آخرین مقالات فرهنگنامه
خانه - فرهنگ نامه - فهرست الفبایی فارسی

فهرست الفبایی فارسی

آمان (سرزمين هاي نامیرایان)

سرزميني كه در لبه‌ي غربي جهان، آنطرف درياي بزرگ واقع است. در زمان هاي بسيار دور، زماني كه جهان با چراغ هاي والار روشن شد، آمان منطقه اي خالي از سكنه و بي نام بود. در آن روز هاي بسيار دور، والار در آنسوی دريا (درياي بزرگ غرب) در سرزمين ميانه سكونت داشتند. و ظاهرا در سرزمين هاي غربي كسي ...

ادامه مطلب »

آلتاريل (شكل كوئينيايي نام گالادريل)

نام گالادريل توسط پدر يا مادرش بر او نهاده نشده است. آنها به ترتيب او را آرتانيس و نرون ناميدند. اين نام توسط همسرش كلبورن كه  به معناي «دوشيزه اي كه تاجي از گل هاي درخشنده بر سر دارد» است بر او نهاده شد. ريشه‌ي اين نام جديد نامعلوم و قدري گيج كننده است. ولي به نظر مي‌رسد كه از ...

ادامه مطلب »

آلكوآلونده (بندرگاه قوها)

بندرگاه تلري در سواحل شرقي آمان. اينجا مكاني بود كه درست پيش از شروع دوره‌ي اول، واقعه‌ي خویشاوند کشی (اولين كشتار الف توسط الف) رخ داد.

ادامه مطلب »

الفبای دایرون (الفبای رونی)

الفبايي كه از كاراكتر هاي ساخته شده از علامت هاي صاف تشكيل شده بود. عمدتا براي حك كردن بر روي چوب يا سنگ طراحي شده بودند. شكل اصلي آن توسط دایرون مشاور پادشاه دوريات (تينگول) ابداع شده بود كه همچنين به كرتاس دایرون يا الفباي دایرون نيز مشهور بود. در ميان سيندار چندان از آن استفاده نمي‌شد. خصوصا پس از ...

ادامه مطلب »

آلميل (كوچكترين دختر تار ملندور)

كوچكترين فرزند از سه فرزند ملندور و آلماريان، يازده سال قبل از آن كه پدرش پادشاه نومه نور شود متولد شد. برادر بزرگترش آنارديل نام داشت. كسي كه مي‌خواست با عنوان تار آلداريون، راه پدرش را دنبال كند. آلميل در دوراني كه نومه نوري ها در سرتاسر دريا در پي كشف دوباره‌ي سرزمين ميانه بودند زندگي كرد. ولي حتي اگر ...

ادامه مطلب »