د

دوری (یکی از دورف‌های جستجوی اره‌بور)

از اعضای گروه تورین و شرکا. دوری[۱] از نسل خاندان دورین و از اقوام دور تورین سپربلوط بود و به همراه او برای پس گرفتن تنها کوه رهسپار شد. باشلقش ارغوانی بود و فلوت مینواخت.

Mark Hadlow در نقش دوری در سه‌گانه هابیت

دوری قویترین دورف گروه بود و بسیار به غذا علاقه داشت. دوری دورفی بسیار نجیب بود. وقتی دورفها از دست گابلینهای کوهستان مه آلود فرار میکردند. دوری اجازه داد بیلبو بر پشتش سوار شود و او را در مسیر تونل حمل کرد. سپس گابلینی او را از پشت گرفت و بیلبو را به زمین انداخت. بیلبو بیهوش شد و از گروه عقب افتاد. بیلبو به غار گولوم رفت و حلقه یگانه را پیدا کرد و به بقیه گروه ملحق شد.

وقتی وارگها به گروه حمله کردند، دورفها و گندالف از درختها بالا رفتند اما بیلبو نتوانست از شاخه ها بالا برود. دوری برگشت تا او را بالا بکشد اما باز هم بیلبو نتوانست بالا بیاید و دوری مجبور شد که از درخت پایین بیاید و برای بیلبو قلاب بگیرد. وقتی بیلبو به سلامت به بالا رسید دوری نیز قبل از اینکه وارگها برسند از درخت بالا رفت. وقتی عقابها برای نجات آنها آمدند، بیلبو به پای دوری آویزان شد تا به سلامت به مقصد برسند.

دوری(راست) و نوری(چپ) در انیمیشن هابیت(۱۹۷۷)

دوری از نبرد پنج سپاه جان سالم بدر برد و در تنها کوه ماند. او در زمان نبرد حلقه نیز در آنجا حضور داشت.



[۱] دوری نام یکی از دورفها در منظومه Voluspa از افسانه های اسکاندیناوی است به معنی «مته(وسیله ای برای سوراخ کردن)».

دور فیرن-ای-گویینار (سرزمین مردگان زنده)

در پایان جستجوی سیلماریل، برن در میان آرواره‌های گرگ بزرگ کارکاروت با مرگ مواجه شد. عشق لوتین به او، چنان قوی بود که لوتین جاودانگی خویش را رها کرد تا برن بتواند مدتی به سرزمین میانه بازگردد.

آن‌ها از تالارهای انتظار بازگشتند و بر جزیره‌ی سبز تول گالن در سرزمین‌های جنوبی ازیریاند، در سرزمین مردگان زنده یا دور فین-ای-گویینار در زبان الفی زندگی کردند.

هیچ انسان میرایی، دوباره برن یا لوتین را ندید ولی آن دو روابط شادی با الف‌های سبز ازیریاند که گردشان می‌زیستند برقرار کردند. پس از آن که پدر لوتین، تینگول به قتل رسید، برن با گروهی از الف‌های سبز به شمال رفت تا انتقام مرگ وی را بگیرد و سیلماریل مسروقه را پس بگیرد.

مدتی، سیلماریل در فیرن-ای- گویینار بود و لوتین آن را به بر می‌کرد. می‌گفتند آن سرزمین «مانند تصویر سرزمین والار» (۱) است. دیور، پسر برن و لوتین، همراه خانواده‌اش دور فیرن-ای-گویینار را ترک گفت تا به جای پدربزرگ از دست‌رفته‌اش، حاکم دوریات باشد.

برن و لوتین، هر دو فانی بودند و وقتی زندگی‌اشان به انتها رسید همراه آن‌ها سرزمین مردگان زنده نیز از میان رفت. ارباب الف‌های سبز سیلماریل را گرفت و نزد وارث آن‌ها، دیور در دوریات برد. دور فیرن-ای-گویینار دیگر وجود نداشت.

نکته:

سیلماریلیون ۲۲، در باب ویرانی دوریات

دور-ان-ارنیل (امیرنشین)

منطقه‌ای ساحلی جنوبی جنوب. نام آن، نامی الفی است به معنای سرزمین شاهپور، که به امرای دول آمروت (یا اجدادشان، امرای بل‌فالاس) اشاره دارد. مرزهای آن به طور کامل مشخص نیست ولی ظاهراً اسم دیگری برای بل‌فالاس است. همان دماغه‌ی عریضی که میان دهانه‌ی رینگلو و گیل‌رین گسترده بود.

دور دینن (سرزمین سکوت)

منطقه‌ای کوچک و مثلثی شکل در شرق نان دون‌گور‌تب که در جریانات بالا دست رودهای ازگالدیون و آروس واقع شده بود. جاده‌ای از پل سنگی یانت یائور، بر ازگالدیون از گدار اروسیاخ بر اروس به آن می‌رسید. حاشیه‌ی شرقی آن، به جنگل‌های دوریات می‌رسید بنابرانی در دوره‌ی اول، مرز کمربند جادویی ملیان بود و مانع از ورود به جنگل تینگول می‌شد.

دور دائه‌دلوت (سرزمین مورگوت)

منطقه‌ی اطراف دژ عظیم مورگوت در سرزمین آنگ‌باند میان کوهستان آهن، سرزمینی چنان خوف‌انگیز که نامش به انگلیسی به «سرزمین سایه‌ی هراس‌انگیز» ترجمه می‌شود. در مرزهای دور دائه‌دلوت بود که فیانور توسط بالروگ‌ها زخمی کاری خورد و اندکی پس از آن، پسرش، مائدروس گرفتار خدمتکاران مورگوت شد. پس از موفقیت فین‌گون در نجات مائدروس، الف‌ها، دور دائه‌دلوت را محاصره کردند و بدین ترتیب حصر آنگ‌باند که قرن‌ها به طول انجامید آغاز گشت.