به سمت پسرش پرتاب کرد؛ اما آره دل خود را در برابر زوبین سپر کرد و نیزه او را زخمی کرد و پس از مدتی کشته شد.

اینگونه بود پایان بانوی سپید نولدور. تورگون، ائول را به مجازات جنایتی که کرده بود، به قتل رساند، اما پسر آره دل، مایگلین، در گوندولین ماند و آن شهر به واسطه خیانت وی بود که در نهایت نابود شد.