خانه - فرهنگ نامه (برگه 412)

فرهنگ نامه

هالباراد (خویشاوند آراگورن)

یکی از تکاورهای سرزمین های شمالی. در زمان نبرد حلقه، او به یاری خویشاوندش آراگورن به جنوب تاخت و در نبرد پله نور کشته شد.

هالادین (مردمانی که به مردم هالت مشهور شدند)

دومین خاندان از خاندانهای سه گانه اداین که از کوهستانهای آبی گذشته و وارد بلریاند شدند. آنها مدتی در قسمتهای جنوبی تارگلیون میزیستند، تا اینکه به رهبری هالت به غرب بلریاند کوچیدند و در جنگل برتیل ساکن شدند.

هادور اهل گوندور (هفتمین کارگزار حکمران گوندور)

هفتمین کارگزار حکمران گوندور که کارگزاری را از پدرش، تورین اول به ارث برد و به همین ترتیب هم آنرا به پسرش باراهیر سپرد. در این دوره زمانی چنین بین کارگزاران گوندور مرسوم بود که نامهای خود و فرزندانشان را از اسامی قهرمانان دوران اول انتخاب نمایند. این رسم تا پنج نسل پس از هادور نیز ادامه یافت یعنی تا زمان بورومیر کارگزار. نام خود هادور از نام هادورلوریندول، فرمانروای باستانی دور-لومین گرفته شده بود. اطلاعات کمی از دوران حکمروایی هادور ثبت شده است. در سیصدمین سال شروع سالشماری کارگزاران که توسط جد هادور، ماردیل بنیان گذاشته شده بود، هادور به قصد تنظیم تقویم و بهتر نمودن دقت آن یک روز به سال اضافه نمود. هادور در دوران “صلح توأم با انتظار” حکومت نمود و چندان مجبور نبود تا افکار خود را با جنگ مغشوش نماید، حال آنکه پسینیان او چنین خوش اقبال نبودند. هادور به مدت صد و هفده سال بر گوندور حکمرانی کرد و پسرش باراهیر پس از او حکومت را در دست گرفت.

هادور

عهد: ۳۸۹ د.ا- ۴۵۵ د.ا (۶۶ سال)
نژاد: انسانها
شاخه: اداین
خاندان: خاندان هادور
فرهنگ: انسانهای دور- لومین
معنی: نام هادور در زبان الفی به جنگجویی اطلاق میشود که با سلاحهای پرتابی مانند نیزه میجنگد
تلفظ: hah’dor
لقب: زرین مو، زرین سر، لوریندول، ارباب دور-لومین

پسر هاتول و از اعقاب مالاخ آرادان. هادور به نیابت از فینگولفین، شاه برین نولدور، حکومت بر دور-لومین را بر عهده داشت. حکومت هادور بر دور-لومین تا زمان داگور براگولاخ ادامه داشت. او در این جنگ در ایتل سیریون(چشمه ای که رود سیریون از آن سرچشمه میگرفت) کشته شد.

هادودروند

به معنی غار دورفها، نامی که الفها به دژ معروف خزد-دوم اطلاق می کردند. به نظر میرسد که کلمه “هادود” نتیجه تلاش الفها برای تلفظ کلمه خزد، نامی که دورفها به خود داده بودند در زبان الفی باشد.