پ

پالادین توک دوم (پدر پره‌گرین توک)

سی و یکمین تاین شایر، فروم‌براس توک سوم بود که ازدواج نکرد و وارثی به جای نگذاشت. به همین دلیل، نسل اخلاف سومین پسر توک پیر، ایزوم‌براس چهارم به پایان رسید و جایگاه فروم‌براس به چهارمین پسر وی، هیلدگریم منتقل شد. بدین ترتیب، مقام تاینی به نوه‌ی پسری هیلدگریم، پالادین رسید و او تاین پالادین دوم شد.

زمانی به نظر می‌رسید که هیلدگریم یا یکی از اخلاف وی مختصری از منزل آبا و اجدادی خاندان توک، در سمیال‌های بزرگ، دور شده باشند. پالادین کشاورزی بود که بر زمین‌های حاشیه‌ی ویت‌ویل کار می‌کرد. ویت‌ویل، دهکده‌ای است که روی هیچ نقشه‌ای نیامده ولی می‌گویند که نزدیک تاک‌بارو در تپه‌های سبز غربی قرار دارد.

وقتی لوتو سک‌ویل-بگینز کوشید ریاست بر شایر را به دست بگیرد پالادین به ملک خود آمد. به عنوان تاین مشروع، از پذیرفتن قدرت لوتو سر باز زد و هنگامی که اشرار لوتو در توک‌لند پیدا شدند تحت تعقیب قرار گرفتند و توک‌ها به آن‌ها تیراندازی کردند. به همین دلیل، هنگامی که لوتو و پس از او شارکی بر باقیمانده‌ی شایر مسلط شدند توک‌لند مستقل ماند. صد کمان‌دار پالاداین به نبرد بای‌واتر رفتند و در شکست افراد شارکی، دیگر هابیت‌ها را یاری کردند ولی به نظر نمی‌رسد خود پالادین در نبرد حاضر بوده باشد.

پالادین با اگلانتاین بانکس ازدواج کرد. این زوج، چهار فرزند داشتند. سه فرزند بزرگ‌تر دختر بودند: پرل، پیم‌پرنل و پروین‌کا؛ ولی کوچک‌ترین فرزندشان پسر بود. همان پره‌گرین توک معروف که همراه یاران حلقه سفر کرد و عنوان پالادین را به ارث برد و تاین پره‌گرین اول شد.

پوچی (خلأ فرای مرزهای جهان)

این واژه توسط تالکین بارها و بارها استفاده شده است و به نظر می آید که منظور از آن قسمتهای خالی و غیرمسکون جهان باشد. اگر بخواهیم موشکافانه برخورد کنیم، واژه پوچی به معنی قسمتهای خارج از جهان است، اما چنین برمی آید که تالارهای بی زمان ایلوواتار قسمتی از پوچی باشند. پس از شکست در نبرد خشم، ملکور به پوچی تبعید شد، اما افسانه ها چنین پیشگویی میکنند که وی پیش از پایان جهان به آن باز خواهد گشت.

پیل (فیلهای عظیم الجثه در دوران سوم)

عهد: مطمئنا پس از پایان دوران سوم نسل آنها منقرض گشته است
مکان: بومی سرزمین های جنوبی هاراد بوده اند
شاخه: واضح است که با فیلهای امروزی قرابت داشته اند
معنی: این کلمه از کلمه آلمانی باستان Olbenta گرفته شده است که شتر معنی می دهد
نامهای دیگر: موماکیل

پیل (فیلهای عظیم الجثه در دوران سوم)
پیل است اسم من
بزرگتر از همه ام
پیرم و بلندم و گنده ام…

(از شعر سام در مورد پیل، دوبرج، بسته بودن دروازه سیاه)

این کلمه به موجودات هیولاگونه جنوبی که موماکیل نیز نامیده می شدند اطلاق می گشته که بی شک خویشاوندان فیلهای امروزی بوده اند. کلمه Oliphaunt در اصل کلمه ای از انگلیسی باستان است.

پیر (لقبی برای طویل العمرترین انسانها)

لقب پیر به سه تن از انسانها که مدت طولانی زیستند اطلاق شده است: بئور، الدور از روهان و گریمبئورن پسر بئورن. تا جایی که ما می دانیم کم عمرترین این سه، گریمبئورن است که گفته شده در سال ۳۰۱۸ د.س. در دره های آندوین حکمرانی می کرده است. همچنین از اخبار بر می آید که او پس از دیدار بیلبو و بئورن در ۲۹۴۱ د.س. به دنیا آمده است. با این حساب در زمانی که گریمبئورن به لقب پیر ملقب شده است بیش از ۷۷ سال سن نداشته است. البته ممکن است او بسیار بیش از این زیسته باشد. بئور که مردمش را از کوهستانهای آبی گذرانده و به بلریاند راهنمایی کرده بود، اولین انسانی بود که با الفها رو به رو شد. در زمان این ملاقات بئور ۴۹ سال داشت و پس از ۵۴ سال خدمت به فینرود فیلاگوند در سن ۹۳ سالگی درگذشت. پیرترین این سه نفر نیز الدور، سومین پادشاه روهان است که ۱۰۱ سال زیست و بیش از ۷۵ سال بر سرزمین روهان حکمرانی کرد.

پادشاه برین نولدور (لقب شش تن از اربابان الفهای خردمند)

عهد: پیش از شروع دوران اول تا ۳۴۴۱ د.د
نژاد: الفها
شاخه: نولدور

لقب شاه برین نولدور به شش تن از سران این شاخه از الدار اعطا شد. این شاهان به صورت غیر رسمی بر همه الفهای نولدور تسلط داشتند اما هرگز از چنین قدرتی مگر در نبرد آخرین اتحاد استفاده نکردند. به طور مثال پسران فئانور با وجودیکه پادشاهی برین را به رسمیت می شناختند اما چندان وقعی بر دستورات آن نمی نهادند، بلکه ترجیح میدادند سیاستهای خود را تحت رهبری مایدروس پیگیری نمایند. نخستین این شش شاه، فینوه، در کوئیوینن بیدار شد و مردمش را به والینور راهنمایی و رهبری کرد. او در فورمنوس توسط مورگوت کشته شد و مقام شاهی برین به بزرگترین پسرش یعنی فئانور رسید. فینوه بالغ بر ۹۰۰۰ سال لقب پادشاهی برین نولدور را یدک می کشید.
فئانور بود که خیل عظیمی از نولدور را به سرزمین میانه بازگرداند تا هم انتقام قتل پدرش را از مورگوت بستاند و هم سیلماریلها را به دست آورد. او در حالی که هنوز یک سال هم از شروع دوران اول و سلطنتش بر نولدور نمی گذشت، در حمله نابخردانه ای که به آنگباند ترتیب داد کشته شد و پادشاهی برین پس از او باید به بزرگترین پسرش یعنی مایدروس می رسید ولی مایدروس از قبول این مقام سرباز زد و پادشاهی را به خاندان فینگولفین و خود فینگولفین که برادر ناتنی فئانور بود سپرد.
زمانی که فینگولفین به مقام سلطنت رسید، در شمال غرب بلریاند به همراه فرزندانش ساکن شد و به مدت ۴۵۴ سال یعنی تا ۴۵۵ د.ا بر نولدور حکم راند. در طی این مدت او نیز به مانند سایر الفهای بلریاند در محاصره آنگباند شرکت داشت. پس از شکسته شدن محاصره آنگباند در داگور براگولاخ، فینگولفین خشمگین، به تنهایی به سوی آنگباند تاخت و مورگوت را به نبرد تن به تن فراخواند. مورگوت با او به جنگ پرداخت و فینگولفین بود که از این جنگ جان به در نبرد.
پس از فینگولفین، مقام شاهی برین نولدور به بزرگترین پسر او یعنی فینگون رسید. دوره ۱۶ ساله حکومت فینگون (تا ۴۷۱ د.ا) مقارن بود با تلاشی بی وقفه برای شکست مورگوت. فینگون به همراه پسر عمویش مایدروس حمله ای بر علیه مورگوت ترتیب داد که تبدیل به فاجعه ای برای الفهای نولدور شد. در این نبرد که نبرد اشکهای بیشمار(نیرنایت آرنویدیاد) نام گرفت خود فینگون نیز کشته شد.
هنگامی که فینگون به قتل رسید، تورگان به دلیل آنکه وارث سلطنت یعنی ارینیون گیل-گالاد، فرزند فینگون هنوز جوان بود، لقب سلطنت برین نولدور را به خود اختصاص داد. البته این برای تورگان بیشتر حالت تشریفاتی داشت زیرا حتی خویشان خودش نیز از محل شهر پنهان او بی خبر بودند. تورگان تا ۵۱۰ د.ا یعنی ۳۹ سال فرمانروایی کرد و پس از آنکه محل شهر گوندولین بر اثر خباثت مائگلین بر خادمان مورگوت فاش شد و شهر مورد حمله قرار گرفت و سقوط کرد و تورگان نیز در این حمله کشته شد، مقام شاهی برین نولدور به وارث حقیقی آن یعنی ارینیون گیل-گالاد رسید که پس از فینوه، طولانی ترین دوران شاهی برین نولدور را داشت. او به مدت ۳۵۱۴ سال یعنی تا سال ۳۴۴۱ د.د این مقام را داشت و همچنین آخرین کسی بود که به این لقب خطاب گردید.
گیل-گالاد آخرین اتحاد انسانها و الفها را با الندیل ترتیب داد و در محاصره باراد-دور کشته شد. پس از مرگ گیل-گالاد لقب شاهی برین میتوانست در سلسله تورگان ادامه یابد که بدین ترتیب ائارندیل وارث آن می شد که در غرب بود و نمیتوانست این مقام را بر عهده بگیرد. و یا اینکه پسر بزرگ ائارندیل یعنی الروند این مقام را بدست می آورد که او نیز هیچگاه ادعای سلطنت نکرد.