ج

جوان (لقب ائورل)

لقبی مشهوری که به ائورل پسر لئود اعطا شد، به دلیل فرمانروایی ائوتئود که در سن پایین و به خاطر مرگ زود هنگام پدرش به او به ارث رسید. این لقب به هاتالدیر نیز اطلاق می‌شد، یکی از یاغیان دورتونیون تحت رهبری باراهیر.

جواهرات فئانور (بزرگترین ساخته دست الفها)

سه جواهر بزرگی که توسط فئانور، بزرگترین صنعتگر نولدور، ساخته شدند. بسیار پیش‌تر از بوجود آمدن خورشید و ماه، فئانور نور دو درخت والینور را در این سه جواهر به دام انداخت. این جواهرات، که گفته میشود کروی شکل بودند، از سیلیما، ماده ای که خود فئانور پیدا کرده بود، ساخته شدند و به همین دلیل سیلماریل‌ها نامیده می شوند.

بعد از اینکه دو درخت والینور به وسیله مورگوت و اونگولیانت نابود شدند، جواهرات فئانور آخرین نور آنها را نگه داری میکردند. والار میتوانستند با استفاده از آنها دوباره نور دو درخت را برافروزند اما جواهرات فئانور از بین میرفت، پس او از روی غرور از دادن آنها سر باز زد. اگرچه، مورگوت جواهرات را از دژ فورمنوس دزدیده بود و با خود به سرزمین میانه آورده بود.

فئانور با مردم خود در پویشی مرگبار و بی ثمر به دنبال مورگوت رفت و با پسرانش پیمانی ناگسستنی بستند که جواهرات را از هر کسی که آنها را از صاحب بر حقشان دریغ میکند باز پس گیرند. فئانور و هفت پسرش با خیانت و دستانی آلوده به خون به سرزمین میانه بازگشتند و جنگی را علیه فرمانروای تاریکی شروع کردند، جنگی که اغلب از آن به عنوان جنگ جواهرات نام برده می شود.

جسامین بوفین (یکی از نوه های بابا توک)

دختر هوگو بوفین و دونامیرا توک، یکی از سه دختر مشهور بابا توک، بود. جسامین با هروگار بولجر ازدواج کرد و پسری با نام اودوواکار داشت. از طریق اودوواکار جسامین مادربزرگ فردگار بولجر و استلا بولجر، که بعدها همسر مریادوک برندی باک شد، می شود. همانند بسیاری از اسامی مونث هابیتها که از نام گلهاگرفته می شوند، جسامین هم از نام گل یاسمن گرفته شده است.

جاگو بوفین (پدربزرگ فالکو بوفین)

پسر هوگو بوفین و دونامیرا توک، جاگو هم نسل بیلبو بگینز بود و فقط چهار سال بعد از این هابیت مشهور به دنیا آمده بود. به عنوان وارث خط اصلی خاندان بوفین به نظر می رسد که جاگو بعد از مرگ مادرش در سال ۲۹۴۸ دوران سوم(۱۳۴۸ در تاریخ شایر) سرپرست خاندان بوفین شده بود و به مدت ۲۸ سال و تا زمان مرگش در سال ۲۹۸۶ دوران سوم(۱۳۸۶ تاریخ شایر) این منصب را در اختیار داشت.

از ازدواج جاگو اطلاعاتی در دست نیست اما میدانیم که همسر داشته، زیرا تک پسری با نام ویگو داشت. از طریق ویگو، جاگو پدربزرگ فالکو بوفین می شود که از دوستان فرودو بگینز بود که به او کمک کرد تا به بگ اند نقل مکان بکند.

نکته:

نامی به اسم جاگو در انگلیسی وجود دارد که از یعقوب در عبری گرفته شده. همچنین به شکل «لاگو» نام یکی از پادشاهان افسانه ای بریتانیا در اتللو شکسپیر است.

جنگل‌نشین (نام توهین‌آمیزی که سائروس بر تورین نهاد)

سائروس، مشاور شاه تینگول بود و این را که شاه، پدر‌خوانده‌ی تورین باشد خوش نداشت. شبی سرنوشت‌ساز، تورین با ظاهری نامرتب از مرزهای دوریات بازگشت تا در ضیافت تالار شاه شرکت کند. سائروس او را به تمسخر گرفت. داستان به اختصار در سیلماریلیون آمده ولی در نارن ای هین هورین، آن‌جا که داستان خطاب قرار دادن تورین با نام اهانت‌آمیز مذکور توسط سائروس با جزئیات بیشتر ذکر شده است. جنگل‌نشین به انسان وحشی جنگلی اشاره دارد. تورین جامی را به سمت سائروس پرت کرد که موجب مجروح شدن وی گشت.

روز بعد، سائروس در جنگل نزد تورین رفت و خواستار خسارت به جبران جراحتش شد. تورین نیز مقابل او سخت ایستاد و سائروس که برای انتقام آمده بود در عوض خود را در حالی یافت که تورین وحشیانه در جنگل در تعقیبش بود. سائروس که دیوانه‌وار می‌دوید در ریزآبه‌ی اسگالدویین افتاد و جسمش بر سنگ‌های سخت در هم شکست. تورین قصد کشتن وی را نداشت ولی مطمئن بود تینگول او را به جهت مرگ مشاورش نمی‌بخشد و به تبعید از دوریات رفت.

رفتن او، آغاز وقایع حزن‌انگیز بسیاری بود که به سقوطش انجامید.

جالب آن که، پژواک این هتاکی، به زندگی وی در جنگل بره‌تیل نیز زخم می‌زد. تورین، در جنگل، متحد «مردان وحشی جنگل» شد و شاید خود او می‌خواست که عملش، یادآور طعنه‌ای باشد که سال‌ها وی را به تبعید کشاند.

نامی که سائروس بر تورین نهاد به نوبه‌ی خود در داستان‌های دوران سوم، برای اشاره به مردم دروئداین نیز آمده است. برای اطلاعات بیشتر به مدخل خود این واژه رجوع کنید.