خ

خاندان فئانور (خاندان بزرگترین پسر فینوه)

خشم والار از غرب تا اقصای شرق دامنگیر خاندان فئانور خواهد بود، و نیز دامنگیر جمله کسانی که از پی او می روند…

(از نفرین ماندوس، سیلماریلیون، فصل ۹، حدیث گریختن نولدور)

فرزندان فئانور و همسرش نردانل، و همه کسانی که از آنها پیروی می نمودند خاندانی بودند که توسط والار نفرین شده بودند. فئانور یکی از بزرگترین و بی شک بهترین نولدور در هنر و صنعت بود، ولی خشم سوزان او به خاطر از دست دادن سیلماریلهایش او را به کارهایی واداشت که نابودی او و مصائب بزرگی برای خاندانش در پی آورد. به عنوان پسر ارشد فینوه، مقام پادشاه برین نولدور باید به او و فرزندانش می رسید، ولی به علت اعمال نابخردانه او، این مقام به برادران ناتنیش، فینارفین در آمان و فینگولفین در سرزمین میانه رسید. به همین دلیل هم فرزندان فئانور را خلع شدگان می نامند. سرگذشت این خاندان، بسیار تاسفبار بود و اکثر آنها با مرگی زودهنگام روبه رو شدند. فئانور و شش تن از هفت پسر او پیش از پایان دوران اول جان خود را از دست داده بودند. پسر دوم او ماگلور تنها فرزند او بود که پس از جنگ خشم زنده ماند، اما او نیز ناامیدانه در جستجوی سیلماریلش سواحل سرزمین میانه را می گشت و از سرنوشتش خبری در دست نیست. آخرین نفر از این خاندان، نوه فئانور از فرزندش کوروفین، کلبریمبور بود که نقش بزرگی در ساخت حلقه های قدرت داشت و در دوران دوم زیر شکنجه های سارون جان خود را از دست داد.

خاندان ائورل (خاندان شاهان روهان)

بدون احتساب خود ائورل جوان، هجده تن از پادشاهان روهان در کارهای تالکین ثبت شده اند که همه آنها از اعقاب و نوادگان ائورل جوان بودند و این خاندان را خاندان ائورل می نامند.

خاندان الروند (پناهندگان ریوندل)

الفهایی را که در پناهگاه پنهان الروند نیم-الف، که معمولا ایملادریس یا ریوندل نامیده می شد پناه گرفته بودند، خاندان الروند می نامند.

خاندان الندیل (نسل شاهان آرنور و گوندور)

الندیل، پسر آماندیل از بزرگترین قهرمانان کتابهای تالکین به شمار میرود. او به همراه دو پسرش، ایسیلدور و آناریون از ویرانی نومه نور گریخت و به سرزمین میانه بازگشت و دو پادشاهی در سرزمین میانه بنا نهاد: آرنور در شمال و گوندور در جنوب؛ که خود وی به عنوان شاه برین بر هر دو این قلمروها حکومت می نمود. شاهان این دو قلمرو هم از اخلاف و نوادگان او بودند. الندیل در محاصره باراد-دور کشته شد و پادشاهی برین به پسر بزرگش ایسیلدور رسید که او نیز دو سال بعد به همراه سه پسر بزرگترش در حادثه میدانهای گلادن کشته شد و تنها وارث زنده او، والاندیل که کودکی بیش نبود سلطنت را بر عهده گرفت. در نتیجه قلمرو جنوبی تحت امر منلدیل، برادرزاده ایسیلدور که به نام عمویش سلطنت میکرد باقی ماند و فرزندان او به مدت بیش از ۲۰۰۰ سال بر آن حکم راندند. هنگامی که والاندیل به سن قانونی رسید، حکومت قلمرو شمالی پدرش، آرنور را بر عهده گرفت و نوادگانش طی اعصار طولانی بر آرنور حکم راندند تا آنکه در میان فرزندان دهمین پادشاه، ارندور، اختلاف پیش آمد و این اختلاف منجر به تجزیه قلمرو آرنور به سه قلمرو آرتداین، کاردولان و رودئور شد. فرزند ارشد و وارث حقیقی ارندور، آملیت در آرتداین حکومت میکرد در حالی که برادرانش دو قلمرو دیگر را در دست داشتند. نسل شاهان در آرتداین به مدت بیش از هزار سال دوام آورد تا آنکه هر سه قلمرو تحت قدرت آنگمار از میان رفتند. اما نسل الندیل در این شکست از میان نرفت. فرزند آرودوی، آخرین شاه آرتداین، که آرانارت نام داشت خود را سرکرده دونه داین شمال نامید و فرزندان او، در هزاره سوم دوران سوم، مردمانی مغرور اما پراکنده را راهبری نمودند. آخرین سرکرده دونه داین، از نوادگان آرانارت به نام آراگورن بود که قلمرو شمالی را احیا و آنرا با قلمرو جنوبی متحد ساخت. با انجام این کار پس از جنگ حلقه، او اولین پادشاه قلمروهای دوباره متحد شده نام گرفت.

خاندان دورین (مهمترین خاندان در میان دورفها)

اخلاف دورین بی مرگ را که پادشاهی بر مردمان دورین بین ایشان موروثی بود خاندان دورین می نامیدند. ترور، تراین دوم و تورین دوم معروف به سپربلوط همگی از اعقاب دورین بودند.