گ

گربه‌های ملکه بروتیل (خادمان جاسوس ملکه‌ی تارانون)

بروتیل ملکه‌ی تارانون فالاستور، دوازدهمین پادشاه گوندور، بود. ازدواج آن‌ها بدون عشق و فرزند بود و بروتیل بیشتر اوقات خود را در تالارهای تیره و تار خود با ده گربه شگفت انگیزش می‌گذراند. ۹ تا از این گربه‌ها سیاه بودند و بروتیل آن‌ها را برای جاسوسی بیرون می‌فرستاد در حالی که گربه دهم سفید بود و مراقب نه تای دیگر بود. ملکه در گوندور بدنام و مورد وحشت بود و سرانجام شوهرش او را از قلمرو خود تبعید کرد. او آخرین بار سوار بر کشتی که به سمت دریا های جنوبی بادبان کشیده بود به همراه تمام گربه‌هایش دیده شد.

گربه‌ها (شکارچیان موش در سرزمین میانه)

معروف‌ترین گربه‌ها در تواریخ سرزمین میانه، گربه های ملکه بروتیل بودند. نه گربه سیاه و یک گربه سفید که متعلق به همسر شاه تارانون، پادشاه گوندور بودند.

گردنبند دورف‌ها (نائوگلامیر)

گردنبند نگین‌دار طلایی که دورف‌های کوهستان آبی برای فینرود ساختند. بعد از ویرانی نارگوتروند هورین گردنبند را از خزانه‌ی دژ خارج کرد و آن را به تین‌گول فرمانروای منه‌گروت داد. تین گول سیلماریلی بر آن نشاند، اتفاقی که نتایج تاریخی در پی داشت.

گیردان کشتی ساز (محافظ بندرگاه های خاکستری)

رهبر تله ری در سرزمین میانه. گیردان توسط اوسه ترغیب شد تا با بعضی از مردمش در بلریاند بماند در حالیکه مابقی تله ری توسط اولمو به غرب برده شدند. او در دوران اول فرمانروای فالاس بود اما پس از نبرد اشک های بیشمار به جزیره بالار نقل مکان کرد. در پایان دوران اول و با ویرانی بلریاند به سمت شرق رفت و میت لوند ، بندرگاه های خاکستری خلیج لون، را بنیان نهاد.

لیندون در دوران دوم وسوم موطن او بود. در طول دوران دوم این سرزمین تحت فرمانروایی پادشاه برین گیل گالاد بود. در زمان سقوط اره گیون، کله بریمبور دو تا از سه حلقه را به شمال نزد شاه برین فرستاد و گیل گالاد یکی از آن ها ، ناریا حلقه آتش ، را به گیردان سپرد. گیل گالاد در نبرد آخرین اتحاد از پا درآمد و لیندون بی فرمانروا باقی ماند. وارث طبیعی او الروند بود که از مدت ها پیش به ایملادریس رفته بود؛ بنابراین گیردان رهبری الف های غرب کوهستان آبی را به عهده گرفت.

گیردان به نگه داری از بندرگاه ها در دوران سوم ادامه داد. زمانی که جادوگران به سرزمین میانه رسیدند، دریافت که گندالف عاقل ترین آنان است و حلقه سرخ را به او سپرد تا در خفا از آن استفاده کند. او همچنین نقش فعالی در حوادث دوران سوم داشت. برای مثال این دریانوردان او بودند که برای نجات آرودویی آخرین شاه آرتداین آمدند. او در پایان دوران همچنان ارباب بندرگاه های خاکستری بود هنگامی که کشتی سفید حاملان حلقه را که از مدت ها پیش آماده کرده بود مشاهده کرد که به سوی غرب در می گذرد.

گرگ‌ها (شکارچیان ترسناک سرزمین‌های شمالی)

گرگ‌ها از قدیم الایام متحد خداوندگار تاریکی بودند. مورگوث دو نوع از بزرگ‌ترین آن‌ها را پرورش داد: درائوگلویین و کارخاروث. سائورون نیز عادت داشت به شکل گرگی عظیم درآید. انواع پست‌تر گاه نقش مرکب ارک‌ها را بر عهده داشتند.

نکته:

۱-در اصل مشخص نیست آیا باید گرگ‌نماها را نوعی گرگ حساب کرد یاخیر ولی مشخصاً به نوعی با گرگ‌های واقعی در ارتباط بودند.

۲-شکل انگلیسی قدیمی واژه‌ی مذکور در اصل در آثار تالکین وجود دارد. ولف، نام پسر فره‌کا بود که هلم پتک‌مشت با وصلت وی با دخترش مخالفت کرد. شکل نورسی قدیمی واژه، یعنی اُلفر احتمالاً به کرات در اسامی شرقی‌ها (مانند اولفانگ که نامش به نیش گرگ تعبیر می‌شود) می‌آید.